جرایم ارتکابی علیه حوزة اخلاق همانند جرایم علیه حوزه های دیگر همچون اقتصاد، حیثیت معنوی، سلامت جسمی می تواند به صورت فردی یا گروهی و سازمان یافته ارتکاب یابد که طبیعتاً سازمان یافتگی در این حوزه ها سبب اعمال مجازات های شدید تر برای مرتکبان خواهد بود. در حوزة اخلاق، بواسطة نبود یک بخش یا باب خاص جهت جرم انگاری جرایم مخصوص و ناظر به این حوزه، تفکیک مشخصی بین ارتکاب فردی یا سازمان یافته جرایم پیش گفته مشاهده نمی شود که البته این امر مخصوص این حوزه نیست واین خلا در سایر حوزه های پیش گفته نیز قابل مشاهده می باشد و این در حالی است که ممکن است سازمان یافتگی در این حوزه همراه با قصد براندازی نظام اسلامی و اخلال در مبانی و پایه های آن باشد.
علی رغم عدم وجود عنوان خاص جهت این جرایم در منابع فقهی و قوانین موضوعه، بحث از امکان تسری عناوین مصطلح فقهی به این گونه جرایم، امری است ممکن و بلکه الزامی تا جرایمی در این سطح و با این انگیزه، با عکس العمل و مجازات شایسته مواجه شود. در میان عناوین فقهی، محاربه وافساد فی الارض را می توان بیش از دیگر عناوین مصطلح فقهی همچون بغی و اشاعة فحشاء، در مظان تسری به جرایم پیش گفته دانست که البته این امر مستلزم تعیین رابطة این دو عنوان با هم می باشد. در اینجا دو احتمال که بیشتر مورد اشارة فقها قرار گرفته اند، استقلال دو عنوان از هم یا تساوی آن ها با هم می باشد که در هر دو حالت، روایات متعدد و نظریات فقهای متقدم و متأخر حاکی از آن است که این دو عنوان چه به صورت مستقل و جداگانه و چه به صورت متحد و هم مصداق، قابل تسری به جرایم علیة اخلاق در صورت سازمان یافتگی و با قصد براندازی نظام اسلامی می باشد.
زمینه: همه شاخه های علوم، در آغاز به صورت تجربه و مهارت بوده اندک و با پشتوانه چند هزار مقاله و صدها کتاب، به عنوان یک رشته از علوم، قانونمند و دانشگاهی شدند. باید به فکر بود که کلیه علوم، به ویژه دانشهای تجربی که شتاب پیشرفت فزاینده ای دارند، در یکصد سال آینده در چه جایگاهی خواهند بود؟ملاحظات اخلاقی، می توانند به عنوان یک عامل بازدارنده بسیار موثر از کجروی و آسیب رسانی شاخه هایی از علوم که برخی از آنها شاید هنوز پا به عرصه نگذاشته اند، بکاهد. در ملاحظات اخلاق آکادمیک چارچوبهایی تعریف شده اند ولی هیچ کدام از این دستورالعملها کاربرد مطلق ندارند، بلکه آمیخته ای از آنها از سوی اهل علم پذیرفته شده اند.نتیجه گیری: در این نوشتار، ارزشها و ضد ارزشها (آداب و آفات) در مناسبات دانشگاهی در قالب دو جدول (مجموعه نظرات مرتن و میتروف و دیگران)، ارایه شده اند که می توانند مقایسه، داوری و انتخاب رفتارهای مناسب و اخلاقی علمی را آسانتر نمایند.
زمینه: دو پدیده اصول اخلاقی و مسوولیتهای اجتماعی در نهاد فرد و سازمان به امانت گذارده شده است و بازتابی از مظهر موجودیت آنها است. گذشته از این، گروههای ذی نفع خارجی هم می توانند بر استانداردها یا معیارهایی که اصول اخلاقی و مسوولیتهای اجتماعی نامیده می شوند، اثر بگذارند. اخلاق کسب و کار و مسوولیت اجتماعی بنگاه از جمله مباحثی است که امروزه سازمانها جهت رعایت حقوق اقشار جامعه، محیط و طبیعت بایستی مدنظر داشته باشند. هدف این مقاله بررسی نقش اخلاق کسب و کار بر مسوولیت اجتماعی بنگاه از دیدگاه تولیدکنندگان در صنعت قطعه سازی خودرو استان آذربایجان شرقی است.روش کار: در این مقاله ابتدا مروری بر ادبیات موجود در زمینه اخلاق کسب و کار و مسوولیت اجتماعی بنگاه شده است. سپس برای بررسی تاثیر اخلاق کسب و کار بر مسوولیت اجتماعی بنگاه از یک مطالعه میدانی بهره گیری شده است. جامعه آماری این تحقیق روسای 175 شرکت قطعه ساز عضو انجمن قطعه سازان خودرو تبریز می باشد که با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه، تعداد 50 نفر به عنوان حجم نمونه آماری مشخص گردیده اند. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه استفاده شده است که روایی پرسشنامه ها به صورت صوری و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و روش بازآزمایی به دست آمده است. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل رگرسیون استفاده شده است.نتیجه گیری: نتیجه بررسیها نشان می دهد که اخلاق کسب و کار بر مسوولیت اجتماعی بنگاه تاثیر دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که جهت ارتقای مسوولیت اجتماعی بنگاهها، اخلاق کسب و کار در سازمانها تقویت گردد.
پس از کتاب معروف کارل پوپر در زمینه فلسفه سیاسی و در حمایت از آموزههای لیبرال با عنوان «جامعه باز و دشمنانش»، مشهورترین نظریه از جان رالز، استاد فلسفه سیاسی دانشگاه هاروارد است که در کتابی با عنوان «نظریه ای در باب عدالت» در سال 1971 منتشر شد. این کتاب دربرگیرنده مقالات چندی است که نهایتاً به شکل یک کتاب عرضه شده و مخاطبان پرشماری در دانشگاه و مجلات تخصصی، به ویژه در کشورهای انگلیسی زبان یافته است. کتاب رالز، بر اساس رهیافت اخلاقی- سیاسی به چالش با مباحث رایج، از جمله دیدگاه سودگرایان پرداخت. رالز از نظریات جان استوارت میل، دیوید هیوم و بحث اخلاقی سیجویک که مباحثی کاملاً رایج و جا افتاده محسوب میشد، فراتر رفت و بر اساس سنت اخلاقی قرار دادگرایی، نظریه وظیفه گرایی کانت و فلسفه حق هگل به طراحی نظریه خود پرداخت و مجدداً مفاهیم هنجاری را در سنت فلسفه سیاسی غرب احیا نمود. کتاب «نظریه عدالت» به واسطه استناد وسیع به علوم مختلف اجتماعی، مخاطب های بسیاری را به خود جلب کرد. این نظریه خوانندگان وسیعی از رشته های مختلف، از روانشناسی گرفته تا اقتصاد و مباحث اخلاقی پیدا کرد. مبحث انتخاب شده از آن جهت است که رالز بارها در کتابش نظریه خود را کانتی خوانده و نامی از هگل نیاورده است، در این مقاله بر زوایای پنهان تاثیر فلسفه حق هگل در نظریه او و همچنین بر نظرهای برخی مفسران رالزدرباره این تاثیر پذیری، متمرکز خواهیم شد.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه ترکیبی (رابطه چند گانه) ارزش های سازمانی، رهبری اخلاق مدار و ارزش های اخلاقی با استرس و فرسودگی هیجانی به مرحله اجرا درآمد. جامعه آماری پژوهش را کارکنان شرکت سهامی ذوب آهن در پائیز 1388 (حدود 7000 نفر) تشکیل داده اند. از بین جامعه آماری فوق الذکر، 385 نفر به شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم از معاونت های این شرکت نمونه گیری شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ارزش های سازمانی (با 40 سؤال و پنج خرده مقیاس بنام های ارزش های اخلاقی رشدی و انسانی، ارزش های روابط انسانی و مشارکت، ارزش های معطوف به کیفیت و مشتریان، ارزش های اجتماعی برون سازمانی و ارزش های حمایتی ـ اقتصادی)، پرسشنامه رهبری اخلاق مدار با 9 سؤال، پرسشنامه ارزش های اخلاقی همکارانه با 4 سؤال، پرسشنامه استرس شغلی با 15 سؤال و پرسشنامه فرسودگی هیجانی با 9 سؤال بودند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام برای استرس شغلی نشان داد که به ترتیب رهبری اخلاق مدار (274/0 ـ =)، ارزش های معطوف به کیفیت و مشتریان (297/0 ـ =)، ارزش های حمایتی ـ اقتصادی (127/0 =) و ارزش های اجتماعی برون سازمانی (119/0 =) دارای توان پیش بین معنادار (01/0 P< و 05/0 P<) هستند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون گام به گام برای فرسودگی هیجانی نشان داد که بترتیب رهبری اخلاق مدار (248/0 ـ =)، ارزش های اخلاقی همکارانه (156/0 ـ =)، ارزش های معطوف به کیفیت و مشتریان (145/0 ـ =) و ارزشهای حمایتی ـ اقتصادی (109/0=) دارای توان پیش بینی معنادار (01/0 P< یا 05/0 P<) هستند.
اشاعره در تبیین مسألهی خیر و شر، عقل را ناکارآمد میدانند و بر خلاف معتزله و امامیه، حُسن و قبح عقلی افعال اخلاقی را انکار مینمایند. انکار حُسن و قبح عقلی، ریشه در جبرگرایی این فرقه ی کلامیدارد؛ چرا که با اعتقاد به جبر، پای عقل در میدان تمیز خیر و شر، بسته خواهد شد. از طرف دیگر، این نگاه جبرگرایانه، ریشه در استنباط نادرست اشاعره از برخی آیات کلام الله مجید دارد. آنان این آیات را مستمسک خویش قرار داده و از طریق آن به طرح این موضوع پرداخته اند که انسان در افعال خویش، واجد اراده و اختیار نیست.
جبرگرایان با استفاده از این آیات، بر این اعتقاد رفته اندکه خدا خالق افعال انسان است، اوست که آدمیرا هدایت یا گمراه میکند، و افعال انسانی، جز حاصل ارادهی او نیست. از طرفی، علم خداوند، ازلی و ابدی است؛ بنابراین، اگر انسان دارای اختیار باشد و بتواند چیزی را انتخاب کند که علم ازلی خداوند به آن تعلّق نگرفته است، علم الهی مبدّل به جهل میگردد.
در این مقاله، ضمن اشاره به مبحث حُسن و قبح عقلی اخلاق و مسألهی جبر و اختیار، شماری از این آیات کریمه، مطرح گردیده و به اختصار، بررسی و تدقیق فلسفی شده است تا در حد امکان، بطلان سخن اهل جبر در فهم این آیات، آشکار گردد.
در این مقاله سعی شده که نسبت بین اخلاق لویناس و اخلاق کانت در قالب تفاوت ها و تشابه های موجود بین اخلاق این دو متفکر مورد بررسی قرار گیرد. این مقاله دو بخش دارد. در بخش اول به وجوه اشتراک اندیشة اخلاقی لویناس و کانت تحت عنوان «تقدم عقل عملی» و «احترام به شأن انسانی» مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده شده که فلسفة لویناس و کانت حامل روح اخلاقی مشترکی اند. این روح در نظام فلسفی هردو حضور دارد. در بخش دوم به وجوه افتراق اشاره شده که از جمله آنها می توان به خودآیینی اخلاق کانت در مقابل دیگرآیینی اخلاق لویناس اشاره نمود. علاوه بر این در اخلاق لویناس احساس و عاطفه جایگزین عقل کانتی می شود. همچنین سوژة اخلاقی کانت ماهیتاً غیر از سوژة اخلاقی لویناس است. سوژه کانتی سوژة خودآیین و مختار و عقلانی است و سوژه لویناس در وهله اول در برابر دیگری و چهره او مسئول است. بنابراین می توان گفت که هم لویناس و هم کانت در نظام فلسفی خود یک رسالت بزرگ را برعهده دارند و آن رسالت اخلاقی است.
زمینه: هیچ شکی نیست که امروز اخلاق در اقتصاد، بازرگانی و صنعت یک موضوع اساسی است. در بین حوزه های عملیاتی بازرگانی، بازاریابی و فروش بیشتر مورد انتقاد اخلاقی واقع شده اند. کارکنان خدمات پس از فروش تحت نظارت دایم و مستقیم نیستند. لذا توسط هزاران فرصت که ناشی از موقعیتشان است، با وسوسه های بیشتری جهت انجام رفتار غیر اخلاقی مواجهه می شوند. تصمیمات کارکنان برای رفتار کردن به صورت اخلاقی یا غیر اخلاقی توسط عوامل فردی و سازمانی گوناگونی تحت تاثیر قرار می گیرد. در این تحقیق این عوامل تحت عنوان عوامل تعیین کننده رفتار اخلاقی فردی و حرفه ای در تعمیرکاران شرکتهای ایران خودرو و سایپا مورد مطالعه قرار گرفته است. عوامل فردی مورد بررسی شامل سن، تحصیلات و ارزشهای اخلاقی و عوامل سازمانی نیز شامل نظام پاداش و تنبیه، جو اخلاقی سازمان و ترک خدمت می باشد.روش کار: با توجه به ماهیت پژوهش، روش تحقیق در آن توصیفی و از نوع همبستگی است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه 19 سوالی استفاده شده است. برای پاسخ به سوالات مطروح 165 نفر از تعمیرکاران نمایندگیهای مجاز ایران خودرو و سایپا در شیراز به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و تعیین کننده های رفتار اخلاقی با کمک آنها مورد آزمون قرار گرفت.یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که ارزشهای اخلاقی، نظام پاداش و تنبیه، جو اخلاقی سازمان و ترک خدمت، تعیین کننده های مهم رفتار اخلاقی هستند درحالی که سن و تحصیلات رابطه معناداری با رفتار اخلاقی نداشتند.نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحقیق ضروری است مدیران سازمانها با تاکید بر عوامل فردی و سازمانی جهت ارتقای رفتار اخلاقی فردی و حرفه ای تلاش نموده و سازوکارهایی برای بهبود و تقویت آن در پیش گیرند.
استاد مطهری در میان گرایش ها و نظریات گوناگون در گستره مکاتب اخلاقی، به پرستش الهی به عنوان بنیاد اساسی مکتب اخلاقی اسلام معتقد است. مبنای دیدگاه فوق از نظر ایشان این است که هر گونه کار اخلاقی عبادت خداست حتی اگر شخص به آن توجه نداشته باشد.
پرستش از نظر استاد دارای دو جنبه است باطنی یعنی سیر انسان از خلق به خالق و ظاهری عبارت است از نوع آداب و اعمالی که باید پرستش به آن شکل صورت گیرد.
در این مقاله پس از تبیین هویت معرفتی و حکمت های اخلاقی و تربیتی پرستش، جنبه های معیاری آن، کنکاش خواهد شد و در نهایت به صورت مورد پژوهانه، مبانی معرفت شناسانه نظریه پرستش، مورد بحث قرار خواهد گرفت.
در ادامه اثبات خواهد شد که نظریه پرستش با توجه به دارا بودن مولفه های لازم عقلی و نقلی، می تواند یک مکتب اخلاقی - منطقی و معتدل باشد
در این زمانة فرو ریختگی فیزیکی و فضای تقابل و رویارویی میان باورهای بشری و الهی، مبنا قرار دادن ساحت های گوناگون ارزش های اخلاقی در گسترة مباحث مهدوی، به کار آمدی آموزه های اسلامی و به خصوص شیعی در این روی آورد میانجامد.
تحلیل جامع وخرد ورزانه مبتنی بر عقل و وحی، عرصه های معرفتی بنیادینی را در این باره برروی ارباب دانش و بینش خواهد گشود.
در این میان، گفته های امام رضا علیه السلام در جایگاه وحی بیانی درباره مرام و رفتار اخلاقی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و منتظران او در فضای عمومی جامعه دینی، حقایقی ناب را به دوستداران و باورمندان به دولت مهدوی ارائه میکند.
در این پژوهش به دور از تأویل و تحویلینگری ناصواب، سعی شده است با تبیینی علمی، برخی از سخنان امام رضا علیه السلام در مساله اخلاق مهدوی طرح وبررسی گردد.
عدالت محوری، ساده زیستی، تواضع، توجه به عبادت و نماز و انتظارفرج، ارزش های اخلاقی مورد بحث در پژوهش پیش رو هستند.
به دلیل گسترش و توسعه صنعت و فناوری، تصمیمات یک مهندس می تواند به طور مستقیم بر زندگی روزمره انسانها اثر بگذارد. از آنجا که مشاغل به سمت حرفه ای شدن پیش می روند، مقابله با تعارضهای اخلاقی و گرفتن تصمیمات منطبق با اخلاق مهندسی در حرفه ای بودن یک مهندس بسیار مهم است. مهندسان معمولاً به صورت گروهی با مهندسان دیگر یا وابسته به سازمانها یا شرکتها کار می کنند و کمتر به صورت فردی فعالیت دارند؛ به همین دلیل، باید از یک سری قواعد و قوانین سازمانی پیروی کنند که پایبندی به اخلاق سازمانی را برای مهندسان لازم می کند. پایبندی و تعهد به اخلاق حرفه ای و سازمانی افراد نسبت به یکدیگر تفاوت دارد و به همین دلیل است که با وجود برخی قوانین و مقررات حرفه ای یکسان در یک رشته، آثار و تبعات عملکرد حرفه ای یا سازمانی مجریان در جوامع مختلف تفاوت دارد؛ یعنی با وجود آنکه الگوی عمل مهندسان یکسان است، ولی بسته به نوع تفکرات و پایبندی یک فرد به ارزشها و مبانی اخلاقی عملکرد و نتایج مهندسان تفاوت پیدا می کند و اختلاف در اصول و مبانی اخلاقی و تربیتی افراد در عملکرد حرفه ای و سازمانی آنان تأثیر می گذارد، به طوری که نمی توان منکر باورهای عقیدتی و اجتماعی و سازمانی یک مهندس در عملکرد نهایی وی بود. بنابراین، علاوه بر اخلاق حرفه ای و اخلاق سازمانی، مبانی اخلاق که در مذهب، فلسفه، فرهنگ بومی، سنت، خانواده و ملیت ریشه دارد، در اخلاق مهندسی تاثیر مستقیم دارد و از ارکان آن محسوب می شود.