نحوه مناسبات علم و دین همواره از جملة پرسش های مهم قرون گذشته بوده و پاسخ های متفاوتی نیز به آن داده شده است. در این تحقیق تلاش می شود تا نشان دهد که، به رغم پیشرفت های خیره کننده علم و نقش فزاینده آن در حیات بشری، نسبت طولی، و نه عرضی دین و علم و منشأ الهی و وحیانی دین باعث شده است که دین همواره از جمله نیازهای اساسی بشر باشد، و این دین بوده که پرسش های بنیادین انسان را پاسخ گفته است؛ لذا نمی توان اندیشه محدودیت قلمرو و کارکردهای دین را معقول و قابل دفاع دانست. البته، وجود برخی تشابهات در ویژگی های علم و دین باعث شده است که همکاری آن دو بیش تر باشد، اما این امر بدان معنی نیست که یکی جای دیگری را بگیرد. در این باره می توان به برخی شباهت ها در تجربه، تبیین، عینیت، مدل ها، و پارادایم های آن دو اشاره کرد؛ در عین حال که هریک کارکرد خاص خود را دارد و این کارکرد از دیگری ساخته نیست. در این زمینه می توان به نقش بنیادین دین در تأمین مبانی اساسی علم و شکل دهی به نظریه ها و قوانین علم و نیز نقش پیشرفت های علمی در تبیین بیش تر باورهای دینی نگاه کرد.
این مقاله در پی بررسی میزان تأثیر ارزیابی از ساختار دانشگاه و عاملان دانشگاهی در تبیین اعتماد اجتماعی دانشجویان است. رویکرد مقاله توصیفی- علی و روش تحقیق پیمایشی است. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال 1389 را شامل می شود. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه است که پس از بررسی روایی و پایایی، در بین 678 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای طبقه بندی نامتناسب اجرا شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که متغیر ارزیابی از ساختار دانشگاه به طور مستقیم و متغیر ارزیابی از عاملان دانشگاه به طور غیرمستقیم از مسیر متغیر ارزیابی از ساختار دانشگاه بر اعتماد اجتماعی اثر می گذارند.
در این تحقیق، تأثیر گمنامی بر بی فرهنگی در کلاس درس مورد بررسی قرار می گیرد. این مهم نیازمند مطالعه عامل هایی است که به رفتار بد منجر می شود. اکثراً اعتقاد دارند که بی فرهنگی یک مشکل مهم اجتماعی بوده، به گونه ای که حتی محل کار آنها را نیز در برگرفته است. اگر چه شواهد اشاره دارند که بی فرهنگی به طور قطع به گمنامی افراد مربوط است (یعنی هر چه افراد ناشناس تر باشند بی نزاکت تر هستند). اما آمار به مراکز آموزشی اشاره ای نداشته و هم چنین روشی برای کاهش چنین رفتاری پیدا نشده است. تحقیق ما به دنبال پاسخ به این سئوال است که آیا سطح بی نزاکتی کلاس در مجموع کلاس ها، دانشکده ها یا اجتماع ناشی از گمنامی افراد است یا خیر؟ براساس مطالعه انجام شده معلوم گردید که بی فرهنگی و بی مسئولیتی دانشجویان، بیشتر در کلاس های پرجمعیت (بیش از 40 نفر) و مراکز آموزشی بزرگ (بیش از 10000 نفر)، و شهر های بزرگ (بیش از 100000 نفر) رخ می دهند. یافته ها حاکی از آن هستند که بی نزاکتی های کلاسی ممکن است از طریق برخوردهای بی واسطه، افزایش ارتباطات اجتماعی و پاسخگویی، کاهش یابند.
از آنجا که یکی از کارکردهای اصلی دانشگاه ها، آموزش است، ارائه تدریس با کیفیت از اهمیت خاصی برخوردار است. مهم ترین ابعاد تدریس، تخصص در محتوای تدریس، مهارت های برنامه ریزی و طراحی تدریس، برقراری و حفظ ارتباط و تعامل با فراگیران، ارائه درس، مدیریت کلاس و ارزشیابی از تدریس و یادگیری می باشند. در این راستا، مراکز تدریس و یادگیری در آموزش اعضای هیئت علمی و دانشجویان نقش به سزایی ایفا می کنند. با توجه به این که چنین مراکزی در دانشگاه های کشور وجود ندارد و یا در صورت وجود، فعالیت های محدودی انجام می دهند، هدف از این مقاله، معرفی و بررسی فعالیت های مراکز تدریس و یادگیری در چند دانشگاه معتبر دنیا و زمینه یابی برای ایجاد این مراکز در دانشگاه های کشور می باشد. اساسی ترین فعالیت های این مراکز با بیشترین فراوانی مربوط به توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی از طریق سمینارها و کارگاه های آموزشی، مشاوره فردی در زمینه تدریس و اعطای گواهینامه تدریس می باشد. همچنین موارد جدیدی با کمترین فراوانی مربوط به مقابله با سرقت ادبی، اخلاق پژوهش و دوره مقابله با اضطراب قابل توجه هستند.
هدف کلی این تحقیق، بررسی وضعیت اشتغال فارغ التحصیلان رشته ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. به منظور بررسی وضعیت اشتغال دانش آموختگان مورد نظر با استفاده از مصاحبه تلفنی، پاسخ های مورد نظر از دانش آموختگان سال های 1373 تا 1382 در دوره های روزانه و شبانه به دست آمد. جامعه آماری 676 نفر و تعداد نمونه ها 245 نفر بود که در نهایت امکان دسترسی به 168 نفر از دانش آموختگان مورد نظر فراهم گردید. نتایج نشان می دهد که نرخ بیکاری در بین این گروه از دانش آموختگان حدود 3/42 درصد و نرخ اشتغال حدود 7/57 درصد است. 34/13 درصد از شاغلین در بخش دولتی، 26/72 درصد در بخش خصوصی، 08/2 درصد به صورت خود اشتغالی و 32/8 درصد در بخش غیر کشاورزی مشغول به فعالیت می باشند.
هدف اصلی این مقاله بررسی میزان ارتباط رشته تحصیلی و شغلی دانش آموختگان شاغل در گروه های عمده آموزشی است. جامعه آماری شامل کلیه داوطلبان شرکت کننده در آزمون تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد) سال 1385 یعنی تعداد (397866) نفر بوده که در نهایت وضعیت ارتباط شغلی- تحصیلی (127670) نفر از 5 گروه عمده آموزشی مورد بررسی قرار گرفته است. اطلاعات و داده های مورد نیاز از بایگانی سوابق موجود در دفتر خدمات ماشینی سازمان سنجش و از طریق اطلاعات مندرج در فرم تقاضانامه داوطلبان جمع آوری شد. بخش دیگر داده ها از طریق توزیع فرم نظرخواهی از کلیه داوطلبان شرکت کننده در آزمون کارشناسی ارشد سال 1385 و انتقال نتایج آن به پاسخنامه امتحانی داوطلبان گردآوری شده است.
نتایج نشان می دهد که میانگین میزان ارتباط شغلی- تحصیلی دانش آموختگان در گروه عمده آموزشی 69 درصد می باشد. در کلیه گروه های آموزشی میزان رابطه تحصیلی- شغلی دانش آموختگانی که میزان تحصیلات والدین آنها بسیار پایین (بی سواد) اعلام شده در رتبه اول و دانش آموختگانی که والدین آنها تحصیلات دانشگاهی دارند، در مرتبه دوم قرار دارند. در پنج گروه آموزشی عمده، رابطه شغلی- تحصیلی دانش آموختگانی که شغل والدین آنها عضو هیئت علمی و یا فرهنگی است در مرتبه اول و دانش آموختگانی که مادر آنها خانه دار است، در مرتبه دوم قرار دارند.
هدف کلی این پژوهش بررسی فرآیند تولید محتوای الکترونیکی در مرکز آموزش الکترونیکی علوم حدیث است. مرکز آموزش الکترونیکی علوم حدیث یکی از دانشگاه ها و مؤسسات پیشرو در ارائه آموزش الکترونیکی در ایران است که در سال 1384 فعالیت خود را به صورت رسمی آغاز کرده است. در این پژوهش با استفاده از روش مطالعه موردی، داده ها از طریق مشارکت محقق در جلسه های مربوط به تولید محتوا، تحلیل و بررسی اسناد، صورت جلسه ها و آیین نامه، جمع آوری شده است. بر اساس داده های به دست آمده، تصمیم های مربوط به تولید محتوا در این مرکز را می توان در چهار بخش نظر گرفت؛ شیوه انتخاب محتوا، تشکیلات و ساختار سازمانی تولید محتوا، طرح نامه ها و آیین نامه ها، قالب ها و شکل ارائه ها.
این پژوهش نشان می دهد، تصمیم های چهارگانه این مرکز در زمینه تولید محتوای الکترونیکی در اغلب موارد مناسب و دقیق اتخاذ شده است. با این حال از جمله نقاط ضعف این تصمیم ها می توان به نبود شیوه دقیق و معتبر برای انتخاب محتوا، نبود جایگاه متخصص آموزش الکترونیکی در ساختار سازمانی و نیروی انسانی مربوط به تولید محتوا و عدم توجه به راهبردهای و فنون آموزشی در تنظیم طرح نامه اشاره کرد.
از دیدگاه استراتژیک، «سرمایه فکری» یکی از محرک های اصلی رشد و توسعه سازمان ها است. این دارایی های نامشهود به منظور خلق دانش و ارتقای عملکرد مراکز آموزش عالی مورد استفاده قرار می گیرند و موفقیت این مراکز به وضعیت سرمایه فکری آنها بستگی دارد. با تمرکز بر دانشگاه های دولتی، مدیریت سرمایه فکری و مدیریت دانش بیش از پیش مورد توجه صاحب نظران و اندیشمندان را به خود مشغول کرده است. رؤسا و مسئولین دانشگاه های دولتی، می بایست نقش سرمایه فکری را در شکوفایی و نوآوری آموزشی و تحقیقاتی تقویت نمایند. لذا در این مطالعه به بررسی و اندازه گیری سرمایه فکری پرداخته شده است. یافته های پژوهش، نشان می دهد که بین سرمایه فکری در مجتمع های مورد اشاره، تفاوت معنی داری وجود دارد و بیانگر آن است که مجتمع علوم انسانی در تمامی ابعاد به غیر از بُعد سرمایه انسانی، وضعیتی پایین تر از میانگین را دارد. از سوی دیگر، مجتمع فنی مهندسی، تنها در بعد سرمایه رابطه ای، وضعیت مناسبی داشته و در سایر ابعاد، نمره ای پایین تر از میانگین کسب نموده است. هم چنین نتایج حاصل از رتبه بندی مؤلفه های سرمایه فکری مبین آن است که مؤلفه مهارت های آموزشی از بالاترین اهمیت برخوردار است.
رقابت شدید دانشگاه ها و تلاش های آنها در ارایه خدمات با بالاترین کیفیت به منظور دستیابی به جایگاه و اعتبار بین المللی بالاتر باعث شده است تا این موسسات به رویکردی جامع، که بتواند عملکرد موسسه را ارزیابی کند، نیاز داشته باشند. طراحی و استقرار نظام ارزیابی از نیازهای ضروری یک سازمان برای تعیین میزان دستیابی به اهداف است و می تواند به شناسایی چرخه عمر آن کمک کند. شناسایی چرخه عمر دانشگاه می تواند به مدیران کمک کند تا به گونه ای برنامه ریزی کنند که همواره در مرحله رشد و بلوغ خود باقی بمانند، چرا که پس از آن در صورت هدایت و برنامه ریزی ناصحیح، دوران پیری سازمان پدیدار و در نهایت، به نابودی سازمان منجر خواهد شد.استفاده از ابزارها و روشهای نوین برای شناسایی چرخه عمر و موقعیت دانشگاه ها می تواند در هدایت و مدیریت مراکز آموزش عالی بسیار کارساز باشد. از این رو، در این پژوهش رویکردی فازی برای شناسایی چرخه عمر دانشگاه ها استفاده شد. این پژوهش در دانشگاه تربیت مدرس انجام و چرخه عمر دانشگاه بر اساس چهار منظر آموزش، پژوهش، وجهه بین الملل و فرهنگی - تسهیلات و امکانات طی سالهای 1370 تا 1387 ترسیم شد. نتایج نشان داد که این دانشگاه در سالهای 1370 و 1371 در مرحله معرفی، در فاصله سالهای 1372 تا 1380 در مرحله رشد و در سالهای بعد از آن در مرحله بلوغ قرار داشته است.
هدف اصلی این مقاله ارزیابی پژوهش های تربیتی منتشر شده در نشریات معتبر علوم تربیتی و روان شناسی ایران در بازه زمانی 85-1381، براساس تاکسونومی مغالطه های روش شناختی اسکات است. بنابراین، این پژوهش با هدف توجیه نقد اسکات انجام شده است. در نتیجه مقالات پژوهشی معتنابهی مورد بررسی قرار گرفتند تا تصویری کلی از وضعیت پژوهش های تربیتی در ایران ارائه شود. یافته های حاصل از بررسی مقالات، براساس نُه مغالطه روش شناختی گزارش شده است. این مغالطه ها شامل مغالطه معرفتی، مغالطه تجانس، مغالطه علی، مغالطه ذاتی گرا، مغالطه دانش فارغ از ارزش، مغالطه آینده نگری، مغالطه تحویلی، مغالطه جبرگرایانه و مغالطه عمل گرایی است.از 158 مقاله منتشر شده در نه نشریه علمی- پژوهشی ایران 96 درصد،از روش پژوهش کمّی، 4 درصد از روش پژوهش ترکیبی بهره گرفته اند و فقط یک مقاله با استفاده از روش پژوهش کیفی تدوین و منتشر شده است. در این پژوهش کلیه مقالات به شیوه سر شماری، با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهند که اغلب مغالطه های مورد وصف نه تنها در تمام پژوهش های کمّی، بلکه در یک پژوهش کیفی و شش پژوهش ترکیبی مورد مطالعه نیز به تناوب مشاهده شده اند. این نتیجه نیاز به رویکرد بدیل در عرصه روش شناسی پژوهش را نمایان می سازد.
جمهوری اسلامی ایران بر آن است که با اجرای برنامه های توسعه و رسیدن به اهداف چشم انداز بیست ساله تا سال 1404، جامعه ای مبتنی بر دانایی و کشوری توسعه یافته ایجاد کند. دستیابی به این امر مهم نیازمند مدیریت دانش در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی است. هدف از این تحقیق، بررسی عوامل بنیادی مدیریت دانش در محیط های دانشگاهی بود. یکی از دانشگاه های دولتی تهران با جامعة آماری 383 نفر اعضای هیئت علمی دانشگاه انتخاب شد که از این تعداد صد نفر در تحقیق مشارکت کردند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامة محقق ساخته، مشتمل بر 49 گویة بسته پاسخ و 3 گویة باز پاسخ بود. از تحلیل عاملی به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و شناسایی ابعاد مدیریت دانش استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، عوامل بنیادی مدیریت دانش در دانشگاه نمونه، اشاعه دانش (آموزش)، تولید دانش (پژوهش)، به کارگیری دانش (خدمات اجتماعی) و ذخیرة دانش بودند.
در سال های اخیر، «بین المللی شدن» یکی از مباحث مهم محافل دانشگاهی بوده است. این موضوع دلالت بر تلفیق بُعد بین المللی، میان فرهنگی و جهانی در اهداف، کارکردها و نحوة آموزش دارد. بومی سازی، نظریه دیگری است که خواهان اشاعه، انطباق و رشد پارادایم دانش، فناوری، هنجارهای رفتاری و سرمایه های فرهنگی و ارزش های محلی خاص در موقعیت خاص است و همچون رویکرد بین المللی شدن، پاسخی در برابر پدیده جهانی شدن است. هدف مطالعه حاضر، بررسی ماهیت و الگوهای عملی بین المللی سازی برنامه های درسی و تبیین ربط و نسبت این رویکرد با نظریه های بومی سازی علوم و پدیده جهانی شدن است. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی و تحلیلی است که تلاش شده موضوع تحقیق با بهره گیری از نظریات متخصصان حوزه علوم تربیتی و جامعه شناسی مورد بررسی و نقد قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد بومی سازی و بین المللی شدن یکی از مهم ترین لوازم در عصر جهانی شدن، و رویکردی مهم برای احیای تفکر اسلامی در نظام علمی فرهنگی جهان است. اگرچه هر نظام آموزشی طبق آرمان ها و اهداف جامعه و با توجه به میزان اهمیتی که برای دانش ملی و دانش جهانی قائل است، راهکارها و فرصت های خاصی در ارتباط با رویکرد بین المللی سازی و بومی سازی علوم دارد، اما نظام هایی که دور از هرگونه افراط و تفریط در این زمینه قدم برداشته اند، توانسته اند نسبت به فرصت ها و چالش های پیش رو، تصمیمات مؤثرتری داشته باشند و در بحث تولید علم و تحقق رسالت های آموزش عالی، اثربخش تر عمل کنند.