در دوره قاجار به سبب مواجهه با غرب، تمایل دربار به تجربه دنیای مدرن و اشتیاق جهان غرب به شناخت دنیای شرق، نوعی دوگانگی سنتی و مدرن در بسیاری از مناسبات اجتماعی، فرهنگی و هنری جامعه نمایان شد.
یکی از عرصههای تحول زندگی اجتماعی در عصر جدید، تغییرات و تحولات در زندگی زنان است. این تغییرات و تحولات، دامنة وسیعی از تغییر باورها و انگارههای اجتماعی دربارة زنان تا تغییر نقشهای فردی، خانوادگی و اجتماعی را در برمیگیرد.در همین راستا نیز به معرفی کتاب اشتغال زنان از لیلا سادات زعفرانچی می پردازیم.
یکى از اصول اخلاقى حاکم بر روابط همسران، اصل مودت و رحمت است.
طبق باور قرآنى، مى توان چنین اصلى را از زمره اصول اخلاقى روابط اجتماعى مسلمانان پنداشت; لیکن جایگاه این اصل در خصوص روابط همسران، از اهمیت و تاکید فوق العاده اى برخوردار است. خداوند متعال در آیه اى از قرآن کریم فلسفه خلقت هر یک از همسران را رسیدن آنها به آرامش دانسته و در همان آیه، سخن از جعل مودت و رحمت به میان آورده است. بر این اساس، به نظر مى آید که مودت و رحمت، لازمه حصول چنین آرامشى است که همواره لازم است براى حفظ کیان و قداست خانواده، مورد اهتمام تمام صاحب نظران قرار گیرد و طبع انعطاف پذیر خانواده را به صرف احکام آمرانه منحصر ننمایند، بلکه براى ایجاد نظم و آرامش در خانواده، به حاکمیت چنین اصلى نیز توجه داشته باشند.با عنایت به اهمیت آن اصل از منظر قرآن کریم، اهتمام به راه کارهاى اخلاقى مرتبط با آن همچون گذشت، سازش و فداکارى لازم و ضرورى مى باشد.
کتاب تأثیر «فمینیسم بر فرزندان» اثر «استوارت رین» و با ترجمه و تلخیص «کتایون رجبیراد» با سفارش نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در سال 1387 به چاپ رسیده است.این کتاب که بخش عمده آن ترجمه کتاب «خیانت به فرزند» نوشته «استوارت رین» است، نتایج و تبعات ناخوشایند به جا مانده از جریان فمینیسم را بر کودکان بررسی میکند. کتاب حاضر، بیشتر به مسائل کودکانی میپردازد که قربانی دعواهای فمینیستی شدهاند. بر این اساس رویکرد فمینیسم، فروپاشی خانواده، آسیب نسلها و گسست شیرازههای عاطفی- اجتماعی و اخلاقی جامعه را به دنبال داشته است. گزارشی کوتاه از این کتاب را تقدیم خوانندگان محترم می کنیم.
امروز با توجه به دوگانگی نقش زنان در جامعه و عوامل تهدید کننده سلامت روان آن ها، بررسی عوامل اساسی اثر گذار در اینامر، برای کمک به برنامه ریزی در جهت پیش گیری و بهبوداختلالات روانی، ضروری به نظر می رسد. یکی از مهم ترین این عوامل، توجه به ابعاد مختلف هوش عاطفی و پیوند آن با اختلالات روانی است. باراوناز هوش عاطفی به عنوان عاملی مهم در شکوفایی توانایی های افراد برای دست یابی به موفقیت در زندگی یاد می کند و آن را با سلامت عاطفی، و در مجموع، سلامت روانی مرتبط می داند.پژوهش پیش رو بر آن است که با شیوه یی علی مقایسه یی، به بررسی پیوند بین ابعاد مختلف هوش عاطفی و سلامت عمومی در زنان بپردازد. جامعه آماری پژوهش را همه زنان کارمند شهر اصفهان، و حجم نمونه را 30 نفر از آن ها، که به طور تصادفی انتخاب شدند، تشکیل می دهند. ابزار اندازه گیری نیز «پرسش نامه سلامت عمومی» و «آزمون هوش عاطفی» است.نتایج پژوهش نشان داد که بین بعضی از عوامل هوش عاطفی (مهارت های بین فردی، روابط بین فردی به همراه آگاهی از عاطفه دیگران، و انعطاف پذیری) و وجود نشانه های جسمی و روانی (اضطراب، افسردگی، و اختلال جسمی و روانی به طور کلی) رابطه یی معکوس وجود دارد و زنانی که هوش عاطفی بالاتری دارند، بهتر با اختلالات جسمی و روانی کنار می آیند.
در پژوهش حاضر به منظور بررسی روابط ساختاری متغیرهای توجه و حضور کامل ذهن، عدم مقاومت وجودی در برابر زندگی و اجتماعی بودن با یکدیگر و در ارتباط با معناجویی در زندگی (به عنوان مرکز ثقل مدل) 216 نفر از زنان مطلقه 20-45 ساله مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شده اند. ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته معناجویی در زندگی مبتنی بر توجه و حضور کامل ذهن، عدم مقاومت وجودی در برابر زندگی و اجتماعی بودن می باشد.با تجزیه و تحلیل داده ها و استفاده از نرم افزار AMOS، مدلی بر اساس 6 مسیر مستقیم و 2 مسیر غیرمستقیم با برازش مناسب تدوین شد. در این راستا، توجه و حضور کامل ذهن با عدم مقاومت وجودی در برابر زندگی، معناجویی در زندگی و اجتماعی بودن، رابطه مستقیم و مثبت و با میانجی گری عدم مقاومت وجودی در برابر زندگی با معناجویی در زندگی رابطه مثبت و غیرمستقیم دارد. عدم مقاومت وجودی در برابر زندگی با معناجویی در زندگی رابطه مثبت و مستقیم و با اجتماعی بودن، رابطه منفی و مستقیم دارد. عدم مقاومت وجودی در برابر زندگی با میانجی گری معناجویی در زندگی با اجتماعی بودن رابطه مثبت و غیرمستقیم دارد و معناجویی در زندگی نیز رابطه مثبت و مستقیمی با اجتماعی بودن دارد.برازش این مدل در زنان مطلقه می تواند حکایت از تحقق معناجویی در زندگی آن ها به واسطه تاثیراتی که از توجه و حضور کامل ذهن و عدم مقاومت وجودی در برابر زندگی می پذیرد و تاثیری که بر اجتماعی بودن آن ها می گذارد، داشته باشد و امکان طراحی چارچوب های دقیق تر علمی را برای مداخلات درمانی و آموزشی در این گروه از زنان فراهم کند
خانواده نهادی زیستی- اجتماعی و یکی از بنیادی ترین نهادهای اجتماع است و در این نوشتار در نظر است با بررسی اجمالی ساختار نهاد خانواده در ایران در دوره ی تاریخی طاهریان تا مغول، تأثیر کنیزان بر کارکردهای سه گانه ی خانواده، (تامین نیازمندی های عاطفی جنسی، تامین موقعیت اجتماعی فرهنگی برای تولید مثل و تربیت فرزندان) و نیز مقایسه ی اجمالی نقش کنیزان و آزادزنان نسبت به این کارکردها و اشاراتی مختصر به دیگر وظایف کنیزان در نهاد خانواده به این پرسش پاسخ داده شود که آیا فراوانی کنیزان با تحول در نظام خانواده ارتباط دارد؟
نوشتار پیش رو سخنرانی دکتر محمد تقی کرمی عضو هیئت علمی گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی در موضوع خانواده و کالاهای فرهنگی است که با حضور کارشناسان و اعضاء هیئت علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان در جلسه فصلانه دفتر ایراد شده است.
نگاه میلانی به جامعة زنان نگاهی زن گرایانه است نه انسان گرایانه، لذا برای تثبیت یک قشر، قشر دیگری را نفی کرده و برای اثبات یک انسان، انسان دیگری را انکار میکند. این نوع نگاه همان بینش اغراقآمیز و سیاه و سپید در سینمای قبل از انقلاب است که از یک فرد نگاه کاملاً منفی یا کاملاً مثبت ارائه داده و او را بر منبری بلند شده از افراطهای ذهنی بشری مینشاند. محکوم کردن یک انسان برای اثبات حقانیت انسان دیگر، واقعیت امر را زیر سؤال برده و حقانیت قهرمان فیلم را نیز مخدوش میکند چرا که بالا رفتن از نردبان انکار دیگری، اثباتی پوشالی و سست به ارمغان میآورد، لذا پرهیز از مطلق انگاری،به مخاطب کمک میکند تا مفهوم فیلم را بهتر درک کرده و با شخصیت داستان همذاتپنداری کند.سینمای میلانی به نوعی سینمای اعتراض است. اعتراض به «امر مردانه و اطاعت زنانه». او زاویة دوربین خود را بر چهرة شکسته و تکیدة زنهایی زوم میکند که مجموعهای از خواستهای سرکوب شده و آرزوهای بر باد رفتهاند. نوشتار پیش رو گزارشی اجمالی است از پرونده فیلم های فمنیستی میلانی که به نظر خوانندگان می رسد.
دکتر محمدرضا جوادی یگانه استادیار گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و فارغالتحصیل دکترای جامعهشناسی از دانشگاه تربیتمدرس(1383) است. تاکنون از ایشان کتابهایی با عناوین «تغییرات اجتماعی برنامهریزیشده»، «مسئله دختران فراری»، «بازیابی تغییرات اجتماعی: تغییر رفتار برای ارتقای بهداشت، توسعه اجتماعی و محیط زیست» و «دین و رسانه» و همچنین مقالات متعددی به چاپ رسیده است. در این گفت وگو به بررسی آسیبشناسی سیاستهای جنسیتی رسانه ملی و اصول حاکم بر رسانه در رابطه با مقوله جنسیت می پردازیم.
دین اسلام بر اساس جامعیت خود، علاوه بر تبیین وظایف انسان در برابر خداوند، به تنظیم روابط او با همنوعانش نیز پرداخته است تا جامعه مطلوب و ایدهآلی که در پی آن است، تحقق یابد. احکام ناظر به روابط انسان با همنوعانش، به صورت مجموعهای از احکام و تکالیف است، یعنی حقوقی که انسان در برابر دیگران از آن برخوردار است و تکالیفی که دیگران نسبت به حقوق او دارند. اساساً حق و تکلیفی که در رفتارهای اجتماعی انسانها و در ارتباطهای متقابل آنها مصداق مییابد، جعل متقابل دارند و جعل هریک مستلزم جعل دیگری میباشد. البته باید توجه داشت که حق، اختیاری، امّا تکلیف الزامی است؛ کسی که در موردی حقی دارد میتواند از آن استفاده کند و یا از آن صرفنظر کند، ولی دیگران در برابر حق او مکلفند و باید حق او را محترم شمارند. از جمله مقررات اجتماعی اسلام، حقوق و وظایفی است که اعضای یک خانواده، به ویژه زن و شوهر از آن برخودارند.در این مقاله به بیان راهکارهای مالی اسلام برای حفظ بنیان خانواده می پردازیم.