مشکلات مزمن مالی و افزایش کسری بودجه دولت قاجاریه موضوعی پنهان یا قابل انکار نبود، زیرا بار آن به شیوه های مختلف متوجه ملت می شد. برای حل این مشکل، مجلس شورای ملی قوانینی اصلاحی را وضع کرد که مالیات ارضی و لغو تیول را شامل می شد (صفر1325هـ ق./مارس1907م). پژوهشگران با تمرکز بر نحوه قانون گذاری و خود این قوانین، به گونه ای گذرا به مخالفت مسلحانه برخی از تیول داران با قانون اساسی به بهانه حمایت از سلطنت پرداخته اند. پژوهش حاضر به اجرای قوانین ذکر شده اختصاص دارد که وجه ناشناخته این اصلاحات است؛ بدین منظور با مطالعه اجرای این قوانین مجلس در مورد مازندران، می کوشد موانع اجرایی اصلاحات و دستاورد مجلس اول را ارزیابی کند.
ایران در دوران باستان‘ بر محدوده وسیعی از سرزمینهای شرق و غرب استیلا داشت و به دلیل برخورداری از این موقعیت جغرافیایی نه تنها موجب ارتباط بین ملت های شرق و غرب گشت ‘ بلکه بسیاری ار فرهنگها و علوم آن زمان را عمیقأ تحت تأثیر قرار داد. کشور ایران از زمان هخامنشیان بویژه در دوران اشکانیان ‘ دین خود را در امر تجارت‘ بین اقصی نقاط جهان از جمله روم شرقی (بیزانس ) و چین و هندوستان ادا کرده است . علاقه مفرط ایرانیان به امور بازرگانی ‘ موجب فراهم آوردن تسهیلات ‘ تأسیسات و امنیت برای راهها گردید. مسیر این جاده ها از دجله‘فرات‘حرّان و نصیبین گذشته تا به ساردس (سارد)و اقس می رسید .طول اینراه تجارتی به اندازه دو هزار وششصد و هشتاد و سه کیلومتر بوده است .فاصله ای تقریبأ یکصد و یازده ایستگاه یا منزل که کاروانهای بازرگانی آن را طی ‘ نود روز میپیمودند. در هر منزل مرکب های تازه نفس برای پیک های شاهی نیز آماده بودند .
تاریخ تلاش های غربیان برای شناخت اسلام و سیرة پیامبر(ص) به سدة نهم میلادی باز می گردد. اما پژوهش های جدی آن ها که در بستره مطالعات آکادمیک و علمی صورت گرفت، از نیمة دوم سدة نوزدهم میلادی آغاز شد. از همان ابتدا دو رویکرد معارض در مقابل هم شکل گرفته و تا زمان حاضر نیز ادامه پیدا کرده است: 1. رویکرد افراطی مستشرقانی که با سردمداری لامنس و کایتانی، به کلی نافی ارزشمندی میراث تاریخی و حدیثی اسلامی در بررسی تاریخ قرآن، سیره و صدر اسلام بوده اند و2. رویکرد معتدلانة افرادی چون نولدکه و بکر که در کنار اذعان به وجود هستة حقیقی و تاریخی موجود در این روایات، همّ خود را بر زدودن حواشی غیر قابل اعتنا از این منابع مصروف داشتند. این دو جریان با حضور اسلام پژوهان سرشناسی چون گلدتسیهر، شاخت و مونتگمری وات به دهه های پایانی سدة بیستم رسید. در این دوره مکتب سیره پژوهی «شکاکیت افراطی» توسط آراء وَنزبرُو بسط یافت و در آستانه سدة بیست و یک میلادی، پژوهش مشترک کرون و کوک آن را به اوج خود رساند. در سویه مقابل افرادی همچون وات، سرجنت و قسطر به دنبال شناخت سازوکاری معتدل و علمی برای تمییز هستة اصلی و تاریخی روایات سیرة نبوی بودند. هریک از این پژوهشگران، تحلیل خاصی از روند تحریف، تلخیص یا تبدیل روایات سیرة نبوی را مطرح کردند و ساز وکار مختص به خود را درباب تمیز مجعولات از حقایق تاریخی ارائه کردند. اگرچه دستاوردهای باستان شناسی جدید، - نظیر یافته های صحرای نگب در جنوب فلسطین- بسیاری از مدعیات شکاکان افراطی را باطل کرده، اما هم اکنون نیز مطالعات سیره پژوهی در غرب را می توان به دو گروه عمدة سنت گرایان خوش بین به سیرة نبوی و شکاکان قائل به عدم وجود هستة تاریخی برای روایات سیره نبوی تقسیم کرد. هدف این مقاله، علاوه بر ارائه گزارشی دقیق و جامع از روند شکل گیری و تثبیت آراء این دو مکتب پژوهشی معارض، ارائه تحلیل و داوری علمی نسبت به مواضع و روش شناسی این دو مکتب است.
سقوط تبریز، پس از شکست چالدران (920ق/ 1514) زمینه ی به تاراج رفتن بخش اعظمی از ثروت های مادی و معنوی تختگاه صفویان را فراهم نمود. در این بین، بخش قابل توجهی از نخبگان هنری تبریز به اراضی عثمانی مهاجرت داده شدند. این مهاجرت اجباری امکان انتقال دستاوردهای مکتب نگارگری تبریز صفوی، میراث دار مکاتب هنری هرات، جلایری، ترکمن، به مکتب استانبول را ایجاد کرد. برخی از این نگارگران، همچون شاه قلی نقاش و شاگردان او، با عملکردی بسیار مؤثر موجب آفرینش و قوام یابی سبک نوینی در مکتب استانبول، موسوم به سبک ساز، شدند. این پژوهش بر آن است ضمن بررسی حادثه تاریخی انتقال نگارگران مکتب تبریز به استانبول، به مطالعه نقش این هنرمندان در ایجاد تحول در هنر نگارگری عثمانی بپردازد.