ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۷٬۸۹۳ مورد.
۶۱.

نقش دولت صفویه در تقویت فرهنگ شیعی در مازندران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۷
صفویه، نخستین دولت مقتدر شیعی در تاریخ ایران به شمار می رود که تأسیس آن تحولی بنیادین در ساختار سیاسی و اعتقادی کشور پدید آورد. حاکمان صفوی باهدف گسترش و تثبیت مذهب تشیع امامی، تلاش های گسترده ای در زمینه های سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اقتصادی انجام دادند. یکی از مناطقی که تحت تاثیر صفویه، تشیع در آن نهادینه و ماندگار شد، خِطه مازندران بود. پرسش اصلی این پژوهش آن است که دولت صفویه چگونه در تقویت و تثبیت فرهنگ تشیع امامی در منطقه مازندران مؤثر بوده است؟ در این نوشتار، باتکیه بر روش توصیفی تحلیلی، اقدامات صفویه در حوزه های سیاسی- امنیتی، فرهنگی و اقتصادی در مازندران مورد رصد و بررسی قرار می گیرد تا چگونگی تأثیر آن در گسترش مذهب شیعه در این منطقه مشخص شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اگرچه پیش از صفویه، در این منطقه، از قرن دوم گرایش به تشیع وجود داشته است، اما اقدامات نظام مند صفویه در طبرستان (مازندران)، مانند ساختن شهرهایی جهت حفظ امنیت سیاسی، مساجد، پل، حمام، اسکله دریایی و...، زمینه ساز تقویت جایگاه تشیع امامی گردید و در نهادینه سازی فرهنگ شیعی در آن سامان مؤثر بوده است.
۶۲.

گونه شناسی مطالعات حوزه قرآن و امام حسین(ع) با تأکید بر مطالعات میان رشته ای علوم انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۳۸
حقیقت اهل بیت با حقیقت قرآن کریم، متحد است و برای درک حقیقت قرآن و حقیقت اهل بیت، جز توجه به وحدت موجود بینِ آن دو ثقل گرانبها، راهی نیست. این امر درباره وجود مبارک سیدالشهدا(ع) ظهور بیشتری پیدا کرده است که ضرورت بحث از مطالعات حوزه قرآن و امام حسین(ع) را بیش از پیش آشکار می نماید. این مطالعات، عرصه های متنوع و اضلاع مختلفی دارد که مقاله حاضر به آن پرداخته است. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش اجتهادی (تحلیلی استنباطی)، به تحلیل گونه های مطالعات حوزه قرآن و امام حسین(ع) پرداخته و برای جمع آوری اطلاعات، از روش اسنادی بهره برده است. در پژوهش حاضر، با عنایت به ضرورت مطالعات تلفیقی حوزه قرآن و امام حسین(ع)، ابتدا به عرصه های آن توجه شد و درضمن ده دسته، گونه های ظهور معارف قرآنی در روایات و سیره سید الشهدا(ع) از ظاهر به باطن و از مطالعات تک ساحتی به چندساحتی مورد توجه قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که می توان مطالعات حوزه قرآن و امام حسین(ع) را به عنوان یکی از نمونه های برجسته مطالعات علوم انسانی قرآن بنیان، مورد توجه و پژوهش قرار داد.
۶۳.

واکاوی لغزش های تاریخیِ فیلمِ ستاره شرق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۲۹۸
فضل بن شاذان نیشابوری، از اصحاب امامان رضا (ع)، جواد (ع)، هادی(ع) و عسکری(ع) بود و کتب فراوانی در فقه و کلام به نگارش درآورد. در همین راستا، فیلم تلویزیونی ستاره شرق در ارتباط با بخشی از زندگانی او ساخته شده و نخستین بار در سال 1394ش پخش و سپس از شبکه های گوناگون بارها بازپخش شد (واپسین بار در 1402ش از شبکه سه و خراسان رضوی). هدف از پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی پاسخ به این پرسش است که ساختار محتوایی فیلم مذکور در چه مواردی در قیاس با روایات تاریخی دچار لغزش و دگرگونی شده است؟ یافته ها حاکی از آن است انگیخته فیلم تا حدودی بی بهره از پژوهش و عملی شتاب زده و در نتیجه توأم با لغزش ها و ایهاماتی است، چنانکه در بازتاب اصالت و نژاد فضل، خانواده او اعم از همسر، دختر و دامادش، محاکمه کننده او و چرایی برپایی دادگاه و برهه آن، زمان نگارش کتاب هایش و جایگاه آن ها، سخت به خطا رفته است. همچنین، ساختار نهایی فیلمنامه، در گفتمان بصری ارائه داده شده، شیعیان و بزرگان مکتب امامت در نیشابور را شش دهه پس از ورود امام رضا(ع)، فریب خورده و درون تهی ترسیم می نماید.
۶۵.

روابط خارجی آل بویه با سلاطین عمان (بَنووَجیه و زنگیان) در سال های بین 340-362 هجری(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۷
معاصر با ورود خاندان آل بویه (447-334 ه.ق) به بغداد، خوارج و بنو وجیه در عمان قدرت را در دست داشتند. خوارج با قدرت گیری جلندی بن مسعود (134-132 ه.ق)، پایه های نخستین حکومت خارجی مذهب عمان را بنا نهاده بودند. با ورود خاندان آل بویه به بغداد، خوارج که در دوره سوم امامت خود به سر می بردند و در آستانه ورود به دوره فترت قرار داشتند، نواحی داخلی و کوهستانی چون نزوه [1] را در اختیار داشتند. خاندان بنو وجیه [2] (354-324 ه.ق) که به عنوان رقیب اصلی آل بویه در عمان به سر می بردند و سپس زنگیان (362-356 ه.ق) نیز بر بنادر عمان نظیر مسقط [3] و صحار [4] حکومت می کردند. با تشکیل حکومت آل بویه در بغداد، روابط خصمانه آنان و سلاطین عمان، با تأخیری قریب به 18 سال، آغاز گردید؛ زیرا حمله دولت آل بویه به سرزمین عمان به منظور تصرف آن، در سال 352 هجری و به دستور معزالدوله (356-334 ه.ق) رخ داد؛ گرچه سپاهیان اعزامی معزالدوله سرانجام در سال 355 هجری موفق به فتح آنجا شدند، اما با مرگ معزالدوله و عدم توجه وزیران برای حفظ عمان، این ناحیه بار دیگر از قلمرو آل بویه خارج شد. عضدالدوله (372-367 ه.ق) که در این زمان حاکم فارس بود، در سال 364هجری، لشکری را به منظور جنگ با زنگیان که جایگزین خاندان بنی وجیه شده بودند، به عمان فرستاد. جنگی شدید میان سپاهیان عضدالدوله و زنگیان صورت گرفت که در نتیجه آن عمان دوباره به قلمرو آل بویه ضمیمه شد. بدین صورت گرچه حمله آل بویه به عمان با تاخیر صورت گرفت، اما تا زمانی که بهاءالدوله (403-379 ه.ق) عمان را در اختیار خاندان بنومُکَرَم (448-390 ه.ق) قرار داد، از سوی حاکمان بویهی همواره حملاتی به عمان در برابر خوارج، خاندان بنووجیه و زنگیان صورت گرفت. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و استناد به منابع تاریخی و جغرافیایی دست اول، درصدد پاسخ به این سوال است که کدام عوامل در برقراری روابط خصمانه آل بویه با سلاطین عمان در سال های بین 362-340 هجری تاثیر داشت؟ نتایج پژوهش دلالت بر این دارد که در شکل گیری سیاست خصمانه آل بویه با بنووجیه و زنگیان عمان، مهم ترین عامل تجارت بود. عمان که در دهانه خلیج فارس واقع شده بود و در مسیر گذرگاه تجاری به سمت شرق آفریقا و شرق آسیا قرار داشت، بنادری چون صحار، مسقط، جلفار، [5] نزوه و جبال [6] را دربرمی گرفت. در نتیجه می توان گفت که سیاست خصمانه آل بویه عراق نسبت به خاندان بنو وجیه از یک سوریشه در تأمین امنیت تجاری بصره و بنادر شمالی خلیج فارس چون سیراف و جَنابه [7] داشت که مورد تهدید و تهاجم مداوم سلاطین عمان قرار داشتند؛ زیرا این بنادر بویژه بندر بصره، یکی از مهم ترین بنادر خلیج فارس بوده و تجارت شرق و غرب را به هم متصل می کرد و از آنجا که بصره در تجارت با بنادر عمان رقابت می کرد، حاکمان عمان در تلاش برای تصرف بصره بودند. همچنین نزدیکی عمان به سواحل شمالی خلیج فارس امکان حمله به سرزمین فارس و بندرگاه های تجاری شمالی خلیج فارس چون سینیز، [8] سیراف و جنابه را مهیاء می کرد. از سوی دیگر، آل بویه به جهت اهمیت تجاری عمان و تلاش برای تسلط بر بنادر آن، نگرش خصمانه ای را در برقراری روابط با سلاطین عمان برگزیدند. عمان به دلایل پیش گفته دارای نقش مهمی در تجارت شرق و غرب بوده و به نوعی به قطب تجاری منطقه تبدیل شده بود. بنابراین، برای امراء بویهی که توجه بسیاری به امر تجارت و بازرگانی داشتند، عمان از ارزش بسیاری برخوردار بود. از توصیف جغرافی نویسان قرون میانه اسلامی به خوبی روشن است که معاصر با خاندان آل بویه در عراق، مثلث تجاری خلیج فارس را در این زمان بصره، سیراف و عمان تشکیل می دادند و به عنوان مکمّل همدیگر در رفت و آمد کشتی های تجاری در مسیر شرق به غرب و بالعکس عمل می کردند.
۶۶.

نقش امام صادق(ع) در تحریف زدایی ازتاریخ، سیره و سنت نبوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۳
سیره نبوی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) درقالب الگویی راهبردی برای حل مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی مورد توجه قرار گرفت و به ابزاری برای مشروعیت بخشی به دیدگاه های متعارض گروه های مختلف بدل شد. این رویکردهای متکثر در بهره گیری از سیره موجب بروز تحریفاتی در نقل وقایع، تضعیف یا برجسته سازی گزینشی شخصیت ها و جابه جایی در نقش آفرینی های تاریخی شد. ازاین رو، تحریف زدایی از اندیشه، احکام، شخصیت و حوادث مرتبط با پیامبر (ص) وظیفه ای ضروری برای عالمان صادق و آگاه شمرده می شد. با تدوین و کتابت احادیث و سیره، احتمال تثبیت تحریف ها و انتقال آنها به نسل های آتی افزایش یافت؛ امامان شیعه به ویژه امام صادق (ع) برای رویارویی با این تهدید، تلاش هایی را برای تبیین تاریخ، سیره و سنت نبوی صورت دادند. پژوهش حاضر باروش تاریخی و رویکرد توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش است که امام صادق (ع) باتکیه بر جایگاه علمی-معنوی و ظرفیت های اجتماعی که در اختیار داشت چه نقشی در فرآیند تحریف زدایی از تاریخ، سیره و سنت نبوی ایفا کرده است؟ یافته های پژوهش نشان داد که امام صادق(ع) اگرچه در شمار سیره نویسان اصطلاحی قرار نمی گیرد، در دو سطح مستقیم و غیرمستقیم در این حوزه نقش آفرینی کرد که عبارتند از: نخست، اصلاح باورها، رفتارها و حافظه تاریخی جامعه و تقویت نگاه انتقادی به حدیث با رعایت مصالح اجتماعی. دوم، بسترسازی برای رشد جریان سیره نگاری از رهگذر آموزش روش شناسی نقد و تربیت شاگردانی که با بازنگری در روایت های موجود، زمینه خروج سیره نگاری از انحصار جریانات خاص را فراهم نمودند.
۶۷.

بازآفرینی آموزه عدالت در سیره اهل بیت(ع) بر اساس نظریه الگوی مقدس میرچا الیاده

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۷
عدالت یکی از قدیم ترین آموزه های ادیان در طول تاریخ بوده است. بر اساس نص قرآن کریم، اجرای عدالت در جوامع از اهداف دین به شمار می رود. از این رو در اسلام آموزه عدالت از نخستین مباحث نظری و عملی شناخته شده است؛ چنان که گروه فکری قدریه بر اساس اندیشه عدل الهی در قرون نخستین هجری در میان مسلمانان شکل گرفت. با وجود این، اختلاف پیرامون تعریف مفهوم عدالت، منجر به شکل گیری دو نحله عدلیه و غیرعدلیه در میان متکلمان شد. در این میان، اهل بیت: با شیوه ای ویژه به بازآفرینی آموزه عدالت پرداختند. اهتمام اهل بیت: به این امر، نشانگر توجه آنان به شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه در تشریح آموزه عدالت است. از این رو این پرسش مطرح است که بازآفرینی آموزه عدالت در سیره اهل بیت: چگونه بوده و از چه شیوه ای جهت بسط آن استفاده کرده اند؟ با بهره گیری از روش توصیف و تحلیل تاریخی و با ابتنا بر نظریه الگوی مقدس میرچا الیاده، مدعا این است که بازآفرینی آموزه عدالت در سیره اهل بیت:، با استفاده از تجسدبخشی به مفاهیم سه گانه «وصی»، «شهید» و «قائم» در قالب سه الگوی عینی امام علی، امام حسین و امام مهدی: بوده است. دستاورد پژوهش این است که برگزاری مناسک سه گانه عید غدیر، روز عاشورا و نیمه شعبان در سیره اهل بیت: راهکاری جهت بازگشت به زمان مقدس آغازین بوده است.
۶۸.

عدالت در اندیشه افلاطون و امام علی(ع): از نظم عقلانی تا قسط الهی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۹
عدالت مفهومی بنیادین در سنت های فلسفی و دینی است و در میان فیلسوفان یونانی و متفکران اسلامی جایگاه ویژه ای داشته است. افلاطون عدالت را در قالب نظم عقلانی نفس و جامعه تبیین می کند، در حالی که امام علی(ع) آن را رکن دیانت و قوام جامعه می داند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که عدالت در اندیشه این دو متفکر چگونه تعریف و مبناگذاری شده و چه شباهت ها و تفاوت هایی در کارکرد آن وجود دارد. اگرچه مبانی هستی شناختی و معرفتی این دو دیدگاه متفاوت است، اما هر دو بر نظم طبیعی، جایگاه شایسته افراد و ساختار جامعه تأکید دارند و عدالت را شرط ضروری قوام جامعه می دانند. این مقاله با رویکردی تطبیقی، به بررسی وجوه اشتراک و افتراق عدالت در اندیشه این دو متفکر می پردازد. از منظر افلاطون، عدالت هماهنگی قوای سه گانه نفس (خرد، شهوت و اراده) و کارکردهای طبقات جامعه است. امام علی(ع)، در مقابل، عدالت را نه تنها فضیلتی فردی، بلکه غایتی الهی می داند که باید در ساحت سیاست، اقتصاد و اجتماع محقق شود. مقاله حاضر با تحلیل متون اصلی چون « جمهوری » افلاطون و « نهج البلاغه » امام علی(ع)، ابعاد مفهومی، معرفتی و کارکردی عدالت را بررسی کرده و نشان می دهد که عدالت در اندیشه امام علی(ع)، ریشه در وحی دارد و غایت آن قرب الهی است، در حالی که در فلسفه افلاطونی، غایت عدالت، رسیدن به نفسِ متعادل است و غایت آن حصول تعادل در اجتماع و تشکیل آرمان شهر زمینی است.
۶۹.

بازتاب حضور و فعالیت پرتغالی ها در اقیانوس هند و دریای سرخ در بدائع الزهور ابن ایأس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۱
کشف دماغه امیدنیک(1498م./ 903ق.) و حضور پرتغالی ها در اقیانوس هند، سواحل آن و دریای سرخ پیامدهای متعددی برای جهان اسلام و به ویژه سرزمین مصر داشت. انتقال بی واسطه کالاهای شرقی به اروپا و ممانعت از انتقال این کالاها به مصر با حمله به کشتی ها و بازرگانان عرب و مصری سبب شد تا مصر در اواخر دوره ممالیک برجی، که عمده درآمدش از طریق ترانزیت کالا بود، دچار بحران اقتصادی شود. ......ابن أیاس در گزارشهای خود ذیل سالهای مختلف اوائل قرن دهم هجری/شانزدهم میلادی، هجوم پرتغالی ها به کشتی های مصری و مسدود کردن مسیر انتقال کالا از اقیانوس هند به مصر و تبعات ناشی از آن را ترسیم می کند. از این رو، می توان گفت که ابن أیاس با آگاهی از تحولات درون و بیرون سرزمین مصر، تشدید بحران های داخلی و تضعیف اقتصادی مصر اواخر دوره ممالیک برجی را ناشی از حضور پرتغالی ها در اقیانوس هند و تسلط آنها بر آبراه بازرگانی دریای سرخ یعنی شاهراه تجارت جهانی آن مقطع زمانی دانسته است.
۷۰.

بررسی و تحلیل اهداف و کارکردهای کنسولگری های بریتانیا در خوزستان (1925-1889).(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۸
از اواخر قرن نونزده، دفاع از منافع استراتژیک هند و بهره برداری اقتصادی از منابع و راه های تجاری خوزستان، دو محور اصلی سیاست بریتانیا در این ایالت بود و در این راستا بریتانیا اقدام به تاسیس مراکز سیاسی مهمی با عنوان کنسولگری کرد. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسنادی در پیِ پاسخ به این سوالات است که کنسولگریهای بریتانیا در خوزستان، چه کارکردهایی داشتند؟یافته های پژوهش بیانگر آن است کنسولگری ها علاوه بر مأموریت های سیاسی و اقتصادی، در امور فرهنگی، اجتماعی و نظامی منطقه نیز مداخله داشتند؛ از جمله ایجاد امنیت راه ها، حمایت از شرکت های بریتانیایی، مذاکره با شیوخ و خان ها، و حتی تأسیس مدارس و درمانگاه ها برای جلب اعتماد مردم بود. یافته ها نشان می دهد کنسول ها عملاً نقش مشاور و حاکم غیررسمی ایالت را ایفا می کردند و با گسترش نفوذ بریتانیا در ساختار محلی، زمینه وابستگی سیاسی و اقتصادی خوزستان به منافع استعماری را فراهم ساختند.
۷۱.

مشروع سازی نهضت علمی و فرهنگی بغداد در عصر اول عباسی با تأکید بر رویکرد هژمونی فرهنگی (مقاله ترویجی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۷
با به قدرت رسیدن عباسیان، جهان اسلام شاهد تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گسترده ای شد که بنی عباس برای مشروعیت بخشی خود از آنها بهره بردند. این پژوهش با رویکردی کیفی-تحلیلی و با تلفیق نظریه «هژمونی فرهنگی» گرامشی و «سرمایه فرهنگی» بوردیو نقش تحولات سیاسی را در شکل گیری و شکوفایی نهضت علمی و فرهنگی بغداد در دوره نخست خلافت عباسی بررسی می کند. فرض اصلی پژوهش آن است که شکوفایی علمی بغداد، نه صرفاً پدیده ای فرهنگی، بلکه استراتژی سیاسی عباسیان برای ایجاد هژمونی فرهنگی و تحکیم مشروعیت سیاسی بود. یافته ها نشان می دهد عباسیان با سرمایه گذاری هدفمند در نهادهای فرهنگی و علمی، هژمونی فکری خود را تثبیت کرده و از سرمایه فرهنگی تولید شده در بغداد برای مشروعیت بخشی به قدرت سیاسی بهره بردند. برجسته سازی دستاوردهای علمی، عباسیان را به عنوان حامیان دانش و تمدن معرفی کرد و موجب گسترش نفوذ عقیدتی و کاهش چالش های مشروعیت، به ویژه از سوی علویان شد. بر این اساس شکوفایی علمی و فرهنگی بغداد ابزاری برای مهندسی فرهنگی و تحقق اهداف بلندمدت سیاسی خلافت عباسی بود.
۷۲.

راهبردهای معاویه بن ابی سفیان در مواجهه با ائمه(ع) و تثبیت خلافت اموی (مقاله پژوهشی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۸
تحلیل راهبردهای معاویه بن ابی سفیان در مواجهه با ائمه(ع) و تثبیت خلافت اموی، از مسائل بنیادین تاریخ سیاسی اسلام است؛ زیرا این فرایند گذار مفهوم مشروعیت از الگوی مبتنی بر نص الهی به ساختار خلافت شورایی و سپس سلطنت موروثی را آشکار می سازد. مسئله اصلی پژوهش، تبیین سازوکارهای قدرت و شیوه های به کارگیری آنها برای تضعیف مرجعیت اهل بیت(ع) و تحکیم خلافت اموی است. این تحقیق با رویکرد توصیفی - تحلیلی و با روش کتابخانه ای - اسنادی، داده های تاریخی را بررسی کرده است. یافته ها نشان می دهد راهبرد معاویه ماهیتی ترکیبی و منسجم داشت و در پنج محور گفتمانی، اجتماعی، سیاسی، تبلیغی و نظامی سامان یافت. بهره گیری از مفاهیم دینی چون قضا و قدر، تأکید بر خون خواهی عثمان، اتکا به ظرفیت های قبیله ای شام، نمایش کارآمدی حکمرانی و مدیریت رقابت با بنی هاشم، از مهم ترین ابزارهای او بود. سیاست معاویه برای بازسازی ساختار قدرت از الگوی مبتنی بر نص و وصایت به سمت الگویی بر پایه شورا، استخلاف و در نهایت استیلا و سلطنت موروثی استوار بود. این گذار تاریخی، در متون تاریخ نگاری اسلامی به صورت دوگانه های ساختاری چون نص و شورا، وصایت الهی و خلافت، بیعت و اجتماع، علی و عثمان، عراق و شام و جنگ و صلح بازتاب یافته است. برآیند این راهبردها، بازسازی ساختار مشروعیت سیاسی و تثبیت تدریجی سلطنت اموی بود.
۷۳.

آرای اندیشمندان مسلمان معاصر عرب درباره عوامل درونی انحطاط تمدن اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۶۶
تمدن اسلامی با وجود شکوفایی نخستین، به تدریج بر اثر عواملی دچار آسیب شد که آن را به انحطاط کشاند. این عوامل، برخی درون ساختاری بودند که از درون جامعه اسلامی بر آن تأثیر منفی گذاشت و برخی برون ساختاری بودند؛ یعنی عواملی که از جهان پیرامونی و حوادث بیرونی، تمدن اسلامی را دچار تخریب و ضعف کرد. همان گونه که برآمدن و گسترش این تمدن مورد توجه اندیشمندان بوده، رکود و انحطاط آن نیز از نظر آنان دور نمانده است و هرکدام به برخی از این عوامل پرداخته اند. در این مقاله، به شیوه توصیفی تحلیلی، این پرسش مطرح شده که از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده است؟ هدف اصلی مقاله، بررسی آسیب ها و آفات درونی تأثیرگذار بر انحطاط تمدن اسلامی است و رسیدن به پاسخ این پرسش را دنبال می کند که «از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب، چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی مؤثر بوده اند؟» فرضیه پژوهش، بر دوگانه عوامل درونی و برونی انحطاط در رویکرد این اندیشمندان دلالت دارد که در این مقاله، به عوامل درونی این انحطاط پرداخته می شود. این پژوهش، از نوع تاریخی است و در مرحله گردآوری اطلاعات، به روش کتابخانه ای و در مرحله تبیین، با رویکرد توصیفی تحلیلی سامان یافته است . در این پژوهش، مراد از تمدن اسلامی، تمامی میراث و جنبه های مادی و معنوی مسلمانان است که در دوران مجد و عظمت تمدنی خود به آن دست یافته و به بشریت عرضه کرده اند؛ مراد از انحطاط تمدن اسلامی نیز بروز حالت عقب ماندگی، پاشیدگی و تنزل تمدنی در میان مسلمانان است که درخشش علمی ایشان، به ضعف و رکود تبدیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مقوله افول اقتدار جهان اسلام، اندیشه بسیاری از نویسندگان از شمال آفریقا تا جنوب آسیا را از سده 13ق به بعد درگیر ساخت. مفهوم انحطاط توسط ترکان، اعراب، ایرانیان و همچنین مسلمانان در هند و اندونزی، بسیار استفاده شده است. اینکه چرا مسلمانان عقب ماندند و دیگران پیشرفت کردند، موضوعی شد که نویسندگانی با ملیت های مختلف اسلامی بدان پرداختند. در محیط عربی معاصر، یک بحران اجتماعی چندبُعدی وجود داشت که از نتایج انحطاط و زوال اسلامی بود و به ظهور جنبش های اصلاحی انجامید. غالب اندیشمندان جهان عرب همچون: محمد عبده، محمد رشید رضا، عبدالرحمن کواکبی، مالک بن نبی، سمیح عاطف الزین، شکیب ارسلان و دیگران، به مقوله انحطاط بر اساس وضعیت کنونی جوامع اسلامی پرداخته و عقب ماندگی جهان اسلام را پذیرفته اند؛ هرچند در علل این عقب ماندگی، مناقشه هایی رخ داده است. ازاین رو، بیشتر به راه های برون رفت از این عقب ماندگی و زوال در قالب اندیشه اصلاحی پیشرفت پرداخته اند و نوین سازی جوامع اسلامی را برخی با بازگشت به اسلام و تعالیم آن، و بعضی با اخذ الگوهای پیشرفت غربی طرح کرده اند. با این دیدگاه است که اصلاح طلبان مسلمان راه حل های گوناگونی برای احیا و پیشرفت جامعه اسلامی و برون رفت از وضعیت زوال و عقب ماندگی ارائه داده اند. در تحلیل و بررسی این اندیشمندان، بحران های اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و علمی درازدامنه از درون جامعه اسلامی، بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده اند. همین مساعد بودن شرایط درونی، تأثیر عوامل بیرونی را هموار کرده است. اندیشمندان مسلمان، در صدر علل انحطاط تمدن اسلامی، بحران یا انحطاط اعتقادی مسلمانان را مطرح کرده اند. در بحران سیاسی، استبداد حکام اسلامی یا استبداد داخلی و ظلم و فساد حکّام، در اندیشه غالب اصلاح گران معاصر به عنوان یکی از علل مؤثر عقب ماندگی مسلمانان مطرح شده است. برخی از عواملی که اندیشمندان مسلمان در باره انحطاط تمدنی مطرح کرده اند، در حوزه انحطاط اجتماعی است؛ مانند فقدان وحدت ملی و همبستگی اجتماعی، جدایی و تفرقه میان مسلمانان به عناوین مذهبی و غیرمذهبی (قومیت گرایی و تعصب های قومی و نژادی) ، ناکامی در کسب نیرومندی مادی و معنوی، غرب زدگی و ازخودبیگانگی و خودباختگی در برابر غرب. بحران یا ضعف و زوال علمی، از دیگر عواملی است که اندیشمندان مسلمان در بررسی انحطاط تمدن اسلامی به آن پرداخته اند . زوال اخلاقی مسلمانان، چه زمامداران و چه مردم، از عواملی بوده که اندیشمندان آن را در انحطاط تمدن اسلامی مؤثر دانسته اند. تغییر اخلاق اسلامی به اخلاق دنیاگرایانه و مادی و دور شدن از ارزش ها و فضایل اخلاقی و انسانی، غالب شدن تجمل گرایی و تنعم گرایی بر مسلمانان، فساد اخلاقی، گرایش به رکود و سستی، فساد مالی و اقتصادی ، مسلمانان را از وظایف و مسئولیت های فردی و اجتماعی آنان دور ساخت. مقاله با این نتیجه گیری به پایان می رسد که اندیشمندان مسلمان جهان عرب، به پدیده انحطاط تمدن اسلامی قائل بودند و در علت یابی آن هم بر عوامل درونی و هم عوامل برونی تأکید کرده اند و عوامل درونی را مقدمه تأثیرگذاری عوامل برونی این انحطاط دانسته اند. متفکران اسلام گرا، دوری مسلمانان از اندیشه توحیدی اسلام و تغییر فرهنگ و سبک زندگی آنان را در انحطاط و عقب ماندگی آنان مؤثر دانسته اند و برخلاف دیدگاه اندیشمندان غیراسلام گرا، اسلام را نه تنها عامل عقب ماندگی مسلمانان ندانسته اند، بلکه بازگشت دوباره به حقیقت اسلام را در زایش تمدنی آنها کاملاً نقش آفرین می دانند.
۷۴.

سهم تاریخ نگاری طبری در ایجاد انگاره های مغرضانه؛ مطالعه موردی استفاده رسول خدا(ص) از خشونت برای گسترش اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
در کنار توجه خاص به ثبت دقیق آیات قرآن، زندگانی و سیره حضرت محمد(ص) نیز به عنوان الگوی دینی مسلمانان، مورد توجه دانشمندان و نویسندگان سده های نخست اسلامی قرار گرفته است، به گونه ای که حتی مسیر نگاه حضرت رسول(ص) و یا رنگ صورت ایشان به هنگام مواجهه با یک واقعه، از چشم تیزبین و مشتاق مسلمانان دور نمانده و سریع در متون تاریخی ثبت می شد. به این ترتیب تاریخ نگاری اسلامی از دل این توجه شکل گرفت و به یکی از نخستین علوم ایجاد شده در فرهنگ و تمدن اسلامی بدل شده و تأثیر شایان توجهی بر ایجاد انگاره هایی گذاشت که درباره پیامبر اسلام(ص) در دوره های بعدی ساخته شد. انگاره هایی که گاهی خواسته یا ناخواسته با ایستارهای مغرضانه، تصویری ناصواب از سیره رسول خدا(ص) ارائه می دهند. بخشی از این بازتاب نادرست به شکل تلاش حضرت محمد(ص) برای گسترش اسلام بازمی گردد و انگاره اسلام دین شمشیر، در اعصار بعدی بروز و ظهور می یابد. بخش زیادی از فرایند تولید این تصویر، با اهمیتی که نویسندگان سده های نخستین اسلامی به غزوات رسول اکرم(ص) دادند، در سیره پیامبر(ص) برجسته سازی شد و بخش دیگر را کسانی بازتولید کردند که به عمد یا اشتباه و به دلیل عدم احاطه علمی یا نداشتن رویکرد انتقادی، متاثر از این منابع شدند. این روند بعد از قرن هجده میلادی و مدعای علمی شدن متون با گواهی آوردن از منابع اسلامی، چهره ظاهراً آکادمیک گرفت و به همان نسبت قدرت گفتمانی بیشتری پیدا کرد. حال سوال پژوهش حاضر این است که آیا منابع اسلامی چنین ظرفیتی ایجاد کرده اند که به این ایستار سوگیرانه دامن زده شده باشد؟ در این میان، محمد بن جریر طبری (218-301ه.ق) و کتاب بزرگ وی، «تاریخ الامم والملوک» با نام مشهور «تاریخ طبری»، نقش غیرقابل انکاری در تاریخ نگاری اسلامی داشته است، چرا که مطالعه تحلیلی سیره پیامبر(ص) بدون استفاده و بررسی تاریخ طبری کاری ناتمام خواهد بود، به ویژه اینکه تاریخ طبری تعدادی از منابع با ارزش مفقود پیش از خود را نیز زنده نگاه داشته و بخش غیرقابل انکاری از اطلاعاتی که پیرامون پیامبر(ص) تا زمانه وی هنوز در دسترس بوده است را بازتاب می دهد. همچنین با تلاش برای ارائه اغلب روایت ها پیرامون یک واقعه، یکی از جامع ترین منابع تاریخ نگاری صدر اسلام به حساب می آید. چنین جایگاهی باعث شده تا تاریخ طبری نقش موثری در متون بعدی و طبیعتاً سهم بسزایی در شکل گیری انگاره هایی داشته باشد که درباره پیامبر اسلام(ص) بروز و ظهور یافته است. انگاره هایی که در طول تاریخ، مورد استناد گروه های مختلف قرار گرفته و بخشی از آن نیز در متون مستشرقان بازتاب یافته است. یکی از مهم ترین انگاره های سوگیرانه درباره پیامبر(ص)، روش ایشان در گسترش اسلام می باشد. تحقیق حاضر درصدد بوده تا میزان برجسته سازی خشونت به عنوان روش مورد استفاده پیامبر(ص) برای گسترش اسلام و به حاشیه راندن روش های دیگر ایشان همچون تبلیغ، آموزش، معاهده و جلب اعتماد را مورد بررسی قرار دهد. در این پژوهش برای روش های مسالمت آمیز و روش های سخت گیرانه، متغیرهای مستقلی مشخص شد. دعوت و تبلیغ کلامی و رفتار نیکو با مخالفان، از نخستین روش های مسالمت آمیز ایشان برای گسترش اسلام دانسته شده و در بخش روش های سختگیرانه، مواردی مانند نزاع، تهدید، جنگ، ترور، تبعید، کشتن اسیر و قصاص، بدون اینکه مورد بررسی سندی و محتوایی قرار گیرند، مورد تصریح قرار گرفته اند. این درحالی است که یافته های این تحقیق نشان داد که تاریخ طبری به شکل قابل توجهی جنگ، ترور، نزاع و خشونت را در زندگی ایشان برجسته ساخته و دعوت، آموزش و تبلیغ به صورت قابل توجهی به حاشیه رانده می شود.  
۷۵.

اعتبارسنجی روایت «ولدنی ابوبکر مرتین»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۹
شیعه براساس قرآن، سنت و عقل مدعی است که مرجعیت دینی و سیاسی، منحصر در اهل بیت (ع) است. طرفداران مکتب خلفا برای ایجاد چالش در این دیدگاه، نسبت شیعه با اهل بیت (ع) را رد کرده و ادعا کرده اند که اهل بیت (ع) با خلفا روابط نیکویی داشته اند. یکی از مستندات آنها روایت برخی از منابع فریقین از امام صادق (ع) است که حضرت می فرماید: «ولدنی ابوبکر مرتین؛ ابوبکر مرا دوبار متولد کرده است». استدلال کنندگان به این روایت معتقد هستند که امام صادق (ع) به نسب خود به خلیفه اول افتخار کرده است. علما و محققین شیعه تاکنون نوشته هایی درباره این روایت داشته اند، اما جنبه های مغفول این روایت ازجمله بررسی نقل ابن حجر عسقلانی سبب نگارش نوشتار حاضر شده که به روش تحلیل متن تنظیم شده است. هر سه نقل این روایت در کتب اهل سنت ضعیف هست و آنچه در کتب شیعه موجود است نیز به نقل از کتاب های اهل سنت است که آنها نیز ضعیف هستند. از نظر دلالی نیز متن روایت از چند نظر دچار تعارض معنایی با روایات متقن شیعه و سنی است. مجموع قرائن درون و برون متنی، این نظریه را تقویت می کند. با در نظر گرفتن صحت سندی روایت، این روایت براساس تقیه صادر شده است.  
۷۶.

ارتقای کنشگرانه شهروندان در تحقق مفهوم مشارکت در نظر اندیشمندان اسلامی باتأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۱
مشارکت عمومی در دهه های پایانی قرن بیستم به یکی از اصول مهم گفتمان برنامه ریزی در جهان تبدیل شده است. با وجود مبانی غنی از موضوعات اجتماعی در دین اسلام، تاکنون کمتر به جایگاه مشارکت شهروندان در مدیریت شهری پرداخته شده است. این مقاله با هدف واکاوی موضوع مشارکت در اسلام و نظرات اندیشمندان اسلامی، به طور ویژه، نظرات علامه طباطبایی را مورد بررسی قرار داده است و با مقایسه تطبیقی نظرات اندیشمندان غربی و نظرات علامه، سعی در روشن نمودن این موضوع در بستر شهر اسلامی - ایرانی دارد. روش تحقیق، تحلیل تطبیقی بر مبنای سه سطح مشارکت شعاری، محدود و واقعی است. فرضیه اصلی پژوهش این است که نظریات علامه طباطبایی می تواند چارچوبی جامع برای مشارکت واقعی شهروندان ارائه دهد. نتایج نشان می دهد، آنچه اسلام به عنوان مشارکت قبول دارد، نه مشارکتی از نوع شعاری و محدود، بلکه مشارکت واقعی است و نظرات علامه طباطبایی متناسب با سطوح بالای مشارکت، تنظیم شده است؛ یافته های این پژوهش می تواند در طراحی سیاست های مشارکتی و مدیریت شهری اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.
۷۷.

نقش آفرینی تأویلی اهل بیت: در تعمیق معنایی نقصان ارض: الگوی حیات و ممات تمدنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۰
این پژوهش با رویکرد تحلیل تاریخی-مفهومی به واکاوی نقش تأویلی روایات اهل بیت: در بسط و تعمیق معنایی آیه شریفه «أَفَلاَ یَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِی الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا» می پردازد. در گام نخست، مقاله قرائت های صرفاً واقعه گرایانه و جغرافیایی از این آیه، مانند غلبه سیاسی یا کاهش قلمرو را که با سیاق نزول مکی آیه ناسازگار است، مورد نقد قرار می دهد. در برابر این برداشت ها، پژوهش حاضر نشان می دهد که روایات اهل بیت: در مقام یک عامل تأویلی-هرمنوتیکی فعال، با احیای ظرفیت های مغفول در واژه «أطراف» (اشراف و بزرگان)، دلالت آیه را از یک تهدید تاریخی- سرزمینی به سطحی جهان شمول و معرفتی ارتقا می دهند. بر اساس این خوانش تأویلی، نقصان زمین نه به معنای کاهش جغرافیایی، بلکه نشانه ای از زوال معرفتی و فقدان علما است که به مثابه سنتی الهی، نشانه افول حیات تمدنی و گسست نظام دانایی جوامع تلقی می شود. این تفسیر، ضمن هماهنگی با لحن و محتوای آیات مکی قرآن که بر هشدار نسبت به فروپاشی معرفتی و اخلاقی تأکید دارد، چارچوبی مفهومی برای تحلیل نسبت حیات و ممات تمدنی ارائه می کند. پژوهش حاضر نقش محوری ثقلین در تبیین ابعاد باطنی و تمدنی وحی را آشکار ساخته و از رهگذر تعمیق معنایی، درکی نو از پویایی های معرفتی قرآن فراهم می سازد.
۷۸.

بررسی نقش فرقه کرّامیّه در مجادلات مذهبی نیشابور و رابطه آن با مناسبات قدرت سیاسی (قرن ۳تا ۵ هجری قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۳
فرقه کرّامیّه توسط محمد بن کرّام سجستانی نیشابوری (۱۶۸-۲۵۵ق) در نیشابور بنیان نهاده شد و این فرقه نقش مهمی در مجادلات مذهبی خراسان ایفا کرد. با گسترش نفوذ کرّامیّه بزرگان این فرقه مورد حمایت حاکمان قرار گرفتند. این حمایت ها موجب شد که آنها برای دستیابی به قدرت ، وارد مجادله با دیگر فرق دینی نیشابور شوند. درپژوهش هایی که درباره کرّامیّه نگاشته شده، به نقش کرّامیّه در مجادلات مذهبی نیشابور و نیز و رابطه آن با مناسبات قدرت سیاسی ، به صورت مستقل نپرداخته است . این پژوهش با استفاده از منابع اصلی و روش توصیفی-تحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش است که کرّامیّه چه نقشی در مجادلات مذهبی نیشابور داشته و این نقش چه نسبتی با ساختار قدرت سیاسی دارد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد پیشوایان کرّامیّه برای کسب منافع سیاسی، به تشدید مجادلات فرقه ای دامن می زدند و حاکمان حامی آنان نیز با پشتیبانی از این فرقه، در پی بهره برداری ابزاری از کرّامیان برای نیل به مشروعیت سیاسی و مقبولیت اجتماعی خود بودند.
۷۹.

مؤلفه های تاریخ نگاری علامه مجلسی در کتاب جلاءالعیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۳
علامه مجلسی(1037-1110ق) از عالمان نامدار عصر صفوی است که با قدرت قلم و میراث فکری خود نقشی ژرف و ماندگار در نظام مندکردن آموزه های اثنی عشری و تثبیت باورهای شیعی در ایران ایفا کرد. او، نه تنها در میدان فقه و حدیث بلکه در عرصه تاریخ نگاری مذهبی نیز، شخصیتی صاحب سبک است. کتاب جلاءالعیون از آثار شاخص اوست که در آن حیاتِ معصومان(ع) را با توجه به نیازهای دینی و فرهنگی زمانه خود روایت کرده است. این پژوهش با رویکرد معناکاوی به بررسی ارتباط میان تاریخ نگاری مجلسی در جلاءالعیون و بافت سیاسی -فرهنگی زمانه او می پردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد که متن جلاءالعیون بر چهار مؤلفه استوار است: اثبات حقانیت امامت ائمه(ع)، غیریت سازی اهل سنت، تأکید بر بُعد عاطفی مصائب اهل بیت(ع) و نیز، مقام رضای اهل بیت(ع) بر قضای الهی در مصائب زندگی. علامه مجلسی از رهگذر این مؤلفه ها در پی تقویت گفتمان امامیه و تحکیم هویت شیعی در جامعه ایرانی بود؛ مؤلفه هایی که عمیقاً از شرایط تاریخی و فرهنگی عصر او تأثیر پذیرفته اند.
۸۰.

نبرد کوت العماره و نقش شیعیان در پیروزی عثمانی بر بریتانیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۵۶
ناتوانی و ضعف حکومت عثمانی در سال های پایانی حیاتش، سبب بروز آشفتگی در سرزمین گسترده و ناهمگون این حکومت شده بود. ورود عثمانیان به جنگ جهانی اول، به مشکلات آنان در سرزمین های تابعه افزود و سبب نابسامانی هر چه بیشتر این مناطق شد. تهاجم قدرت های اروپایی در کنار عدم فرمانبرداری مناطق به اصطلاح تابعه، عثمانیان را در تنگنا قرار داد که سرانجام آن، شکست های مستمر و فروپاشی بود. عثمانیان در جنگ جهانی اول، پیروزی هایی نیز به دست آوردند که محدود به نبرد چَناق قلعه و کوت العماره بود. در محاصره نیروهای بریتانیا در کوت العماره که از 6 دسامبر ۱۹۱۵ تا ۲۹ آوریل ۱۹۱۶م به طول انجامید و به اسارت نیروهای مهاجم منجر شد، گروه های متعددی فعال بودند که مهم ترین آن ها گروه های شیعی بودند. باتوجه به توصیفی و تحلیلی بودن رویکرد پژوهش، تلاش شده است تا باتکیه بر شیوه کتابخانه ای و مطالعه و بررسی منابع و پژوهش های عربی و ترکی، به واکاوی نقش شیعیان در تحقق پیروزی بر نیروهای بریتانیا در کوت العماره پرداخته شود. یافته های پژوهش نشان داده است که شیعیان در سه زمینه اصلی صدور فتوا برای مقابله با نیروهای بریتانیا، حضور در جریان مبارزه و فرماندهی نیروهای نظامی و نیز حضور فعال قبایل و عشایر شیعی در تأمین نیروی انسانی سپاه عثمانیان نقش آفرینی کرده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان