با توجه به وجود ذخایر عظیم نفت و گاز در کشور ایران، صنعت پتروشیمی یکی از محورهای اصلی توسعه اقتصادی به شمار می رود؛ اما استخراج این ذخایر عظیم و تبدیل آن به محصولاتی با ارزش افزوده زیاد از طریق فرآیندهای پتروشیمی، نیازمند فناوری های مدرن و پیشرفته ای است که عمدتا در اختیار کشورهای توسعه یافته می باشد. با توجه به این که یکی از موثرترین روش های دستیابی به این فناوری ها، انتقال آنها از کشورهای توسعه یافته است، هر ساله پروژه هایی در قالب همکاری فناورانه با دیگر کشورها، در صنعت پتروشیمی ایران تعریف و به اجرا گذاشته می شود. اما این پروژه ها عمدتا با چالش های زیادی رو به رو می شوند که در نهایت منجر به کاهش اثربخشی یا حتی عدم موفقیت آنها از نظر انتقال فناوری می گردد.
این پژوهش به کمک مطالعه موردی پروژه احداث واحد تبدیل متانول به پروپیلن (MTP)، که یکی از مهم ترین و جذاب ترین پروژه های اخیر صنعت پتروشیمی ایران از بعد انتقال فناوری بوده است، به بررسی دقیق و موشکافانه چالش های اجرایی و مدیریتی این گونه پروژه ها پرداخته است. پژوهش حاضر با روش ترکیبی کیفی – کمی انجام پذیرفته و یافته ها و پیشنهادات ارزشمندی را برای افزایش اثربخشی و موفقیت پروژه های انتقال فناوری که در قالب همکاری فناورانه بین المللی در صنعت پتروشیمی ایران انجام می شود ارائه نموده است.
شرکتهای قطعه سازی با توجه به شرایط محیطی و قابلیتهای کنونی و آینده خود باید استراتژی مناسبی را انتخاب نمایند تا به بقا و رشد این شرکتها در عرصه پر رقابت صنعت قطعه سازی کمک کند. شرکت سهند خودرو به عنوان یک شرکت کوچک سازنده قطعات خودرو، در شهرک صنعتی شهید رجایی تبریز واقع شده است. برای تدوین استراتژی این شرکت از چارچوب جامع تدوین استراتژی استفاده شده است. در مرحله شروع، بیانیه ماموریت شرکت سهند خودرو تعیین گردیده و سپس در مرحله ورودی ماتریس ارزیابی عوامل خارجی (EFE) و ماتریس ارزیابی عوامل داخلی(IFE) آورده شده است. با توجه به اطلاعات بدست آمده در مراحل قبل در مرحله تطبیق و مقایسه، ماتریس سوات(SWOT) و ماتریس داخلی و خارجی (IE) را تشکیل داده ایم. در مرحله تصمیم گیری با استفاده از ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی(QSPM)گزینههای مختلف استراتژی شناسایی شده در مرحله تطبیق و مقایسه، مورد ارزیابی و قضاوت قرار گرفته، و بهترین استراتژی برای شرکت سهند خودروکه عبارت است از: ائتلاف استراتژیک با شرکتهای رقیب جهت دستیابی به مزایای رقابتی، انتخاب شده است.
فیلیپ کاتلر، پدر بازاریابی جدید، نظریه پرداز جهانی است. او در این مقاله، نخست الزامات محیطی و چالشهای آن را بررسی میکند، و سپس با تکیه بر این چالشها و الزامات، بازاریابی را از منظری تازه، بازآفرینی میکند.
نبوغ کاتلر ستودنی است، چرا که در سایهی این بازآفرینی است که ""بازاریابی"" میتواند به عنوان مطالعات علمی همچنان کارآمدی و کارایی خود را برای پرسشهای تازه اثبات کند.
کاتلر در این اثر- که پیش رو دارید- با بهره مندی از دو عنوان ، ""بازاریابی کاهشی""، و ""بازاریابی اجتماعی"" کوشیده است تا وظایف اصلی بازاریابی را برای شرکتهای پیشتازی ترسیم کند که دوست دارند پایدار باقی بمانند. ویژگی این مقاله در آن است که با ذکر جزئیات در 4 پی، تکتک فعالیتهای ضروری شرکتها را برمیشمارد.
چه زمانی شرکتهای ایرانی خود را ""با بازاریابی کاهشی"" و تفکر ""بازاریابی اجتماعی"" انطباق خواهند داد تا پایداری خود را حفظ کنند؟ پاسخ این پرسش، در میزان سرعت تغییراتی است که شرکتها را ناگزیر میسازد تا از بازاریابی به معنای سنتی آن فاصله بگیرند.
مقدمه: واگذاری در بخش بهداشت و درمان به عنوان یک راهبرد هزینه– اثربخش، می تواند منجر به افزایش کیفیت خدمات قابل ارایه به بیماران گردد. نظر به اهمیت مسأله ی واگذاری و هدف آن مبنی بر بهبود نظام سلامت، این پژوهش با هدف بررسی واحدهای واگذار شده در مراکز ارایه دهنده ی خدمات سلامت (بیمارستان های منتخب) شهر اصفهان و نیز موانع، معایب و مزایای این واگذاری انجام گرفته است.
روش بررسی: این تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی بود که در سال 1389 انجام شد. جامعه ی مورد پژوهش، تمام مدیران معاونت درمان و بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهر اصفهان (60 نفر) بودند. ابزار جمع آوری داده ها چک لیست و پرسش نامه ی محقق ساخته ی عوامل مربوط به واگذاری بود که اعتبار آن مورد تأیید استادان رشته ی مدیریت خدمات بهداشت و درمان قرار گرفت و روایی آن بر اساس آزمون Cronbach’s alpha 80 درصد محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی به کمک نرم افزار 18SPSS استفاده گردید.
یافته ها: بین خدمات درمانی- پاراکلینیکی واگذار شده، بخش های بستری، فیزیوتراپی، رادیولوژی و سونوگرافی بالاترین درصد واگذاری (33 درصد) و بین خدمات پشتیبانی واگذار شده، خدمات کاخ داری، نگهداری و تأسیسات، بالاترین درصد واگذاری (100 درصد ) را داشتند. میزان بازگشت پرسش نامه ها 88 درصد (53 نفر) بود. از دیدگاه مدیران، از بین مزایای واگذاری، توجه بیشتر به مشتری داخلی و خارجی (بیمار و پرسنل) در بخش خصوصی، بالاترین امتیاز (2/57 درصد) را به خود اختصاص داد. در ارتباط با معایب واگذاری، تحمیل هزینه به بیماران و افزایش کل هزینه ها، بالاترین امتیاز (6/45 درصد) را گرفت. از بین موانع واگذاری، فراموش کردن هدف واگذاری (کارایی) و تبدیل شدن واگذاری به هدف، بالاترین امتیاز (6/60 درصد) را به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: اگر چه دیدگاه مدیران نسبت به واگذاری مراکز ارایه دهنده ی خدمات سلامت به نسبت موافق بود، اما از نظر آن ها موانعی در زمینه ی واگذاری موفق وجود داشت؛ از این رو بر ضرورت رفع موانع واگذاری مراکز ارایه دهنده ی خدمات سلامت، تأکید می گردد. توسعه ی زیرساخت های اساسی واگذاری همچون رقابتی کردن، ارتقای فرهنگ واگذاری، آموزش و اصلاح باورهای مسؤولین و برقراری سیاست های تشویقی برای موفقیت واگذاری در بخش سلامت توصیه می شود.
آینده نگاری به توانایی انسان در تصور کردن مسایل احتمالی آتی گفته می شود و تا باعث پیشرفت می شود. آینده نگاری فرآیندی نظام مند است که به شناسایی فرصتها و نیازهای آینده کمک می کند و سازمانها را در اتخاذ تصمیمات بلندمدت یاری می رساند. نکته حایز اهمیت در آینده نگاری، انجام مطالعات بر اساس چارچوب و فرآیندی ساختار یافته است. این مقاله، تلاش دارد تا با استفاده از روش فراترکیبی، چارچوب فرایندی مناسبی را برای اجرای مطالعات آینده نگاری پیشنهاد دهد. بدین منظور، هفت چارچوب آینده نگاری ارایه شده توسط پژوهشگران و صاحبنظران این حوزه بررسی و چارچوب جدیدی برای مطالعه آینده نگاری بدست آمده است. تفاوت چارچوب ارایه شده با دیگر چارچوبها، ارایه گام هایی جامع تر و توجه به روند زنجیره ارزش اطلاعات است. علاوه بر آن توجه به تاثیر بافتار داخلی و خارجی بر مطالعه آینده نگاری نیز وجه تمایز دیگر این چارچوب می باشد. در نهایت چارچوب پیشنهادی با استفاده از نظرسنجی از خبرگان مورد ارزیابی و تایید قرار گرفته است.
کارآفرینی در پیشرفت علم و فناوری در کشور نقش راهبردی ایفا می کند. رشد و توسعة کارآفرینی، مستلزم سیاست گذاری و نیازمند شناخت دقیق وضعیت موجود حوزة این دانش در کشور است. نقشة علم نیز، ابزاری برای شناخت سیاست گذاران است. پژوهش حاضر با هدف ترسیم نقشة دانش کارآفرینی ایران بر مبنای سرشماری مقالات علمی-پژوهشی فارسی در ایران طی سال های 1380 تا 1391 انجام گرفته است. روش پژوهش توصیفی و تحلیل محتوای کمّی است. جامعة آماری این تحقیق همة مقالات علمی و پژوهشی فارسی چاپ شده در حوزة کارآفرینی است که با نمونه گیری تصادفی و در دسترس بر اساس نام مقالات و واژگان کلیدی این مقالات، از پایگاه علمی SID گردآوری شد، تعداد نمونه 219 مقالة علمی-پژوهشی بود. ابزار تحقیق چک لیستی بر اساس متون تحقیق و نظر خبرگان بود. اطمینان از قابلیت اعتماد ابزار با نظرهای خبرگان و بررسی مجدد موارد کدگذاری شده حاصل شد. داده ها با نرم افزار پاژک تحلیل شد. نتایج نشان داد بیشترین تعداد مقالات چاپ شده در حوزه های «کارآفرینی سازمانی» و «کارآفرینی فردی» هستند. مجله های «توسعة کارآفرینی» و «اقتصاد و تجارت نوین» بیشترین اشتراک و مجله های «پژوهش های زنان» و «دستاوردهای روان شناختی» کمترین اشتراک را در مقاله های چاپ شده با موضوع های صنعت، کشاورزی و خدمات در حیطة کارآفرینی دارند.
رقابت در عرصه خدمات مالی به ویژه در بین شرکت ها و مؤسسات ارائه کننده خدمات مشاوره، آموزش و پژوهش (ماپ) روز به روز شدت بیشتری پیدا می کند. این شرکت ها بایستی توانمند باشند تا زمینه توسعه سایر شرکت های تخصصی فعال در این بخش را فراهم سازند. بر این اساس چند سوال اساسی به شرح زیر مطرح می باشد: 1) سازمان های متولی در توانمندسازی مؤسسات ارایه کننده خدمات ماپ مالی چه نقشی دارند 2) دانشگاه ها در توانمندسازی مؤسسات ارایه کننده خدمات ماپ مالی چه نقشی دارند 3) بنگاه های اقتصادی استفاده کننده از خدمات ماپ مالی در توانمندسازی مؤسسات ارائه کننده این نوع خدمات چه نقشی دارند 4) مؤسسات ارائه کننده خدمات ماپ مالی در توانمندسازی خود چه نقشی دارند. در این تحقیق پس از مشخص شدن مدل ها و مولفه های توانمندسازی شرکت ها و مؤسسات ارائه کننده خدمات ماپ مالی، در قالب یک بررسی میدانی از خبرگان این بخش در زمینه اهمیت و وضعیت مولفه های شناسایی شده نظرسنجی شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که از نظر خبرگان کلیه مولفه های توانمندسازی شرکت ها و مؤسسات ارائه کننده خدمات ماپ مالی در فضای کسب و کار ایران مورد تائید بوده و علی رغم اهمیت بالا، اکثریت این مولفه ها از وضعیت چندان مساعدی برخوردار نمی باشند
افزایش سهم سرمایه انسانی از تولید ناخالص داخلی در کشورهای توسعه یافته موجب پیدایش مفهوم اقتصاد دانشی شده است. سرمایه انسانی تنها نهاده ای است که می تواند ضمن تغییر خود، سایر نهاده های تولید را تغییر دهد یا تعدیل کند...
امروزه تبلیغات موبایلی به عنوان یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین فعالیت های بازاریابی مطرح می باشد، زیرا بازاریابان از طریق این رسانه کوچک امکان دسترسی انفرادی و ارتباط مستقیم با کاربران در هر زمان و مکانی را دارند. در همین راستا کسب و کارها باید روی نتیجه بخش بودن پذیرش تبلیغات توسط مشتریان با توجه به گرایشات و نیازهای آنان تمرکز کنند. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی و تحلیل محرک های فردی تأثیرگذار بر نگرش نسبت به تبلیغات موبایلی می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی-پیمایشی است. مدل مفهومی پژوهش بر مبنای مطالعات نظری بازاریابی و تبلیغات موبایلی طراحی گردید و با استفاده از پرسشنامه داده های مورد نظر از 400 نفر از کاربران تلفن همراه جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و تایید مدل از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) استفاده شد. بر اساس نتایج تحلیل مسیر، ارتباط میان متغیرهای مدل بررسی شد و مشخص گردید شاخص های نفوذپذیری اجتماعی، نوآوربودن، سطح فناوری تلفن همراه و نگرش کلی فرد نسبت به تبلیغات دارای تأثیر مثبت و معناداری بر نگرش فرد نسبت به تبلیغات موبایلی می باشد، درحالی که دانش فرد دارای تأثیر منفی بر نگرش نسبت به تبلیغات موبایلی می باشد.