فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۷٬۸۹۳ مورد.
تاریخنگارى ساختارگرا
حوزههای تخصصی:
ساختارگرایى که از سالهاى شصت سده بیستم فعالیت خود را آغاز کرده بود، عصر طلایى خود را در سالهاى هفتاد سپرى کرد. این مکتب بر بسیارى از حوزههاى دانش تأثیر خود را نهاد و بر تاریخنگارى این دوره نیز سایه افکند، بهگونهاى که مقالههاى مجله تاریخى آنال، رنگ و بوى مباحث ساختارى به خود گرفت. در این مقاله، نویسنده به دنبال معرفى این نوع از تاریخنگارى است. وى پس از معرفى شخصیتهاى برجسته ساختارگرا، زمینههاى سیاسى ـ اجتماعى و علمى شکلگیرى این مکتب را یادآور شده، سپس سیر تکوین آن را دنبال کرده است. همچنین نویسنده، مؤلفههاى اصلى ساختارگرایى و پیوند آن را با تاریخنگارى به بحث مىنشیند و از مفاهیم اصلى آن، سخن مىگوید و سپس کاستىها و آسیبهاى آن را مىشمارد.
فلسفه نظرى تاریخ از دیدگاه قرآن (نقد دیدگاه شهید صدر)
حوزههای تخصصی:
مطالعه و تحلیل انتقادى تئورى سنت تاریخى قرآن در حیطه مسائل فلسفه نظرى تاریخ است. هدف مقاله حاضر، بررسى تحلیلى و انتقادى تئورى شهید صدر درباره سنت تاریخى قرآن است. همچنین تبیین ساختارها و قالبها، و صفات و ویژگىهاى سنن و قوانین تاریخى قرآن و نیز تحلیل اشکال و چهرههاى سنن و قوانین تاریخى، از دیگر اهداف مقاله است.
کشمکشهاى سیاسى صفویان و ازبکان (1) دوره شاه عباس و عبدالمؤمن
حوزههای تخصصی:
جدال صفویه و ازبکان در خراسان طى دوره شاه عباس اول وارد مرحله جدىترى شد. تجاوزهاى مکرر ازبکان به رهبرى عبداللّه و فرزندش عبدالمؤمن به شهرهاى خراسان که تحت حاکمیت دولت ایران بود شاه عباس را واداشت براى جلوگیرى از این دستاندازىها لشکرکشىهایى ترتیب دهد. وى در مدت یازده سال، یعنى از 995-1006 ق پنج بار به آنجا لشکر کشید، این در حالى بود که همزمان گرفتار مشکلات داخلى و مهمتر از آن، تجاوزات عثمانى به مرزهاى غربى بود.
طى جنگهاى ازبکان و صفویه، نامههاى متعددى میان شاه عباس و عبدالمؤمن خان ازبک رد و بدل شد که دو طرف در آنها انتظارات، خواستهها و دیدگاههاى خود را مطرح مىساختند. نویسنده مقاله با بررسى منابع دوره صفوى و تطبیق آنها با نامههاى مزبور، چنین نتیجه مىگیرد که شاه عباس برخلاف گزارشهاى وقایع نویسان رسمىِ دربار که او را همواره ستودهاند در غلبه بر ازبکان و دفع قطعى تجاوزات ایشان چندان موفق نبوده است.
آگاهى امام حسین (ع) از شهادت
حوزههای تخصصی:
وهاب
مهدویت از دیدگاه اسماعیلیان و قرمطیان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل و زمینه های رشد و تطور ادب عربی در عصر طلائی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه تحولات شگرف در ادبیات ، و عوامل و زمینه هایی که این تحولات را بوجود آوردند، یکی از شاخه ها و زمینه های مطالعاتی در حوزه "" تاریخ ادبیات "" می باشد . شناخت تحولات و ویژگی ها و عوامل تاثیرگذاری ، ما را در فهم و تحلیل و تبیین متون ادبی بویژه : متون مصنوع ، یاری می کند . چراکه : ظهور یک سبد ادبی و بیانی ، معلول یکسری تحولات و زمینه های اجتماعی و فرهنگی است . اگر آن زمینه ها شناخته نشود پیام و مفاد آثار ادبی به طور کامل به دست نخواهد آمد . در این مقاله تلاش داریم برخی از عوامل نهضت ادبی در ادب عربی پس از امویان را که می توان آن را انقلابی ادبی نامید شناسایی و تحلیل کنیم .
مروری بر تاریخ مشروطه خواهی در اصفهان به روایت چند سند و متن تاریخی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ۱۳۸۵ شماره ۶۰
حوزههای تخصصی:
بررسی ابعاد رویداد بزرگ تاریخی نهضت مشروطیت ایران، کاری مهم و بس دشوار است . هنوز هم درس هایی نهفته و رمز و رازهای بسیاری در مشروطه وجود دارد. ازجمله قسمت هایی که در تاریخ مشروطیت ممکن است حرف های مهمیبرای امروز ما وجود داشته باشد و به روشن شدن صفحات ناشناختة این نهضت کمککند، بررسی روند مشروطه خواهی در شهرهای مختلف ایران است . یکی از این مراکز که نقش محوری و مهمی در روند کلی مشروطیت ایران داشته ، شهراصفهان و به تبع آن «بختیاری» است . در مقالة حاضر، روند حرکت مشروطه خواهی در اصفهان به اجمال با توجه به دو ملاک «انجمن مقدس ملی» و «مطبوعات » مبانی فکری و اهداف مشروطه خواهان اصفهانی بررسی میشود.
عرب تباران خراسان و نقش آنان در سقوط امویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ۱۳۸۵ شماره ۶۰
حوزههای تخصصی:
تهاجم عرب ها به ایران، به ورود و اقامت گروه هایی از عرب ها در ایران منجر شد. این افراد یا نظامی بودند یا افرادی پردردسر که خلافت اموی سعی داشت آنان را از مرکز خلافت دور کند و یا ناراضیان مذهبی و سیاسی که دورشدن از دسترس خلفا را ترجیح دادند و ترک دیار کردند. بیشتر آنان به خراسان که دورترین فاصله را از دمشق داشت، رهسپار شدند. بدین ترتیب، گروهی از نظامیان و غیرنظامیان عرب درطول حکومت اموی به همراه خانواده و به قصد سکونت به خراسان آمدند. درواقع، حضور آنان در خراسان نوعی مهاجرت به خراسان محسوب میشد. هر چند آنان به دستور خلفای اموی، برای دستیابی به فتوحات به خراسان آمده و به جنگ مبادرت کرده بودند، با گذشت زمان، اقامت در شهرهای خراسان و امرار معاش را به جنگ ترجیح دادند و جزیی از مردم خراسان شدند. در این دوره از تاریخ، ایرانیان در سرنوشت سیاسی منطقة خود نقش مؤثری نداشتند. گرچه دهقانان سعی کردند در مناصب خود باقی بمانند، نقش آنان دخالت در جمع خراج و تاحدودی تسلط بر مردم محل خویش بود. اهرم قدرت سیاسی در خراسان در دست عرب هایی بود که در خراسان مقیم شده بودند و با حکام منصوب خلفا سازش یا مخالفت میکردند. اختلافات قبیله ای، به خصوص در میان دو گروه یمنی و مضری هیچ گاه به توافق و اتحاد منجر نشد بلکه همین اختلافات که گاه ایرانیان نیز در هر دو گروه متخاصم شرکت نظامی داشتند، سرانجام به سقوط امویان انجامید و راه را بر نیروی تازه نفس عباسیان باز کرد.