فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۰۱ تا ۴٬۹۲۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
گرایش شوهران به خشونت علیه همسران: مطالعه موردی شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی مطالعات زنان زن در سطح ملی و جهانی زن در ایران
- حوزههای تخصصی مطالعات زنان آسیب شناسی مسایل زنان آسیب شناسی خانوادگی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی مسایل اجتماعی و انحرافات
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده زنان
هدف اصلی این مطالعه، بررسی رابطه ی تعدادی عامل های جمعیت شناختی، اجتماعی، فرهنگی و روان شناختی با گرایش شوهران به خشونت علیه همسران در خانواده است. روش پژوهش، پیمایشی است و جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی مردان متاهل تک همسر ساکن شهرستان شیراز تشکیل داده که در زمان پژوهش حداقل یکسال از تاریخ ازدواج آن ها گذشته است. داده های پژوهش از روش پرسشنامه ی ساختار یافته و با شیوه ی نمونه گیری چند مرحله ای طبقه بندی شده ی تصادفی از یک نمونه ی 400 نفری از جامعه ی آماری بدست آمده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین سن شوهر و تفاوت تحصیلات همسران با گرایش شوهر به خشونت علیه همسر رابطه ای معنی دار وجود ندارد، اما از سوی دیگر، بین تعداد فرزندان، سن ازدواج شوهر، اختلاف سنی همسران، اعتقاد شوهر به کلیشه های جنسیتی، قومیت شوهر، خویشاوند همسری، شغل شوهر، مشاهده ی خشونت به وسیله ی شوهر در خانواده و خاستگاه و رضایتمندی شوهر از زندگی زناشویی، با گرایش شوهر به خشونت علیه همسر رابطه ای معنی دار وجود دارد. همچنین یافته های پژوهش نشان دهنده ی همبستگی قوی بین عامل فرهنگی اعتقاد شوهر به کلیشه های جنسیتی و گرایش شوهر به خشونت علیه همسر است
بررسی ویژگی های شخصیتی زنان مجرم
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی ویژگی های شخصیتی زنان مجرم در جهت پیشگیری به موقع از وقوع جرم، آشنایی و درک بیش تر این ویژگی های شخصیتی در آنان و بدست آوردن قواعدی جهت طبقه بندی افراد مجرم بر اساس پرسشنامه ی شخصیتی MMPI-2 بود. نمونه ی این پژوهش شامل 81 نفر زن مجرم بود که به گونه ی تصادفی از جامعه در دسترس در چهار گروه انتخاب گردید (سرقت، قتل، اعتیاد، منکرات) و پرسشنامه شخصیتی MMPI-2 بر روی آنان اجرا شد.
عوامل موثر بر گریز دختران از خانه
حوزههای تخصصی:
فرار دختران از خانه اگر چه در نگاه اول پدیده ای فردی است اما با توجه به پیامد های سوء آن که در نظم اجتماعی اختلال و آشفتگی ایجاد می کند، منشا بسیاری از رفتارهای ضد اجتماعی و انحرافی مانند خودفروشی، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی، توزیع مواد مخدر، تشکیل باندهای فساد و فریب سایر زنان و دختران، رواج روسپی گری و شیوع انواع بیماری های مقاربتی و ... می شود. این پدیده سبب می شود که سطح جرم و جنایت در جامعه افزایش یابد و در نتیجه امنیت و سلامت اجتماعی به مخاطره بیافتد.فرار دختران از خانه معلول شبکه پیچیده ای از عوامل موثر خانوادگی، روانی، اجتماعی و فرهنگی است که شناخت آنها مستلزم تلاش علمی دقیق و جامع است. در این راستا پژوهش حاضر به منظور شناسایی عوامل اجتماعی موثر بر فرار دختران از خانه طراحی و اجرا شده است.در این پ ژوهش ابتدا مبانی نظری موضوع در حوزه های نظری گوناگون تدوین و چارچوب نظری و فرضیات تحقیق تنظیم شده و مدل تحلیلی تحقیق طراحی گردیده است.با توجه به محتوای موضوع تحقیق و اهداف و فرضیات مطرح شده در این تحقیق، از روش «علی–مقایسه ای» استفاده شده است. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل تمامی دختران 12 تا 25 ساله دو شهر تهران و مشهد بوده که به هر دلیلی از منزل فرار کرده اند. در رابطه با دختران فراری، ما عملا با «جامعه در دسترس» سر و کار داریم، یعنی دخترانی که در مراکز گوناگون سازمان بهزیستی در دو شهر تهران و مشهد نگهداری می شوند که در زمان انجام تحقیق حدود 63 نفر در تهران و 80 نفر در شهر مشهد بوده اند. با توجه به حجم محدود جامعه آماری مناسب تر این بود که تمام نمونه موجود مورد مطالعه قرار گیرند. لذا تمام 143 دختر فراری در دسترس مورد مطالعه قرار گرفتند. جامعه آماری دیگری که برای مقایسه با این جامعه در نظر گرفته شده است شامل تمامی دختران عادی 12 تا 25 ساله شهرهای تهران و مشهد بوده اند. در خصوص دختران عادی نیز با توجه به حجم نمونه، 150 نفر در تهران و 150 نفر در مشهد به شیوه اتفاقی سیستماتیک در پارک ها و مراکز خرید سطح شهرهای تهران و مشهد انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. بر مبنای نتایج به دست آمده از آزمون t، در هر یک از شهرهای مشهد و تهران و بطور کلی در هر دو شهر تفاوت معناداری در شاخص های زیر، بین دختران فراری و غیرفراری وجود دارد: نااستواری روابط والدین، واگذاری مسوولیت بزرگسالان به دختران، وجود سابقه جرم یا رفتار انحرافی در خانواده دختران، تضاد با سرپرستان، احساس اهمیت در خانواده، کنترل اجتماعی خانواده، احساس تبعیض در خانواده، عزت نفس و احساس خوشبختی. نتایج تحلیل رگرسیونی نیز حاکی از آن است که متغیرهای؛ نااستواری روابط والدین، سبک تربیتی خانواده، موقعیت اجتماعی-اقتصادی، نوع رابطه دختران با پدر، خودپنداره، تضاد دختران با والدین و پایبندی خانواده به ارزش های دینی در پیش بینی متغیر فرار دختران از منزل معنادار بودند.در پایان راهکارهای دوازده گانه ای بر اساس نتایج حاصله از تحقیق برای کاهش این پدیده اجتماعی پیشنهاد گردید
نگاهی دوباره به ویژگی های زن در عصر جاهلیت
حوزههای تخصصی:
الگوی تقسیم جنسیتی نقش ها در خانواده، خانواده ی هسته ای از دیدگاه پارسونز
حوزههای تخصصی:
بررسی نهادهای حقوقی خانواده از منظر اخلاق اسلامی
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش ارزش های اخلاقی به عنوان یکی از عناصر شکل دهنده قواعد حقوق خانواده موضوع اصلی این مقاله است. این تحقیق بر آن است تا با بیان مفهوم ارزش های اخلاقی، مبانی حقوق اسلامی و راه های کشف علل و مبانی حقوق اسلامی به ارزش های اخلاقی به عنوان یکی از مبانی حقوق اسلامی و به ویژه، حقوق خانواده بپردازد. در این راستا سه مورد علقه زوجیت، مهریه و نفقه درنظر گرفته شده است.
اراده ی خداوند مبنای حقوق اسلامی است و بقیه مبانی از اراده ی او سرچشمه می گیرند. عقل به ملازمه ی میان مبنابودن فطریات در وضع قوانین الهی و مبنابودن ارزش های اخلاقی، که یکی از گرایش های فطری است، پی برده و کشف می کند که ارزش های اخلاقی به عنوان یکی از گرایشات فطری در وضع قوانین شرعی نقش مبنایی دارد. اثبات این ملازمه توسط عقل و بررسی آیات و روایات، در حقوق خانواده که نهادی مبتنی بر روابط میان انسان هاست، روشن تر است. عقل انسان به ملازمه ی میان مبنابودن فطریات در ایجاد علقه ی زوجیت و مبنابودن ارزش های اخلاقی، که یکی از گرایش های فطری است، پی می برد. این کشف عقلی به طریق مشابه در مورد مهریه و نفقه نیز وجود دارد. به کمال رساندن ارزش های اخلاقی علت (مبنا) تشکیل و ایجاد خانواده (علقه زوجیت) است، بخشش و دادن هدیه از سوی مرد، که یک ارزش اخلاقی است، مبنای مهریه است و مبنای نفقه نیز یک ارزش اخلاقی (ایثار و انفاق) است.
نقش حجاب و پوشش زن در سلامت روان
حوزههای تخصصی:
جایگاه و حقوق سیاسی زنان در نظام اسلامی از دیدگاه امام خمینی
حوزههای تخصصی:
عوامل تضعیف استحکام خانواده
حوزههای تخصصی:
تحولات اجتماعی زنان در روزنامه های ایرانی از آغاز تا پایان مشروطه دوم
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحولات فرهنگی و اجتماعی زنان ملل مختلف اختصاص دارد و اساس آن بر مطبوعات ایرانی از آغاز انتشارشان در دوره قاجار تا پایان مشروطه دوم یعنی 29 ذی حجه 1329ق. قرار گرفته است. انعکاس مطالب از زنان سایر ملل در روزنامه ها و چگونگی آن، در سه مرحله بنابر ویژگی هایی خاص قابل تفکیک است. مرحله اول روزنامه های دولتی داخلی را دربردارد؛ مرحله دوم با انتشار روزنامه های برون مرزی آغاز شده که با وقوع انقلاب مشروطه به پایان می رسد و مرحله سوم از انقلاب مشروطه تا پایان مشروطه دوم را دربردارد. مسأله پژوهش حاضر آنست که در مراحل مذکور انعکاس اخبار زنان سایر ملل در روزنامه های فارسی زبان چه سیری را طی نموده و چه تحولاتی به خود دیده است؟ همچنین مطبوعات چه هدفی از طرح آن مطالب دنبال می کردند و ذهنیت زن ایرانی چگونه از آن تأثیر پذیرفت؟ در بازه زمانی مورد نظر، طرح مسائل زنان سایر ملل از گونه اخباری در مرحله اول به وجهی تحلیلی در مراحل بعدی پیش رفته است. در هر مرحله نه تنها کمیت اخبار نسبت به مرحله قبل افزایش یافته، بلکه موضوعات مطرح شده نیز تفاوت هایی اساسی پیدا کرده و مباحثی جدی تر از مسائل زنان مطرح شده است. در مراحل دوم و سوم است که زن ایرانی با زنان سایر ملل مقایسه شده و حیات فرهنگی و اجتماعی اش از آنها خصوصاً از زن اروپایی تأثیر پذیرفته است.
اندیشه:نفقه زوجه:بررسی فقهی وجوب، گستره و امتیازات نفقه زوجه
منبع:
حورا ۱۳۸۹ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
""شاهد حضور روزافزون زنان در جلسات تبلیغی هستیم
منبع:
حورا ۱۳۸۹ شماره ۳۷
حوزههای تخصصی:
سیمای زن در رمان های برگزیده ی محمد محمد علی با تأکید بر نقد ادبی فمینیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱ بهار ۱۳۸۹ شماره ۳
79-98
حوزههای تخصصی:
نقد ادبی فمینیستی، یکی از انواع روی کردهای نقدی است. منتقدان این نحله ی فکری معتقدند بر ادبیات، هنجارهای مردانه حاکم است و تجربیات، خواست ها، علایق و عواطف زنان در زیر نقاب این هنجارها رنگ باخته و بی اهمیت جلوه داده شده اند، لذا قصد دارند تا با بررسی و تحلیل دوباره ی آن با نگرشی دیگرگونه این سنت های ادبی مردسالارانه را آشکار سازند تا از این طریق بیان دارند که چگونه متون ادبی از تمایزات جنسی در یک فرهنگ حمایت می کنند. در این مقاله، سه رمان از رمان های محمد محمدعلی با گرایش نقد فمینیستی مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور سعی شده تا با استفاده از فاکتورهای مهمی از جمله مردسالاری، تبعیض جنسی، خشونت علیه زنان و... با استناد به کتب جامعه-شناسی و فمینیستی، به نقد و بررسی این آثار پرداخته شود. از بررسی این رمان ها مشخص گردید که وضعیت زنان در رمان های محمدعلی به تدریج بهبود می یابد و روابط شان با اجتماع پیچیده تر می گردد. درون مایه های کشف هویت و خودشناسی و نیز تقابل دو نسل که از مهم ترین بن مایه های رمان های محمدعلی است، به خوبی سیر تدریجی بهبود وضعیت زنان را در این داستان ها به نمایش می گذارد و بررسی این رمان ها از ابتدا تا انتها، جهت گیری های خاص نویسنده را به سمت نگارش داستانی بر مبنای دیدی مثبت نسبت به زنان آشکار می سازد.
بازنمایی جنسیتی سریال های تلویزیونی(مرگ تدریجی یک رویا – ترانه ی مادری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱ تابستان ۱۳۸۹ شماره ۴
75-94
حوزههای تخصصی:
تلاش اصلی این مقاله، بررسی نحوه ی بازنمایی نقش های جنسیتی و چگونگی بهره گیری از رمزگان های اجتماعی و فنی در نمایش زن و مرد در قالب نقش های خانوادگی و اجتماعی است. برای نیل به این مقصود، از میان سریال های پربیننده ی سال 1387، دو سریال «ترانه ی مادری» و «مرگ تدریجی یک رویا» را با استفاده از روش نشانه شناسی مورد بررسی قرار دادیم. نتایج به دست آمده نشان می دهد که تغییرات زاویه دوربین، نوع نما و نورپردازی به نفع مردان بوده است. بدین معنا که برای انتقال حس و حالت نقش های مردانه با تغییرات زاویه دوربین، نماهای نزدیک و بسیار نزدیک و نورپردازی مناسب با حال و هوای سریال مواجه هستیم و این در حالی است که در مورد نقش های زنانه یک نواختی زاویه ی دوربین، نمای متوسط و نور تیره و تار به چشم می خورد. این تفاوت ها در مورد رمزگان اجتماعی نیز مشهود است. دیالوگ های نامأنوس و نابه جای زنان و حالت های افراط و تفریط آنان در برابر دیالوگ های منطقی، مستدل و مناسب با روند داستان که در مورد مردان استفاده شده است موید ادعای فرضیه های تحقیق حاضر است. نوع لباس زنان نیز در اغلب موارد حالت های نامتعارف دارد.
از فرهنگ چندهمسری تا حقوق چند همسری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۲ پاییز ۱۳۸۹ شماره ۱
55-75
حوزههای تخصصی:
امروزه مسأله ی عدم سازگاری چندهمسری با حقوق بشر به قدری طبیعی فرض شده که شاید اندک تصوری در بازخوانی مبانی این تعارض هم غیرمنطقی جلوه کند. از منظر بسیاری از اندیشمندان این حوزه، تأمل در این خصوص دیگر فرضیه نیست تا محتاج اثبات باشد. لذا آن چه از نظر قوانین حقوق بشری و اسناد بین المللی به عنوان اصلی تماماً قابل احترام مدام مورد استناد قرار می گیرد در بخش عمده ای ناظر به برابری حقوق زن و مرد است. در نوشتار حاضر از منظر جمعیت شناسی ضمن مفروض قلمداد کردن اصل فوق الذکر، میزان انطباق آن با فرضیه ی عدم سازگاری تعدد زوجات با حقوق بشر مورد بررسی قرار گرفته شده است