در سالهای اخیر اشتغال زنان و مسایل مرتبط با آن به عنوان یکی از حوزه های تحقیقاتی در جامعه شناسی، روانشناسی اجتماعی، مدیریت و اقتصاد مطرح شده است. نگرش نسبت به اشتغال زنان و تواناییهای شغلی آنها معمولا به عنوان مانع ورود زنان به بازار کار و نبود موفقیت آنها پس از ورود مطرح می شود. از سوی دیگر مسایلی نظیر میزان رضایت شغلی و امکان ارتقای شغلی بویژه برای زنان به عنوان دو حوزه مهم در جامعه شناسی کار و مشاغل مطرح می شود. این پژوهش با هدف شناسایی میزان رضایت شغلی، امکان ارتقای شغلی زنان و نگرش زنان شاغل نسب به مشروعیت فرهنگی اشتغال زنان، تواناییهای شغلی آنان و ارتباط این متغیرها با یکدیگر در بین زنان شاغل در بخشهای دولتی شهر کرمان انجام شده است. نتایج نشان می دهد که رضایت شغلی برای 48.5 درصد افراد وجود داشته است، در حالی که 17.4 درصد پاسخگویان معتقد بودند امکان ارتقای شغلی دارند و 42.8 درصد پاسخگویان نگرش مثبتی نسبت به اشتغال زنان و تواناییهای شغلی آنها نداشتند. عواملی همچون تعداد اعضای خانواده، نگرش نسبت به اشتغال زنان، وضعیت تاهل، میزان حقوق و وضعیت اقتصادی خانواده بر رضایت شغلی زنان تاثیر داشته است و متغیرهای نوع سازمان محل کار و وضعیت استخدام نیز بر امکان ارتقای شغلی زنان تاثیرگذار بوده است.
فرآیند تحول هر جامعه از یک مرحله اقتصادی و اجتماعی به مرحله دیگر، توسعه نامیده میشود. بر این اساس فعالیتهای توسعهیافتگی،«فعالیتهایی است که یک نظام، سیستم یا یک کشور برای ارتقای وضعیت موجودش در دست اقدام دارد»[1] برای تحقق توسعه، لازم است که در کنار سایر اقدامات، رشد جمعیت نیز تحت کنترل درآید. هر چند توسعه، رابطه مستقیمی با جمعیت ندارد؛ اما میتوان گفت عدم توازن رشد منابع با رشد جمعیت، مانعی بر سر راه برنامههای توسعه است. در این مجال به بررسی نحوه آموزش در مورد تنظیم خانواده در دانشگاه ها می پردازیم.
چه شرایطی در برخی کشورها به ویژه کشورهای اروپایی به وجود آمد که بحث کنترل جمعیت مطرح و چه برنامههایی تدوین شد؛ یا به عبارت دیگر چه سیاستی از سوی کشورهای غربی درپیش گرفته شد تا برنامه کنترل جمعیت به کشورهای دیگر به ویژه آسیایی کشیده شود وتا کنون با نحوه اجرای این برنامهها چه اتفاقی درکشورهای جهان سوم افتاده است؟ این ها پرسش هایی است که طی گفت و گویی با دکتر محمودیان به آن ها پرداخته می شود.
عرضه نیروی انسانی در ایران با توجه به افزایش بی رویه جمعیت در دهه 1355-1365 بیشتر تابع ساختار سنی جمعیت می باشد، برای زنان علاوه بر این، تابع عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز می باشد. نتایج سرشماری 1385 نشان می دهد که با توجه به افزایش جمعیت 10 سال به بالا و عدم فرصتهای شغلی، میزان بیکاری برای زنان و مردان افزایش پیدا کرده است، اما این افزایش برای زنان چشمگیرتر است. تحصیلات زنان در افزایش اشتغال آنان در بخش عمومی تاثیرگذار بوده است. توزیع افراد شاغل در گروههای عمده فعالیت هم برحسب جنس و هم مناطق شهری و روستایی متفاوت است. نتایج سرشماری نشان از افزایش زنان پذیرفته شده و فارغ التحصیل در مراکز و موسسات آموزش عالی دارد که در آینده نزدیک متقاضی کار خواهند بود. بنابراین برای جلوگیری از ایجاد بحران و از بین رفتن فرصتها، برنامه ریزی برای بازار کار زنان ضروری است.
هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر اشتغال، اعتبار و مشارکت سیاسی در گرایش زنان به آموزش عالی می باشد. طرح تحقیق توصیفی از نوع علی - مقایسه ای و کمی - کیفی است. به این منظور از میان کلیه دانشجویان دختر دانشگاههای دولتی اصفهان به طور تصادفی ساده متناسب با حجم تعداد 206 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه نیمه سازمان یافته بود. نتایج با استفاده از آزمون t تک متغیره و تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که علاقه مندی زنان به احراز شغل، کسب اعتبار، موقعیت اجتماعی و نیز مشارکت سیاسی بیش از سطح متوسط در گرایش آنها به آموزش عالی موثر بوده است (P<0.05).
مقاله حاضر به موضوع شکلهای خشونت بتنی بر جنسیت علیه زنان در عراق امروز می پردازد. در ابتدا مختصری به شرایط حقوق و اجتماعی زنان، محدودیتها و فرصتهای آن در دوران رژیم بعث عراق اشاره شده است. اینکه چطور صدام حسین زمانی برای دستیابی به اهداف حزبی و اقتصادی خود عرصه را برای فعالیت زنان در اجتماع فراهم کرد و روز دیگر برای استحکام پایه های قدرت خود آنها را خانه نشین کرد. در ادامه برای ورود به مبحث اصلی این مقاله ابتدا تعریفی از خشونت، خشونت علیه زنان و تاریخچه ظهور آن در اسناد بین المللی ارایه شده و سپس اشکالی از آن همچون قاچاق و خرید و فروش زنان، روسپیگری اجباری، خشونتهای خیابانی و یا تحقیر و توهینهای جنسی در بازداشتگاهها مورد مطالعه قرار گرفته اند. اگر چه تمامی این اشکال خشونت جنسی پیش از این نیز وجود داشته اند، اما در ادامه مشاهده می شود که چگونه جنگ و سپس دوران از آشوب عراق را به دریایی طوفانی و امنتی را به ساحلی دور بدل کرده و به این شکل زمینه را برای بروز و یا گسترش خشونت علیه زنان فراهم کرده است
زنان نقش مهمی در ارتقای اشتغال و بهبود وضعیت اقتصادی جامعه ایفا می کنند. ارتقای فعالیتهای کارآفرینانه در بخش زنان می تواند محرکی موثر بر رشد و توسعه اقتصاد، افزایش درآمد زنان و بهبود کیفیت زندگی آنها محسوب شود. اما امروزه سهم زنان در فعالیتهای کارآفرینی زنان باید موانع کارآفرینی این قشر شناسایی و تجزیه و تحلیل شود تا با رفع یا کاهش این موانع نقش زنان در فعالیتهای کارآفرینی در سطح جامعه پر رنگ تر شود.
در این پژوهش با بررسی ادبیات موضوع، استفاده از نظر خبرگان و تکنیک دلفی، موانع کارآفرینی زنان در استان یزد و در شش بعد شناسایی و طبقه بندی شد. سپس برای تجزیه و تحلیل و رتبه بندی موانع موثر، روش های آماری و تکنیک TOPSIS مورد استفاده قرار گرفت. نتایج این رتبه بندی نشان می دهد که موانع فرهنگی و مالی مهمترین موانع در کارآفرینی زنان می باشند.
در پایان بر اساس نتایج پژوهش، پیشنهادهایی برای بهبود سطح فعالیتهای کارآرینی زنان ارایه شده است.