هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش فعالیت های فرهنگی در اصلاح و تربیت و بازگشت زندانی به زندگی در زندان مرکزی همدان است. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و جامعه آماری پژوهش را زندانیان شرکت کننده در فعالیت ها و کلاس های آموزشی-فرهنگی زندان مرکزی همدان تشکیل می دادند که طی یک سال گذشته از زندان آزاد شده اند؛ از آنجا که امکان دسترسی به تمامی زندانیان آزاد شده فراهم نبود، لذا جامعه آماری این پژوهش، تمامی زندانیان زندان مرکزی همدان تعیین گردید که طی یک سال گذشته از زندان مرکزی همدان آزاد شده و جهت تشکیل پرونده به اداره خدمات اجتماعی و مراقبت بعد از خروج اداره کل زندان-های استان همدان مراجعه کرده اند؛ از این رو تعداد 209 نفر، به عنوان نمونه در دسترس در این پژوهش شرکت نمودند. ابزار این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته در قالب طیف لیکرت بود؛ برای سنجش میزان پایایی، از ضریب آلفای کرونباخ بر روی 22 نمونه مورد مطالعه استفاده شد که مقدار آن بیشتر از 7/0 اندازه گیری گردید. شیوه تحلیل اطلاعات آمار، توصیفی و استنباطی بود. نتایج به دست آمده از نرم افزار SPSS حاکی از آن بود که نقش فعالیت های فرهنگی زندان و ابعاد آن از جمله ارتقاء سطح آگاهی و دانش علمی زندانیان، پرکردن اوقات فراغت آنان، ارتقاء سطح ارزش های دینی و اخلاقی زندانیان، ارتقاء سطح سلامتی و تغییر نگرش زندانیان نسبت به جرم در اصلاح و تربیت و بازگشت زندانی به زندگی بالاتر از حد متوسط بود. فعالیت های فرهنگی زندان بیشتر منجر به تغییر نگرش زندانیان نسبت به جرم شده و کمترین تأثیر آن مربوط به ارتقاء سطح سلامتی بود. در رتبه بندی نقش های
شناخت مشتریان مراکز تجاری کمک زیادی به افزایش سودآوری آن ها می کند. یکی از مفیدترین ابزارها برای شناخت بهتر مشتریان بخش بندی آن ها است. هدف این مقاله، بخش بندی بازدیدکنندگان بر اساس فعالیت هایی است که در مراکز تجاری انجام می دهند. این تحقیق در میان بازدیدکنندگان مرکز تجاری میلاد نور انجام شد و 157 پاسخ دهنده به سوالات پرسشنامه پاسخ دادند. تحلیل اطلاعات در سه مرحله انجام گرفت، در مرحله اول با استفاده از تحلیل عاملی تعداد متغیرها به 4 عاملِ، فعالیت های تفریحی و سرگرمی، خرید با برنامه قبلی، کسب اطلاعات خرید و خرید بدون برنامه قبلی کاهش یافت. سپس این عامل ها به عنوان ورودی وارد الگوریتم تحلیل خوشه ای k میانگین شدند و بازدیدکنندگان بر مبنای فعالیت های صورت گرفته به 4 گروه تقسیم شدند، این 4 گروه عبارتند از خریداران سنتی، مشتاقان مراکز تجاری، مشتریان گذری و مشتریان تفریحی. در مرحله سوم، متغیرهای جمعیت شناختی و رفتاری در گروه های شناسایی شده مورد بررسی قرار گرفت، که گروه ها از نظر توزیع متغیرهای سن، سطح تحصیلات و همراهان در مراکز تجاری نسبت به یکدیگر تفاوت معناداری داشتند ولی از نظر متغیرهای جنسیت، وضعیت تاهل، مدت زمان حضور در مرکز تجاری، شغل و درآمد متوسط ماهیانه همگون شناخته شدند.
بازاریابی حسی"" در زمره ی تازه ترین موضوعات بازاریابی روز دنیا است که توسعه مهندسی بازار در شماره ی پیشین (سال چهارم، شماره 14، تابستان 1389) بدان پرداخت.
مصاحبه با محمد سالاری، مدیر دپارتمان بازاریابی حسی شرکت TMBA، معرفی سایت بازاریابی حسی به نشانی www.Experientialmarketing.ir، نوید انتشار کتاب ترجمه شده ی بازاریابی حسی با ترجمه ی پرویز درگی و محمد سالاری در ماههای آتی از سوی TMBA، درج مطالعات موردی از شرکتهای معتبر دنیا نظیر هوندا،ایی بی، آدیداس و فیفا که برای اجرای فعالیتها ی خود از بازاریابی حسی سود بردند، بخشی از اخبار و مطالب آن شماره بود.
در این شماره ی نشریه، همچنان مطالعات موردی شرکتهای سامسونگ، اتومبیل ساز معروف، بی ام دبلیو، و باشگاه آرسنال مورد توجه قرار گرفته اند که با اجرای بازاریای حسی به کامیابیهای مالی و نفوذ برند خود دست یافته اند.
جالب آنکه درباره ی باشگاه آرسنال، گفتگویی با مدیر بازاریابی این باشگاه آمده است که شیوه های نوینی را در بازاریابی ورزشی معرفی می کند؛ این شیوه ها می تواند برای بازاریابی ورزشی ایران درسهایی داشته باشد.
صنعت گردشگری یکی از آسیب پذیرترین صنایع به بحران ها محسوب می شود و مدیریت بحران گردشگری به ضرورتی اساسی تبدیل شده است. مقاله حاضر بر آن است تا ضمن تعریف و تشریح بحران در صنعت گردشگری، با استفاده از تکنیک تجزیه و تحلیل حالات خطا و آثار آن، راهکارهایی عملی برای مقابله با بروز بحران در صنعت گردشگری پیشنهاد داده شود. این برخورد پیشگیرانه، کنشی است در برابر آنچه ممکن است در آینده رخ دهد و مسلما اعمال اقدامات اصلاحی در مراحل اولیه، هزینه و زمان کمتری در برخواهد داشت. مقاله حاضر، یک پژوهش توسعه ای-کاربردی محسوب می شود که با بررسی مدل های موجود برای مدیریت بحران و با در نظر گرفتن ماهیت خدماتی صنعت گردشگری، اقدام به ارائه الگویی جهت مدیریت پیشگیری از بحران در این صنعت پرداخته است و در نهایت مدل پیشنهادی پژوهش توسط جمعی از خبرگان صنعت و دانشگاه مورد اعتبار سنجی قرار گرفت.
درگیری شغلی یا مشارکت کاری از سازه های مهم در ادبیات و پژوهش های سازمانی است. هدف مقاله حاضر بررسی نقش رویکردهای مذاکره و اعتماد سازمانی در میزان درگیری شغلی بود. روش تحقیق مورد استفاده، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان صنایع متوسط در بخش فلزات اساسی شهر همدان بود. به شیوه تصادفی خوشه ای، تعداد 293 نفر از کارکنان این بخش از صنایع انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه رویکردهای مذاکره مینتو- ویسمات و کالانتان (2000) با پایایی 78/0، پرسشنامه درگیری شغلی مگینسون و کلاترباک (2006) با پایایی 84/0 و پرسشنامه اعتماد سازمانی شاکلی- زالابک، الیس و وینوگراد (2000) با آلفای 87/0 بودند. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل رگرسیون چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد از بین رویکردهای مذاکره، اعتماد، دلجویی و تصمیم گیری گروهی در کار و از بین مؤلفه های اعتماد سازمانی، قابلیت اعتماد، نگرانی و دلواپسی وگشودگی با درگیری شغلی رابطه مثبت و معنی داری داشتند.
این تحقیق اثر عملکرد گذشته صندوق های سرمایه گذاری مشترک را، از طریق شاخص های بازده وبازده تعدیل شده، بر خالص جریان صندوق ها که معرف رفتار سرمایه گذاران است، بررسی می کند. بدین منظور در این تحقیق با استفاده از داده های ترکیبی استخراج شده از اطلاعات صندوق های سرمایه گذاری مشترک فعال در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ی زمانی90-1389، از طریق مدل رگرسیونی روابط میان متغیرها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.
نتیجه تحقیق نشان می دهد که تأثیر عملکرد گذشته صندوق ها بر خالص جریان های سرمایه گذاری در صندوق وقتی است که معیار اندازه گیری عملکرد، بازده باشد و نه زمانی که معیار بازده تعدیل شده باشد. به عبارت دیگر سرمایه گذاران برای انتخاب صندوق به بازده گذشته صندوق توجه دارند