فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۲٬۳۲۶ مورد.
سرنخ هایی از پیشینة چاپ نزد مسلمانان
حوزههای تخصصی:
اهمیت و آسیب شناسی تاریخ و تاریخ نگاری از منظر امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر پس از اشاره اجمالی به اهمیت و فواید تاریخ، به بررسی تفصیلی آسیب شناسی تاریخ و تاریخ نگاری از دیدگاه امام خمینی می پردازد. این مقاله آسیب شناسی تاریخ نگاری در محورهایی چون عدم بی طرفی مورخ، تحریف تاریخ، بی دقتی در ثبت وقایع، تاریخ نگاری بدون نقد و تحلیل، عدم توجه به توده مردم در تدوین تاریخ و نبود نگاه قرآنی در تحلیل های تاریخی را از منظر و بیان امام خمینی به بحث می گذارد.
گاهشمار شمسى، تغییر خط فارسى (از قرن اول هجرى تا کنون)
حوزههای تخصصی:
خالدی خدای آتش پیروزی اورارتوها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۱ شماره ۱۸
125 - 142
حوزههای تخصصی:
آتش نزد مردم باستان محترم بود ولی این پدیده نزد اورارتو ها کم تر بررسی شده است. معمولاً اقوام باستانی خدایی با خویشکاری آتش را می پرستیدند، ولی نزد اورارتوها این گونه نیست. این موضوع عجیب به نظر می رسد، چون اورارتوها در محیطی سردسیر می زیستند و آتش می بایستی نزد آنان از اهمیت خاصی برخوردار بوده باشد. در متون سلطنتی اورارتویی اشاره مستقیمی به اهمیت آتش یا وجود خدایی با خویشکاری ویژه آتش به دست نیامده است، ولی با کمی تأمل بر تعدادی از آثار اورارتویی می توان رد پای خویشکاری خدای آتش را در مهم ترین خدای اورارتوها، خالدی، مشاهده کرد. هدف مقاله حاضر این است که با بررسی شواهد، از جمله نقش خالدی بر سپری از محوطه باستانی انزاف و آتش دان های معبد آیانیس نشان دهد که آتشی ویژه خالدی روشن می شد و می توان آن را «آتش پیروزی» خواند و خالدی را نیز می توان «خدای آتش» دانست. آتش خالدی همه مشخصات «آتش پیروزی» را اعم از «همیشه سوزی» و «ارتباط با خدای پیروزی» و «روشن نگه داشته شدن آن در معابد» و احتمالاً «اهدای پیشکشی» دارد.
نامواژة جُندیشاپور؛ معنا و مفهوم آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساسانیان، سازندگان بزرگ شهرها بودند و گُستردگی و اهمیت شهرسازی دورة ساسانیان به خوبی در گزارش های تاریخی و جغرافیایی بازتاب یافته است. گزارش های تاریخی همداستانند که شاپور یکُم (241-272م.)، در بازگشت از جنگ های پیروزمندانه اش با امپراتوری روم، اسیران و کوچ یافتگان انطاکیه را در شهری تازه بُنیاد به نام «وِه از اندیوِ شاپور»(شهرِ شاپورِ بهتر از انطاکیه)، در سرزمین خوزستان جای داد. شاپور در متن فارسی میانة سنگ نوشتة خود روی دیوار ساختمان کعبة زردشت، این شهر را «وهی انتیوک شهپوهری» خوانده، امّا در متن یونانی همان سنگ نوشته، نام شهر «گوی آنتیوخ سابور» نوشته شده؛ یعنی در این سنگ نوشته، همچون نام های دیگری که با «و» ایرانی آغاز می شوند، «گ» را به جای «و» آورده اند. در متن های تاریخی و جغرافیایی دورة اسلامی، این شهر «وِه از اندیوِ شاپور»، «گُندیشاپور»، «جُندیسابور»، و یا «جُندیشاپور» خوانده شده است. چون واژة فارسی میانة «گُند» به معنای «سپاه» بوده، و در زبان عربی هم «جُند»، کاملاً هم معنای خود واژة گُند می باشد، به اشتباه پنداشته شده که «گُندیشاپور/ جُندیشابور» به معنای «اردوگاه شاپور» بوده است، امّا در حقیقت، جُندیشاپور ریخت عربی شدة تلفظِ یونانی الاصل نام این شهر است، و هیچ رابطه ای با واژة گُند/ جُند به معنای سپاه یا اردوگاه جنگی ندارد. اگر چه گزارش های تاریخی همگی از ساخت جُندیشاپور در دورة شاپور یکُم و پیوند واژة جُندیشاپور با نام وی سُخن می گویند و کاوش های باستان شناختی در تپه های جنوب دهکدة شاه آباد در چهارده کیلومتری جنوب شرق ی دزف ول که احتمالاً جای شه ر جُندیش اپور می باشد، نشان می دهند که جُندیشاپور از شهرهای ت ازه
بُنیاد دورة ساسانی ان بوده و هی چ چی زی از دورة پیش از ساسانی ان به دست نیام ده است، پ اره ای از پژوهندگان خیالبافانه عقیده دارند که تاریخ شهر جُندیشاپور به دوره های پیش از تاریخ! بازمی گردد، و جُندیشاپور ریخت دگرگون شدة واژة هندی «جنتاشاپیرتا»، به معنای «باغ زیبا و دلگشا» یا «شهر زیبا و فریبنده» می باشد! در این جُستار کوشش خواهد شد با اشاره ای به چگونگی پیدایش شهر جُندیشاپور، و مطالعة دیدگاه های گوناگون دربارة معنا و مفهوم نامواژة جُندیشاپور، معنای واقعی این نام به دست داده شود.
نقد و بررسی مزارنویسی در تاریخ نگاری محلی ایران (از نیمه دوم سده هشتم تا نیمه دوم سده دوازدهم ﻫ.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تدوین دایرهالمعارف گونه مزارها را باید بخشی از تاریخ نگاری محلی با رویکردی مذهبی و فرهنگی دانست. از نظر تاریخ شهرنشینی، این گونه کتب از این جهت اهمیت داشته اند که وجود قبور عرفا، علما و اولیا، عاملی برای حفاظت شهر از آفات و بلیات انسانی، آسمانی و طبیعی بشمار می آمدند. آثار مزارنویسی در نکته مهم و قابل توجه این که تدوین عمده کتب مزارات در ایران از زمان روی کار آمدن تیموریان آغاز شده و قبل از آن ما کتب مستقل زیادی در مزارنویسی در تاریخ ایران نمی بینیم. این امر را بیشتر از همه باید معلول رشد تصوف در این دوره دانست. از نیمه دوم سده هفتم تا نیمه اول سده دوازدهم در مجموع نه کتاب به صورت مستقل درباره مزارات شهرهای، تبریز، شیراز، هرات، سمرقند، بخارا و کرمان تألیف شده است. مزارنویسان عمدتاً گرایش عرفانی داشتند و اکثراً از علما، شعراء و عرفای زمان خود بودند و هدفشان راهنمایی زائران و شناساندن قبور امامان و فرزندان آن ها، آموزش آداب زیارت و پرهیز از اعمال ناروا در قبرستان ها، تقرب به ارواح طیبه و مشاهده مقدسه علمای دین و مشایخ، آشکار ساختن قدر و اعتبار و ارزش علما و مشایخ اسلام و اولیای بزرگ بوده است. اما توانسته اند به نوعی، بسیاری اخبار و روایات و اطلاعات درباره حیات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی شهرها را ارائه دهند.
شواهد آئینی از برچسب ها و صورت های مفهومی عرفی تا مفهوم سازی ها و معناکاوی های با عیار و معیار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۹ بهار و تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۷
1 - 16
حوزههای تخصصی:
مردم کوچه و بازار در بیان احساسات خود بهنگام تماس با واقعیت هایی که به لحاظ ذوقی وزیباشناختی مورد پسند وموجب التذاذ ونشاط آنها می شود؛ ازصورت های زبانی و اصطلاحات و عباراتی استفاده می کنند که نه تعریف مشخصی از آنها دارند و نه شناخت نظری مدون و منسجم و مقبول اهل نظر درباره مدعیات خود. صفت ها و صورت های زبانی و گزاره هایی به مانند این لباس شیک و زیباست و آن آهنگ خوش و لذت بخش و این پارچه لطیف است و آن جام ظریف و یا این بنا پرشکوه و باعظمت و جلالت است و هیبت زا و آن سخن رسا و غرا و شیوا و ده ها و ده ها صورت های زبانی و اصطلاحات و عبارات دیگر از خانواده و خویشاوند همین تجربه های ذوقی و زیباشناختی که درمیان عامه رایج است وکاربرد فراوان روزمره نیز دارد؛ وقتی آنها را از زبان اهل نظر و متخصصان رشته های هنر و تاریخ هنر وفلسفه و زیباشناختی می شنویم؛ احساس می کنیم وارد سطح و سپهر دیگری از واقعیت وفهم صورت های زبانی ومفاهیم و اصطلاحات وگزاره هایی شده ایم که ازجنس فهم و وهم عرفی و عامیانه و متعارف نبوده و از ساختار نظری و منطقی منسجم و مدون ومنطقی تعریف شده و مشخصی برخودارند که برای عامه شناخته شده نیست.درسپهردین وتجربه های دینی واعمال وافعال آیینی مردمان نیز با سیلابی از برچسب ها و صورت ها و ترکیبات زبانی مواجه می شویم که گروه های اجتماعی با آنها زندگی می کنند بی آنکه وصف وتعریف مشخص ومنسجم وصورت بندی شده به مفهوم علمی آن درباره آنها داشته باشند.کفه بار احساسی و عاطفی انضمامی وعملی این برچسب ها وصورت های زبانی درنگاه و وهم و فهم و فکر عامه علی القاعده و علی الاغلب بر کفه بار عقلانی و انتزاعی و نظری و علمی متفکران وعالمان و پژوهشگران و متخصصان سنگین تر است. از این منظر باستان شناسی آیین ها وسنت های دینی ونظام های اعتقادی مفقود گذشته تا رسیدن به برچسب ها وصورت ها وصورت بندی های زبانی درست ودقیق تعریف شده ورهایی از سیلاب الفاظ واصطلاعات وترکیبات خام وعرفی و عامیانه همچنان راه پرپیچ وطولانی پیش رو دارد که می باید طی شود.دستگاه گوارش دانش باستان شناسی بطورکلی وباستان شناسی آیین ها و سنت های دینی مفقود گذشته بطور اخص ازصورت های زبانی و مفهومی هضم وجذب ناشده ریزودرشت بسیار به مانند آیین و دین و ایمان و عقیده و الوهیت و امر مقدس و مینوی و ماورایی و متعال و مطلق و سرمدی و یا مفاهیمی از جنس جهان دیگر و رازورزانه و و رازآمیز و روح ونفس و جان و سحر و سحرآمیز وموارد مشابه دیگرهمچنان سنگین ودستخوش اختلال است. استفاده های عرفی وعامیانه وآزاد و بی عیار ومعیار از صورت های زبانی ومفاهیم کلیدی و سؤال خیز از این جنس، همواره مانع بزرگی بر سر راه مطالعات باقاعده و ضابطه باستان شناسی بویژه باستان شناسی آیین ها ونظام های اعتقادی مفقود گذشته بوده است.