در بررسی تاریخ اسلام، سیره پیامبر(ص) و تحلیل رویدادها و حوادث دوران رسالت آن حضرت و نیز بازشناسی کیفیت موضع گیری های پیامبر اکرم(ص) در برابر رخدادهای گوناگون زمان، همواره موضوع مطالعه تحلیل گران بوده است. در این بین، مسأله «قومیت ها و اقوام» و بررسی نحوه رفتار رسول اکرم (ص) در مواجهه با آنان از جمله موارد مهم است. امروزه هنوز جوامع و حکومت هایِ متشکل از اقوام گوناگون، به صورت شایسته و همراه با عدالت مدیریت نمی شوند و پیرامون این جوامع را هاله ای از مسائل و مشکلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... دربرگرفته است. این مقاله ، توصیف و تحلیلی با هدف زیر ذره بین بردن مهم ترین تفکرات، نگرش ها، فعالیت ها و اقدامات نبی اکرم(ص) در مواجهه با اقوام است و ضمن بهره گیری از سیره ی آن حضرت در صدر اسلام، سعی در ارائه الگویی به روز شده از توجه به اقوام در مکتب مدیریتی و پیامبراکرم(ص) در عصر حاضر دارد. در نتیجه، انتظار می رود که با وام گرفتن از مهم ترین راهکارها و فعالیت هایی که اسوه عدالت اجتماعی، پیامبر(ص)، در صدر اسلام جهت مدیریت اقوام به کار بردند، به بهترین نحو بتوان زمینه های برون رفت از معضلات و مسائل جوامع امروزی در زمینه مدیریت اقوام را به وجود آورد.
فتوحات اسلامی در ایران در پادشاهی یزدگرد سوم (632-651 م.) و به ویژه تسخیر بخش عمده آن در کمتر از یک دهه، گویای آن است که دولت ساسانی در آن هنگام توان نظامی و دفاعی خود را، آن چنان که در دوره های پیشین می بینیم، از دست داده بوده است. متون تاریخی سده های نخستین اسلامی که از دیرباز منابع پر استناد تاریخ پژوهان معاصر شمرده می شوند، این فرض را تأیید می کنند. این منابع، از یک آشفتگی سیاسی پس از مرگ خسرو دوم (590-628 م.) سخن می گویند که در طی آن، شماری پادشاه و ملکه به مدت کوتاهی به پادشاهی رسیدند. آنچه این منابع نمی گویند، میزان اقتدار سیاسی و حدود قلمرو جغرافیایی آن هاست و این موضوعی است که در سکه های این دوره- که از مراجعه به آن ها غفلت شده است- به روشنی بازتاب یافته است. داده های سکه شناسی و مقایسه آن ها با منابع کتبی در این مقاله، نشان می دهد که پادشاهان این دوره که به کوتاهی و اغلب هم زمان بر چند ایالت فرمان می راندند، به سبب محدودیت منابع انسانی و مالی، قادر به تثبیت اقتدار سیاسی و نظامی خود نبودند. آنگاه که یزدگرد سوم هم زمان با فتوحات مسلمانان به پادشاهی رسید، دولت ساسانی مدت ها بود که بر اثر عوامل گوناگون در حال زوال و فروپاشی بوده و توان سیاسی و نیروی نظامی خود را از داده بود.
نویسنده (مرحوم آیت الله میرزا خلیل کمره ای) در این گفتار، دشواری های مسلمانان در شعب ابی طالب را بر می شمرد و قصیدة لامیه ابوطالب را سرود حماسی جوانان مسلمان محاصره شده می داند. آنگاه به ترجمة منظوم آن به فارسی توسط غلامرضا دبیران اشاره می کند. نویسنده به دولت های مسلمان پیشنهاد می دهد که این قصیده را به عنوان سند افتخار آن سالهای دشوار، ترویج کنند. همچنین علت مظلومیت ابوطالب را سیاست های بنی امیه در ظلم به اهل بیت: می داند. این نوشتار برای نخستین بار منتشر می شود.
در این مقاله، پس از تبیین جغرافیاى تاریخى قم و جایگاه این شهر در معارف دینى، به مهمترین عوامل پیدایش و گسترش تشیّع و مذهب امامیه پرداخته شده و در این زمینه، عوامل مؤثر بر آن بررسى گردیدهاند که از آن جمله است: تأکید پیامبر اکرم صلىاللهعلیهوآله بر فضیلت حضرت على علیهالسلام و پیروانش بر دیگران، مهاجرت شیعیان و بزرگان و عالمان مذهب امامیه از مراکز اسلامى و شهرهاى مسلمان نشین به قم، به ویژه سفر تبلیغى حضرت سلطانعلى ـ فرزند امام محمد باقر علیهالسلام ـ به «اردهال» و شهادتش در آنجا، اقامت حضرت معصومه علیهاالسلام و دیگر فرزندان و اعقاب و اصحاب ائمّه علیهمالسلام در قم، بناى مساجد و مراکز فرهنگى در این شهر، قیام امام حسین علیهالسلام و شهادت مظلومانه او و فرزندان و اصحابش؛ و از سوى دیگر، نظام شرکآمیز و ستمپیشه پادشاهان ساسانى و سپس خلفاى اموى و عبّاسى که زمینههاى گریز از آیین زرتشتى و مذهب حاکمان اموى و عبّاسى و روى آوردن به مذهب امامى را فراهم آورد.
مفوضه به عنوان بخشی از غالیان، یکی از گروه های منحرف در عصر امامان(ع) بوده اند که افکار غالیانه و شرک آلودی داشته اند. آنها امامان(ع) را به صفات الوهیتی همانند خلق، رزق و تدبیر عالم متصف می کردند. آشنایی با افکار غالیانه این گروه افراطی و نوع برخورد امامان(ع) با آنها، کمتر مورد توجه قرار گرفته و بدون شک از اهمیت خاصی برخوردار است. این آشنایی می تواند در بهسازی باورها و جلوگیری از ایجاد و یا گسترش عقاید انحرافی مؤثر باشد. واکاوی منابع فرقه شناختی، حدیثی و اعتقادی روایی، نشان می دهد امامان(ع) با آگاهی از افکار افراطی و غالیانه مفوضه برخورد بسیار جدّی و سختی با آنها داشته اند و تلاش کرده اند چنین نسبت هایی را در مورد خویش انکار کنند و احیاناً در این زمینه دست به روشن گری بزنند.