عملکرد پایین منابع انسانی، به خصوص در بخش دولتی ایران، همواره یکی از چالش های اصلی مدیران این بخش بوده است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد اجتماعی فنی و اضافه کردن شاخه بوم شناختی به آن، سعی شده است تا مدلی برای سیستم مدیریت منابع انسانی در بخش دولتی با رویکرد بوم شناختانه طراحی شود. داشته های منابع انسانی سازمان، سرمایه انسانی؛ داشته های اجتماعی سازمان، سرمایه اجتماعی و داشته های بوم شناختی سازمان، سرمایه بوم شناختی سازمان در نظر گرفته شده است. طبق نظریه اجتماعی فنی، استفاده بیشینه از همه سرمایه ها امکان پذیر نیست و باید به ترکیب بهینه ای از آن ها دست یافت تا این ترکیب بتواند به حداکثر سازی عملکرد نیروی انسانی کمک کند. برای این منظور از گروه خبره ای که از طریق تکنیک گلوله برفی انتخاب شده بودند، خواسته شد تا اهمیت شاخص های هر یک از سرمایه ها را در وظایف منابع انسانی مشخص کنند. داده های به دست آمده از طریق روش برنامه ریزی خطی تکنیک صفر و یک، برای دستیابی به مدل بهینه، تحلیل شد. در پایان نتایج با قانون خدمات کشوری تطبیق داده شده و پیشنهاد هایی ارائه شده است.
هدف: طبق پژوهش ژیادونگ و همکاران در سال 2021؛ شرکت ها برای بهبود عملکرد خود می بایست به انعطاف پذیری مالی دقت نمایند تا بتوانند براساس آن عملکرد شرکت را تقویت نمایند از طرفی دارایی های مشهود نیز در این زمینه می تواند به آنها کمک نماید. هدف از انجام این مطالعه تعیین و بررسی نقش انعطاف پذیری مالی در توسعه پایدار بر عملکرد شرکت در طول بحران بیماری کوید 19 با توجه به دارایی های مشهود (مطالعه موردی: شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران)، می باشد. روش: جهت تحلیل فرضیه های پژوهش، جامعه آماری را از بین سال های 1396 الی 1399 و به مدت 4 سال انتخاب نموده و شامل شرکت های بورسی بوده اند که نمونه آماری با روش حذفی و به تعداد 101 شرکت انتخاب شد. روش پژوهش مورد استفاده نیز، روش توصیفی- تحلیلی بوده و داده های پژوهش از نوع تاریخی با مراجعه به صورت های مالی و گزارشات مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران جمع آوری و طبقه بندی گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های آماری از روش داده های پانل دیتا استفاده شد؛ و در بخش تجزیه و تحلیل از آمار توصیفی، آمار استنباطی و آزمون های مختلف مربوطه انجام گردید و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Eviews نسخه 9 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد، فرضیه اصلی مورد تأیید قرار گرفت و مشخص شد که انعطاف پذیری مالی در توسعه پایدار بر عملکرد شرکت در طول بحران بیماری کوید 19 با توجه به دارایی های مشهود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران نقش مثبت و معناداری دارد. نتایج: بنابراین نتایج حاکی از آن است که مدیران شرکت ها می بایست جهت افزایش عملکرد شرکت در طول بحران بیماری کوید 19، به انعطاف پذیری مالی و نقدی و بدهی توجه نمایند تا بدین وسیله توانایی شرکت را تقویت نمایند و مانع از ضرر و زیان شرکت گردند.
چگونگی تأثیرگذاری الگوی رفتار معاملات و احساسات سرمایه گذاران بر بازده مازاد سهام در بازارهای مالی، یکی از چالش های روز در مالی رفتاری است. هدف از این پژوهش بررسی اثر احساسات سرمایه گذاران و الگوی رفتار معاملاتی آن ها بر بازدهی مازاد سهام در مدل سه عاملی فاما و فرنچ است. در این پژوهش با استفاده از داده های 155 سهام پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره زمانی 1390 تا 1394 و تحلیل رگرسیون به بررسی رابطه رفتار معاملاتی سرمایه گذاران، احساسات سرمایه گذاران و بازده مازاد سهام پرداخته شد. نتایج بررسی ها نشان داد که اضافه کردن شاخص احساسات سرمایه گذاران در مدل سه عاملی فاما و فرنچ باعث بهبود مدل و افزایش بازده مازاد سهام گردید، اما شاخص رفتار معاملاتی نه تنها نتایج را بهبود نداده است؛ بلکه اثر آن بر بازدهی مازاد معنادار نبوده است. این نتیجه، یک پیام مهم دارد. سرمایه گذاران آن طوری که احساس می کنند رفتار نمی کنند، بنابراین باید برای تدوین استراتژی معاملاتی سالانه به جنبه های احساسی بیشتر از موازنه خریدوفروش سهام توجه نمود. نهایتاً نتایج پژوهش نشان داد که شاخص های احساسات بیشتر از شاخص های معاملات در توسعه مدل های سرمایه گذاری کاربرد دارد
هدف این پژوهش، بررسی تاثیر خلاقیت سازمانی بر نوآوری سازمانی با نقش میانجی انگیزش کارکنان است. روش پژوهش، توصیفی همبستگی باتأکید بر مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را کارمندان و مدیران شرکت مهندسی و ساخت توگا تشکیل میدهند. برای تعیین حجم نمونه و روش گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد و تعداد 60 نفر به عنوان نمونه آماری و بصورت تصادفی انتخاب شدند. جمع آوری داده ها براساس سه پرسشنامه خلاقیت سازمانی، انگیزش کارکنان و نوآوری سازمانی صورت گرفت که ضریب آلفای کرونباخ آنها به ترتیب 0.923، 0.971 و 0.831 به دست آمد. تجزیه و تحلیل دادهها به کمک دو نرم افزار SPSS 26 و Smart PLS 3 صورت پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد: وضعیت موجود هر سه متغیر در سطح بالاتر از میانگین فرضی قرار دارد. رابطه متقابل هر سه متغیر، خلاقیت سازمانی، انگیزش کارکنان و نوآوری سازمانی با همدیگر مثبت و معنیدار بود. همچنین نقش میانجی انگیزش کارکنان در رابطه بین خلاقیت سازمانی و نوآوری سازمانی تأیید شد.
با توجه به رشد تحقیقات در حوزه علوم انسانی و اجتماعی، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که تسلط بر تمام ابعاد یک مسأله تا حد زیادی امکان پذیر نیست؛ بنابراین به انجام تحقیقات ترکیبی روی آورده اند که عصاره تحقیقات موجود در یک موضوع خاص را به روشی منظم برای آنها فراهم می کند. پژوهش حاضر با هدف ترکیب کمی نتایج پژوهش های انجام شده در حوزه ارتباط کیفیت زندگی کاری و تعهد سازمانی سازمان ها در ایران و با استفاده از روش فراتحلیل و نرم افزار جامع فراتحلیل (CMA2) تعداد 10 مقاله را مورد بررسی قرار داده است. نتیجه فراتحلیل نشان داد که کیفیت زندگی کاری با تعهد سازمانی رابطه ای در حد متوسط دارد (با میانگین اندازه اثر 413/0). همچنین از میان ابعاد کیفت زندگی کاری: یکپارچگی و انسجام اجتماعی با اندازه اثر382/0، تأمین فرصت رشد با اندازه اثر322/0، فضای کلی زندگی با اندازه اثر318/0، دارای بیشترین اندازه اثر در ارتباط با متغیر تعهّد سازمانی هستند و بیشترین تأثیرگذاری را دارند.
گرایش بیش از پیش گردشگران مدرن به کنجکاوی و درک مفاهیم جدید باعث شده تا موضوع معنویت در گردشگری توسط محققان و کنفرانس های بین المللی مورد توجه و بازبینی قرار گیرد تا فضایی برای تغییر نگاه صرفا مادی به این مقوله حاصل شود. این پژوهش کیفی گراندد تئوری با هدف ارائه ی مفهومی بین رشته ای معنویت در گردشگری با استفاده از مصاحبه، مطالعه ی متون و استفاده از نظرات خبرگان صورت گرفته است. بنابراین رسیدن به تعالی، رسیدن به معنا و رسیدن به درک متقابل به عنوان ابعاد اصلی این مفهوم شناسایی گردید که از جنبه های اجتماعی، فردی، طبیعی، فراطبیعی قابل بررسی است. معنویت در گردشگری می تواند در تمامی انواع گردشگری بروز یابد و صرفا معطوف به گردشگری دینی و مذهبی نیست. در مطالعات فارسی زبان موضوع معنویت بیشتر به مذهب و دین، و در دیگر مطالعات به مباحث سلامتی، آرامش جسم، روش های ایجاد تمرکز و ادیان حاضر در مقاصد گردشگری تقلیل یافته است. از آنجا که معنویت می تواند در کلیه ی سطوح زندگی انسان تاثیرات فیزیکی و روانی بلند مدتی داشته باشد، به نظر می رسد تعریف آن به عنوان یک هدف از گردشگری، اقدامی پذیرفته شده خواهد بود.
در عصر کنونی تحولات شگرف دانش مدیریت، وجود نظام ارزیابی را اجتناب ناپذیر نموده است؛ به گونه ای که فقدان نظام ارزیابی در ابعاد مختلف سازمان را، اعم از ارزیابی در استفاده از منابع و امکانات، کارکنان، اهداف و استراتژی ها؛ به عنوان یکی از علائم بیماریهای سازمان قلمداد می نمایند. تکنیک های مختلفی برای این کار وجود دارد که هر کدام نقاط قوت و ضعف خود را دارند. در این مقاله با ترکیب «کارت امتیازی متوازن[1]» با «تحلیل پوششی داده های فازی»[2]الگویی برای ارزیابی عملکرد شعب بانک ها ارائه می شود. جامعه آماری تحقیق، کلیه شعب بانک سپه شهر تبریز به تعداد 42 شعبه می باشد. شاخص های اندازه گیری کارایی با استفاده از کارت امتیازی متوازن و با توجه به پیشینة موضوع تعیین گردیده است. برای جمع آوری داده های مربوط به هر شاخص از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است که پس از تأیید روایی و پایایی آن در بین جامعه آماری توزیع شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها و ارزیابی کارایی شعب، تحلیل پوششی داده های فازی به کار رفته است. نتایج بررسی ها نشان می دهد که تعداد 10 شعبه از مجموع شعب فعال در سطح شهر تبریز، کارای قوی، 27 شعبه در رده کارا و 5 شعبه باقی مانده ناکارا می باشند.
در سال های اخیر در جامعه سیستم داینامیک توجه به رویکردهای سیستم داینامیک کیفی افزایش یافته است. یکی از روش های استخراج مدل های سیستم داینامیک که در رویکردهای کیفی نیز استفاده فراوانی از آن شده است روش مدلسازی گروهی است که در آن مشتریان و صاحب نظران در فرایند مدلسازی مشارکت داده شده و مبتنی بر مدل های ذهنی افراد مشارکت کننده به استخراج متغیرها و ساختارهای کلیدی و نهفته در سیستم می پردازند. در این میان بررسی و مقایسه مدل های حاصل از جلسات گروهی با مدل های مرجع حاصل از ادبیات موضوع می تواند روشی برای تست و ارزیابی مدل گروهی باشد و بینش های جدیدی را ایجاد کند. در این مقاله به ارزیابی و مقایسه مدل های استخراج شده از جلسات مدلسازی گروهی پروژه "طراحی پارک فناوری هوایی" با مدل مرجع حاصل از مطالعات ادبیات موضوع؛ با استفاده از رویکرد نسبت فاصله در سه سطح عناصر، سطح حلقه های علت و معلولی و سطح مدل کامل به منظور اعتبار سنجی مدل حاصل از مدلسازی گروهی می پردازیم. همانطور که از نتایج حاصل از رویکرد نسبت فاصله مشخص شد مقدار 84/6 MDR= بود که بیانگر این است که مدل حاصل از مدلسازی گروهی با مدل مرجع مطابق و همانند بودند. مقادیر EDR و LDR نیز بیانگر تشابه مدل در سطح عناصر و حلقه ها بودند. در نتیجه می توان گفت مدل حاصل از مدلسازی گروهی دارای اعتبار و با مطالعات ادبیات موضوع و مدل حاصل از آن تطابق دارد.
در مدیریت پروژه های ساخت وساز، موفقیت در کنترل هزینه و زمان پروژه ها برای کمک به پیمانکاران امری حیاتی است. افزایش هزینه و زمان پروژه ها از برنامه تعریف شده، ممکن است به کاهش سود و حتی برخی اوقات به شکست پروژه ها منجر شود. پیش بینی هزینه و زمان نهایی پروژ ها، یکی از اقداماتی است که برای کنترل هزینه و زمان پروژه ها مورد توجه قرار می گیرد. در این تحقیق، مدل شبکه های عصبی برای پیش بینی هزینه و زمان نهایی پروژه ها توسعه یافته و برای متغیر های ورودی شبکه های عصبی، از دو مجموعه متغیر «ارزش کسب شده» و «محیطی» استفاده شده است. در این تحقیق، عملکرد تکنیک ارزش کسب شده با شبکه های عصبی مقایسه شده و به طور جداگانه تأثیر هریک از این مجموعه داده ها بر عملکرد مدل در پیش بینی هزینه و زمان نهایی، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهند که عملکرد شبکه های عصبی بهتر از مدیریت ارزش کسب شده است و با استفاده از شبکه های عصبی مبتنی بر داده های ارزش کسب شده و محیطی می توان به نتایج بهتری، در مقایسه با شبکه های عصبی مبتنی بر داده های ارزش کسب شده، رسید. Abstract One of the major changes in the environment is globalization of economic, industrial and service activities. Globalization has led to expansion of trade between nations. The competitiveness of local markets has been extended to national and international markets.Therefore, only international organizations can be present in the world to set up production in the World- Class Manufacturing. Organizations must be able to quickly adopt their resources with changes of environment and respond to them in an agile manner. Agility is set of capabilities and competencies which promotes and develops the organization in the business environment. In the research, the criteria of world class have been identified-one; of most important of which is agility studying library resources (book, articles, theses, etc) .After reviewing the various components of Agility, 13 components and 56 indicators have been selected pertinent to the criteria of the World-Class organization and Iran automotive industry . These components have been provided for experts and deputy directors of Tondar automotive as questionnaire. The statistic community of the research is 158 of experts and deputy directors of Tondar automotive .114 ones were elected as sample and prioritized after gathering via statistical method using AHP approach
مشکل اصلی در بحث برنامه ریزی راهبردی، نه تدوین بلکه پیاده سازی و اجرای آن است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش طراحی الگوی پیاده سازی و اجرای موفق راهبرد ها در سازمان های سلسله مراتبی است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی است زیرا به دنبال چارچوبی برای کمک به پیاده سازی و اجرای موفق برنامه راهبردی است. شیوه گردآوری اطلاعات این پژوهش، مطالعات کتابخانه ای و نیز انجام مصاحبه عمیق با خبرگان در حوزه مورد مطالعه بوده است. روش انجام این پژوهش تئوری داده بنیاد چندگانه بوده است، به طوری که پس از مرحله مطالعات کتابخانه ای، متغیرهای مرتبط با پیاده سازی و اجرای راهبرد از ادبیات و پیشینه پژوهش با روش تحلیل محتوا در قالب دو دسته از عوامل فردی و سازمانی شناسایی و استخراج شده و یک الگوی ابتدایی بر اساس آنها ایجاد شده است. در مرحله بعد با بهره گیری از نتایج حاصل از مرحله مصاحبه های عمیق با تعداد 30 نفر از خبرگان آشنا به مباحث مدیریت و برنامه ریزی راهبردی با استفاده نمونه گیری به روش گلوله برفی انجام شده است، الگویی بر اساس عوامل مطرح شده به وسیله مصاحبه شوندگان استخراج شده است. در این الگو نیز عوامل در دو سطح فردی و سازمانی دسته بندی شده اند. در نهایت الگوی نهایی بر اساس ترکیب دو الگوی حاصل از ادبیات نظری و الگوی حاصل از مصاحبه ها استخراج و در قالب الگویی متشکل از پیشایندهای اجرا و پیاده سازی موفق راهبرد و همچنین نتایج اجرا و پیاده سازی آن در سطوح فردی و سازمانی ارائه شده است.
Sustainability is a wide concept that contains other concepts such as social responsibility and has been investigated with concepts such as competition sustainability, reporting sustainability, and social sustainability. The present study aims to investigate the role of social interest rate risk management (SIRRM) in the relationship between sustainability performance and investment efficiency. In terms of purpose, this study is an applied one, and form the methodological point of view is a descriptive correlational study. Accordingly, the required data has been collected from 79 listed firms on Tehran Stock Exchange during 2013-2017. In this research, social risk management includes SIRRM, and sustainability performance includes sustainability of reporting, competition, and ownership. The results indicate that SIRRM reinforces the relationship between competition sustainability, reporting sustainability, and ownership sustainability with investment efficiency.