مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳۷٬۵۰۱ تا ۳۳۷٬۵۲۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
طراحی مکانیزم اولویت یابی پژوهشی برای نظام آموزش وپرورش ایران (مورد سازمان آموزش وپرورش شهر تهران*)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر تعیین مکانیزم اولویت یابی پژوهشی برای آموزش و پرورش(مورد شهر تهران) مورد بررسی قرار گرفته است .روش پژوهش از نوع آمیخته (کمی وکیفی ) بوده است. این پژوهش درقالب مراحل زیر سازماندهی شده بود: 1- مطالعه اسنادی 2- مطالعه میدانی وضع موجود 3- مطالعه کیفی ناظر بر طراحی الگو4- مطالعه اعتبار بخشی الگو .نمونه مورد پژوهش شامل گروهی از متخصصان، صاحبنظران و کارشناسان درحوزه پژوهش در تعلیم و تربیت بوده که باروش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند.دراین پژ وهش از فرم پرسشنامه محقق ساخته صاحبنظران پژوهشی به منظور گردآوری داده های پژوهش استفاده شده است .داده های حاصل از ابزار پژوهش ، به دو شیوه توصیفی واستنباطی(t تک نمونه ای، t دو گروهی و تحلیل واریانس یکطرفه) تحلیل آماری شده اند. در این پژوهش تعاریف ومفاهیم نیازسنجی پژوهشی ، مفروضات و اصول ، ساختار و چارچوب اصلی الگوی نیازسنجی پژوهشی بر مبنای مطالعات مبانی نظری ،ارزیابی وضع موجود و بررسی های متخصصان خبره ، صاحبنظران و کارشناسان درحوزه پژوهش تهیه واعتبار بخشی شده ونتایج آن نیز آمده است.
بررسی رابطه سبکهای فرزندپروری و طرحواره های ناسازگار اولیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی سهم سبک های فرزندپروری در پیش بینی طرحواره های ناسازگار اولیه صورت گرفته است. به این منظور 150 دانشجوی دانشکده ادبیات و علوم انسانی و کشاورزی دانشگاه فردوسی دو پرسشنامه سبکهای فرزند پروری دیانا بامریند و فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره (SQ-SF) را پر کردند. متغیرهای مورد نظر پژوهشگر در چارچوب نظریه های سبکهای فرزندپروری دیانا بامریند و طرحواره های ناسازگار اولیه(EMSs) جفری یانگ مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیل نتایج به دست آمده با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه نشان میدهد سبک فرزند پروری مقتدرانه پیش بینی کننده معناداری برای سطوح پایین تر طرحواره ناسازگار رهاشدگی/ طرد و سبک فرزند پروری سهل گیر پیش بینی کننده سطوح بالاتر طرحواره استحقاق/ بزرگ منشی است.
نسبت آموزش مجازی با هدف های تربیت از دیدگاه فلسفه هستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش آموزش مجازی در دستیابی به هدف های تربیتی است که با توجه به تبیین مشترک فیلسوفان برجسته هستی درباره انسان و زندگی او استنتاج شده اند. روش پژوهش نیز تحلیل تطبیقی اندیشه فیلسوفان هستی از رویکردهای پژوهش کیفی است. هدف نخست کمک به فراگیر است تا در کنار شیوه های تعقل ، احساس های خود را نیز در زندگی واقعی نشان داده و رشد دهد. در صورتی که بر بنیاد یافته های پژوهش تجربه مجازی بیش از آن که تجسدی و همراه با درگیری کامل بدنی با واقعیت باشد، مشاهده ای و ذهنی است. هدف دوم، توجه به آگاهی و آزادی فراگیران است. در این باره تربیت فراگیران همچون عضو سودمند جامعه هم به معنی آماده کردن آن ها برای شغل و زندگی آینده است که آموزش مجازی در این زمینه فرصت های فراوان و مفیدی فراهم کرده و هم به معنی بیدار کردن، نگهداری و پروردن سنت ها و فرهنگ تاریخی اصیل و مخصوص آن جامعه در فراگیران است که از راه زندگی روزانه، چگونگی سخن گفتن و برخوردهای اجتماعی مثل برخورد چهره به چهره با شخصیت انسانی معلم ممکن است. در نتیجه گیری، برخی تلویح های کاربردی چون پی گیری آموزش مجازی در کنار آموزش حضوری و چهره به چهره، تأکید بر جامع نگری در بهره گیری از آموزش مجازی، به جای یکسونگری فنی، و طراحی آموزش مجازی برای تسهیل خردورزی، نقد و خلاقیت پیشنهاد شده است.
بررسی رابطة تسلط ربع های مغزی مدیران آموزشی با سطح اثربخشی عملکردآن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطة تسلط سبک تفکر ربع های مغزی مدیران آموزشی با سطح اثربخشی عملکرد آنها می باشد. نمونة مورد مطالعه شامل 103 نفر از مدیران و 412 نفر از دبیران مقطع متوسطة شهر مشهد در سال تحصیلی 88-1387 می باشندکه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شده اند. در این پژوهش، از پرسشنامة 60 سؤالی سنجش تسلط مغزی هرمن (حوریزاد، 1385: 264) جهت سنجش تسلط سبک تفکر ربع های مغزی مدیران و از پرسشنامة 35 سؤالی سنجش اثربخشی مدل پارسونز (فرخ نژاد، 1376) جهت سنجش اثربخشی عملکرد مدیران استفاده شد. بر اساس یافته های به دست آمده متغیرهای پیش بین تسلط ربع مغزی A ، C و D )01/0 P< ( قادر به پیش بینی متغیر ملاک (اثربخشی عملکرد مدیران) بودند. همچنین، نتایج نشان دادند تسلط ربع مغزی B قادر به پیش بینی اثربخشی عملکرد مدیران نمی باشد.
بررسی بار آموزشی اعضای هیات علمی در دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی وظایف آموزشی و پژوهشی اعضای هیات علمی دانشگاه یکی از مهم ترین مسائل مربوط به حوزه آموزش عالی است. این مقاله در صدد توصیف میزان بار آموزشی (ساعات واقعی تدریس) اعضای هیات علمی، ارتباط بار آموزشی با تخصص اعضای هیات علمی و همچنین ارتباط بین رضایت اعضای هیات علم یو کمیت و کیفیت وظایف وبار آموزشی آنها بر حسب سه متغیر دانشکده، جنسیت و مرتبه علمی است. این پژوهش به دو شیوه کمی و کیفی انجام شده است. ابزار اندازه گیری داده ها شامل اسناد و مدارک و مصاحبه است. جامعه آماری تحقیق کلیه اسناد و مدارک آموزشی 222 عضو هیات علمی دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 1386-1385 است.علاوه بر آن برای جمع آوری اطلاعات تکمیلی با 16 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه نیز مصاحبه شده است. برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از اسناد و مدارک از آمار توصیفی و برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از تجزیه و تحلیل استقرایی استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که میانگین بار آموزشی اعضای هیات علمی در دو نیمسال 68/50 بوده است که به طور متوسط اعضای هیات علمی دانشگاه مازندران بیش از دو برابر ساعات موظف خود تدریس نموده اند. تعداد عنوان دروس در کل دانشگاه 3293 می باشد و با احتساب حدود 228 عضو حق التدریس و 222 عضو هیات علمی رسمی در دانشگاه، هر عضو به طور متوسط7 عنوان درس را بر عهده دارد. نتایج مربوط به مصاحبه ها نیز بیانگر ساعات زیاد تدریس، تنوع دروس و نارضایتی اعضای هیات علمی از کمیت و کیفیت وظایف آموزشی است.
خلافت الهی از دیدگاه ابن عربی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به جایگاه خلیفهْْ اللهی انسان از دیدگاه ابن عربی پرداخته و به شش شأن و مقام مهم خلیفهْْ الله اشاره کرده است:
خلیفهْْ الله، تدبیرکنندة امور مردم و هدایت گر آنها به کمال مطلوب در بعد تکوینی به جهت بهره مندی از اسماء الهی است؛
خلیفهْْ الله، در بیان احکام شریعت معصوم و مرجع علمی است؛
خلیفهْْ الله، حاکم و پیشوای اجتماعی است که اطاعت اش بر همگان واجب است؛
مقام خلیفهْْ الله، موهبتی الهی و ویژه است؛
مقام خلیفهْْ اللهی با نصّ از سوی خداوند برقرار می شود؛
معرفت و شناخت خلیفهْْ الله بر تمام مردم واجب است.
در ادامة این نوشتار به وجود و تطبیق این شش ویژگی بر امامان دوازده گانة شیعه پرداخته شده است؛ کسانی که نه تنها خلیفهْْ الرسول، که خلیفهْْ الله اند.
دیگر اینکه، ابن عربی امام مهدی، فرزند امام عسکری را از نمونه های خلیفهْْ الله برمی شمرد که با باور شیعیان بر امامت حضرت هماهنگی دارد؛ بنابراین از مهم ترین نقطه های نزدیکی عرفان ابن عربی به تشیع بحث خلیفهْْ الله است.
توجیه معرفتی آلوین گلدمن و نقد آن(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
توجیه از اجزاء تعریف معرفت است که همواره با چالش و اختلاف معرفت شناسان روبرو بوده است؛ افلاطون آن را به معنای لوگوس به کار می برد که این واژه، خود دارای ابهام و معانی بسیار است. گتیه با بیان مثال های نقض خود، علیه تعریف معرفت به باور صادق موجه، معرفت شناسی را به مرحلة نو و نابسامانی وارد ساخت و پس از او، اندیشمندان برای اصلاح این تعریف به ویژه عنصر توجیه بسیار کوشیدند. آلوین گلدمن، از نخستین کسانی بود که نظریه هایی دربارة معرفت و توجیه ارائه کرد. او نخست به بیان نظریة علّی معرفت پرداخت و سپس به نظریة اعتمادگرایی که هماورد مهمی در برابر مبناگروی و انسجام گروی است، روی آورد. عنصر اساسی تمام نظریه های گلدمن، فرایند باورساز قابل اعتماد و رابطة علّی میان باور به واقعیتی و خود واقعیت است، که هر دو امکان نقض و نقد دارند.
سبک های دلبستگی، ادراک بیماری و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع I(مقاله علمی وزارت علوم)
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کننده ادراک بیماری در رابطه بین سبک های دلبستگی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع I انجام شد. نمونه پژوهش شامل 300 نفر (172 دختر و 128 پسر) از بیماران عضو انجمن دیابت ایران بودند. از شرکت کننده ها خواسته شد مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAI؛ بشارت، 1384)، پرسشنامه کوتاه ادراک بیماری (Brief IPQ؛ بردبنت، پتریه، مین و وینمن، 2006) و مقیاس کیفیت زندگی (D-39؛ بویر و ارپ، 1997) را تکمیل کنند. بین سبک دلبستگی ایمن، کنترل شخصی و شناخت بیماری با کیفیت زندگی رابطه مثبت معنادار و بین سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا، پی آمدها، ماهیت بیماری، نگرانی و پاسخ عاطفی با کیفیت زندگی رابطه منفی معنادار به دست آمد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد رابطه سبک های دلبستگی با کیفیت زندگی متأثر از زیرمقیاس های ادراک بیماری است. سبک های دلبستگی ایمن، دوسوگرا و اجتنابی و زیرمقیاس های ادراک بیماری در حد قابل قبولی واریانس کیفیت زندگی را در بیماران مبتلا به دیابت نوع I تبیین کردند. نتایج این پژوهش می-تواند در برنامه ریزی های پیشگیرانه و شناسایی افراد در معرض خطر و طراحی مداخلات درمانی روان شناختی، مفید باشد.
تأثیر الگوی آموزش خوش بینی به روش قصه گویی بر کاهش افسردگی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصه گویی به عنوان روشی غیرمستقیم برای ارائه چهارچوبی برای آموزش و ارتقاء خودفهمی، کارآیی و وحدت دادن به تجارب، می تواند در سلامت کودکان و نوجوانان نقشی مؤثر داشته باشد. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر الگوی آموزش خوش بینی به روش قصه گویی بر کاهش میزان افسردگی کودکان دبستانی سال چهارم و پنجم ابتدایی بود. از مقیاس افسردگی کودکان (CED-DS؛ وایزمن و اورواشل، 1980) جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. ابتدا آزمودنی ها بر اساس نمره افسردگی به طور جفتی همتا شدند و سپس هر یک از جفت ها به تصادف در گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. گروه نمونه شامل 31 نفر از داوطلبان شرکت در کارگاه قصه گویی، بودند. طرح آزمایشی طی 12 جلسه اجرا و دو هفته بعد از اتمام جلسات پس آزمون و 6 ماه بعد، آزمون پیگیری اجرا شد. نتایج نشان داد که تغییر سبک کودکان بر افسردگی آن ها مؤثر است و الگوی آموزش خوش بینی به روش قصه گویی، باعث کاهش میزان افسردگی کودکان و پایداری اثر آن بعد از 6 ماه شده است. بنابراین استفاده از این الگوی قصه گویی می تواند بر کاهش افسردگی کودکان تأثیر نسبتاً پایداری داشته باشد.
مقایسه شیوع دست برتری در مقاطع تحصیلی دانشگاهی: تفاوت های جنسیتی و آثار علمی- پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی شیوع دست برتری در مقاطع تحصیلی دانشگاهی، نمونه ای 683 نفری (519 زن و 164 مرد) با میانگین سنی 7/26 و دامنه سنی 70-18 سال از دو دانشگاه دولتی و آزاد که هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری داشتند، با روش خوشه ای- تصادفی انتخاب شدند و با آزمون دست برتری ادینبورگ (علی پور و آگاه هریس، 1386) مورد سنجش قرار گرفتند. درصد شیوع چپ دستی در کارشناسی 6%، کارشناسی ارشد 05/7% و دکتری 9% بود که نشان می دهد در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری شیوع چپ دست برتری افزایش می یابد. تحلیل نتایج نشان می دهد که اختلاف میزان شیوع چپ دست برتری در دوره کارشناسی با میزان شیوع چپ دست برتری در جامعه کلی (10 درصد) معنادار است (32/2=01/0α و30/4zp=)، ولی با دوره کارشناسی ارشد و دکتری تفاوت معنادار ندارد. همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد که میزان دوسوتوانی در دوره دکتری و کارشناسی تفاوتی ندارند، اما نسبت آن در دوره کارشناسی ارشد در زنان بیشتر از مردان است. مقایسه نسبت های راست برتری کامل در دو جنس صرف نظر از جهت برتری، نشان داد که درصد جانبی شدن در مردان بیشتر است، اما نسبت های چپ دست برتری کامل، چپ دست برتری و راست دست برتری نسبی در میان آنان تفاوت معنادار ندارند. نتایج نشان داد که بیشتر مشکلات زیستی- روانی مربوط به افراد دوسوتوان دوره کارشناسی ارشد است که به گونه معنادار بیشتر از سایر طبقات دست برتری در مقاطع مختلف است و این نیز مربوط به زنان است. سنجش آثار علمی- پژوهشی در طبقات دست برتری به تفکیک زنان و مردان دوره دکتری که هیأت علمی دانشگاه نیز بودند، نشان داد که آثار علمی- پژوهشی مردان راست دست برتر به گونه معنادار بیشتر از سایر طبقات دست برتری و زنان است. در یک جمع بندی نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که شیوع چپ دستی در مقاطع بالاتر افزایش می یابد و آثار علمی- پژوهشی راست دست های مرد بیشتر است.
تأثیر واسطه ای نشخوار خشم بر رابطه بین ابعاد خشم و مهار خشم با سلامت و بیماری جسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش مطالعه تأثیر واسطه ای نشخوار خشم بر رابطه بین ابعاد خشم و مهار خشم شامل خشم صفت، خشم حالت، خشم درونی، خشم بیرونی، مهار خشم درونی و مهار خشم بیرونی با سلامت جسمی در نمونه ای از جمعیت عمومی بود. ششصد و هشتاد و هفت زن و مرد ایرانی (332 مرد، 355 زن) با اجرای مقیاس خشم چند بعدی تهران (TMAS)، مقیاس نشخوار خشم (ARS) و مقیاس سلامت جسمی (PHI) به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. نتایج پژوهش نشان داد که سطوح بالاتر خشم با سطوح پایین تر سلامت جسمی و سطوح بالاتر بیماری جسمی مرتبط بود؛ و سطوح بالاتر مهار خشم با سطوح بالاتر سلامت جسمی و سطوح پایین تر بیماری جسمی رابطه دارد. تحلیل نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد خشم و مهار خشم به واسطه نشخوار خشم در دو جهت متضاد بر شاخص های سلامت جسمی تأثیر می گذارند. افزایش خشم از طریق نشخوار خشم با کاهش سلامت جسمی و افزایش بیماری جسمی رابطه داشت و افزایش مهار خشم از طریق نشخوار خشم با افزایش سلامت جسمی و کاهش بیماری جسمی مرتبط بود. بر اساس یافته های این پژوهش، تأثیر واسطه ای نشخوار خشم در رابطه بین ابعاد خشم صفت، خشم حالت و مهار خشم درونی و بیرونی با سلامت جسمی کامل و برای ابعاد خشم درونی و خشم بیرونی با سلامت جسمی جزیی بود.
جهانی شدن، فرهنگ جهانی و کجروی فرهنگی دکتر سید حسین سراج زاده* مینا بابایی**(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند جهانی شدن می تواند فرهنگ های سنتی را در معرض تهدید قرار دهد و موجب اشاعه ارزش ها و هنجارهای فرهنگ جهانی یا غربی شود. این مسئله برای جامعه ایران که سه دهه قبل انقلابی را بر مبنای ارزش های اخلاقی دینی پشت سر گذاشته و داعیه ایجاد جامعه ای متمایز با فرهنگ مسلط جهانی داشته است بسیار پر اهمیت می باشد. شواهدی حاکی از آن است که گرایش به نقض هنجارهای معارض با ارزش های سنتی و دینی در بخش هایی از جامعه از جمله جوانان رو به افزایش بوده است. با توجه به اینکه روز به روز شمار بیشتری از افراد جامعه به خصوص جوانان در معرض فرایندهای جهانی شدن قرار می گیرند، پرسش های اصلی تحقیق این است که آیا قرار گرفتن در معرض فرایند جهانی شدن با گرایش به فرهنگ جهانی رابطه دارد؟ آیا کسانی که بیشتر در معرض فرایند جهانی شدن قرار دارند بیشتر هنجارهای سنتی و دینی را نقض می کنند و به اصطلاح ""کجروی فرهنگی"" بیشتری دارند؟
این پرسش ها با استفاده از داده های فراهم آمده از یک نمونه 376 نفری از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهید بهشتی تهران در بهار سال 1386 مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که بین قرار گرفتن در معرض فرایند جهانی
شدن، با پذیرش فرهنگ جهانی رابطه نسبتا ضعیفی (466/0gamma= ، 210/0kendalls tau=) وجود دارد. همچنین قرار گرفتن در معرض فرایند
جهانی شدن و کجروی فرهنگی نیز رابطه متوسطی (630/0gamma= ، 313/0kendalls tau=) دارند اما بین پذیرش فرهنگ جهانی- غربی وکجروی فرهنگی رابطه نسبتاً قوی (837/0gamma= ، 474/0kendalls tau=) وجود دارد.
در بین ابعاد چهار گانه جهانی شدن فرهنگی، بر اساس مفهوم سازی برگر، پاسخگویان به ابعادی از فرهنگ جهانی که به اقتصاد بازار و حقوق شهروندی مربوط می شود گرایش بالا و به بُعدی که شامل زندگی به شیوه و سبک جهانی- غربی است، کمترین گرایش را داشتند. بنابراین می توان گفت که در ارتباط با فرهنگ جهانی باید بین عناصر عام و انسانی آن مثل اقتصاد بازار و حقوق شهروندی و جنبه های خاص و غربی آن تمایز قائل شد.
ارزیابی کیفیت در تحقیق کیفی: اصول و راهبردهای اعتباریابی و تعمیم پذیری دکتر احمد محمدپور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به تسلط تاریخی روش شناسی اثباتی کمّی بر بخش عمده ای از نظریه وروش در علوم اجتماعی، غالباً چنین تصور شده که روش های کیفی فاقد ساختار و رویه های منظم بوده و از اصول تعریف شده و کلاسیک روش های کمّی اثباتی تبعیت نمی کنند. بر این مبنا، فرض شده است که نتایج و استدلال های مبتنی بر آن چندان متقن و قابل اعتماد نبوده و این نوع روش شناسی فاقد معیارهای ارزیابی و دقت پذیری می باشد. این در حالی است که روش شناسان و محققان کیفی در خلال چند دهة اخیر راهبردها و معیارهایی را برای ارزیابی کیفیت داده ها و نتایج تحقیقات کیفی ارائه داده اند که نسبت به معیارهای تحقیق کمّی بسیار متنوع تر به نظر می رسند. در این راستا، هدف از این مقاله معرفی معیارهای ارزیابی کیفیت و بررسی اصول و راهبردهای اعتباریابی و تعمیم پذیری در تحقیق کیفی است. در این مقاله، سعی شده است راهبردها و معیارهای گوناگون تعیین کیفیت، معتبرسازی و تعمیم پذیری در تحقیق کیفی مطرح و برخی از مهم ترین آن ها مورد بحث قرار گیرند.
واژه های کلیدی: تحقیق کیفی، ارزیابی کیفیت، قابلیت اعتماد، زاویه بندی، انتقال پذیری، برون یابی.
چکیده
با توجه به تسلط تاریخی روش شناسی اثباتی کمّی بر بخش عمده ای از نظریه وروش در علوم اجتماعی، غالباً چنین تصور شده که روش های کیفی فاقد ساختار و رویه های منظم بوده و از اصول تعریف شده و کلاسیک روش های کمّی اثباتی تبعیت نمی کنند. بر این مبنا، فرض شده است که نتایج و استدلال های مبتنی بر آن چندان متقن و قابل اعتماد نبوده و این نوع روش شناسی فاقد معیارهای ارزیابی و دقت پذیری می باشد. این در حالی است که روش شناسان و محققان کیفی در خلال چند دهة اخیر راهبردها و معیارهایی را برای ارزیابی کیفیت داده ها و نتایج تحقیقات کیفی ارائه داده اند که نسبت به معیارهای تحقیق کمّی بسیار متنوع تر به نظر می رسند. در این راستا، هدف از این مقاله معرفی معیارهای ارزیابی کیفیت و بررسی اصول و راهبردهای اعتباریابی و تعمیم پذیری در تحقیق کیفی است. در این مقاله، سعی شده است راهبردها و معیارهای گوناگون تعیین کیفیت، معتبرسازی و تعمیم پذیری در تحقیق کیفی مطرح و برخی از مهم ترین آن ها مورد بحث قرار گیرند.
بررسی پیامدهای اجتماعی نازایی بر خانواده در شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
جایگاه اشتغال زنان از منظر دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
بررسی ارتباط بین توسعه پایدار صنایع کشور و طراحی صنعتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
موانع مشارکت اجتماعی و راه های تقویت آن در رادیو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر که به شیوه پیمایشی صورت گرفته، مطالعه و شناخت دیدگاه کارشناسان علوم ارتباطات درباره نقش و جایگاه شبکه های رادیویی جمهوری اسلامی ایران در ایجاد و تقویت مشارکت اجتماعی بوده است. به این منظور 139 نفر از اساتید و دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان نمونه ای از کارشناسان به شیوه تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه ای محقق ساخته پاسخ دادند.
نتایج نشان داد که نوع رسانه، شیوه ارائه پیام به لحاظ قالب برنامه ای، توسعه کمی و کیفی و نوع مالکیت رادیو ارتباط معنی داری با مشارکت اجتماعی دارند، همچنین رادیوهای داخلی نقش مثبت و رادیوهای خارجی نقشی منفی در زمینه مشارکت اجتماعی ایفا می کنند. حضور نمایندگان و احزاب در شبکه های رادیویی، راه اندازی رادیوهای محلی و تعدد و تکثر رادیویی نیز از راهبردهای تقویت کننده مشارکت اجتماعی هستند.
الخطاب النقدی عند لویس عوض (المفاهیم والإجراءات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انطلاقا من أن لکل منهج نقدی، أو مدرسه نقدیه خطابها المتشعب من خطاب کلی، وأن لکل ناقد خطابه الخاص المتمثل فی مفاهیمه، أو فیما یمارسه من هیمنه ضمن حقوله الإنتاجیه، توقفنا فی هذه الدراسه عند الخطاب النقدی عند "" لویس عوض"" ؛ لنحدد مفاهیمه وإجراءاته المنهجیه، بغیه الوصول إلى الخصوصیه التی یتمیز بها هذا الخطاب النقدی، المتعدد الجوانب؛ إذ یجد فیه الباحث نوعین من المفاهیم، ارتبط أولهما بقضایا الفنون، وانب ث ق ثانیهما من الحدیث عن المنهج وإجراءاته؛ ذلک لأن الناقد حاول بناء منهج، یمکننا أن نصنفه فی باب الدراسات الواقعیه الاجتماعیه، ابتداء من المقدمات النظریه لترجماته الأولى، وهی مقدمات تحدد ملامح رؤیه نقدیه واضحه، فتحت المجال واسعاً أمام المنهج الاجتماعی لفهم الظاهره الأدبیه، وربطها بالواقع الذی صدرت عنه؛ لیکون الأدب انعکاساً لما فی الواقع من رؤى وصراعات.
آلیات النص وفاعلیات ما قبل التناص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعکف البحث المزمع إنجازه على دراسه نصّ متخیّر من شعر "" ابن ملیک الحموی "" فی العصر المملوکی، ویهدف إلى الوقوف على الآلیات النصیّه العامله فیه، وتحدید أنواعها، ودرجات تفعلیها فی بنائه وإنتاج دلالاته الممکنه.
ومن ثم یعرض لأشکال التوظیف والاستخدام التی یتوسل بها النص، من خلال اشتباکه بالنصوص الأخرى التی یستحضرها ویحیل علیها . ویخلص البحث إلى تبیان أهمیه هذه الممارسه ومناقشه أشکال التوظیف المعتمده فیها بین حضور المرجع ومفهوم التناص .







