نویسنده (مرحوم آیت الله میرزا خلیل کمره ای) در این گفتار، دشواری های مسلمانان در شعب ابی طالب را بر می شمرد و قصیدة لامیه ابوطالب را سرود حماسی جوانان مسلمان محاصره شده می داند. آنگاه به ترجمة منظوم آن به فارسی توسط غلامرضا دبیران اشاره می کند. نویسنده به دولت های مسلمان پیشنهاد می دهد که این قصیده را به عنوان سند افتخار آن سالهای دشوار، ترویج کنند. همچنین علت مظلومیت ابوطالب را سیاست های بنی امیه در ظلم به اهل بیت: می داند. این نوشتار برای نخستین بار منتشر می شود.
فتوحات اسلامی در ایران در پادشاهی یزدگرد سوم (632-651 م.) و به ویژه تسخیر بخش عمده آن در کمتر از یک دهه، گویای آن است که دولت ساسانی در آن هنگام توان نظامی و دفاعی خود را، آن چنان که در دوره های پیشین می بینیم، از دست داده بوده است. متون تاریخی سده های نخستین اسلامی که از دیرباز منابع پر استناد تاریخ پژوهان معاصر شمرده می شوند، این فرض را تأیید می کنند. این منابع، از یک آشفتگی سیاسی پس از مرگ خسرو دوم (590-628 م.) سخن می گویند که در طی آن، شماری پادشاه و ملکه به مدت کوتاهی به پادشاهی رسیدند. آنچه این منابع نمی گویند، میزان اقتدار سیاسی و حدود قلمرو جغرافیایی آن هاست و این موضوعی است که در سکه های این دوره- که از مراجعه به آن ها غفلت شده است- به روشنی بازتاب یافته است. داده های سکه شناسی و مقایسه آن ها با منابع کتبی در این مقاله، نشان می دهد که پادشاهان این دوره که به کوتاهی و اغلب هم زمان بر چند ایالت فرمان می راندند، به سبب محدودیت منابع انسانی و مالی، قادر به تثبیت اقتدار سیاسی و نظامی خود نبودند. آنگاه که یزدگرد سوم هم زمان با فتوحات مسلمانان به پادشاهی رسید، دولت ساسانی مدت ها بود که بر اثر عوامل گوناگون در حال زوال و فروپاشی بوده و توان سیاسی و نیروی نظامی خود را از داده بود.
ژوهش حاضر به بررسیِ سندی و محتواییِ سه زیارت از زیارات مربوط به امام حسین(ع) یعنی دو زیارت ناحیه و زیارت رجبیه می پردازد و پس از معرفی اجمالیِ کهن ترین مصادر گزارش کنندة آن زیارت، ابتدا به نقد و بررسی سندیِ هر یک و سپس در ادامه به بررسی محتوایی آن ها می پردازد و در پایان به این نتیجه رهنمون می سازد که اگرچه زیارات یاد شده از اعتبار سندی و محتوایی لازم جهت اثبات صدور آن ها از معصوم برخوردار نیست، اما به عنوان متونی که از سدة ششم و هفتم برجای مانده است، قابل اعتنا و توجّه است.
در این مقاله، پس از تبیین جغرافیاى تاریخى قم و جایگاه این شهر در معارف دینى، به مهمترین عوامل پیدایش و گسترش تشیّع و مذهب امامیه پرداخته شده و در این زمینه، عوامل مؤثر بر آن بررسى گردیدهاند که از آن جمله است: تأکید پیامبر اکرم صلىاللهعلیهوآله بر فضیلت حضرت على علیهالسلام و پیروانش بر دیگران، مهاجرت شیعیان و بزرگان و عالمان مذهب امامیه از مراکز اسلامى و شهرهاى مسلمان نشین به قم، به ویژه سفر تبلیغى حضرت سلطانعلى ـ فرزند امام محمد باقر علیهالسلام ـ به «اردهال» و شهادتش در آنجا، اقامت حضرت معصومه علیهاالسلام و دیگر فرزندان و اعقاب و اصحاب ائمّه علیهمالسلام در قم، بناى مساجد و مراکز فرهنگى در این شهر، قیام امام حسین علیهالسلام و شهادت مظلومانه او و فرزندان و اصحابش؛ و از سوى دیگر، نظام شرکآمیز و ستمپیشه پادشاهان ساسانى و سپس خلفاى اموى و عبّاسى که زمینههاى گریز از آیین زرتشتى و مذهب حاکمان اموى و عبّاسى و روى آوردن به مذهب امامى را فراهم آورد.
حکومت نوبنیاد امام علی در مراحل آغازین تثبیت و تحکیم خود بود که با فتنهی گروهی موسوم به ناکثین مواجه شد که به رغم بیعت آزادانهی خود با آن حضرت، به بهانهی انجام عمره از مدینه خارج شدند تا جبههی جدیدی را در برابر امام بگشایند و حاکمیت او را به چالش بکشند. ماجراجویی های ناکثین که سرانجام به افروخته شدن آتش فتنهی جمل منجر گردید، ابتدا شهر بصره را از کنترل امام خارج کرد و سپس زمینه را برای ایجاد نخستین جنگ داخلی در اسلام فراهم نمود.
پرسش اساسی که این مقاله می کوشد تا به روش توصیفی تحلیلی به تبیین آن همت گمارد، این است که رفتار اصحاب جمل در ماجرای سقوط بصره از چه منطقی پیروی می کرد؟ یافته های این پژوهش، ناظر به این معناست که آنان برخلاف ادعای خود در اجرای عدالت و خون خواهی عثمان، با تمسک به راهبردهای فریب و شبهه افکنی، نفاق و پیمان شکنی، سخت کشی و کینه ورزی، تبعیض و سرکوب، کوشیدند تا شهری را که پیش از این، به طوع و رغبت، به خلافت علی بن ابی طالب تن داده بود، از حیطهی اختیار و کنترل اوخارج سازند و از آن به مثابهی پایگاهی برای شورش علیه آن حضرت بهره برداری نمایند.
مفوضه به عنوان بخشی از غالیان، یکی از گروه های منحرف در عصر امامان(ع) بوده اند که افکار غالیانه و شرک آلودی داشته اند. آنها امامان(ع) را به صفات الوهیتی همانند خلق، رزق و تدبیر عالم متصف می کردند. آشنایی با افکار غالیانه این گروه افراطی و نوع برخورد امامان(ع) با آنها، کمتر مورد توجه قرار گرفته و بدون شک از اهمیت خاصی برخوردار است. این آشنایی می تواند در بهسازی باورها و جلوگیری از ایجاد و یا گسترش عقاید انحرافی مؤثر باشد. واکاوی منابع فرقه شناختی، حدیثی و اعتقادی روایی، نشان می دهد امامان(ع) با آگاهی از افکار افراطی و غالیانه مفوضه برخورد بسیار جدّی و سختی با آنها داشته اند و تلاش کرده اند چنین نسبت هایی را در مورد خویش انکار کنند و احیاناً در این زمینه دست به روشن گری بزنند.