بیمه زندگی در کشورهای هندوستان و چین به سرعت در حال رشد است. اگرچه برای تازه واردان به این بازار دشوار است، اما درهرحال شرایط بازار به سمت رشد و توسعه سریع در حال حرکت است. دو کشور هندوستان و چین در مجموع 40% از کل جمعیت دنیا را تشکیل می دهند و در طول پنج سال گذشته اقتصادشان را با سرعت بالایی توسعه بخشیده اند (چین با رشد تولید ناخالص داخلی 6/10درصد و هندوستان با رشد تولید ناخالص داخلی 7/8درصد). صدها میلیون انسان از مرز فقر نجات یافته اند و گروه بزرگی را با سطح زندگی متوسط تشکیل داده اند و انتظار میرود که این وضعیت همچنان ادامه داشته باشد. صنعت بیمه زندگی نیز در این دو کشور رشد سریعی داشته و به ستون مهمی در اقتصاد این دو کشور تبدیل شده است که همین امر باعث ایجاد سپرده گذاری ، امنیت مالی و سرمایه گذاری های بیشتر در امور اقتصادی این دوکشور شده است. علائم بسیاری برای گسترش صنعت بیمه در آینده این دو کشور آشکار است.
در این پژوهش پیش بینی های نظریه سلسله مراتب در میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار بررسی شده است. به این ترتیب که نمونه ای متشکل از 145 شرکت پذیرفته شده در «بورس اوراق بهادار تهران» طی دوره زمانی سال های 1390 تا 1396، برای آزمون فرضیه ها مورداستفاده قرار گرفت. شواهد حاکی از آن است که شرکت های پذیرفته شده در بورس از نظریه سلسله مراتب پیروی نمی کنند و شرکت های کوچک، نسبت به شرکت های بزرگ، برای تأمین مالی بیشتر از انتشار سهام استفاده می کنند. علاوه بر این، نظریه سلسله مراتب در میان شرکت هایی که نگرانی در مورد ظرفیت بدهی ندارند بهتر عمل خواهد کرد. یافته ها همچنین نشان می دهد که قدرت توضیحی نظریه سلسله مراتب بیشتر از نظریه توازن است؛ ولی تفاوت قابل توجهی وجود ندارد. درمجموع نتایج نشان می دهد که نظریه سلسله مراتب در توضیح انتخاب های تأمین مالی شرکت های نمونه ناموفق است.
پژوهش حاضر در تلاش است تا با واکای مفهوم «تعهد سازمانی مدیران» زوایای گوناگون آن را در بستر حقیقی سازمان شناسایی و تبیین کند. در این راستا از روش شناسی ظاهر شونده در نظریه داده بنیاد، استفاده شد و با اتکا به اصل نمونه گیری نظری، 15 مصاحبه با مدیران فرودگاهی و ستادی شرکت فرودگاه ها و ناوبری هوایی کشور تا رسیدن به اشباع نظری، صورت گرفت. تجزیه و تحلیل های انجام شده از طریق روش مقایسه مستمر در فرآیند کدگذاری حقیقی و نظری، 359 کد، 85 مفهوم و 6 مقوله را نشان داد که منجر به ظهور مدل نهایی پژوهش، پیرامون مقوله محوری با عنوان مدل تعهد سازمانی مدیران شد. مدل مربوطه به علل، عوامل همبسته، عوامل میانجی، اقتضائات و نتایج مربوط به مقوله محوری پژوهش و بستر مطالعه اشاره دارد. در مجموع این پژوهش با تبیین نظریه تعهد سازمانی مدیران، تمایز مفهومی قابل توجهی میان آن و تعهد سازمانی که تاکنون پژوهش ها به آن پرداخته بودند را نشان می دهد و ابهامات موجود در این زمینه را تا حدی برطرف می کند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ابعاد عدالت سازمانی و تسهیم دانش بر ظرفیت نوآوری در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از حیث روش شناسی، توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری، کارکنان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده های مورد نیاز پژوهش از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. تحلیل داده ها و آزمون فرضیات پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که بین عدالت سازمانی و تسهیم دانش، و عدالت سازمانی و ظرفیت نوآوری رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. با وجود این، یافته های پژوهش بر ارتباط بین تسهیم دانش بر ظرفیت نوآوری تأکید نمی کند. همچنین، از بین ابعاد عدالت سازمانی، عدالت مراوده ای و رویه ای تأثیر مثبت و عدالت توزیعی اثر نسبتاً کمی بر تسهیم دانش (بعد دریافت و ارائه دانش) دارد.
هدف از این مقاله، بررسی عوامل موثر بر جذابیت برند کارفرما است. با استفاده از ادبیات پژوهش، متغیرهای لوگو، تصویر ذهنی، شهرت و هویت برند مشتری شناسایی شدند و متغیر اجتناب از عدم اطمینان برند، در رابطه ی بین هویت برند مشتری و جذابیت برند کارفرما، به عنوان متغیر تعدیلگر در نظر گرفته شد. جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارشناسان ادارات شهرداری استان فارس است که حداقل یک بار از هواپیمایی ماهان استفاده نموده اند. با استفاده از فرمول کوکران و انتخاب تصادفی، نمونه ای به تعداد 190 نفر انتخاب شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از روش مدل معادلات ساختاری در قالب نرم افزار پی ال اس استفاده گردید. نتایج نشان می دهد که لوگوی سازمان بر تصویر ذهنی و شهرت، تصویر ذهنی بر شهرت و جذابیت برند کارفرما، شهرت بر هویت برند مشتری و جذابیت برند کارفرما؛ و در نهایت، هویت برند مشتری بر جذابیت برند کارفرما تاثیر دارد. ضمن این که تاثیر متغیر تعدیلگر اجتناب از عدم اطمینان برند، در رابطه ی میان هویت برند مشتری و جذابیت برند کارفرما تایید شد.
درراستای حرکت از گزارشگری مالی بر اساس بهای تمام شده تاریخی به سمت گزارشگری بر اساس ارزش های منصفانه، آزمون کاهش ارزش، یک رویه احتیاط جدیدی می باشد. اطلاعات منتشر شده در صورتهای مالی درصورتی که گزارش کننده کاهش ارزش دارایی ها نباشد، برای تصمیم گیری استفاده کنندگان مفید نخواهد بود.هدف پژوهش حاضر ارائه یک دیدگاه نظری و تئوریک نسبت به دلایل و اهمیت گزارشگری کاهش ارزش دارایی ها در قالب تئوریهای نمایندگی، علامت دهی و مشروعیت می باشد و همچنین شواهد بازار نسبت به پیامدهای گزارشگری کاهش ارزش دارایی ها از بعد ارتباط ارزشی، گزارشگری به موقع، حق الزحمه حسابرسی،مدیریت سود، بازده های غیرعادی و صحت پیش بینی تحلیلگران، مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس آنچه که از نتایج تحقیقات استنباط شده است، گزارشگری کاهش ارزش دارایی ها هم می تواند بستری برای اعمال قضاوت بیشتر مدیریت در قالب دستکاری فعالیت ها و رخدادهای واقعی باشد و هم می تواند از بعد پیامدهای انگیزشی استانداردهای حسابداری و مشکلات نمایندگی موجود، به دلیل انعطاف موجود در استاندارد مربوطه،ایجاد کننده انگیزه کافی در مدیریت برای مواجه با شرایط پیچیده و پیش بینی نشده باشد.
رقابت در بازار محصول با تأثیر بر قدرت پیش بینی کنندگی سود ( یکی از معیارهای کیفیت سود)، موجب مربوط بودن اطلاعات حسابداری می شود و اطلاعات مورد نیاز سرمایه گذاران در اخذ تصمیم های اقتصادی را بهبود می بخشد؛ بهبودی که موجب تغییر انتظارهای سرمایه گذاران می شود و آن را ارزش گذاری می کنند و در نهایت موجب تغییر بازده سهام شرکت ها می شود. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی اثر میانجی قدرت پیش بینی کنندگی سود بر رابطه بین رقابت در بازار محصول و بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور تعداد 76 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1390 تا 1394 به روش هدفمند انتخاب و داده های آنها به روش تحلیل داده های ترکیبی تجزیه و تحلیل شده اند. در این پژوهش برای اندازه گیری رقابت در بازار محصول از شاخص هرفیندال هیرشمن و برای سنجش قدرت پیش بینی کنندگی سود، از الگوی ولاری و جنکینز ]44[ استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد رقابت در بازار محصول بر قدرت پیش بینی کنندگی سود رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، قدرت پیش بینی کنندگی سود بر رابطه بین رقابت در بازار محصول و بازده سهام شرکت ها اثر میانجی دارد. این یافته ها برای استفاده کنندگان در افزایش قدرت پیش بینی سود برای اخذ تصمیمات سرمایه گذاری مفید است.
تغییر و تحولات رخ داده در محیط زیست از جمله کاهش منابع و افزایش آلودگی های زیست محیطی، حفظ آن را مهم تر از هر زمان دیگری کرده است. در این راستا، تولید محصولات سبز یکی شروط لازم برای حفظ محیط زیست بوده اما شرط کافی نیست. شرط کافی زمانی تامین می شود که مصرف کنندگان به خرید این محصولات تمایل یابند. تاکنون مطالعات مختلفی پیرامون عواملی که می توانند منجر به قصد خرید سبز مصرف کنندگان شوند انجام شده است. با این وجود اطلاعاتی که از این پژوهش ها به دست آمده نشان از پراکندگی و تعدد عوامل موثر بر قصد خرید این محصولات دارند. پژوهش حاضر با هدف ترکیب کمّی نتایج پژوهش های انجام شده درباره عوامل موثر بر قصد خرید محصولات سبز، 38 مطالعه انجام شده در ایران را با استفاده از روش فراتحلیل و نرم افزار CAM2 مورد بررسی قرار داده است. نتیجه ی فراتحلیل نشان داد متغیرهای نگرش، مسئولیت اجتماعی و هنجار، به ترتیب با اندازه اثر های 489/0، 428/0 و 411/0 بیش ترین تاثیر؛ و متغیرهای دانش، ارزش و ترفیع، به ترتیب با اندازه اثرهای 404/0، 352/0 و 278/0، کم ترین تاثیر بر قصد خرید سبز مصرف کنندگان ایرانی را دارند.
امروزه به دلیل رشد جمعیت، خسارت های مالی و جانی جبران ناپذیری ناشی از بروز بحران های طبیعی و غیر طبیعی در سراسر جهان گریبان گیر بشر شده است. لجستیک امداد بشردوستانه به عنوان یک فعالیت مهم مدیریت بحران، می تواند در نجات جان افراد، انتقال آسیب دیده گان به مراکز اورژانسی، تخلیه بی خانمان ها از ناحیه حادثه دیده و برآورده کردن نیاز افراد در شرایط بحران، نقش کلیدی ایفا کند. در این پژوهش یک مدل ریاضی چند هدفه برای مسئله طراحی زنجیره امداد تحت شرایط عدم قطعیت برای پاسخ به نیاز زلزله پیشنهاد داده شده است که در آن اهداف حداقل کردن مجموع تعداد افراد مجروحی که به بیمارستان ها منتقل نشده اند و مجموع تعداد افراد بی خانمانی که از ناحیه حادثه دیده تخلیه نشده اند و به حداقل رساندن مجموع تقاضاهای برآورد نشده کالاهای امدادی است. در این مدل، پارامترهای تقاضا و زمان سفر غیر قطعی در نظر گرفته شده اند و برای مدلسازی عدم قطعیت از بهینه سازی استوار مبتنی بر مجموعه عدم قطعیت جعبه ای و چندوجهی استفاده شده است. نتایج حل مدل های استوار و قطعی نشان می دهند که در تمامی سطوح محافظه کاری جواب های پارتویی قوی تولید شده است؛ همچنین مدل استوار در تمامی سطوح محافظه کاری از مدل قطعی در حل با داده های اسمی بدتر شده است.
نوسانات شدید اقتصادی و تبعات نامطلوب آن برای سرمایه گذاران نیاز به الگوهای پیش بینی وضعیت مالی شرکت ها را بیش از پیش ضروری ساخته است. در این راستا این پژوهش قصد دارد با بررسی رابطه میان نسبت های مالی و محتوای گزارش های هیئت مدیره راهی جدید را برای پیش بینی وضعیت شرکت بگشاید. بدین منظور فراوانی کلمات و عبارات با بار معنایی مثبت و منفی با استفاده از الگوریتم استخراج کلمات، از متن گزارش های هیئت مدیره 219 شرکت غیر درمانده مالی و 81 شرکت درمانده مالی استخراج شد. نتایج تخمین رگرسیون نسبت کلمات مثبت و منفی بر شاخص های عملکرد مالی، نشان داد در شرکت هایی که از سلامت مالی برخوردارند کلمات منفی رابطه ی معناداری با معیارهای عملکردی دارند. علاوه بر این، در این شرکت ها مدیران سعی در پنهان کردن بحران مالی خود ندارند.در مقابل، در رابطه با شرکت های درمانده مالی، ارتباط معنا داری میان کلمات با شاخص های عملکرد این شرکت ها مشاهده نشد. به نظر می رسد این گروه از شرکت ها با در ابهام قرار دادن ذینفعان، سعی در جلوگیری از فروش سهام خود توسط سهامداران دارند.