در فهرستهای پیوسته، تجسس بر اساس کلیدواژههای موضوعی، درصد قابل توجهی از جستجوها را به خود اختصاص میدهد و در مطالعات مختلف در این ارتباط بویژه در آمریکا، این درصد به میزان بیش از 50% ذکر شده است. به لحاظ اهمیت تجسس موضوعی در نظام فهرست پیوسته برای جستجوکنندگان، تلاشهای زیادی توسط پژوهشگران و طراحان نظام فهرست پیوسته برای افزایش کارآیی نظام، و سهولت تجسسهای موضوعی صورت پذیرفته و در حال انجام است. در این مقاله بعد از ارائة توصیفی کوتاه از تجسس موضوعی، به دانش لازم برای تجسس موضوعی پرداخته شده است. ادامة این مقاله نیز به مسائل کاربران در هنگام تجسس موضوعی، بهینهسازی ساختار فهرست پیوسته، و استاندارد بازیابی اطلاعات یعنی استاندارد «زِد 50/39» اختصاص دارد.
شغل و کار عاملی سازنده محسوب می شود که نه تنها در شکل گیریِ انسان از جهات مختلف فیزیکی، فردی و اجتماعی تاثیرگذار است؛ بلکه در رشد و توسعه تمدن ها نیز نقشی حیاتی ایفا می کند. رویکردهای گوناگونی به شغل و کار وجود دارد که کامل ترین و متعالی ترین آنها به اعتقاد مسلمانان، رویکرد اسلامی است. اسلام، شغل را وسیله ای برای رسیدن انسان به اهداف متعالی آفرینش قرار داده تا وی بدین طریق به منزلت حقیقی خود دست یابد و این نگرشی کاملاً والا و متمایز از نگاه امروزیِ دنیایِ مادی به این مسئله است. هدف این پژوهش، شناسایی و استخراج الگوی شغل از دید اسلام است. در این راستا از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده و منابع دینی مورد واکاوی قرار گرفته است. الگوی پیشنهادی دارای 43 شاخص و سه گروه شامل رویکرد اسلام به شغل، وظایف متقابل مدیران و کارکنان و در نهایت پیامدهای شغل است.
هدف اصلی این پژوهش طراحی الگویی برای جبران خدمات پزشکان متخصص در بیمارستان های دولتی شهر تهران است. جبران خدمات پزشکان، براساس تئوری های انگیزشی و نظریه ی هزینه ی زندگی و سایر ادبیات مربوط از چهار بُعد «سازمانی»، «اجتماعی»، «مدیریتی» و «روان شناختی» مؤلفه های اصلی جبران خدمات را مورد سنجش قرار می دهد.
روش اجرای این پژوهش، توصیفی پیمایشی است و جامعه ی آماری آن بیمارستان های دولتی شهر تهران می باشد. برای گردآوری داده ها و سنجش مؤلفه های جبران خدمات، پرسش نامه ای با قابلیت اعتماد 4/91 درصد ساخته شد. به منظور اندازه گیری روایی آن از معادلات ساختاری استفاده شده است شاخص تناسب مدل حکایت از مناسب بودن مدل اندازه گیری مؤلفه های جبران خدمات دارد و چارچوب کلی سنجش آن معنادار و قابل پذیرش است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر چهار بعد شناسایی شده با جبران خدمات پزشکان رابطه ای مستقیم و معنادار دارد.
مقدمه: در وضعیت موجود سیستم ارائه ی خدمات اورژانس در سطح بیمارستانی، افزایش عوارض و مرگ و میر در بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد و همچنین شلوغی اورژانس و تاخیر در پذیرش و ارائه ی مداخلات اورژانسی در بیماران سندرم حاد کرونری از آمار بالایی برخوردار بوده و ضرورت کاهش زمان ارائه ی مداخلات اورژانسی و کیفیت خدمات ارائه شده به این بیماران از اهمیت ویژه و بالایی برخوردار می باشد که مهم ترین شاخص در این زمینه، سنجش رضایتمندی بیماران از خدمات ارائه شده است. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط رضایتمندی بیماران و کیفیت ارائه مداخلات اورژانسی در بیماران سندرم حاد کرونری مراجعه کننده به اورژانس قلب مراکز آموزشی- درمانی نور و حضرت علی اصغر (ع) اصفهان انجام گردید.
روش بررسی: 81 نفر از بیماران مراجعه کننده به مراکز آموزشی درمانی نور و حضرت علی اصغر (ع) اصفهان با علائم سندرم حاد کرونری، با نمونه گیری به شیوه ساده در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و مقطعی از نظر کیفیت مداخلات اورژانسی و رضایتمندی بیماران از مداخلات، با تکمیل سه پرسشنامه که با استفاده از روش اعتبار محتوی و آزمون آلفای کرونباخ اعتبار و اعتماد علمی آن تایید گردیده بود، شرکت نمودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارspss20 مورد پردازش قرار گرفتند.
یافته ها: میزان رضایتمندی بیماران از کیفیت مداخلات اورژانسی 4/12 ± 4/81 به دست آمد. ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین زمان مداخلات اورژانسی با رضایتمندی بیماران رابطه معکوس وجود داشت. (07/0p = ، 16/0- r =)
نتیجه گیری: نتایج حاضر حاکی از آن است که مداخلات اورژانسی انجام شده، در افزایش رضایتمندی بیماران مؤثر بوده است. همچنین می توان با به کارگیری برنامه های مدون در راستای ارتقای کیفیت ارائه خدمات در این مرکز و پایش مداوم خدمات ارائه شده به افزایش سطح رضایتمندی بیماران پرداخت.
این پژوهش، مطالعه ای میان رشته ای درمورد تأثیرات «انسان شناسی فلسفی» بر «نظریه پردازی ارتباطات و سیاست گذاری رسانه ای» است و درصدد بررسی این مسئله است که پارادایم- شیفت در اندیشه انسان شناسی، چگونه دانش ارتباطات را دستخوش دگرگونی کرده است. برای رسیدن به این هدف، با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای و فوکوس گروپ، نمودهای گفتمانِ دو رویکرد کلانِ انسان شناسیِ فلسفی (ذات گرایی و نامینالیسم)، در نظریات ارتباطی و سیاست گذاری رسانه ای را استخراج کردیم. یافته های این تحقیق، ما را به شناختی جدید از دانش رسانه ای می رساند که می توان آن را تحت تأثیر نوع انسان شناسی، به دو بخشِ «نظریه های ارتباطی ذات گرا» و «نظریه های ارتباطی نامینالیستی» تقسیم کرد. همچنین، نشانگر این واقعیت است که تکنولوژی و دانش رسانه ای در درون بافتار فکری انسان شناسی قرار دارد و از سوی آن احاطه شده است. به علاوه، نتایج به دست آمده، ما را به این شناخت می رساند که چگونه گفتمان های مسلط انسان شناسی، پیش فرض هایی تولید کرده اند که در نظریه پردازی و سیاست گذاری رسانه ای، تأثیراتی عمیق گذاشته است، حال آن که منشأ این پیش فرض ها تاکنون برای ما نامرئی بوده است.
منزل امام در نجف یک خانه کوچک 45 متری بود. برنامه ایشان در آن خانه به این گونه بود که نیم ساعت قبل از غروب آفتاب در پشت بام مشغول قدم زدن می شدند زیرا حیاط منزل کوچک بود و جای قدم زدن نداشت.
این مقاله سازهها تشخیصی مطرح شده توسط روانشناسان و مشاوران را مرور کرد. از میان سازههای مرور شده سازهء رابینسن بهعنوان جامعترین سازه شمرده شد که آسانتر از همه برای به کارگیری در مذاکرات پرسشکاوی در خدمت مرجع استفاده میشود. سازهء رابینسن نیازهای مراجعه کننده را در مقولههای زیر طبقهبندی کرد: ناسازگاری شخصی, تضاد با سایر افراد مهم، فقدارن دانش، عدم بلوغ و فقدان مهارت. این مقولهها را میتوان در طبقهبندی نیازهای جوینده اطلاعات به کار گرفت یافتههای به دست آمده از مصاحبه با کتابدار مرجع کتابخانه کاشیم ابراهیم این نکته را آشکار نمود که مقولههای موجود در سازه رابینسن در خصوص جویندگان اطلاعات متعددی به کار گرفته شد که در طی سالهای 1987 تا 1995 با پرسشهای خود به بخش مرجع کتابخانه میآمدند. نیاز مبرم جویندگان اطلاعات همانا آموزش کاربر بود. از آنجا که اکثر دانشجویان در برنامه آشنایی با کتابخانه شرکت نمیکردند، مهارتی در بهرهگیری از کتابخانه نداشتند. معنای ضمنی سازه رابینسن و به کارگیری آن در مطالعه حاضر کاملاً روشن است. کتابداران مرجع قادر خواهند بود از طریق فرآیند تشخیص و براساس نیازها جویندگان اطلاعات ایشان را طبقهبندی کنند. این نیاز میتواند نیاز به تقویت شخصیت بهمنظور کاستن از تضادهای انگیزش، نیاز به تقویت شخصی به منظور کاستن از تضادهای انگیزش، نیاز مرتبط با افراد مهم دیگر، نیاز به شناخت مجموعهء مرجع، نیاز به بلوغ و نیاز به مهارت در به کارگیری مواد مرجع باشد. در این صورت کتابدار مرجع در موقعتی بهتری برای ارائهء راهحل مناسب بهمنظور حل مسئله قرار خواهد گرفت.
ایجاد معنویت در محیط کار با تسهیل واکنش سازمان در برابر تقاضاهای محیطی، پیشرفت و پایداری آن را در محیط پویای عصر حاضر فراهم می آورد. در این پژوهش به مفهوم معنویت محیط کاری از رویکردهای اسلامی و غربی و تبعات عملکردی هریک در رفتار سازمانی پرداخته شده است. لازم به ذکر است که اغلب پژوهش-های داخلی صورت گرفته در حوزه معنویت محیط کاری با رویکرد غربی و مؤلفه های برآمده از مبانی این رویکرد می باشند. این در حالی است که رویکرد غربی از منظری متفاوت به انسان و ارزش های او می نگرد و با اصول و مبانی برآمده از آموزه های دینی و جامعه اسلامی ما تناسبی ندارد. از این رو تلاش ما بر آن بوده است تا با استفاده از روش تحقیق فلسفی با بهره گیری از آیات و روایات، بتوان به درک عمیق تر و روشن تری از این مفهوم و کاربرد عملی آن در سطوح رفتار سازمانی دست یافت و برنامه های معنویت در محیط های کاری را متناسب با فرهنگ ایرانی – اسلامی جامعه خود اجرا و ارزیابی کرد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که دیدگاه اسلامی به معنویت محیط کاری ازآنجایی که بر مبنای فطرت کمال جویی و تعالی انسان و آموزه های دین اسلام می باشد در مقایسه با رویکرد لذت گرا و مادی گرای غربی پیامدهای بسیار ارزنده و همه جانبه نگری در سه حوزه فردی، گروهی و سازمانی برای سازمان به همراه دارد. لذا، با توجه به جامعیت آموزه های دین اسلام از یک سو و اهمیت وجود معنویت کاری از سوی دیگر، پرورش معنویت با رویکرد اسلامی ضرورت می یابد.