رویه مطلوب میدان نفتی (GOP) استانداردهایی را که پیمانکاران نفت وگاز برای انجام عملیات خود از آن ها بهره می برند، تعیین می کند. این استانداردها سابقه ای طولانی در صنعت نفت وگاز دارند. این مفهوم به عنوان معیاری مقبول بیش از یک قرن است که به صورت گسترده اپراتورها را موظف می کند که برای انجام عملیات نفت وگاز خود از آن استفاده کنند. یکی از دلایل اصلی ایجاد چنین معیاری، این واقعیت بود که نفت وگاز مواد قابل اشتعال و انفجاری هستند که در صورت استفاده نادرست، ممکن است خطرناک باشند. این معیار به دلیل ریسک، پیچیدگی و عدم اطمینان مرتبط با عملیات نفت وگاز که مستلزم دقت و احتیاط از سوی پیمانکاران است، طی سالیان پیاپی به توسعه و تکامل خود ادامه داد. تکامل رویه مطلوب میدان نفتی جنبه های زیادی داشته است که تا به امروز ادامه دارد. رویه مطلوب میدان نفتی (GOP)، در بسیاری از کشورهای درحال توسعه تولیدکننده نفت، معیار اصلی تعیین شده به منظور حفظ محیط زیست در عملیات بالادستی نفت وگاز، شمرده می شود. به طورکلی، سه معیار در تعریف GOP مطرح می شود: 1. اقداماتی که بازتاب دهنده آخرین فناوری ها در صنعت هستند؛ 2. اقداماتی که افزون بر ایمن، خوب و کارآمد بودن، منافع اقتصادی را تضمین می کند؛ 3. رویه هایی که از نظر کارایی، در مقایسه با رویه های مورد استفاده همان شرکت در سایر مناطق، دچار کاستی نباشند. در قوانین، مقررات و قراردادهای نفتی ایران، نه اشاره ای به GOP شده و نه تعریفی از اصطلاحات مشابه آن ارائه گردیده است. در قراردادها و مقررات ناظر بر بیع متقابل، این معیارها براساس استانداردهای HSE تبیین شده بود و بیش از آنکه ناظر بر تحقق «عملکرد مطلوب میدان نفتی» (GOP) باشد، بر رعایت تعهدات زیست محیطی مطروحه در قرارداد متکی بود. در قراردادهای جدید نفتی ایرانمفاهیم تازه تر مربوط به استانداردهای اجرای عملیات نفتی توصیف شده است که در این مقاله به اختصار به آن پرداخته خواهد شد. این تحقیق با بررسی تحلیلی نشان می دهد که استاندارد عملکرد مطلوب میدان نفتی به مراتب مناسب تر از سایر استانداردهای موجود، ازجمله استاندارد HSE است که ضرورت دارد تا حد امکان، در قوانین و مقررات و نیز قراردادهای نفتی ایران گنجانده شود.
«دفاع ضرورت» مندرج در ماده 25 طرح مسئولیت بین المللی دولت ها (2001)، به دولت ها اجازه می دهد برای حفاظت از منافع اساسی خود در برابر خطری جدی و قریب الوقوع، اقدامات ضروری اتخاذ کرده و تعهداتشان را موقتاً به حالت تعلیق درآورند. بیشترین استناد به این دفاع در دعاوی میان دولت و سرمایه گذار، به ویژه از سوی سرمایه گذاران حوزه گاز، انجام شده است؛ هرچند در سایر پرونده های بین المللی نیز توسل به آن دیده می شود. با این حال، شروط سخت گیرانه مقرر در ماده 25 و رویکرد محتاطانه مراجع رسیدگی کننده در پرونده هایی که به ضرورت استناد شده، تردیدهایی درباره کارآمدی و موفقیت این دفاع ایجاد کرده است. پرسش اصلی آن است که «ضرورت» تا چه اندازه می تواند در مواقع لزوم و به منظور حفاظت از منافع اساسی دولت ها مؤثر واقع شود. بررسی رویه قضایی و داوری های بین المللی نشان می دهد که مفاد ماده 25 طرح مسئولیت چنان سخت گیرانه تنظیم شده است که تاکنون هیچ موردی از توسل به دفاع ضرورت با موفقیت همراه نبوده و تنها در برخی پرونده ها نقشی تکمیلی در کنار سایر دفاعیات دولت ایفا کرده است.
single window; It is a system that provides the parties involved in trade and transportation with the possibility of exchanging standard information to meet the legal needs of export, import, and transit. From the expansion of the conceptual space of the subject, it will examine customs issues and the single window and their impact on citizen rights. According to the subject documents presented in this research, the research method is descriptive-analytical and the method of collecting information in this research is library. The main question of the article is: How can the establishment of a comprehensive customs system and cross-border trade window be effective in the development and promotion of citizenship rights in Iran and Malaysia? In response to this question, we can state our hypothesis as follows: "Establishment of a comprehensive customs system and cross-border trade unit window through the protection of intellectual property, privacy and increasing the communication of interested parties in the export and import process can lead to development. citizen's rights and have an effective role in reducing corruption" The conclusion of this article is that in the implementation of the trade facilitation agreement and the creation of a single window; It will be possible for economic operators to provide the necessary information in specific forms to a single unit with system automation and receive all permits and legal issues related to their activities from the same point. Therefore, this will be a positive measure to ease things, increase transparency, and reduce systemic corruption.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر فراهیجان، روایت درمانی و ایماگوتراپی بر بخشودگی در زنان متأهل متعارض بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با دوره پیگیری سه جامعه آماری پژوهش شامل زنان متأهل دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره اسلامی شهر گرمسار در سال 1401 بود که تعداد 60 نفر به شیوه داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در سه گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. ابزار این پژوهش جهت جمع آوری داده ها پرسشنامه بخشودگی پولارد (1998) بود. بسته های آموزشی در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اول و دوم و سوم اجرا شد. داده ها با بهره گیری ازشدند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری بخشودگی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P). همچنین نتایج نشان داد بین سه درمان تفاوت معنادار وجود دارد و ایماگوتراپی نسبت به فراهیجان و روایت درمانی به طور معناداری بر بخشودگی زنان متأهل متعارض اثربخش تر بود (05/0<P). نتیجه گیری: بنابراین می توان این گونه نتیجه گرفت که ایماگوتراپی بر بخشودگی در زنان متأهل متعارض به عنوان یک درمان حمایتی می تواند مورد بهره قرار گیرد.
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ازدواج بدون شکست از طریق عاطفه ی خودآگاه به صورت مستقیم و هم چنین پیش بین آن با میانجی گری سبک های تنظیم هیجان صورت پذیرفت. مواد و روش ها: طرح این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد. 225 نفر از زنان خانه دار ساکن شهرستان دهاقان در سال 1402- 1401 به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسشنامه های عاطفه ی خودآگاه TOSCA- 2، رضایت زناشویی هودسن (1992) و تنظیم هیجان گراس و جان را تکمیل کردند. یافته ها : یافته های پژوهش حاکی از آن بود که عاطفه ی خودآگاه هم صورت مستقیم 01/0 > P و 31 / 0- β و هم به صورت غیرمستقیم از طریق سبک تنظیم هیجان سرکوبی01/0 > P و 21/0- β = و سبک تنظیم هیجان ارزیابی مجدد 01/0>P و 17/0 β = ازدواج بدون شکست را پیش بینی می کند. به طوری که عاطفه ی خودآگاه با ازدواج بدون شکست رابطه ی عکس دارد و افزایش احساسات شرم و گناه سبب کاهش ازدواج بدون شکست می شود. از طرفی عواطف خودآگاه می تواند به صورت غیر مستقیم ازدواج بدون شکست را تحت تاثیر قرار دهد به طوری که چنان چه فرد به هنگاه احساس شرم و گناه از سبک تنظیم هیجان ارزیابی مجدد استفاده کند به همان میزان ازدواج بدون شکست افزایش می یابد و اگر از سبک تنظیم هیجان سرکوبی استفاده کند میزان ازدواج بدون شکست کاهش می یابد. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان می دهد که عاطفه ی خودآگاه هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از طریق سبک های تنظیم هیجان سرکوبی و ارزیابی مجدد ازدواج بدون شکست را تحت تاثیر قرار می دهد.
زمینه و هدف: پیشرفت تحصیلی آرزوی بزرگ همه والدین برای فرزندان شان است و به عوامل زیادی بستگی دارد. هدف این پژوهش مدل سازی روابط ساختاری توانایی های شناختی با پیشرفت تحصیلی با میانجی گری نقش خوش بینی علمی در دانش آموزان دبیرستانی بود. روش : روش توصیفی از نوع همبستگی بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه 1361 دانش آموز پسر مقطع راهنمایی متوسطه نهم شهر بابل در سال تحصیلی 1391 بود که از بین آنها به روش خوشه ای دومرحله ای تعداد 250 نفر انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس عملکرد تحصیلی فام و تیلور، پرسش نامه توانایی های شناختی نجاتی و مقیاس خوش بینی تحصیلی تشانن-موران و همکاران استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین توانایی های شناختی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره اول متوسطه رابطه وجود دارد. هم چنین، توانایی های شناختی با میانجی گری نقش خوش بینی علمی دانش آموزان متوسطه بر پیشرفت تحصیلی تأثیر بسزایی دارد. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود معلمان با میانجیگری خوش بینی علمی بر روی توانایی های شناختی فراگیران کار کنند تا آنها به پیشرفت تحصیلی بالقوه خود برسند.
پژوهش حاضر برازش مدل عوامل مدرسه ای (تعامل معلم – دانش آموز، قلدری مدرسه، احساس تعلق به مدرسه و عوامل زمینه ای) با نگرش به مصرف مواد در دانش آموزان دوم متوسطه با نقش واسطه ای سبک های دلبستگی انجام گرفت. روش: روش پژوهش همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه پژوهش شامل همه ی دانش آموزان دوم متوسطه دوم شهرستان خرم آباد در سال تحصیلی 1402 – 1401 بود. حجم نمونه 380 دانش آموز بود که با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب گردید. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه های استاندارد تعامل معلم دانش آموز وبلز، کریتون، لوی و هوی مایرز (1993)، تعلق به مدرسه بری، بتی و وات (2004)، قلدری مدرسه اسپلاگه و هولت (2001)، نگرش به اعتیاد نظری (1380)، سبک دلبستگی کولینز و رید (1990) و پرسشنامه محقق ساخته عوامل زمینه ای مدرسه بود. یافته ها: نتایج نشان داد که بین ضرایب استاندارد مسیر مستقیم عوامل مرتبط با مدرسه از جمله، قلدری به مدرسه (001/0>P، 62/0=β)، تعلق به مدرسه (001/0>P، 45/0-=β)، عوامل زمینه ای مدرسه (001/0>P، 71/0-=β) و مسیر تعامل معلم- دانش آموز به نگرش به مصرف مواد مخدر (001/0>P، 53/0=β) معنادار می باشد. همچنین مسیر قلدری به سبک های دلبستگی (001/0>P، 58/0=β)، تعلق به مدرسه به سبک های دلبستگی (001/0>P، 37/0=β)، عوامل زمینه ای مدرسه به سبک های دلبستگی (001/0>P، 52/0=β) و مسیر تعامل معلم-دانش آموز به سبک های دلبستگی (001/0>P، 40/0=β) معنادار می باشند. همچنین، روابط غیرمستقیم متغیرهای عوامل مدرسه ای و نگرش به مصرف مواد با سبک های دلبستگی با توجه به اینکه حد پایین و حد بالای آزمون بوت استراپ فاصله اطمینان برای آنها صفر را در بر نداشت معنادار است (001/0>P). همچنین شاخص های برازش نشان دهنده برازش مطلوب مدل بود. نتیجه گیری: با شناسایی عوامل مخاطره آمیز و تقویت عوامل محافظت کننده مرتبط با مدرسه و عوامل فردی می توان، از نگرش مثبت دانش آموزان به اعتیاد پیشگیری نمود.
کتیبه از جمله عناصری ست که در معماری اسلامی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. عنصری که علاوه بر جنبه ی معنایی، از جنبه بصری و ظاهری نیز می تواند زیبایی و عظمت فضای معماری را افزون کند. این امر، هنرمندان مسلمان را بر آن داشت تا به نگارش کتیبه ها در قالب خوشنویسی و در مواردی همراه با نقوش تزیینی بپردازند، تا ضمن نمایش و تبلیغ کلام خدا و بزرگان دین، فضایی قدسی با جاذبه های روحانی و معنوی در مساجد و اماکن متبرکه به مخاطبین عرضه دارند. از بین خطوط اسلامی، خط ثلث به عنوان یکی از مهم ترین اقلام خوشنویسی به واسطه قابلیت ها و ویژگی های ارزنده بصری، مورد توجه هنرمندان کتیبه نگار از دوره ایلخانی تا به امروز قرار گرفته است. در این پژوهش با تمرکز بر کتیبه های ثلث واقع شده در هشتی مسجد جامع مظفری کرمان که از نوع طوماری است و دورتادور هشتی را در برگرفته، کوشش شده تا ضمن تشریح کلی اصول بصری و قواعد خوشنویسی مورد استفاده در فن کتیبه نگاری که شاخه ای مهم از هنر خوشنویسی است، به بررسی و واکاوی کتیبه ها مطابق با اصول و قواعد یاد شده و با در نظر گرفتن محدودیت های فنی و اجرایی کتیبه نگاری پرداخته شود. یافته های این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی است، نشان می دهد در نگارش کتیبه های ثلث هشتی؛ اصول بصری و کیفیاتی نظیر ترکیب بندی متأثر از کرسی، توازن و تناسب متأثر از نوع شکل حروف و همجواری آنها در کتیبه، ایجاد نظم و هماهنگی متأثر از تکرار و توالی در روابط بین حروف، چه در مفردات و چه در اتصالات و در ارتباط با سایر اجزای کتیبه (اعراب و نقوش تزئینی) مورد توجه هنرمندی خوشنویس و آگاه به فنون کتیبه نگاری بوده است. در این میان مضمون کتیبه ها (آیات پایانی سوره حشر) و تناسب مفاهیم آن با ویژگی های فضای هشتی، تاثیر بصری کتیبه های ثلث را در ارائه فضایی باشکوه، لطیف و روحانی افزایش داده است.
پیکره بندی غالب فضاهای آموزشی منجر به ایجاد فضاهای سلول وار کلاس ها گردیده است که فاقد سازگاری لازم با تجربه زیسته دانش آموزان بوده و بی انگیزگی و خستگی آن ها را در امر آموزش به همراه دارد. این در حالی است که طبق نظریه تولید فضا، کاربران باید قادر باشند تا بر اساس ادراک های خود و با به فعلیت درآوردن نیازها و انگیزه هایشان، فضایی را با عملکردهای مطلوب خود تولید و بازتولید کنند. از این رو فضای مذکور باید بستر کالبدی مناسبی را برای تجربه افراد فراهم آورده و با برخورداری از مرزها و قلمروها، تمایزات فضایی را رقم بزند. هدف از پژوهش حاضر بهبود کیفیت رابطه پیکره بندی فضاهای آموزشی با تجارب زیسته دانش آموزان است تا در نتیجه آن بتوان راهکارهایی کاربردی را برای ارتقاء کیفیت رابطه انسانی دانش آموزان با محیط مدرسه شان به دست آورد. روش شناسی مقاله حاضر مبتنی بر راهبرد آمیخته کیفی و کمی می باشد و یافته های پژوهش با بهره گیری از مصاحبه گروه متمرکز، مشاهده و شبیه سازی ساختار فضایی سه مدرسه مورد مطالعه در نرم افزار دپس مپ1 به دست آمده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ویژگی های پیکره بندی فضاییِ مؤثر بر 1. فعالیت های جمعی؛ 2. خوانایی بنا؛ 3. خودمانی بودن؛ 4. عناصر حسی-محیطی؛ 5. عوامل طبیعی و فضای باز؛ 6. آسایش فیزیکی و اقلیمی و 7. فعالیت های متنوع می تواند بر ارتقاءکیفیت رابطه دانش آموزان با محیط و افزایش تجربه زیسته آن ها تأثیرگذار باشد.
با وجود ارزش های میراث فرهنگی و نقشی که در تبادلات فرهنگی جامعه میزبان در زمینه گردشگری ایفا می کند، به دلیل ابعاد و سطوح پیچیده تر معماری در قیاس با سایر اشکال و محصولات گردشگری میراث، گردشگران کمتری توانایی دریافت ارزش های فرهنگی آن و به عبارتی ادراک زیباشناختی آن را دارا هستند. براساس دیدگاه بوردیو، سرمایه فرهنگی به عنوان یکی از تمایلات زیبایی شناختی به استعداد و توانایی درک و ارزش گذاری افراد بر آثار هنری اشاره دارد. این پژوهش به اثبات نظریه بوردیو در زمینه گردشگری میراث (گردشگری معماری) به عنوان بخشی از گردشگری فرهنگی که تبادلات فرهنگی جامعه میزبان را هدف قرار می دهد، می پردازد و چگونگی تأثیر ابعاد سرمایه فرهنگی بر سطوح ادراک زیباشناسانه آثار میراث (معماری) را بررسی می کند. رویکرد پژوهش کمّی و در قالب شیوه همبستگی است که با توجه به ماهیت آن، تلفیقی از راهبردهای کمّی و کیفی استفاده شد. در بخش نظری پژوهش، از شیوه تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد؛ به طوری که ابعاد سرمایه فرهنگی و سطوح ادراک زیباشناختی در معماری براساس دیدگاه بوردیو و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای شناسایی شد. در بخش میدانی پژوهش، برای دست یافتن به رابطه سرمایه فرهنگی و ادارکات زیباشناختی از آثار میراث (معماری)، براساس شاخص های بخش نظری، به گردآوری پرسش نامه پرداخته شد. تحلیل داده های به دست آمده از پرسش نامه ها، با شیوه تحلیل معادلات ساختاری (PLS) انجام شد. جامعه آماری پرسش نامه ها، گردشگران مسجد کبود تبریز و حجم نمونه 140 است. جهت اطمینان از کفایت نمونه گیری، آزمون KMO و بارتلت استفاده شد. شاخص نیکویی برازش برای ارزیابی مدل اندازه گیری شامل بارهای عاملی، روایی و پایایی متغیرها و همچنین برای ارزیابی مدل ساختاری شامل ضریب مسیر، اندازه اثر و میانگین و انحراف معیار به کار گرفته شد. یافته های پژوهش نشان دهنده تأثیر مثبت (مستقیم) و نسبتا قوی سرمایه فرهنگی بر ادراک زیباشناختی است. تأثیر مثبت و معنادار سرمایه فرهنگی بر زیبایی شناسی اجتماعی (سطوح بالاتر) و تأثیر منفی و معنادار سرمایه فرهنگی بر زیبایی شناسی فرمی (سطوح پایین تر)، تأییدی بر سلسله مراتبی بودن سطوح ادراک زیبایی شناسی است. در نهایت متغیر سرمایه فرهنگی تجسم یافته و نهادینه شده، تأثیر مثبت و غیرمعناداری بر ادراک زیباشناختی و سرمایه فرهنگی عینیت یافته تأثیر منفی و معناداری بر ادراک زیباشناختی دارد.
اشتباهات در همه سطوح تیم حسابرسی رخ می دهند و مدیریت این اشتباهات توسط حسابرسان مرتکب شونده نقش با اهمیتی در ارتقای کیفیت حسابرسی ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سازه های شخصی و سازمانی بر تمایل حسابرسان به مدیریت اشتباهات خود با در نظر گرفتن نقش متغیر تعدیلی ادراک حسابرسان از جو مدیریت اشتباه سازمانی مؤسسه حسابرسی است. جامعه آماری این پژوهش شامل حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشد. داده های مورد نیاز با استفاده از روش پیمایشی و از طریق پرسشنامه استاندارد از 178 نفر از حسابرسان در سال 1402 جمع آوری شده است. در این پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری به روش کمترین مربعات جزئی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده گردیده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها حاکی از آن است که سازه های تاب آوری، خودکارآمدی، تعهد استقلال و ادراک حسابرسان از جو مدیریت اشتباه سازمانی مِؤسسه حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری بر تمایل حسابرسان مستقل به مدیریت اشتباهات خود دارد. افزون بر این سازه ادراک حسابرسان از جو مدیریت اشتباه سازمانی مِؤسسه حسابرسی تأثیر سازه های تاب آوری و خودکارآمدی بر تمایل حسابرسان مستقل به مدیریت اشتباهات خود را تعدیل می کند. نتایج این پژوهش بیانگر این است که با افزایش تاب آوری و خودکارآمدی حسابرسان مستقل و بهبود جو مدیریت اشتباه سازمانی در مؤسسات حسابرسی می توان زمینه های بهبود کیفیت حسابرسی را فراهم نمود.
امروزه رشد صادرات و عملکرد شرکت های فعال در این حوزه یکی از عوامل مهمی است که دولت ها بر آن تأکید دارند به گونه ای که در تلاش هستند تا با طراحی و اجرای برنامه هایی، عملکرد صادراتی شرکت ها را بهبود بخشند. بر این اساس پژوهش حاضر به دنبال آن است تا عوامل مؤثر بر توسعه عملکرد صادراتی را شناسایی و دسته بندی نماید. بر این مبنا و جهت تحقق اهداف پژوهش، مدیران و کارمندان ارشد شرکت های فعال در حوزه صادرات محصولات دامپروری به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شده اند. در این مطالعه، جهت کسب داده های مناسب از پرسشنامه نیمه بسته بهره گرفته شده است. برای پاسخگویی به سوالات پژوهش از روش تحلیل اهمیت – عملکرد استفاده گردید و همچنین به روش تحلیل اکتشافی عوامل مؤثر بر توسعه عملکرد صادراتی دسته بندی گردید. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که 39 شاخص بر توسعه عملکرد صادراتی تأثیر دارند به گونه ای که می توان این عوامل را در 4 حوزه بخش بندی نمود. همچنین نتایج نشان داد که می توان با واریانس تبیین شده 298/83 درصد، شاخص های مؤثر بر توسعه صادرات را در 11 عامل دسته بندی نمود.
مسئله حجاب در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، سیر پرتلاطمی را متأثر از مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مختلف از سر گذرانده و امروز به نقطه اوج بحرانی خود رسیده است. در این میان نقش عوامل داخلی و خارجی و البته سیاست گذاری های کلان و اقدامات دولت ها حائز اهمیت است. این پژوهش پس از بررسی ادواری این مسئله از مناظر مختلف در تاریخ 45 ساله جمهوری اسلامی با رویکردی کارکردی و در چهارچوب مدل تحلیلی سوات، همچنین بر اساس سیر تاریخی موضوع، نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیدهای مطرح در مورد این مسئله را مورد بررسی قرار داده است. با بررسی و تحلیل نتایج این تحقیق به نظر می رسد که بار نقاط ضعف و تهدیدها، سنگینی محسوسی نسبت به قوت ها و فرصت ها داشته؛ با وجوداین با نگاهی چندبعدی و با در نظر گرفتن همه عوامل چهارگانه فوق می توان چشم انداز به نسبت جامعی در راستای فهم بهتر مسئله و اتخاذ راهبردهای مناسب در این زمینه فراهم نمود.
وفاق، به عنوان شعار محوری دولت چهاردهم، بدون تردید، همراه با دستاوردهای زیادی بوده است. این دستاوردها شامل مسائل مهمی در حوزه سیاست داخلی و خارجی می شود. از آن جمله، می توان به همدلی و هم زبانی در سطح داخلی و امکان گفتگو با قدرت های بزرگ و کشورهای همسایه، در راستای زدودن غبار جنگ و خشونت سیاسی و نظامی اشاره نمود. درعین حال، وفاق در ایران معاصر- و به شکل خاص در دولت چهاردهم- نیاز به آسیب شناسی دارد. هدف از این امر، شناخت هرچه بهتر ابعاد کاستی های موجود، برای رفع آن ها و ترمیم وضع موجود، است. آسیب شناسی وفاق می تواند در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی قابل بررسی باشد. علاوه بر ابهام مفهومی، مهم ترین آسیب های وفاق در این دو حوزه عبارتند از: امکان برداشت از وفاق به معنای تقسیم قدرت با رقبای سیاسی، حساس نبودن نسبت به انصاف و عدالت در ابعاد مختلف، نسبت برقرار نکردن با تحزب و نهادینه سازی دموکراسی، ابهام در مرز مسئولیت های فراملی و منافع ملی، مشخص نبودن موضع نسبت به سیاست گرایش و ابهام در دفاع از نیروهای نیابتی. این مقاله با سطح توصیفی- تحلیلی از روش استفاده از متون و مصاحبه ها بهره می برد.
اصلاحات ساختاری بودجه از مهم ترین مسائل جاری کشور در دهه نود شمسی بوده است که متأسفانه دولت ها اقدامات مناسبی برای آن انجام ندادند. وضعیت نظام بودجه ریزی در دهه نود شمسی نشان می دهد که روند درآمدهای عمومی و هزینه های جاری به صورت فزاینده بوده و در نیمه دوم دهه نود روند افزایش هزینه های جاری دولت شدتش بیشتر از درآمدهای عمومی بوده است و همین مورد موجب شده است تراز عملیاتی نیز با شدت بیشتری نزولی شود و تراز عملیاتی منفی 33 همت سال 1390 به عدد 313 همت در سال 1400 برسد. همچنین در این دهه عمده واگذاری دارایی های سرمایه ای به جای اینکه برای زیرساخت ها و پروژه های عمرانی صرف شود عمدتاً این منابع صرف هزینه های جاری و حقوق دستمزد شده است. از طرفی با توجه به کسری های شدید که در دهه نود اتفاق افتاده است، دولت همواره برای رفع کسری بودجه دست به استقراض و انتشار اوراق کرده است که روند صعودی و فزاینده آن نشان می دهد میزان حجم و رشد استقراض دولت برای پرداخت بدهی های خود به اندازه ای بوده که حدود 6 همت واگذاری دارایی های مالی در سال 1390 به حدود 370 همت در سال 1400 رسیده است که در نوع خود رکورددار است. همچنین روند کسری بودجه در دهه نود به گونه ای بوده که کسری بودجه در حد 5 همت سال 1390 به حدود 214 همت در سال 1400 رسیده است که نشان از معیوب بودن ساختار نظام بودجه در کشور است. الزامات و راهبردهایی همچون جدی گرفتن اصلاح ساختار بودجه، قطع اتکای بودجه کشور به نفت، توجه به تولید و درآمدهای مالیاتی، رعایت عدالت در تخصیص بودجه، توجه به اقتصاد مقاومتی، سیاست های کلی اصل 44 و سند چشم انداز و جذب درست، منطقی، عقلائی، عادلانه و به جا مصرف شدن بودجه، مهم ترین مؤلفه هایی است که در اصلاح ساختار بودجه باید به آن ها توجه داشت.
تمدن فعلیت یافته و عینیت بخش، ارزش های بالقوه یک مکتب است. جوشش یک تمدن از نحوه انسان سازی و جامعه پردازی آن منشعب می شود؛ مسئله اصلی آن است که آیا گفتمان توحیدی شکل گرفته در پسا انقلاب اسلامی، می تواند ظرفیت های بینشی، منشی و کنشی یک انسان در مقیاس امت- تمدن را فعال کند؟ انسانی که در مقیاس امت- تمدن تربیت می شود، قدرت تحول آفرینی در همان سان را دارد و قدرت آن را دارد که به تغییر در فرهنگ پیرامونی و مرجعیت اجتماعی و تمدنی دست یابد. برخورداری از نگاه تربیتی به سطحی از اهمیت است که به تربیت و اصلاح یک فرد انسانی، یک جامعه اصلاح می شود؛ این مقاله به دنبال آن است که نظریه تربیت وجودی را در قالب گزاره های سازواری ارائه نماید و نسبت آن را در فرایند تمدن سازی واکاوی کند. در این منظر تربیت وجودی دارای ویژگی های زیر است؛ اولاً، در آن توجه به وجه «یلی الربی» و وجودی عالم و آدم می شود، ازاین رو «عالم» را «خلقت» و «آدم» را «خلیفه» الهی می یابد. ثانیاً، بر اساس آن انتقالات مفهومی و دلالی صرفاً زمینه ساز بوده و اکتفا و توقف بر آن بی معنا است و در آن بر وجه درک حضوری و قلبی انسان تأکید می شود، ازاین رو به پردازش های ذهنی اکتفا نشده و حصول نتیجه مؤثر از وحدت، وصول و بلوغ به واقعیت و کمالات وجودی است. ثالثاً، هدف از تربیت وجودی، تشبه، مشاکلت و تناسب وجودی با مبدأ وجود و آگاهی است، ازاین رو خداوند و کمالات او را مقوم وجودی خویشتن وجدان می کند و در آن تمکن می یابد. رابعاً، فرایند تربیت وجودی، فرایندی تهذیبی، مشارکتی و پرورش موقعیت محور است که در آن با انجام ارتیاض و ممارست های جسمی و روحی در مناسک عبادی و مراقبت های اخلاقی و همچنین مبتنی بر طریق معرفت و توجه به نفس، منجر به اشتداد ظهور نور طینت و مفطورات هستگانی انسان از غواشی و تعینات خَلقی و خُلقی می شود.
با کاربست روی کرد رئالیسم انتقادی و گردآوری داده با تکنیک تحلیل محتوای کیفی، نوشتار کنونی به بررسی امر سیاسی و مؤلفه های آن در سروده های فروغ فرخزاد (اشعار اسیر، دیوار، عصیان، تولدی دیگر، ایمان بیاوریم به فصل سرد) می پردازد و نشان می دهد که چندوچون بستر سیاسی و اجتماعی بر آفرینش و چگونگی ساختاردهی اثر ادبی نقش پررنگی دارد. از دریچه ی رئالیسم انتقادی می توان گفت فروغ پرورده ی زمانه ی خویش است و سروده های وی پیوندی ناگسستنی با بافت اجتماعی و سیاسی دارند. از این دریچه نگاه برانداز درانداز فروغ به امر سیاسی آشکار می گردد؛ یعنی وی همچون کنش گری شورنده در برابر کارکرد ساختِ سیاسی و اجتماعی می شورد و می کوشد با درهم شکستن بنیادهای آن به سوی رهایی و آزادی بگریزد. چنین گریختنی سویه ی دراندازانه ی سروده های فروغ را نمایان می سازد. با آگاهی گستری، او در نگاشته های خویش درانداختن بنیادهای زیستی دگرگونه را دنبال می کند، زیستی تهی از استبداد، مردسالاری، نابرابری، و ... ..
جنوب غرب آسیا و شمال اقیانوس هند از مناطق مهم و استراتژیک جهان هستند که به لحاظ ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک اهمیت بالایی دارند. آنچه که قابل توجه است جمهوری اسلامی ایران به لحاظ دریایی از موقعیت مناسبی در این مناطق برخوردار است. لذا، این موقعیت موجب شده ایران نسبت به مناطق جنوب غرب آسیا و شمال اقیانوس هند بی تفاوت نباشد و تحولات مناطق مذکور را رصد کند. سوالی که در این پژوهش مطرح می شود این است که راهبرد دریایی ایران در جنوب غرب آسیا و شمال اقیانوس هند چیست؟ در پاسخ به این سوال نویسنده با تاکید بر روش تحقیق کیفی و روش توصیفی- تحلیلی بیان می دارد که باتوجه به سیاست های کلی توسعه دریامحور راهبرد دریایی ایران سلطه گرایانه نیست، بلکه راهبرد صلح گرایانه و همکاری جویانه می باشد. برای اجرایی سازی این راهبرد، ایران از دو فرصت حمل و نقل و انرژی برخوردار است که از این طریق اعتبار دریایی گسترش پیدا کرده و زمینه ساز قدرت دریایی برای کشور خواهد شد. با وجود این، از اصلی ترین اهداف رقبای ایران، در انزوا قرار دادن کشور است. آنان بدنبال این هستند تا جمهوری اسلامی از دو فرصت مذکور استفاده نکند تا کشور در تنگنای اقتصادی و عدم مقبولیت جهانی قرار بگیرد و در نهایت این امر موجب کاهش حضور ایران در دریا می شود. همچنین، عرصه را برای سایر نیروهای منطقه ای و فرامنطقه ای فراهم می کند. بنابراین، راهکار حضور قدرتمند ایران در دو بخش حمل و نقل و انرژی از طریق فعال کردن بندر چابهار و توجه به نیازهای انرژی منطقه و فرامنطقه ای است.
بعد از انقلاب اسلامی دولت سعی کرد با تدوین و اجرای سیاست های توزیعی و باز توزیعی از طریق نهادهای دولتی و حکومتی از میزان شکاف طبقاتی و نابرابری بکاهد. این تحقیق به دنبال پاسخ به این پرسش است چه رابطه ای میان عدالت ادراک شده دانشجویان از نتایج سیاست های توزیعی و باز توزیعی و مشارکت سیاسی آن ها وجود دارد. از این رو سعی شد تا حجم نمونه از جامعه آماری دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه های تهران، علامه طباطبائی و تربیت مدرس انتخاب شود. در این تحقیق از روش پیمایشی و ابزار پرسش نامه جهت جمع آوری و نرم افزار SPSS برای تحلیل داده ها بهره گرفته شده است. فرضیه تحقیق بر این مدعا استوار است که احساس بی عدالتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه های تهران، علامه طباطبائی و تربیت مدرس از نتایج سیاست های توزیعی و باز توزیعی موجب انفعال و بی تفاوتی سیاسی و کاهش تمایل آن ها برای مشارکت سیاسی در سطوح مختلف شده است. نتایج نشان می دهد که ادراک افراد از وضعیت توزیع و باز توزیع ناعادلانه است و سیاست های توزیعی و باز توزیعی را ناکارآمد تلقی می کنند و از این رو بخش زیادی از دانشجویان در بعد رفتاری که شامل شرکت در انتخابات، حمایت از جناح سیاسی، راهپیمایی، اعتراض و ... می شود، دچار بی تفاوتی سیاسی شده اند.