فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۸٬۱۵۷ مورد.
مضمون تقابل خِرد و آز و جایگاه آن دراندیشه ایرانشهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقابل خِرد و آز از کهن ترین، بنیادی ترین و پایاترین مضامین ایرانی است که در شکل دادن به حیات فکری و دینی و نیز اندیﺸﮥ سیاسی ایرانیان باستان نقش بسیار مؤثری داشته است؛ اما متأسفانه کمتر به چشم آمده است. البته صورت های دیگر این مضمون که عبارت اند از تقابل سپنته مَینیو و انگره مَینیو، هرمزد و اهریمن، اَشَه و دْروج و... بیشتر کاویده شده اند؛ اما به نظر می رسد فهم دقیق این صورت ها نیز به فهم و درک مضمون تقابلِ خرد و آز وابسته باشد. پژوهش حاضر با تکیه بر روایت های ملی ایرانیان و با روش تاریخی و به شیوه توصیفی تحلیلی، می کوشد تا جایگاه این مضمون را در جهان بینی ایرانیان نشان دهد و سهم آن را در شکل گیری اندیشه ایرانشهری مشخص کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد تقابل آز و خِرد از این نظر که بیش از هر جای دیگر در وجود آدمی نمود می یابد، صورتی انسانی تر از ثنویّت ایرانی است. براین اساس خرد یا عقل، گوهر الهی یا فرّه ایزدیِ وجود انسان و بهترین راهنمای انسان برای گام برداشتن در مسیر راستی یا اَشَه و رسیدن به رستگاری است و در برابر آن، آز اهریمنی است که تلاش می کند انسان را به بیراهه بکشاند؛ همچنین در عالَم سیاست و شهریاری، این تقابل خود را در قالب تضاد و تقابل داد و بی داد نشان می دهد. شهریاری که خِرد راهنمای اوست، دادگر و فرّهمند است و شهریاری که آز بر او چیره است، بی دادگر و ناگزیر فاقد فرّه و مشروعیّت است. این معنی به ویژه در حکایت جمشید و ضحاک نمود یافته است.
هندواروپاییان، هندوایرانیان، خاستگاه و مهاجرت با تکیه بر مطالعات باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه در مورد مردمان هندواروپایی آغازی و هندوایرانی آغازی همواره از موضوعات پرچالش در باستان شناسی خاور نزدیک و آسیای مرکزی بوده است. مسئله موطن اولیة آنان، همین طور مسیرهایی که برای مهاجرت در پیش گرفتند از موضوعاتی بوده است که دانشمندان نظرهای متفاوتی دربارة آن مطرح کرده اند. هدف این مقاله بررسی نظریات دانشمندان مختلف دربارة سرزمین اصلی و زمان مهاجرت آنها از سرزمین اوّلیه تا هنگام ورود به ایران بر پایة داده های باستان شناختی است. عمده اطلاعات مورداستفاده ی ما از کتب و مقالاتی هستند که درزمینه باستان شناسی اروپای شرقی، آسیای مرکزی، ایران و افغانستان نوشته شده است. علاوه بر این اشاراتی هم به مطالعات زبان شناسان در این زمینه داشته ایم. بر اساس این پژوهش هندواروپاییان آغازی در هزاره پنجم و چهارم پ.م در استپ های کاسپی – پونتی زندگی می کردند، سپس هندوایرانیان در حدود اواخر هزاره سوم شروع به مهاجرت به سمت شرق و غرب یعنی آسیای مرکزی و اروپا کردند و سرانجام در نیمه دوم هزاره ی دوم پ.م هندوایرانیان آغازی از آسیای مرکزی به سوی ایران و هند حرکت کردند.
جایگاه نام در ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نام ها از گذشته تاکنون مهمترین عامل هویّت بخشی و تمایز افراد در جامعه بوده اند. نوع انتخاب نام علاوه بر اینکه گویای نگرش فرد به خود، جامعه و طبیعت است، اندیشه دینی و مذهبی او را نیز آشکار می سازد. در پژوهش های تاریخی و اجتماعی با مراجعه به متون تاریخی و بررسی اسامی خاص متداول در هر دوره می توان بافت قومیتی و مذهبی و پراکندگی اجتماعی هر دوره را سنجید. آنچنان که یافته های باستان شناسی و اسناد تاریخی نشان می دهند، عوامل متعدّدی در ایران باستان در گزینش اسامی ایرانیان دخیل بوده اند، ولی مذهب نقش اساسی را به عهده داشته است. در این مقاله ابتدا به جایگاه نام و نام گذاری و مراسم و آیین هایی که برای نام گذاری در ایران باستان و خصوصاً دوران ساسانیان مرسوم بوده و همچنین شیوه های انتخاب نام برای افراد پرداخته شده، سپس نقش نام و کارکردهای آن در اوستا که مهترین کتاب بازمانده از دوران باستان است، مورد بررسی قرار گرفته است. تابوی نام و قدرت نهفته در نام های مقدس و اساطیری، یکی دیگر از موضوعات مرتبط با نام در دوره ساسانیان است که شاهان از آن در جهت اهداف سیاسی خود استفاده می کردند؛ همچنین تداوم نام در دین مزدیسنا و اندیشه شاهان ساسانی مطلب دیگری است که نویسندگان بدان پرداخته و نشان داده اند دغدغه مانایی نام، انگیزه ساخت بسیاری از بناهای با ارزش دوره ساسانی و عامل شکل گیری برخی قوانین فقهی و حقوقی دین مزدیسنا می باشد.
بررسی دلایل ناکارآمدی دیوان عرض خوارزمشاهیان در رویارویی با مغولان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله بررسی جایگاه دیوان عرض به عنوان بخشی از تشکیلات دیوانی حکومت محمد خوارزمشاه در سازمان اداری سپاه خوارزمشاهی است و در آن تلاش شده است تا ضعف و ناکارآمدی دیوان عرض و مقام عارض در اداره لشکر و سازماندهی تشکیلات نظامی مورد بررسی قرار گیرد و تأثیر آن بر ناکامی های محمد خوارزمشاه در برابر حمله مغول و فروپاشی دور از انتظار حکومت وی نشان داده شود. این نوشتار بر آن است بر اساس روش تحلیلی در پژوهش تاریخی نشان دهد خوارزمشاهیان در ایجاد یک نظام اداری و پشتیبانی نظامی به ویژه هماهنگ با مطامع و اهداف توسعه طلبانه ای که در پیش گرفته بودند، ناتوان ماندند. بخشی از ناکامی آنان به واسطه نداشتن تشکیلات اداری کارآمد، به خصوص در حوزه دیوان عرض بود.
آداب چیدن مو و ناخن بنا بر فرگرد هفدهم وندیداد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیروان دین زرتشت از گذشته های دور در تفسیر و ترجمة متون دینی همّت گماشته اند. بخش هایی از این تلاش که امروزه در دسترس است، ترجمه و تفسیری به زبان پهلوی از اوستاست که زند نامیده می شود. متن زند گرچه تقریباً ترجمة واژه به واژه از اوستا ارائه می دهد، ولی گاه برداشت شخصی و تفسیرموبدان را نیز نشان می دهد. آنچه به عنوان تفسیر برآن افزوده شده، خالی از ابهام نیست وگاه حتّی فهم آن ناممکن می شود. از آنجا که وندیداد دربرگیرندة مطالبی دربارة اعمال دینی و شرایع زرتشتی است، برای موبدان زندنویس آشناتر از بخش های دیگر اوستا بوده است؛ از این رو زند وندیداد را می توان کامل تر و دقیق تر از زند سایر بخش های اوستا دانست. متن زند فرگرد هفدهم وندیداد که دربارة آداب چیدن مو و ناخن است و حاوی مطالب فقهی بسیاری است، به نسبت زند قسمت های دیگر اوستا، ترجمه بهتری از اوستا به دست می دهد. در این فرگرد، دستور داده می شود که مو و ناخن چیده شده از مردان اهلو، آب، آتش و برسم دور برده شود و دفن گردد. در هنگام انجام اعمال آیینی، چیدن و دفن کردن مو و ناخن، آنها را به مرغ اشوزوشته پیشکش می کنند که هم چون جادوی سفید عمل کرده و آدمیان را از عواقب جادوی سیاه دیوان مازنی درامان نگاه دارد و دیوان مازنی نتوانند از اجزای جداشده از بدن شخص علیه خودش استفاده نمایند و در نهایت شخص از گزند جادو و جادوگر در امان خواهد ماند. موبدان در تفسیر این فرگرد، از خواندن دعاهایی چون ا شم وهو و اهونور، حتّی سروش باژ هنگام دفن مو و ناخن سخن گفته اند، که می توان این دعاها را وردهای جادوی سفید نامید
پروژه ملت سازی عصر پهلوی اول در متون آموزشی تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کوشش سیاستگران برای نوسازی و بازآفرینی «ملیت» ایرانی، بر پایه نگرش ناسیونالیستی باستان گرا، یکی از مهم ترین راهبرد های دولت پهلوی محسوب می شود. این راهبرد، موجب شکل گیری و اجرای پروژه اساسی «ملت سازی» طی اولین دوره شد. زبان فارسی، نژاد آریایی، سرزمین آریان ها و پیشینه یکسان تاریخی را می توان به عنوان عناصر اصلی این پروژه قلمداد کرد. پروژه «ملت سازی»، مستلزم طراحی و به کارگیری برنامه های متنوع و گوناگونی در وجوه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بود. سیاست های آموزشی و تهیه کتاب های درسی مورد نیاز جمعیت لازم التعلیم کشور یکی از امکانات فرهنگی مناسب برای پیشبرد پروژه ملت سازی به حساب می آمد.
در میان متون درسی مختلف، درس «تاریخ» برای ایجاد زیرساخت های اندیشه ای لازم در جهت پذیرش ایده جدید ملت ایرانی، در بین جامعه نوجوان و جوان کشور، از بیشترین قابلیت برخوردار است. از این رو، قابل انتظار بود که از سوی آنان توجه ویژه ای نسبت به برنامه و مطلب درسی دروس تاریخ مبذول گردد.
بر این اساس، در مقاله حاضر تلاش شده است: یکم، ابعاد و وجوه اساسی پروژه «ملت سازی» عصر پهلوی اول با تکیه بر اسناد و مدارک تاریخی تشریح شود ؛ دوم، با بررسی برنامه و متون آموزشی تاریخ در مقاطع مختلف تحصیلات ابتدایی و متوسطه و با لحاظ کردن توزیع و پراکندگی زمانی لازم ، تصویری حتی الامکان روشن از اهداف، مواد درسی و مطالب مندرج در کتاب های درسی تاریخ ارائه گردد؛ و سوم، تبیینی از نسبت و رابطه میان آموزش تاریخ در این متون و پیشبرد پروژه ملت سازی بیان شود.
اصلاحات نظامی خسرو انوشیروان و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از پایه های بنیادین پادشاهی ساسانی، وابستگی به سپاهیانی بود که بزرگان و اشراف جنگجوی پارسی و پارتی برای شاه فراهم می کردند. معمولاً این باور وجود دارد که این وابستگی تا زمان پادشاهی خسرو انوشیروان و اصلاحات وی ادامه یافت و تنها در زمان او بود که شاه برای نخستین بار توانست سپاهی ثابت و وابسته به شاه را بیآفریند و عملاً خود را از وابستگی به نیروهای بزرگان و روسای خاندان ها برهاند. این ناوابستگی حتی به ایجاد پادشاهی متمرکز که شاهان ساسانی به دنبال آن بودند، نیز تعبیر شده است. اما گواهی های بازمانده و گزارش های مورخان، در تضاد با این باور عمومی قرار دارد و آن را به چالش می کشد. این نوشتار بر آن است تا با واکاوی این گواهی ها، اصلاحات نظامی خسرو و پیامدهای آن را بررسی نماید.
تاریخ نگاری زنان
حوزههای تخصصی:
تاریخچه الکل
مطالعه تطبیقی نقوش رودوزی های پوشاک زنان هرمزگان و هند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رودوزی منسوجات دارای اهمیت خاصی است و با آداب و رسوم و فرهنگ ملل ارتباط تنگاتنگ دارد. زنان در این فعالیت نقش اصلی را بر عهده دارند. در ایران و هند، هنر رو دوزی جایگاه ویژه ا ی دارد. ارتباطات سیاسی و تجاری ایران با هند از زمان هخامنشیان وجود داشته و به خصوص در قرون 9ه.ق/15م تا 11ه.ق/17 م گسترش یافته است. به دنبال فعالیت های تجار هندی در ناحیه هرمزگان،که مربوط به اَواخر دوره ناصر الدین شاه و در زمان مظفرالدین شاه (1300 تا1344 ه / ق) می باشد.ارتباط فرهنگى و هنرى میان دو کشور افزایش یافت و زمینه ساز تأثیر هنر دو منطقه بر یک دیگر گردید. محور اصلی این پژوهش بررسی نقوش مشترک به کار رفته در رودوزی های پوشاک بانوانهرمزگان و هند می باشد. شیوه پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی است که نقوش رودوزی های هرمزگان با هند، به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته اند. بر این اساس ابتدا به معرفی انواع رودوزی ها در دو منطقه پرداخته شدهو سپس نقوش مشترک آن ها معرفی شده اند.این نقوشبه سه گروه نقوش هندسی، گیاهی وحیوانی تقسیم بندی می شوند که هر گروه انواع دیگری را شامل می شود واین نقوش در اکثر البسه زنان هرمزگان و هندوستان دیده می شود.
توطئه بلگریو ...
منبع:
زمانه ۱۳۸۵ شماره ۴۳
حوزههای تخصصی:
خلیج عربی واقعیت دارد و یک واژه قدیمی است اما در حدفاصل مرزهای غربی عربستان با حبشه و مصر و سودان قرار دارد نه در حدفاصل آن با سرزمین ایران. دریای سرخ یا بحر احمر را از قرنها پیش خلیج العربی می نامیدند و نام آن در آثار جغرافیدانان عهد باستان هم آمده است ولی این که در سالهای اخیر برخی مراکز علمی و فرهنگی وابسته به غرب، می خواهند آن را برای خلیج فارس جعل کنند، حکایت دیگری دارد که باید آن را در کتاب شیطنتهای همیشگی استعمارگران مطالعه کرد. به کاربردن عنوان جعلی خلیج العربی برای خلیج فارس، می تواند در راستای جبهه گیری فرهنگی استکبار در مقابل ملت ایران و ایجاد خصومت منطقه ای میان عرب و عجم مورد توجه قرار گیرد.
نگاهی به کتاب صورة الارض ابن حوقل
حوزههای تخصصی:
توصیه نامه اصول بین المللی قابل اجرا در حفاری های باستانشناسی
حوزههای تخصصی:
توصیه نامه برای کاوش های باستانشناسی توسط یونسکو در سال 1956 تهیه شده است و توسط کنفرانس ونیز در سال 1964 صریحا مورد تایید قرار گرفته است. در نشست بین المللی که توسط سازمان ایکروم و با همکاری ملی یونسکو در نیکوزیا پایتخت قبرس در سال 1983 انجام شد. با توجه به این توصیه نامه بحث و بررسی در باره مسئولیت های مرمتی و اصول اساسی مرمت باستان شناسی پرداخته شده است. در این نشست مشخص گردیده که این توصیه نامه هنوز به عنوان سند با ارزش جهت تنظیم و تدوین قوانین و مقررات برای کاوش های باستان شناسی و حفاظت و مرمت بقایا و آثار به دست امده از کاوش ها می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
نگاهی به کتاب «حکومت انتخابی» نوشتة جاناستوارتمیل
حوزههای تخصصی:
ظهور نقش مایه ماهی آیین مِهر در مُهرهای دوره قاجار و فلوس های دوره صفوی و قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: در تعدادی از فلوس های دوره صفوی و قاجار، نقشمایه ماهی در دوکنار گلی چندپَر ضرب شده است. ترکیبی از این نقشمایه در مُهرهای دوره قاجار نیز مشهود است. این مقاله با هدف پیدایش نماد نقشمایه ماهی آئین مِهر در مُهرها و فلوس ها به مطالعه و تحلیل می پردازد. فرضیه پژوهش: علل پیدایش نقشمایه ماهی در فلوس ها و مُهرهای دوره قاجار موضوع این پژوهش است. مقاله قصد دارد با فرضیه اصلیِ«پیدایش این نقوش با تأثیرپذیری از آئین مِهر» و فرضیه فرعیِ«ارتباط نقشمایه ماهی در فلوس ها با اقلیم مردمانش و در مُهرها با شغل صاحبانش»به مطالعه و سیر تحول این نقش بپردازد. روش/رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر با ماهیت و روش تاریخی، توصیفی- تحلیلی و تطبیقی، بر پایه منابع کتابخانه ای و میدانی به مطالعه و تحلیل نقشمایه ماهی و تطبیق آن می پردازد.
یافته ها ونتایج پژوهش: نمادهای مِهری همبستگی ویژه ای با آب دارند که برجسته ترین آنها مروارید، دلفین، و نیلوفر است. گل چندپر و دو ماهی اشاره به روایتی دارد که در آن تخمه زرتشت در آب، مانند مروارید در گل نیلوفرآبی است که دو ماهی از آن محافظت می کنند؛ و همچنین، داستانِ کَرَ ماهی که نگهبان گیاه هوم است. طرح «ماهی درهم» یا «هراتی» در فرش عبارت است از دو ماهی و چهره مِهر در میان آن. در دوره اسلامی، چهره مِهر به گل و دو ماهی به دو برگ تبدیل شد. مقاله حاضر،با هدف پیدایش نماد نقشمایه ماهی آئین مِهر در مهرها و فلوس ها، به مطالعه و تحلیل پرداخته است. نتایج نشان داد نقشمایه ماهی در مُهرها و فلوس ها به سه شکل است: دوماهی در دوکنارِ گل، ماهی در دوکنار نقش صورت انسان، و نقش ماهی به صورت تنها در تعدادی از مُهرها در دو کنار صورت انسان دو برگ حک شده است که به سنت تبدیل ماهی به برگ در دوره اسلامی مربوط است. براساس یافته ها، فرضیه اصلی پژوهش(پیدایش نماد نقشمایه ماهی آئین مِهر در مُهرها و فلوس ها) تأیید می گردد. باتوجه به جمع آوری مهرها از اسناد نظامیان و معلوم بودن شغل آنها و همچنین با معلوم بودن محل ضرب اغلب فلوس ها، نمی توان نقش ماهی را به شغل صاحبان مُهر، و نقش ماهی در فلوس ها را به اقلیم مردم آن منطقه نسبت داد؛ در نتیجه،فرضیه فرعی مبنی بر ارتباط نقشمایه ماهی در فلوس ها با اقلیم مردمانش و در مُهرها با شغل صاحبانش مورد تأیید نیست.
مُهرخاتم بررسی ویژگی های مهر پیامبر (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهر خاتم در اواخر سال ششم یا اوایل سال هفتم هجری برای ممهور کردن نامه های پیامبر به حکام سرزمین های همجوار، ساخته و پرداخته شد. این مهر ظاهراً از نوع انگشتری و شکل صفحه نگین آن مدور بوده است و بر آن در سه سطر عبارت «محمد رسول الله» را نقش کرده بودند؛ جنس و نگین آن نیز از سنگ حبشی تا انواعی از فلزات چون مس و آهن و نقره روایت شده است. پس از وفات پیامبرص این مهر ابتدا به ابوبکر و سپس عمر و عثمان رسید و آن ها نیز نامه ها و مکاتبات خود را بدان اعتبار می بخشیدند.
مهر خاتم در حدود سال سی ام هجری در چاه اَریس(نزدیکی مدینه) افتاد و دیگر به دست نیامد، اما عثمان نظیرش را ساخت و مهر معمول خلافت داشت. با این حساب جز نامه های شخص پیامبرص، بخشی از نامه های خلفای راشدین نیز ممهور به مهر حقیقی پیامبرص بوده است؛ مکاتباتی که اگر نمونه ای اصیل از آن ها به دست آمده بود، لااقل اثر مهر خاتم را به ما نشان می داد.
اوصاف این مهر در متون متقدم اسلامی نشان از نخستین اقدامات و ضروریات تشکیل نظام دیوانی در صدر اسلام است؛ همچنین استفاده از نوشتار جای تصویر، شکل مدور، ترکیب سه-سطری، و شعارهای مذهبی از این جا در مهرهای اسلامی تجربه شده و در سراسر دوران تاریخی اسلام تداوم یافته است.
ویژگی های مهر خاتم در مقالة پیش رو با روش تحقیق تاریخی- توصیفی، بررسی و تحلیل شده است.