هدف:مهجوریت قرآن به معنای متروک ماندن آموزه ها و اِعراض از مفاهیم آن از سوی مخاطبان است. مصلحان دینی به ویژه امام خمینی (ره)، با اعتقاد به جامعیت همه جانبه قرآن، بر آن هستند که ابعاد سیاسی و اجتماعی آن، عملاً در سطح وسیعی از جوامع مسلمان مهجور مانده است. مقاله حاضر با هدف تبیین دیدگاههای امام خمینی (ره) و برخی از مصلحان دینی درباره پیامدهای این مهجوریت نگاشته شده است. روش:روش مقاله، تحلیلی - توصیفی است. یافته ها: از یافته های آن می توان به مهم ترین پیامدهای مهجوریت آموزه های سیاسی و اجتماعی قرآن اشاره کرد که عبارتند از: شکایت پیامبر (ص) و قرآن از مهجور کنندگان، رواج اندیشه های باطل، گسترش فساد سیاسی و اجتماعی در جامعه، پدید آمدن اختلاف و تفرقه میان مسلمانان، تهاجم فرهنگی بیگانگان علیه جهان اسلام و تسلط مستکبران بر مسلمانان. نتیجه گیری: تبیین آموزه های سیاسی و اجتماعی قرآن از سوی عالمان و دانشمندان، احیای اصل امر به معروف و نهی از منکر، تقویت وحدت مسلمانان، استفاده از رسانه ها در آموزه های اجتماعی و سیاسی قرآن، توجه به اصول سیاسی قرآن در زمینه های حکومت داری و مسائل اقتصادی، استقلال فرهنگی و عدم وابستگی به بیگانه.
علی رغم شهرت زیاد ابونواس، شاعر و متکلم پرآوازه دوره عباسی، همچنان هاله ای از ابهام شخصیت حقیقی او را در برگرفته است. یکی از ابعاد مبهم شخصیتی وی، گرایش مذهبی و سیاسی اوست ،به طوری که از یکسو در اشعارش، مظاهر الحاد و بی دینی و از سوی دیگرمظاهرایمان به خدا و قیامت مشاهده می شود؛ به لحاظ سیاسی نیز از یک طرف مدافع حکومت عباسیان است و از طرفی دیگر او را در صف شیعیان و علویان می یابیم. مقاله حاضر می کوشد با بهره گیری از اشعار و مباحث تاریخی مرتبط با زندگی و اندیشه ابونواس، آرای پژوهشگران را در این زمینه نقد و در نهایت او را به عنوان شاعری شیعی و محب اهل بیت (علیهم السلام) معرفی کند.
ین مقاله به بررسی مفهوم فضیلت از دیدگاه کانت و فارابی میپردازد. و هدف آن تبیین شباهت ها و تفاوت های موجود در دیدگا ه های آن دو در این باره میباشد. در این راستا به بررسی مسائل زیر میپردازد: فضیلت چیست و منشا آن کدام است؟ آیا فضیلت اکتسابی است یا فطری؟ اگر اکتسابی است، شرایط اکتساب آن چیست؟ و اینکه آیا فضیلت نسبی است یا مطلق؟ و نیز ارتباط آن را با خیر، حد وسط، عادت، عقل و اراده بررسی میکند.
اخلاقیات مجموعه ای از ارزش ها و باید ها و نباید هاست که نقش مهمی در مدیریت اثربخش سازمان ها ایفا میکند. اخلاق در فرهنگ های غرب رویکردهای مختلفی دارد و غالباً اصول اخلاق سازمانی براساس دنیا گرایی و منافع مادی تعریف میشود. از طرفی در مکاتب اسلامی و به طور خاص مکتب علوی، اخلاق حقیقی، نشانه رشد وجودی و کمال انسان و متمایز از دیدگاه های مکاتب غربی است. این مقاله در صدد است ضمن ارائه تصویری از الگوی اخلاق سازمانی در غرب و مکتب علوی، به مقایسه تطبیقی آنها پرداخته و به تحلیل محتوای هریک و اختلافات موجود در بین آنها بپردازد.
از آنجایی که عمده ادله خودگرایی از سنخ ادله عقلی و فلسفی است؛ نمیتوان با اقامه شواهد تجربی به نقض آنها پرداخت.
نظریه خودگرایی مدعی است تنها انگیزه افعال انسان را نفع خود او تشکیل میدهد، ولی دیگرگرایی مدعی تکثر انگیزه هاست و ادعای عمومیت انگیزه های خودگروانه را رد میکند، بدین ترتیب دیگرگرایی روان شناختی برخلاف خودگرایی، ادعایی غیرفراگیر و محدود دارد و برای اثبات مدعای خود کافی است موارد معدودی از اعمال یا امیال دیگرگروانه اصیل را تبیین کند.
برای خودگرایی روان شناختی ادله چهارگانه ای مطرح شده است که پس از بررسی این ادله روشن میشود که برخی از آنها مغالطه آمیز هستند و برخی دیگر ناتمام. در نهایت میتوان گفت خودگرایی روان شناختی ادعایی بیدلیل است و ازاین رو مهم ترین دلیل نظریه خودگرایی اخلاقی ابطال میشود.
یاد مرگ بزرگ ترین اکسیری است که انسان را برای کسب کمالات اخلاقی و نیل به سعادت و کسب فوز و پاداش اخروی و امیدواری در دنیا و آمادگی برای آخرت تشویق میکند. در اندیشه دینی، انسان دارای پنج مرحله حیات است: مرحله حیات جنینی، دوران طفولیت، هنگام بلوغ و تکلیف، عالم برزخ و حیات در عالم آخرت.
مراحل چهارگانه اولیه حیات، گذرا و مقدمه نیل به حیات جاودانه اخروی است. در همه این عوالم، انسان در حالت حرکت و سفر است. باید برای عالم آخرت زاد و توشه برداشت؛ اعمال نیک و اعمالی که به قصد قربت و نزدیکی به خدای متعال در دار دنیا اندوخته شده، برای عالم آخرت سودمند است.
این نوشتار به شرح مناجات الراغبین امام سجاد علیه السلام در خصوص توشه آخرت و اندیشه آخرت در نگاه مؤمن میپردازد.
موضوع سیاست گذاری فرهنگی، یکی از مباحث مهم و مطرح در مباحث علمی است. مهم ترین عوامل اثرگذار در سیاست گذاری عبارتند از: حکومت، گروه های سیاسی، مجموعه های غیرسیاسی، نخبگان، و توده مردم. همچنین فرهنگ را میتوان دارای چهار سطح، اعتقادات، ارزش ها، رفتارها، و نمادها دانست. با توجه به مبانی اعتقادی، در نظام جمهوری اسلامی، سیاست گذاری فرهنگی، دارای نقش اساسی و محوری است. از سوی دیگر، حوزه علمیه نیز مجموعه ای مهم و اثرگذار در نظام اسلامی است. در این مقاله، جایگاه حوزه علمیه در سیاست گذاری فرهنگی در دو وضعیت موجود و مطلوب بررسی شده است. نتیجه این بررسی چنین است: در وضعیت موجود، حوزه علمیه بیشتر به وسیله اشخاص حقیقی تربیت شده در حوزه، در سیاست گذاری فرهنگی دخالت دارد و سطح تاثیر آن نیز بیشتر در سطوح عمیق فرهنگ است. اما در وضعیت مطلوب، تأثیر حوزه در سیاست گذاری فرهنگی، باید از جایگاه نهاد مستقل سیاست گذار و در همه سطوح فرهنگ صورت گیرد.
انسان موجودی تصمیم گیر است. تصمیم گیری یعنی حل مسئله و انتخاب راه حل. مدیران برای تصمیم گیری و چاره جویی مسئله، باید مقدماتی فراهم آورند تا بتوانند موضوع را بشناسند و سپس آن را حل کنند. برخی از این مقدمات آگاهانه برگزیده میشوند و برخی دیگر بدون توجه به کار میروند. انسان ها تحت تأثیر عوامل تربیتی و شناختی در دوران زندگی برداشت هایی در ذهن خود جای میدهند و به هنگام تصمیم گیری، به طور طبیعی از آنها استفاده میکنند.
مدیران آگاه با جاسازی اطلاعات واقعی و ارزنده و چینش مناسب آن میتوانند شرایط را برای تصمیم گیری بهتر خود فراهم سازند. نگرش ها با هدایت ذهن مدیران، آنان را در پیمودن فرایند تصمیم گیری همراهی میکند. نگرش های مدیران میتواند در همة مراحل تصمیم گیری نقش بیافریند. نقش آگاهیهای هستیشناسانه و انسان شناسانة مؤثر در تصمیم گیری، در این مقال در کانون توجه است. مدیران مؤمن با داشتن این آگاهیهای ضمنی بهتر میتوانند در رویاروی مسائل قرار گیرند. در این مقاله با تحلیل مفهوم نگرش و تبیین مراحل تصمیم گیری، تلاش شده است که با استفاده از منابع اسلامی تأثیر نگرش ها بر تصمیم گیری بررسی شود.