مادر کانون پیوند در خانواده است. جایگاه او در طبیعت، جایگاهی ریشه ای است که خلقت و فطرت عالم با آن عجین شده است و این قانون هستی، قابلیت تغییر ندارد و بر اساس این جایگاه ریشه ای کرامتی خاص برای او مقرر کرده، که در وجوه عام خود از وی نفی ضرر و حرج و اکراه کرده است. اسلام در رأس همه ادیان، توجه خاصی به نقش محوری این وجود مبذول داشته است. اگرچه متون و نصوص مبنی بر رویکردها و اصول کلی درباره مادر است، جامعه معاصر نیاز محسوسی به واکاوای جایگاه و تأثیر مادر در قالب های خردتر دینی برای ارائه الگوهای دست یافتنی دارد. در این مقاله، در راستای پاسخ به این که رسالت مادر چگونه در حوزه شرع تبیین می شود و آیا این رسالت، قابلیت سطح بندی در این حوزه را دارد یا خیر و همچنین نقطه محوری این رسالت بر اهرام کدام یک از عوامل استوار است، سعی داریم جایگاه مادر و رسالت او را در حلقه محکم و ناگسستنی مقاصد در شریعت بررسی و رسالت او را در سه سطح کلان، میانه و خرد در حوزه شرع ارائه کنیم. بدین ترتیب، در بخش اول به نگره مقاصد شرعی و در بخش دوم به رابطه این نگره با مادری (شرح رسالت مادر در مصالح ضروری پنج گانه) می پردازیم. بر حسب بررسی های نگارندگان، نتیجه می گیریم که مادری در دایره توانمندی های زن قرار گرفته و این، عین عدالت است که زن بنا به جهازی که دارد، از جایگاه و نقش مادری می شود. و نیز طهارت مادر در حفظ مصالح پنج گانه نقطه محوری در رویکرد اسلام و مقاصد شرع است؛ چرا که مادر امانت دار الهی و حائز پایگاهی ارزشی و یکتا در حفظ انسجام خانواده است.
هر اندازه مدیران سازمان ها نسبت به رضایت شغلی کارکنان وقوف بیشتری داشته باشند، بهتر می توانند با برنامه ریزی منطقی علاوه بر افزایش سطح رضایت شغلی آنها موجبات ارتقاء و بهره وری سازمان را فراهم آورند. در قلمرو مطالعات انسانی این امر از اهمیت بسزایی برخوردار است و این پژوهش بر آن است تا با بررسی و مقایسه رضایت شغلی کارکنان زن از سبک رهبری مدیرانِ میانی زن و مرد در دانشگاه الزهراء(س) توصیه ها و راهکارهایی را به برنامه ریزان، مدیران و دست اندرکاران در جهت گزینش هر چه بهتر سبک منتج به رضایت شغلی کارکنان زن ارائه نماید و بدین ترتیب سطح کمی و کیفی عملکرد دانشگاه ارتقاء یابد. این پژوهش با استفاده از دو پرسشنامه ی محقق ساخته در زمینه رضایت شغلی و سبک رهبری مدیران انجام گرفته است. به منظور تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی از نرم افزار spss و آزمون آماری همبستگی خی دو - پیرسون استفاده شده است. این تحقیق سبک رهبری مدیران زن در دانشگاه الزهراء(س) را کارمدار- وظیفه گرا و سبک رهبری مدیران مرد را رابطه مدار-تحول گرا یافته و رضایت شغلی کارمندان از سبک رهبری مدیران میانی مرد را بیشتر می داند که در تحلیل آن می توان به روحیه اثبات مدیریتی از سوی زنان و عبور از سقف شیشه ای از جانب مردان با توجه به مدیریت در محیط خاص بانوان اشاره نمود.لازم به ذکر است که این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و در محدوده زمانی سال91-90 صورت پذیرفته است.
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی و تعدیلی تبعیض ادراک شده از سوی زنان، در پیوند میان سبک های دل بستگی و افسردگی، در صورت باور آنان به دنیای عادلانه انجام شده است.جامعه آماری پژوهش را زنان غیرشاغل ساکن در نواحی پایین، متوسط، و بالای شهر اصفهان تشکیل می دهند، که با استفاده از نمونه گیری خوشه یی، 300 نفر از آنان، به عنوان نمونه پژوهش، انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش نیز شامل پرسش نامه روابط نزدیک، باور به دنیای عادلانه برای زنان، و پرسش نامه افسردگی است.الگوسازی معادله های ساختاری نشان می دهد که بر پایه شناسه های برازش، داده های به دست آمده از پژوهش، بیش ترین برازش را با مدل دل بستگی اضطرابی دارند، به عبارت دیگر، مدل ارتباطی دل بستگی اضطرابی به افسردگی، تبعیض ادراک شده از سوی زنان را به عنوان یک میانجی کامل می پذیرد، اما مدل ارتباطی دل بستگی اجتنابی به افسردگی، تبعیض ادراک شده از سوی زنان را به عنوان یک میانجی پاره یی می پذیرد.تحلیل های رگرسیون سلسله مراتبی تعدیلی و بررسی اثرات غیرمستقیم نیز بیان گر آن است که فقط اثر غیر مستقیم دل بستگی اضطرابی بر افسردگی به وسیله تبعیض ادراک شده از سوی زنان معنادار است.
مؤلفههای مهم سیاستگذاری سازمان صدا و سیما در مورد حضور زنان در رسانه ملی کدام است؟ این پرسشی است که درگفتوگویی با دکتر خجسته در خصوص نقد و بررسی سیاستهای جنسیتی صدا و سیما به آن می پردازیم. در این مصاحبه با ما باشید.
امروزه ضرورت اصلاح مستمر قوانین از جمله قوانین مربوط به زن و خانواده، سخنی است که طرفداران زیادی دارد. از رهبر معظم انقلاب گرفته تا مسئولان قوا و نهادهای تخصصی زنان و اقشار فرهیخته هر یک با نگاهی خاص، به ضرورت اصلاحات توجه کردهاند. به نظر میرسد آن گاه که از «اصلاح مستمر قوانین» سخن میرانیم هم بر اصلاح تأکید میکنیم و هم بر استمرار اصلاح؛ به این معنا که تفکر اصلاحِ قوانین «یک بار برای همیشه» را خطا میدانیم. تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جوامع و پیدایش ظرفیتها، محدودیتها، مسائل و موانع نو به نو میطلبد که با مرزبندی احکام و اصول ثابت شریعت، از احکامی که به حسب تحول، قیود و شرایط متحول میشوند و با توجه به عناوین حاکم و أَهم که هر یک در شرایطی خاص، موضوعیت مییابند، به اصلاح قوانین اقدام کنیم و یا در محدودهی «ما لا نصّ فیه» (غیرمنصوص) مصالح اجتماعی را در تنظیم قوانین لحاظ کنیم.محور بحث ما در این مقاله روند اصلاحات حقوقی در حوزه زنان است.
این پژوهش به بررسی تاثیر جنس و نقش های کلیشه ای جنسیتی بر الگوهای دوستی می پردازد. تعداد 162دانشجوی دختر و 138 دانشجوی پسر از دانشکده های دانشگاه تهران مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از نمونه مورد مطالعه از دو پرسشنامه کیفیت دوستی حجازی(Hejaze,1996 ) و پرسشنامه نقش های جنسیتی بم (Bem,1981) استفاده گردید. داده های بدست آمده با استفاده از روش های آماری آزمون تی برای گروه های مستقل، آزمون همبستگی خی دو تجزیه و تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان دادند بین جنس افراد و الگوهای دوستی ارتباط معناداری وجود دارد به گونه ای که میزان رضایت و خود فاش سازی و صمیمیت در بین زنان بیش تر از مردان است و میزان اعتماد مردان نسبت به زنان بیش تر است، اما بنظر می رسد که میان کلیشه های جنسیت و الگوهای دوستی ارتباط معناداری وجود ندارد. در واقع، کلیشه های جنسیتی موجود نمی تواند چگونگی الگوهای دوستی افراد را پیش بینی کند. هم چنین، بین جنس و نقش های کلیشه ای جنسیتی نیز ارتباط معناداری وجود ندارد.