فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۲۱ تا ۵٬۲۴۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
آیه تنبیه بدنی زنان
تبیین و تحلیل فمینیسم
زن و رؤیای آزادی در غرب
حضرت مریم (س)
حجاب در ادیان الهی
حوزههای تخصصی:
مسئولیتهای متقابل نهاد تعلیم و تربیت رسمی و خانواده
منبع:
حوراء سال ۱۳۸۸ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
پیچیده بودن فضاهای اجتماعی در دنیای مدرن و تعدد نهادهای موجود در جامعه، باعث وابستگی و روابط متقابل نهادها و ساختارهای مختلف گردیده است. در این میان، نهاد خانواده و نهاد رسمی تعلیم و تربیت به دلیل نزدیکی حوزههای کاری و تداخل مسئولیتها، رابطهای تنگاتنگ دارند. نحوه تعریف این رابطه وجایگاه هر یک از این نهادها در آن، از جمله مؤلفههای اساسی است که جریان تربیت آدمی را تحت تأثیر قرار میدهد و بدان جهت میبخشد. دیدگاههای مختلف موجود در باب جامعه و فرد و نیز تلقیهای مختلف درباره تربیت و نهادهای مسئول آن، هندسههای متمایزی را در خصوص این رابطه ترسیم میکند. در نتیجه وضعیتهای متفاوت تربیتی را ایجاد مینماید. در نوشتار حاضر، هدف آن است که ابتدا رابطه موجود میان این دو نهاد و اثرات تربیتی آن مورد بررسی قرار گیرد. پس تلاش بر آن است تا با ترسیم نگاهی جدید به این رابطه، این هندسه بدیع تبیین گردد.
در عرصه مسائل زنان با فقدان تئوری مواجهایم
منبع:
حوراء سال ۱۳۸۸ شماره ۳۲
حوزههای تخصصی:
مؤلفههای مهم سیاستگذاری سازمان صدا و سیما در مورد حضور زنان در رسانه ملی کدام است؟ این پرسشی است که درگفتوگویی با دکتر خجسته در خصوص نقد و بررسی سیاستهای جنسیتی صدا و سیما به آن می پردازیم. در این مصاحبه با ما باشید.
دنیایی در نبود پدران
منبع:
حوراء سال ۱۳۸۸ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
دیوید پوپنو، استادجامعهشناسی دانشگاه راتجرز، دانشگاه ایالتی نیوجرسی در برونسویک است، وی همچنین ریاست بخش علوم رفتاری و اجتماعی دانشکده هنر و علوم را به عهده دارد. پوپنو چندین کتاب به رشتهتحریر درآورده است که از جمله آنها میتوان به آشفتگی آشیانه تغییر خانواده و انحطاط در جامعه امروزی (1988) اشاره کرد. این مقاله برگرفته از کتاب زندگی بدون پدر (1996) است.
رابطه کارراهه شغلی با اقتدار شغلی و تعهد سازمانی: بررسی موردی کارکنان زن و مرد واحدهای پژوهش و توسعه شرکت های صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، رابطه یمیان کارراهه با اقتدار شغلی و تعهد سازمانی مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور و برای سنجش جهت گیری کارراهه،از 245 زن و مرد کارشناس پژوهش و توسعه در سازمان ها و صنایع خواسته شد تا پرسش نامه کوتاه مقیاس جهت گیری کارراهه شاین را تکمیل کنند و سپس برای ارزیابی تعهد سازمانی و اقتدار شغلی آنان،به ترتیب، مقیاس تعهد سازمانی بالفور و وکسلر و نیز مقیاس اقتدار شغلی نیک سون مورد استفاده قرار گرفت.نتایج پژوهش بیان گر وابستگی بالاترین میانگین ها با جهت گیری های امنیت شغلی، خدمت، و سبک زندگی است و در روابط میان عوامل نیز، اقتدار شغلی با جهت گیری های مدیریتی، چالش خالص، و کارآفرینی، هم بستگی معناداری را نشان می دهد، هم چنین، رابطه میان انواع تعهد سازمانی و اقتدار شغلی نیز معنادار است. در تمام جهت گیری های کارراهه،میان زنان و مردان تفاوتی معنادار وجود دارد و تنها در جهت گیری های امنیت شغلی، سبک زندگی، و خدمت، زنان میانگینی بالاتر از مردان را به دست آورده اند.با توجه به یافته های پژوهشی، پیشنهاد شده است که برای زنان و مردان تازه استخدام شده در سازمان ها، کارراهه یی دوجانبه طراحی شود، تا افراد از همان آغاز، در مسیر دو کارراهه فنی و مدیریتی قرار گیرند.
رابطه ساده و چندگانه آزار عاطفی و اختلال های روانی در زنان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، رابطه آزار عاطفی، به صورت آزار کلامی انتقاد، بی توجهی کناره گیری، سلطه گری، و محدودیت اجتماعی، با اختلال های روانی در زنان شهر اصفهان مورد بررسی قرار گرفته است.نمونه پژوهش را 151 نفر از زنان ساکن مناطق مختلف آموزش و پرورش شهرستان اصفهان تشکیل می دهند، که به صورت تصادفی خوشه یی انتخاب شدند و ابزار پژوهش نیز، پرسش نامه های SCL-90-R و مقیاس آزار عاطفی است.تحلیل داده های پژوهش، با استفاده از آماره های هم بستگی و رگرسیون، نشان می دهد که میان آزار عاطفی و ابعاد واکنش جسمی، افسردگی، حساسیت بین فردی، ترس مرضی، افکار پارانویید، اسکیزوفرنی، وسواس اجبار، اضطراب، و پرخاش گری، هم بستگی معنادار وجود دارد و آزار عاطفی، پیش بینی کننده اختلال های روانی در زنان است.
بررسی نقش میانجی و تعدیلی تبعیض ادراک شده در زنان، در پیوند میان سبک های دل بستگی و افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی و تعدیلی تبعیض ادراک شده از سوی زنان، در پیوند میان سبک های دل بستگی و افسردگی، در صورت باور آنان به دنیای عادلانه انجام شده است.جامعه آماری پژوهش را زنان غیرشاغل ساکن در نواحی پایین، متوسط، و بالای شهر اصفهان تشکیل می دهند، که با استفاده از نمونه گیری خوشه یی، 300 نفر از آنان، به عنوان نمونه پژوهش، انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش نیز شامل پرسش نامه روابط نزدیک، باور به دنیای عادلانه برای زنان، و پرسش نامه افسردگی است.الگوسازی معادله های ساختاری نشان می دهد که بر پایه شناسه های برازش، داده های به دست آمده از پژوهش، بیش ترین برازش را با مدل دل بستگی اضطرابی دارند، به عبارت دیگر، مدل ارتباطی دل بستگی اضطرابی به افسردگی، تبعیض ادراک شده از سوی زنان را به عنوان یک میانجی کامل می پذیرد، اما مدل ارتباطی دل بستگی اجتنابی به افسردگی، تبعیض ادراک شده از سوی زنان را به عنوان یک میانجی پاره یی می پذیرد.تحلیل های رگرسیون سلسله مراتبی تعدیلی و بررسی اثرات غیرمستقیم نیز بیان گر آن است که فقط اثر غیر مستقیم دل بستگی اضطرابی بر افسردگی به وسیله تبعیض ادراک شده از سوی زنان معنادار است.
آگراندیسمان نیمه پنهان
بررسی نقش و جایگاه زن جنوب در قصه های عامیانه (گپ شو)(جامعه مورد مطالعه: قصه های عامیانه شهرستان لامرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱ پاییز ۱۳۸۸ شماره ۱
61-73
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نقش و جایگاه زنان و مردان در قصه های عامیانه (گپ شو) شهرستان لامرد با استفاده از نظریه ی نقش پارسونز مورد بحث قرار گرفته است. از میان مجموع قصه های عامیانه موجود در فرهنگ مردم این شهرستان 60 گپ شو انتخاب و با استفاده از روش فراتحلیل، مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش سعی شده قصه های نقل شده از افراد بالای 50 سال مورد استفاده قرار گیرد. هدف این بررسی در وهله نخست، آشنایی با قصّه ها و عناصر فرهنگی است که به صورت شفاهی، نسل به نسل منتقل شده است. دیگر اینکه زنان و مردان در این قصه ها دارای چه نقش و جایگاهی اند؟ مقایسه پایگاه دو جنس دغدغه پایه ای این پژوهش می باشد. تحلیل محتوا؛ تکنیک تحلیل منابع مربوط به زمان های گذشته و یا فرهنگ های دیگر، بعنوان ابزار تجزیه و تحلیل در این تحقیق استفاده شده است. گرچه آمارها نشان از این دارد که نقش زنان در جامعه فعلی محدود به نقش خانگی نیست و برخی از زنان دارای نقش های سیاسی و اقتصادی هستند اما در این قصه ها زنان غالباً در نقش های خانوادگی و کلیشه ای سنتی ظاهر شده اند و ویژگی اخلاقی بارز آن ها ضعف و ناتوانی، مهربانی و دلسوزی و نداشتن ابزار قدرت و همچنین نداشتن قدرت است.
بازتاب حادثه اشغال (1948) در شعر شاعران زن فلسطینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱ پاییز ۱۳۸۸ شماره ۱
119-135
حوزههای تخصصی:
: پس از اشغال فلسطین به دست صهیونیست ها در 1948، شماری از فلسطینیان در کشورهای عربی هم جوار آواره شدند و برخی دیگر در داخل سرزمین های اشغالی به ویژه کرانه غربی و نوار غزه سکنی گزیدند. از آن پس فلسطینیان هرگز روی آرامش، ثبات و استقرار سیاسی را به خود ندیدند. در نتیجه شعر معاصر نیز از این اوضاع نابسامان تاثیر پذیرفت. آوارگی، تبعید، قتل، غارت، مصادره ی املاک و اراضی، تخریب و ویرانی و دیگر رخدادهای سیاسی ناگوار این کشور سبب شد تا شاعران زن فلسطینی پس از «اشغال» پیوسته نظاره گر درد، رنج و اندوه بی پایان هم وطنان خود باشند و بی وقفه آلام آنان را در آثار خود به تصویر کشند. بدین سان شعر آنان که مالامال از احساسات و عواطف صادقانه بود، پیوندی ناگسستنی با توده ی مردم برقرار کرد؛ روحیه مبارزه طلبی و آزادسازی وطن را در کالبد فدائیان دمید و گامهایشان را در راه پیشبرد اهداف جنبش ملی فلسطین استوارترساخت.