از آنجایی که هیچ سازمانی همه کارهای درست در راه توسعه و بلوغ را نمی تواند درمدت زمان کوتاهی انجام دهد، مدل ها ی ارزیابی بلوغ مدیریت منابع انسانی الکترونیک، برای هر مرحله، شاخص هایی برای ارزیابی مدیریت منابع انسانی الکترونیک سازمان ارائه می نماید، که با توجه به این شاخص ها سطح بلوغ فعلی سازمان تعیین شده و برای رسیدن به سطح مطلوب برنامه ریزی می شود.هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی شاخص ها و معیارهای ارزیابی بلوغ مدیریت منابع انسانی الکترونیک، است. این پژوهش کاربردی بوده و از حیث نحوه گرد آوری داده ها، توصیفی-پیمایشی است. برای شناسایی شاخص ها و معیارهای ارزیابی از روش دلفی فازی استفاده شده و جهت اولویت بندی و تعیین میزان اهمیت شاخص ها، مقایسات زوجی (AHP فازی) بکار گرفته شده است. نتیجه نهایی پژوهش، شاخص های ارزیابی بلوغ مدیریت منابع انسانی الکترونیک، مبتنی سه مرحله و هفت مولفه که به ترتیب شامل مرحله اول بازآفرینی محتوا و کارکرد (ارتباط، اتوماسیون، کاربردی)، مرحله دوم، بهبود و رشد( نرم افزار تحلیلی و هماهنگی نرم افزار ها ) و تحول آفرینی( ایجاد، همسویی)، می باشد، که به همراه میزان اهمیت آنها ارائه شد. در نهایت می توان از شاخص های استخراجی برای ارزیابی بلوغ مدیریت منابع انسانی الکترونیک سازمانها استفاده کرده و بر این مبنا برنامه های بهبود، تنظیم و پیاده سازی کرد.
فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) می تواند از طریق کانال های متعددی مصرف انرژی را افزایش و یا کاهش دهد. از این رو، اثر کلی آن بر مصرف انرژی مبهم بوده است. در این راستا، هدف اصلی این مقاله بررسی و مقایسه تطبیقی تأثیر ICT و مؤلفه های اساسی آن بر مصرف انرژی در کشورهای منتخب درحال توسعه و توسعه یافته می باشد. به این منظور از شاخص توسعه یافتگی ICT (IDI) به عنوان متغیر اندازه گیری ICT استفاده شده است. هم چنین، با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی (GMM-SYS) کشش های کوتاه مدت و بلندمدت بین متغیرهای مدل برآورد شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که گسترش ICT، در کوتاه مدت و بلندمدت مصرف انرژی سرانه را در کشورهای منتخب درحال توسعه افزایش و در کشورهای منتخب توسعه یافته، کاهش داده است. همچنین، مؤلفه دسترسی در کشورهای درحال توسعه، بیش ترین اثرگذاری را در افزایش مصرف انرژی و مؤلفه استفاده در کشورهای توسعه یافته، بیش ترین اثرگذاری را در کاهش مصرف انرژی داشته است.
چابکی عملیاتی کیی از ضرور تهای حیاتی جهت بهبود فعالیت رقابتی سازما نها در محی طهای متلاطم شناسایی شده است. این مفهوم در سا لهای اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران مدیریت را ب ه خود جذب کرده است. چگونگی دستیابی به این قابلیت مهم برای سازما نها امری حیاتی است ولی با این وجود، پژوه شهای اندکی در این راستا انجام شده است از آنجایی که قابلی تهای پویا از عوامل مهم دستیابی به چابکی عملیاتی در سازمان معرفی شد هاند؛ در این مطالعه مدل شک لگیری بعد چابکی عملیاتی در سازه چابکی سازمان بر اساس قابلی تهای پویای شایستگی IT ، هوشیاری کارآفرینانه و زیرکی بازار ب همنظور بهبود فعالیت رقابتی در صنعت الکترونیک ایران ارائه و آزمون شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش مدیران صنعت الکترونیک در ایران بوده و تعداد نمونه آماری با استفاده از فرمول کندال و روش نمون هگیری تصادفی ساده 332 مدیر است، جهت آزمون مدل از مدل تحلیل مسیر و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج به دست آمده از نمونه آماری، مدل فوق را تا یید م یکند، بنابراین م یتوان چنین نتیج هگیری کرد که قابلی تهای پویا به شک لگیری چابکی عملیاتی در سازمان کمک میک نند همچنین چابکی عملیاتی ایجا دشده بر بهبود فعالیت رقابتی سازمان اثر مثبت دارد.
مدیریت دارایی و بدهی، یکی از مهم ترین شاخصه های تحلیلی در فرایند برنامه ریزی استراتژیکی بلندمدت محسوب می شود که تحلیل آن براساس شرایط متلاطم در فضای عدم قطعیت صورت می گیرد. با استفاده از این ابزار، مدیران تلاش می کنند ارزش حقوق صاحبان سهم را به حداکثر برسانند. این پژوهش، مدیریت دارایی و بدهی را به صورت الگویی از برنامه ریزی آرمانی در فضای تصمیم گیری گروهی فازی تحت شرایط عدم اطمینان بررسی می کند. نتایج حاصل از تحلیل آن به صورت انحراف های کلامی- فازی نمایش داده شده است. الگوی پیشنهادی در قالب مطالعه موردی بر داده های جمع آوری شده طی سال های90، 91 و 92 از بانک آلفا پیاده سازی شده است. نتایج تحلیل نشان می دهد در سال های 90 و 91، بانک، انحراف های کمتری نسبت به آرمان های هدف گذاری شده در سال 92 داشته است.
کاربا طناب مانند هر کاردیگری دارای خطرات خاص خود است اما بادسته بندی وشناسایی خطرات ومدیریت ریسک ونحوه پیشگیری ازبروزخطراین رشته کاری نه تنها متضمن ایمنی بالاست بلکه توانسته است تا حد بسیار بسیار قابل قبولی به هدف اصلی خود که همانا کاربدون حادثه است نزدیک شود
Industrial Rope access Trade Association اتحادیه تجاری کار با طناب در صنعت
با توسعه روال ها وروش های کاری ومقررات واستانداردها وبرنامه های آموزشی لازم روال های ایمن این کار را بوجود آورده است
نظارت بهتر توسط مکانیزم های نظام راهبری شرکتی، منجر به محافظه کاری بیشتر در صورت های مالی برای اطمینان از صحت اطلاعات مندرج در صورت های مالی و اطمینان از عدم اقدامات یک جانبه مدیریت به نفع خویش می گردد. هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین مالکیت دولتی و محافظه کاری شرطی حسابداری است. در این پژوهش، برای سنجش محافظه کاری شرطی از معیار محافظه کاری مبتنی بر اقلام تعهدی (مدل بال و شیواکومار) استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. که با روش حذفی، 83 شرکت در نمونه آماری این پژوهش قرار گرفته اند، دوره زمانی پژوهش سال های 1385 تا 1390است. برای آزمون فرضیه های صورت بندی شده از رگرسیون چندگانه خطی و آزمون مقایسه میانگین دو جامعه مستقل بهره گیری شده است. نتایج آزمون نشان می دهد درصد مالکیت دولتی بر سطح محافظه کاری شرطی حسابداری تاثیر دارد و از بین متغیرهای کنترلی وارد شده در مدل، ( اندازه شرکت و اهرم مالی) اندازه شرکت رابطه ی مثبت با محافظه کاری شرطی داشته و اهرم مالی رابطه منفی با محافظه کاری شرطی حسابداری دارد.
محیط کسب و کار امروزی پیوسته در حال تغییر است و اداره این تغییر جهت انطباق با آینده توام با عدم اطمینان چالشی است که انعطاف پذیری را برای زنجیره تامین ضروری می سازد. این تحقیق به معرفی روش اندازه گیری انعطاف پذیری بر اساس تئوری سیستم های خاکستری می پردازد. برای این منظور انعطاف پذیری شرکت خودروسازی آلفا که در صنعت خودرو ایران فعالیت می کند، اندازه گیری شده است. نتایج تحقیق گویای آن است که مشکلات بخش توزیع و محدودیت های منبع یابی جدی ترین نقاط آسیب پذیری هستند که شرکت خودروسازی آلفا را تهدید می کنند. بنابراین شرکت باید با انتخاب مجموعه ای مناسب از توانمندی ها، جهت بهبود انعطاف پذیری خود برنامه ریزی نماید.همچنین اثربخشی، انعطاف پذیری در تامین و انعطاف پذیری دراجرای سفارش به عنوان سه توانمندی مهم شرکت خودروسازی آلفا شناسایی شدند. کلمات کلیدی: انعطاف پذیری ؛ تئوری سیستم های خاکستری ؛ نقاط ضعف؛توانمندی.
توجه ویژه به کارکنان سازمان ها به عنوان بزرگترین و مهمترین سرمایه و دارایی، طی چند دهه اخیر رشد فراوانی داشته است. بسیاری از تحولات سال های اخیر که در قالب عدم تمرکز نظام مدیریت، مشارکت کارکنان در فرآیند تصمیم گیری و اموری مشابه پدید آمده اند، همه در جهت افزایش سطح رضایت مندی کارکنان در محیط کار می باشد. این تحقیق روابط بین ابعاد کیفیت زندگی کاری و فرهنگ اخلاقی را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری این پژوهش مدیران بخش های اداری اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان کرمان می باشد. به علت محدودیت جامعه آماری، از روش سرشماری استفاده شد. در این پژوهش از روش توصیفی- همبستگی استفاده گردید. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه کیفیت زندگی کاری سرجی و همکاران و پرسشنامه فرهنگ اخلاقی سینگپاکدی و ویتل می باشد. یافته های پژوهش از طریق نرم افزار آماری لیزرل نشان داد که بین مؤلفه های کیفیت کاری، منصفانه بودن حقوق و دستمزد، عدالت، همکاری و مشارکت داشتن در تصمیمات سازمانی با فرهنگ اخلاقی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ اما بین مؤلفه ایمنی و امنیت شغلی با فرهنگ اخلاقی رابطه ای یافت نشد. در ادامه، مدل مفهومی پژوهش در دو حالت اعداد معناداری و تخمین استاندارد مورد بحث قرار گرفتند و نتایج نشان داد که مدل مفهومی تحقیق از برازش قابل قبولی مدل برخوردار می باشد. توجه ویژه به کارکنان سازمان ها به عنوان بزرگترین و مهمترین سرمایه و دارایی، طی چند دهه اخیر رشد فراوانی داشته است. بسیاری از تحولات سال های اخیر که در قالب عدم تمرکز نظام مدیریت، مشارکت کارکنان در فرآیند تصمیم گیری و اموری مشابه پدید آمده اند، همه در جهت افزایش سطح رضایت مندی کارکنان در محیط کار می باشد. این تحقیق روابط بین ابعاد کیفیت زندگی کاری[1] و فرهنگ اخلاقی[2] را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری این پژوهش مدیران بخش های اداری اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان کرمان می باشد. به علت محدودیت جامعه آماری، از روش سرشماری استفاده شد. در این پژوهش از روش توصیفی- همبستگی استفاده گردید. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه کیفیت زندگی کاری سرجی و همکاران[3] و پرسشنامه فرهنگ اخلاقی سینگپاکدی و ویتل می باشد. یافته های پژوهش از طریق نرم افزار آماری لیزرل[4] نشان داد که بین مؤلفه های کیفیت کاری، منصفانه بودن حقوق و دستمزد، عدالت، همکاری و مشارکت داشتن در تصمیمات سازمانی با فرهنگ اخلاقی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ اما بین مؤلفه ایمنی و امنیت شغلی با فرهنگ اخلاقی رابطه ای یافت نشد. در ادامه، مدل مفهومی پژوهش در دو حالت اعداد معناداری و تخمین استاندارد مورد بحث قرار گرفتند و نتایج نشان داد که مدل مفهومی تحقیق از برازش قابل قبولی مدل برخوردار می باشد. [1]- Quality of work life(QWL) [2]- Ethical culture [3]- Sirgy et al [4]-Lisrel
بر اساس تئوری نمایندگی، ساختار مالکیتی نقش با اهمیتی را در راهبری رفتارهای فرصت طلبانه مدیران ایفا می کند. در این پژوهش اشکال مختلف ساختار مالکیتی شامل مالکیت مدیریتی و نهادی و چگونگی تاثیر آنها بر ارتباط بین جریان های نقد آزاد و استفاده بهینه از دارایی ها مورد بررسی قرار می-گیرد. به همین منظور، داده های مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره ی زمانی 1384 تا 1390 استخراج و از الگوی رگرسیونی داده های ترکیبی برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین جریان های نقد آزاد، مالکیت مدیریتی و استفاده بهینه از دارایی ها رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد اما، ارتباط بین مالکیت نهادی و استفاده بهینه از دارایی ها تایید نگردید. همچنین، نتایج حاکی از این است که با افزایش مالکیت مدیریتی، ارتباط بین جریان های نقد آزاد و استفاده بهینه از دارایی ها منفی و معنی دارتر می شود. مدیران مایل به سرمایه-گذاری جریان های نقد آزاد در پروژه های با منفعت شخصی هستند و از رویه های پیش بینی شده پیروی نکرده و حتی از خالص ارزش فعلی منفی پروژه چشم پوشی می کنند. برخی از فعالیت های سرمایه-گذاری در مجموع ممکن است که بازدهی مثبت داشته باشند ولی این بازدهی کمتر از هزینه سرمایه است.