در این مقاله، پس از تبیین جغرافیاى تاریخى قم و جایگاه این شهر در معارف دینى، به مهمترین عوامل پیدایش و گسترش تشیّع و مذهب امامیه پرداخته شده و در این زمینه، عوامل مؤثر بر آن بررسى گردیدهاند که از آن جمله است: تأکید پیامبر اکرم صلىاللهعلیهوآله بر فضیلت حضرت على علیهالسلام و پیروانش بر دیگران، مهاجرت شیعیان و بزرگان و عالمان مذهب امامیه از مراکز اسلامى و شهرهاى مسلمان نشین به قم، به ویژه سفر تبلیغى حضرت سلطانعلى ـ فرزند امام محمد باقر علیهالسلام ـ به «اردهال» و شهادتش در آنجا، اقامت حضرت معصومه علیهاالسلام و دیگر فرزندان و اعقاب و اصحاب ائمّه علیهمالسلام در قم، بناى مساجد و مراکز فرهنگى در این شهر، قیام امام حسین علیهالسلام و شهادت مظلومانه او و فرزندان و اصحابش؛ و از سوى دیگر، نظام شرکآمیز و ستمپیشه پادشاهان ساسانى و سپس خلفاى اموى و عبّاسى که زمینههاى گریز از آیین زرتشتى و مذهب حاکمان اموى و عبّاسى و روى آوردن به مذهب امامى را فراهم آورد.
"امام على، امام حسن، امام حسین و امام سجّاد علیهمالسلام در قرن نخستین هجرى مىزیستند و از نظر شیعه امامیه، نخستین پیشوایان هدایت پس از رسول خدا صلىاللهعلیهوآله هستند. آنها در قرن اول، در تدوین روایات، ثبت و ضبط آنها و گسترش معارف شیعى، نقش مهمى داشتند و هریک در دوران امامت خود، براى گسترش روایات، با وجود همه مخالفتها، هم خود مبادرت به نوشتن روایات از پیشوایان پیش از خود و نشر آنها کردند و هم بر فراهم سازى زمینههاى نوشتن و نشر آنها توسط اصحاب خود، تلاش فراوان نمودند تا در آینده معارف شیعى در اختیار دوستداران آنها قرار بگیرند.
"
این مطلب که امام حسین(علیه السلام) حج تمتّع خود را نیمه تمام گذاشته، به عمره تبدیل کرد و مکه را به هدف عراق ترک نمود، براى برخى از تاریخ نویسان، گویندگان و نیز مدّاحان، امرى است مسلّم و به عنوان نظریه اى مشهور جا افتاده است.
در مقابل این، نظریه دیگرى است که باور دارد اینگونه نبوده است که آن حضرت مُحرم به احرام حج تمتع شده و آن را از باب حکم مصدود، به عمره مفرده بدل ساخته است، بلکه امام(علیه السلام) با عمره مفرده وارد مکه شد و با طواف وداع یا با عمره ماه ذى حجه از مکه خارج گردید.
اگر برخى از مورخان و گویندگان در نقل هاى تاریخى خود، دقت بیشترى مى کردند و آن را با روایات صحیح تطبیق مى دادند، قول مشهور را برمى گزیدند.
نتیجه این دو نظریه این است که عمل امام(علیه السلام)به عنوان یک سنت عملى، قاعده فقهى است.
اگر نظریه نخست را بپذیریم، باید فقها در فتواى خود به آن استناد کرده باشند، که در ظاهر این گونه
نیست.در این پژوهش با استناد به روایات صحیح و دقت در نقل هاى تاریخى و به پشتوانه استنباط فقیهان، نظریه صحیح غیرمشهور را برگزیده ایم:
در تاریخ ایران بعد از اسلام، هیچ گاه زن رسما در امور سیاسى ـ اقتصادى کشور مداخله نکرده، مگر در موارد استثنایى که براثر لیاقت و شهامت و هوشمندى و ذکاوت فوقالعاده، در عرصه سیاست و اقتصاد جامعه خودنمایى کرده باشد. به قدرت رسیدن حکومت صفوى و اهمیت سیاسى طبقه جدید شیعى و خاندانهاى قزلباش کمک کرد تا زن نقش مهمى را در این دوره به دست آورد، زیرا مذهب جدید و جامعه صفوى، براى زن اهمیت زیادى قائل شد. این مقاله، درصدد است تا نشان دهد زنان طبقات بالاى جامعه، سهم قابل توجهى در قدرت اجتماعى و اقتصادى اوایل دوره صفوى داشتهاند. هدف اصلى پژوهش این است که نقش زن صفوى را در مالکیت دارایى شهر و روستا، دارایى منقول، املاک، مستغلات و فعالیتهاى وقف براى مقبره شیخ صفى الدین اردبیلى در قرون 14-17م بررسى کند. نیز معلوم مىدارد که زنان صفوى در به دست آوردن زمین و املاک براى مقبره شیخ صفى، نقش مهمى داشته و بدین وسیله، قدرت اقتصادى و اجتماعى فراوانى به دست آورده بودند. نویسنده با استفاده از تواریخ محلى، گزارشهاى خارجى، آرشیوها، منابع دست اول و تحقیقات جدید به این مسئله پرداخته است.
دولت ادریسیان اولین دولت علوی بود که در سال 172ق/ 788 م در مغرب الاقصی استقلال خود را توسط ادریس بن عبداله حسنی از خلافت عباسی به دست آورد. در باب مذهب ادریسیان و این که آیا این خاندان شیعه بوده اند یا نه در میان مورخان اختلاف وجود دارد. گروهی این ها را معتزلی شمرده اند و گروهی دیگر آن ها را شیعه دانسته اند بی آنکه به نوع آن اشاره کنند، برخی دیگر آن ها را شیعه معتزلی خوانده اند و بعضی ها فقط با لفظ علوی از آن ها یاد کرده اند.در این مقاله ضمن بررسی دیدگاه های متفاوت این مورخان به این نتیجه رسیده ایم که می توان حدس زد که ادریسیان بنابر دلایل و مستندات تاریخی، به احتمال قوی از شیعیان زیدیه بودند که به لحاظ اصول عقاید، معتزلی و در فروع عقاید از فقه ابوحنیفه پیروی می کردند، ولی به دلایل سیاسی هرگز به طور رسمی از مذهب خود ذکری به میان نیاورده اند.
خلیفه عمر به سال 23 (644 م) کشته شد و عثمان جانشین وی گردید. دلیل اصلی این رویداد ناخشنودی برخی بزرگان عرب از برنامه های اقتصادی خلیفه دوم بوده است. مطالعات انجام شده در این باره، به ویژه به زبان پارسی بسیار اندک است. برای روشن شدن این رویداد، سیاست های اقتصادی – اجتماعی عمر، به ویژه در مورد زمین، وصیت نامه وی، بهبود جایگاه اقتصادی اشراف پس از قتل خلیفه و حدس و گمان ها درباره این قتل باید بررسی گردد.