این تحقیق با هدف بررسی رابطه و برهم کنش متغیرهای ویژگی های محصول، تجربه مشتری و ارزش ویژه برند با تصمیم خرید و وفاداری به برند محصول تلفن همراه از دیدگاه مصرف کنندگان شهرستان اهواز صورت گرفته است. این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی بوده که جهت جمع آوری داده ها از روش پیمایشی و جهت تحلیل داده ها، از روش همبستگی استفاده نموده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه استفاده کنندگان گوشی تلفن همراه در شهرستان اهواز می باشد که با توجه عدم امکان دسترسی به کل جامعه آماری، از روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند تعداد 400 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده که با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل داده ها تحلیل شدند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق حاکی از آن است که سه متغیر استفاده آسان، سودمند بودن و زیباشناسی بر هیچ یک از متغیرهای تحقیق تاثیر مثبت و معناداری نداشتند و از میان ویژگی های محصول تلفن همراه، تنها ویژگی سرگرمی است که با تجربه مشتری و ارزش ویژه برند رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین میان متغیر ارزش ویژه برند با تصمیم خرید و وفاداری به برند محصول تلفن همراه ارتباط معناداری وجود دارد.
رشد جمعیت و توسعه شهر نشینی افزایش بی رویه انواع ضایعات در تمامی کشورها را به همراه داشته است . امروزه دفع این پسمانده ها بویژه در بیمارستانها به عنوان یکی از مهمترین چالشهای زیست محیطی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه درآمده است. در این میان تخلیه پسمانده های خطرناک صنعتی و بیمارستانی ، بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی و فنی به عنوان یکی از پیچیده ترین و پرهزینه ترین مشکلات مسئولان در هر کشوری محسوب می شود. لذا این پژوهش با هدف کاهش میزان تولید مواد زائد عفونی بیمارستان با استفاده از الگوی ارتقاء کیفیت مدیریت مواد زائد انجام گردید.
روش بررسی: در این پژوهش مداخله ای که در یکی از بیمارستانهای آموزشی شیراز انجام گرفت تلاش شد تا با اجرای یک الگوی ارتقاء کیفیت مدیریت مواد زائد از میزان تولید مواد زائد عفونی بیمارستان کاسته شود. در این پژوهش طی دو مرحله قبل و بعد از اجرای الگو زباله های بیمارستانی وزن (بر حسب کیلوگرم) و مقایسه شدند. برای تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که قبل از اجرای الگو میانگین روزانه تولید زباله در بیمارستان برای زباله های عفونی 813 کیلوگرم و برای زباله های عادی83 کیلوگرم بوده، همچنین میانگین روزانه تولید زباله عفونی در بخشهای بستری 43/3 کیلوگرم به ازاء تخت روز اشغالی بوده است . میزان تولید زباله عفونی در بیمارستان 7/90% کل زباله های بیمارستان را تشکیل می داد که بعد از اجرای الگوی ارتقاء کیفیت مدیریت مواد زائد این میزان به 6/57% کاهش یافت.
نتیجه گیری: استفاده از مدل ارتقاء کیفیت مدیریت مواد زائد میزان تولید زباله عفونی را تا 1/33% کاهش داده است. بنابراین بیمارستانها می توانند با استفاده از مدل ارتقاء کیفیت مواد زائد، زباله های عفونی خود را کاهش دهند. "
امروزه در بسیاری از سازمانها از جمله سازمانهای پروژه محور، طرحهای برون سپاری و واگذاری فعالیتها با اهداف تمرکز بر قابلیتهای مرکزی، کوچک سازی، دستیابی به بهترین عملکرد و کنترل و شفاف سازی هزینه ها دنبال می شود. از آنجایی که هر طرح برون سپاری انجام بخشی از فعالیتهای پروژه را برای مدت زمان معینی با هزینه مشخصی، به یک پیمانکار واگذار می نماید، خود یک پروژه محسوب می شود لذا با وجود مزایای بسیاری که دارد در برخی شرایط با شکست مواجه می شود که از مهمترین دلایل شکست پروژه های برون سپاری، عدم بکارگیری فنون و روشهای مدیریت و ارزیابی ریسک است. از این رو هدف این تحقیق، ارائه مدلی برای ارزیابی ریسک در فرآیند برون سپاری پروژه ها با بهره گیری از روشهای تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی و PROMETHEE در محیط فازی می باشد.
تاکنون 14 روش بازیافت سطوح صیقل یافته، طراحی و معرفی شده اند. این روشها به علت کم هزینه بودن و سرعت اجراء، وقفه در جریان ترافیک را به هنگام بازسازی سطوح1 به حداقل می رسانند. ماشین های مکانیکی که براساس این روش ها ابداع شده اند از دو روش سندبلاست2 و چکشی کردن3 استفاده می کنند، اما تاکنون نه تنها هیچ گونه کیفیت سنجی رویه های بازیافت شده با روش های مذکور انجام نشده و وسیله و یا دستورالعملی نیز انتخاب و برای بکارگیری این روشها ارایه نگردیده است. در این مقاله با آزمایش هایی که توسط دستگاه طراحی و ساخته شده توسط نویسندة مقاله، بر روی سطوح مستعمل و صیقل یافته انجام شده است دو روش احیا کردن سنگدانه ها در شرایط کنترل شدة آزمایشگاهی، مدل شده و پارامترهایی که در بهبود کیفیت این تکنیک ها موثرند، تعیین شده اند. ارزیابی نهایی کیفیت سنگدانه و عدم وجود ترکها پس از عملیات بازیافت با تجزیه و تحلیل مقطع نازک عمودی توسط میکروسکوپ4 انجام شده و کیفیت زبری حاصل از عمل بازیافت توسط میکروسکوپ الکترونی اسکن کننده 5 صورت گرفت. تصاویر مقطع نازک عمودی هیچ ترک خوردگی یا آسیبی را در سنگدانه های مورد استفاده نشان نداد، به جز دو مورد که نشان دهنده مخرب تر بودن روشهای مورد استفاده است.
پژوهش حاضر با هدف شناسائی و رتبه بندی عوامل اثربخش بر موفقیت نظام جانشین پروری در صنعت بانکداری انجام گرفته است که با توجه به هدف، کاربردی و از نظر شیوه های اجرا، توصیفی است و از بین مدیران و کارشناسان خبره بانک رفاه، تعداد 15 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نمونه گیری از طریق مراجعه به آراء خبرگان انجام و نظرات خبرگان به روش دلفی جمع آوری گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته عوامل اثربخش بر موفقیت جانشین پروری بود که داده های آماری با استفاده از نرم افزارهای Spss و Excel مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در این پژوهش از روش رتبه بندی تاپسیس فازی که یکی از روشهای تصمیم گیری چندمعیاره می باشد، بهره گرفته شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عوامل ""حمایت و مشارکت مدیران ارشد"" و ""عدالت"" به عنوان مهمترین عوامل موفقیت نظام های جانشین پروری و به ویژه در رویکرد اجرا با کانون ارزیابی و توسعه مطرح هستند.
امروزه تعامل شرکت ها با مشتریان در قالب مدیریت ارتباط با مشتری به طور قابل توجهی تغییر یافته است. شناسایی ویژگی های مشتریان مختلف و تخصیص بهینه منابع به آنها با توجه به ارزشی که برای شرکت ها دارند، به یکی از دغدغه های اصلی در حوزه مدیریت ارتباط با مشتری تبدیل شده است. هدف این مقاله ارائه مدل مناسبی جهت بخش بندی مشتریان بر اساس برخی از مهم ترین ویژگی های مالی، جمعیت شناختی در قالب عوامل مؤثر بر شاخص های ارزش دوره عمر مشتری (آر.اف.ام) می باشد. در فرایند پیشنهادی این تحقیق که در شرکت بیمه سامان اجرا شده است، پس از تعیین مقادیر شاخص های مدل آر.اف.ام (RFM) شامل تازگی مبادله، تعداد دفعات مبادله و ارزش پولی مبادله در 180000 مشتری و وزن دهی آنها با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی، تعداد خوشه بهینه بر اساس شاخص سیلوئت و نرخ تأثیر شاخص های آر.اف، ام با استفاده از الگوریتم Two-step انجام شد و در مرحله بعد به خوشه بندی مشتریان با استفاده از روش K-means پرداخته شده است. نتایج مطالعه حاضر، زمینه را برای تحلیل ویژگی های مشتریان شرکت در سه بخش اصلی فراهم نمود. همچنین با اولویت بندی خوشه ها بر اساس شاخص های آر.اف.ام، مشتریان کلیدی و با ارزش شرکت مشخص شدند. در نهایت نیز پیشنهادهایی به شرکت برای بهبود سیستم مدیریت ارتباط با مشتری ارائه گردید.
"این مقاله در بررسی مقوله بیکاری، با اشاره به آمار بیکاری در سطح جهان، چشم انداز آینده جمعیت جوان و بیکار را موردتوجه قرار می دهد؛ در مقاله آمده است: «جوان بیکار یا نامسمئن از تداوم اشتغال خود، به طور غریزی مصرف کننده خوبی نخواهد بود، چون ناچار خواهد بود هزینه های مصرفی خود را در سطح حداقل ممکن نگاه دارد، یا از پس انداز و سرمایه گذاری چشم پوشی کند، و این رفتارها همه به زیان نظام تولیدی و اقتصاد کشور تمام خواهد شد».
مقاله در ادامه، شاخص هایی از بهبودهای امیدبخش در برخی نقاط جهان را در مورد بیکاری، ارائه، و در عین حال تأکید می کند؛ در اقتصادهای در حال توسعه، کانون توجه نباید فقط بر بیکاری متمرکز باشد، بلکه شرایط کار آنهایی نیز که به اصطلاح «شاغل» هستند باید موردتوجه قرار گیرد.
مقاله آنگاه شش چالش اولویت دار بازار کار جهانی را موردتوجه و تبیین قار می دهد: فاجعه سونامی و زلزله ها، و ضرورت بازسازی سریع بازار کار؛ ایدز، اقتصاد کلان و اشتغال؛ پیشبرد بخش کشاورزی به قصد کاهش فقر؛ امکانات اشتغال برون زا و درون زا؛ ایجاد شغل های بهتر در اقتصاد غیررسمی؛ و دست و پنجه نرم کردن با مسئله پیچیده اشتغال جوانان.
در بخش پایانی مقاله و در پاسخ به پرسش «چه باید کرد؟» تصریح می شود که استراتژی رشد اقتصادی کارگر طلب، همراه با افزایش محسوسی در بهره وری کار، کلید کاهش سطح فقر است؛ در کوتاه مدت ، از طریق درآمدهای اضافی، و در درازمدت، از طریق بالابردن ظرفیت تولید نیروی کار آینده. همچنین، اضافه می شود که سیاست ها باید معطوف باشند به سرمایه گذاری های مؤثر در تحکیم و افزایش بهره وری، و همچنین استقرار صنایع کارگر طلب به قصد ایجاد امکانات اشتغال برای کارگران نیمه ماهر و بدون مهارت در مناطق شهری و روستایی.
تقویت و تحکیم سرمایه انسانی گروه های فقیر جامعه از طریق دستیابی بهتر و بیشتر و آسانتر آنها به آموزش (به ویژه در سطوح ابتدایی و متوسطه) ، مهارت های فنی و حرفه ای و مراقبت های درمانی و بهداشتی، بهبودبخشیدن به زیرساخت های مادی، دسترسی آسان به اعتبارات و ایجاد تورهایی ایمنی اجتماعی، از جمله دیگر سیاست گذاری هایی عنوان شده اند که برای تضمین اشتغال لازم هستند.
"