ریحانه نیک روش

ریحانه نیک روش

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

تحلیل نقش پیکره بندی فضاهای آموزشی بر تجربه زیسته دانش آموزان (مطالعه موردی: مدارس ابتدایی در اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته پیکره بندی فضا اصفهان مقطع ابتدایی فضاهای آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : 0
پیکره بندی غالب فضاهای آموزشی منجر به ایجاد فضاهای سلول وار کلاس ها گردیده است که فاقد سازگاری لازم با تجربه زیسته دانش آموزان بوده و بی انگیزگی و خستگی آن ها را در امر آموزش به همراه دارد. این در حالی است که طبق نظریه تولید فضا، کاربران باید قادر باشند تا بر اساس ادراک های خود و با به فعلیت درآوردن نیازها و انگیزه هایشان، فضایی را با عملکردهای مطلوب خود تولید و بازتولید کنند. از این رو فضای مذکور باید بستر کالبدی مناسبی را برای تجربه افراد فراهم آورده و با برخورداری از مرزها و قلمروها، تمایزات فضایی را رقم بزند. هدف از پژوهش حاضر بهبود کیفیت رابطه پیکره بندی فضاهای آموزشی با تجارب زیسته دانش آموزان است تا در نتیجه آن بتوان راهکارهایی کاربردی را برای ارتقاء کیفیت رابطه انسانی دانش آموزان با محیط مدرسه شان به دست آورد. روش شناسی مقاله حاضر مبتنی بر راهبرد آمیخته کیفی و کمی می باشد و یافته های پژوهش با بهره گیری از مصاحبه گروه متمرکز، مشاهده و شبیه سازی ساختار فضایی سه مدرسه مورد مطالعه در نرم افزار دپس مپ1 به دست آمده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ویژگی های پیکره بندی فضاییِ مؤثر بر 1. فعالیت های جمعی؛ 2. خوانایی بنا؛ 3. خودمانی بودن؛ 4. عناصر حسی-محیطی؛ 5. عوامل طبیعی و فضای باز؛ 6. آسایش فیزیکی و اقلیمی و 7. فعالیت های متنوع می تواند بر ارتقاءکیفیت رابطه دانش آموزان با محیط و افزایش تجربه زیسته آن ها تأثیرگذار باشد.
۲.

ارائه الگوهای اجتماع پذیری فضاهای آموزشی با تکیه بر اصول سازنده گرایی و تولید فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تولید فضا فضاهای آموزشی سازنده گرایی اجتماع پذیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۳۳
رواج فضاهای آموزشی همخوان با شیوه آموزشی معلم محور موجب عدم بهبود و سازگاری این فضاها با شیوه آموزشی دانش آموزمحور شده است. در واقع، انتقال نظام آموزشی از آموزش گرایی به سازنده گرایی نیازمند گرایش بیشتر معماران به فراهم کردن بستری برای رخداد تعاملات اجتماعی با گونه های فضایی و روابط جدید است. مقاله حاضر با هدف دستیابی به اصول تولید اجتماعی و معیارهای ارزشیابی فضاهای آموزشیِ همخوان با شیوه یادگیری سازنده گرا بر این فرض استوار است که با بهره گیری از رویکرد سازنده گرایی و اتکا بر نظریه های تولید اجتماعی فضا می توان به گونه هایی مشخص از فضامندی مدارس دست یافت که در طی آن تعاملات کودکان و مشارکت فعال آن ها در یادگیری منجر به افزایش انگیزه آن ها در امر تعلیم و تربیت می شود. این مقاله کیفی و بین رشته ای از لحاظ هدف بر شیوه توسعه ای و از منظر روش بر مبنای تحقیقات توصیفی تحلیلی استوار است. لذا، با استفاده از یک چارچوب تحلیلی از مجموعه نظریه ها، فضاهای آموزشی سه مدرسه که به طور هدفمند انتخاب شده اند، با توجه به قابلیت های فضایی اجتماعی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش با شناسایی پنج گونه از فضاهای آموزشی به الگویی از ساختار فضایی مناسب شامل مجموعه کلاس، فضای عمومی و فضای مشترک برای کاربرد روش آموزشی سازنده گرا و در نتیجه افزایش تعاملات اجتماعی دانش آموزان دست یافته است. در واقع، اگر کلاس های رایج به نوعی نماینده مفهوم قدرتِ برخاسته از نظریه لوفور و فوکو باشند، ساختار ارائه شده گونه ای از تبدیل پذیری و سیالیت فضایی را پیشنهاد داده که به رغم مفهوم انعطاف پذیری با پلان کاملاً باز می تواند از هرج ومرج فضا جلوگیری کند.
۳.

بازشناسی عوامل مؤثر بر فضای بازنمایی کودکان با تکیه بر نقاشی های آن ها (مطالعه موردی: فضاهای آموزشی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای بازنمایی کودکان نقاشی فضای آموزشی تولید فضا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۵ تعداد دانلود : ۴۱۲
هدف از این تحقیق شناسایی عوامل کالبدی و غیرکالبدی مؤثر بر تجربه مطلوب دانش آموزانِ مقطع ابتدایی از فضاهای آموزشی شهر اصفهان است که از نظر موضوع مورد پژوهش و ماهیت تجربیات زیسته کودکان از حضور در فضاهای آموزشی نوآورانه می باشد. روش شناسی مقاله حاضر مبتنی بر راهبرد آمیخته است که تصاویر ذهنی و تجارب زیسته دانش آموزان با استفاده از روش طراحی- ترسیمی و نقاشی های آن ها به دست آمده است. با توجه به وجود یکپارچگی فاعل شناسایی و موضوع شناسایی در این روش، می توان آن را شیوه ای مناسب برای بازنمایی و فهم تجربه زیسته کودکان دانست. در مجموع تعداد 192 نقاشی با روش کدگذاری باز طبقه بندی گردیدند و به روش تحلیل عاملی اکتشافی با نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که پنج عامل اصلی بر تجربه زیسته و تصویر ذهنی دانش آموزان از فضای آموزشی مؤثر است که به ترتیب اولویت شامل 1. تأکید بر خوانایی بنا؛ 2. اشاره به انواع فعالیت های متنوع 3. تأکید بر سیمای کلی بنا؛ 4. توجه به عوامل طبیعی و فضای باز و 5. توجه به جزئیات محرک های محیطی- حسی می باشند.
۴.

بازشناخت جایگاه خیال در معماری با تکیه بر مثنوی معنوی

کلیدواژه‌ها: خیال ادراک خیالی معماری مولوی مثنوی معنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۰ تعداد دانلود : ۵۹۹
ادراک خیالی یکی از مراتب ادراکی محسوب می شود که هنرمندان با تکیه بر آن به خلق و آفرینش آثار هنری می پردازند؛ در واقع، خیال مرتبط با حواسی دانسته شده که به هنرمند، در جریان خلاقیت هنری، بُعدی ذهنی می بخشید. پژوهش حاضر برآن است تا با روش توصیفی تحلیلی و تکیه بر آراء اندیشمندان در زمینه ادراک خیالی و به خصوص با بهره گیری از اندیشه مولوی در مثنوی معنوی به شناخت ابعاد گوناگون خیال و نقش آن در خلق آثار معماری بپردازد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که کشف صورت های خیالی و تخیل صورت نهایی آثار، لازمه تحقق فعل خارجی آن ها می باشد. در این میان معماری دارای ذاتی هنری بوده، لذا بر تصور و تخیل معمار متکی است و از عمق ذهنیات وی برمی آید. معماران در مراحل مختلف روند طراحی از جمله خلق دست نگاره های خیالی، با بهره مندی از پرواز ذهن و رهایی فکری در عالم خیال، کیفیت آثار معماری را بررسی می کنند و بستر شکل گیری ماهیت کالبدی طرح را فراهم می نمایند.
۵.

بازشناسی جایگاه روح مکان در طراحی فضای کودکان؛ بر مبنای آراء پدیدارشناختی نوربرگ شولتز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کودک پدیدارشناسی میان رشته ای روح مکان نوربرگ شولتز

تعداد بازدید : ۱۷۴۰ تعداد دانلود : ۸۳۲
کریستین نوربرگ شولتز در تبیین نظریات خود در رابطه با پدیدارشناسی معماری، وامدار اندیشه های مارتین هایدگر بوده و یکی از راهکارهای هویت بخشی به مکان را ایجاد محیط های واجد معنا دانسته است. شولتز را می توان از جمله نظریه پردازانی به شمار آورد که پس از گیدئون، به ایجاد نگرش های نوین در معماری پرداخت و توجه به دیگر زمینه های علمی را لازمه دستیابی به ماهیت واقعی معماری دانست. در واقع رویکرد پدیدارشناسی را می توان یکی از گونه های میان رشته ای دانست که در راستای تبیین هستی و معرفت در دیگر زمینه ها همچون طراحی فضاهای مختلف گام برمی دارد. بر این اساس تأکید بر گرایش ها و مطالعات میان رشته ای می تواند شناخت و فهم موضوعات چندوجهی را میسر نموده و با بررسی راهکارهای گوناگون، بسط و گسترش علمی ابعاد مسئله را امکان پذیر سازد. مقاله حاضر در رویکردی میان رشته ای و پدیدارشناسانه و با تأثیرپذیری از نظریه های نوربرگ شولتز، به بررسی مفهوم مکان و فضا و لزوم توجه به آن در فضاهای کودکان پرداخته است. در این میان ابتدا شناخت مختصری راجع به کتاب نوربرگ شولتز در رابطه با رویکرد پدیدارشناختی به دست آمده و با بررسی ایده های دیگر نظریه پردازان، نتایجی پیرامون اهمیت القاء مفهوم روح مکان در فضاهای معماری حاصل می شود. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از ابزار گردآوری اطلاعات، همچون مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، سعی شده است تا مفاهیم و اصول مرتبط با ارتقای کیفیت فضاهای کودکان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. بر این اساس می توان گفت، معانی، فرهنگ و تاریخ یک مکان از جمله عوامل هویت بخش آن بوده که باعث ایجاد خاطرات و حس تعلق افراد به مکان و در نتیجه شکل گیری شخصیت افراد در دوران کودکی می گردد. لذا یکی از وظایف اصلی معماران امروز، ایجاد معانی در فضاهای کودکان و یادآوری سنت ها و هویت فرهنگی آن ها از این طریق می باشد، تا در نتیجه آن کودکان بتوانند ارتباطی تنگاتنگ میان گذشته، حال و آینده خود برقرار نمایند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان