آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۷۸

چکیده

پژوهش حاضر با هدف واکاوی نگرش دانشجویان دکتری علوم سیاسی به اثربخشی این رشته در حل مسائل کارکردی ایران انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک و با رویکرد کیفی به بررسی عمیق تجارب و دیدگاه های دانشجویان پرداخت. جامعه مورد مطالعه شامل دانشجویان دکتری علوم سیاسی (دانشگاه های دولتی شهر تهران) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، 18 نفر از آن ها مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. تحلیل داده ها منجر به شناسایی هفت مضمون اصلی شکاف تئوری-عمل، چالش های تحقیقاتی و روش شناختی، همکاری میان رشته ای، انزوای آکادمیک، مهارت های تفکر انتقادی، نقش علوم سیاسی در سیاست گذاری و موانع تأثیر میدانی شد. یافته های پژوهش نشان داد که برنامه های درسی علوم سیاسی در ایران با چالش های ساختاری متعددی مواجه است که کارآمدی این رشته را در پاسخگویی به نیازهای واقعی کشور محدود می کند. مهم ترین این چالش ها شامل عدم انطباق آموزش ها با شرایط بومی، محدودیت های پژوهشی، تأثیر تحریم ها، روش های سنتی تدریس و عدم تعادل بین مسائل داخلی و بین المللی است. این پژوهش نشان می دهد که علوم سیاسی در ایران جهت رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب نیازمند تحولی بنیادین است؛ تحولی که مستلزم بازاندیشی عمیق در مبانی نظری، روش شناختی و کنشی است. پژوهش حاضر راهکارهایی چون بازنگری برنامه درسی، افزایش مطالعات کاربردی، تقویت ارتباط بین دانشگاه و سیاست گذاران، پرورش مهارت های تفکر انتقادی و تقویت همکاری های علمی را پیشنهاد می کند.

تبلیغات