تحلیل نقش پیکره بندی فضاهای آموزشی بر تجربه زیسته دانش آموزان (مطالعه موردی: مدارس ابتدایی در اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیکره بندی غالب فضاهای آموزشی منجر به ایجاد فضاهای سلول وار کلاس ها گردیده است که فاقد سازگاری لازم با تجربه زیسته دانش آموزان بوده و بی انگیزگی و خستگی آن ها را در امر آموزش به همراه دارد. این در حالی است که طبق نظریه تولید فضا، کاربران باید قادر باشند تا بر اساس ادراک های خود و با به فعلیت درآوردن نیازها و انگیزه هایشان، فضایی را با عملکردهای مطلوب خود تولید و بازتولید کنند. از این رو فضای مذکور باید بستر کالبدی مناسبی را برای تجربه افراد فراهم آورده و با برخورداری از مرزها و قلمروها، تمایزات فضایی را رقم بزند. هدف از پژوهش حاضر بهبود کیفیت رابطه پیکره بندی فضاهای آموزشی با تجارب زیسته دانش آموزان است تا در نتیجه آن بتوان راهکارهایی کاربردی را برای ارتقاء کیفیت رابطه انسانی دانش آموزان با محیط مدرسه شان به دست آورد. روش شناسی مقاله حاضر مبتنی بر راهبرد آمیخته کیفی و کمی می باشد و یافته های پژوهش با بهره گیری از مصاحبه گروه متمرکز، مشاهده و شبیه سازی ساختار فضایی سه مدرسه مورد مطالعه در نرم افزار دپس مپ1 به دست آمده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ویژگی های پیکره بندی فضاییِ مؤثر بر 1. فعالیت های جمعی؛ 2. خوانایی بنا؛ 3. خودمانی بودن؛ 4. عناصر حسی-محیطی؛ 5. عوامل طبیعی و فضای باز؛ 6. آسایش فیزیکی و اقلیمی و 7. فعالیت های متنوع می تواند بر ارتقاءکیفیت رابطه دانش آموزان با محیط و افزایش تجربه زیسته آن ها تأثیرگذار باشد.