در سال های اخیر، مفهوم استراتژی در ادبیات سازمانی و توسط محققان مالی به صورت قابل توجهی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از نتایج اتخاذ استراتژی های متفاوت در شرکت ها، تأثیرات آن بر رفتارهای گزارشگری مالی آن ها می باشد که ممکن است بسیار مورد توجه مدیران و مالکان قرار گیرد. پژوهش حاضر به مطالعه ی تأثیرگذاری استراتژی کسب و کار بر مدیریت سود واقعی و اثرگذاری رقابت در بازار بر این رابطه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1392 الی 1396 پرداخته است. تمامی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان جامعه ی آماری این پژوهش انتخاب شده اند که با توجه به شرایط نمونه گیری، تعداد 84 شرکت به عنوان شرکت های نمونه انتخاب و داده های مورد نیاز، از صورت های مالی شرکت های مذکور استخراج و بر پایه ی این اطلاعات، فرضیات مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته شد. روش آماری مورد استفاده در پژوهش حاضر روش پانل دیتا است. در پژوهش حاضر، مدیریت سود واقعی به عنوان متغیر وابسته، استراتژی رهبری هزینه، استراتژی تمایز و رقابت در بازار به عنوان متغیرهای مستقل و بازده دارایی، اهرم، اندازه ی شرکت و رشد به عنوان متغیرهای کنترلی در نظر گرفته شده است. نتایج تجزیه و تحلیل با استفاده از روش داده های تلفیقی نشان می دهد که استراتژی رهبری هزینه بر مدیریت سود واقعی تأثیر مثبت دارد. همچنین استراتژی تمایز بر مدیریت سود واقعی تأثیر منفی دارد. علاوه بر در فرضیه ی سوم این واقعیت نشان داده شده که طی سال های مورد بررسی، وجود رقابت در بازار باعث ایجاد رابطه ی مثبت بین استراتژی رهبری هزینه و مدیریت سود واقعی نخواهد شد و در فرضیه ی آخر نیز این موضوع نشان داده شد که وجود رقابت در بازار باعث ایجاد رابطه ی معنادار بین استراتژی تمایز و مدیریت سود واقعی نخواهد شد.
فاصله انتظارات از نظر حرفه حسابرسی به عنوان یک مبحث با اهمیت تشخیص داده شده است. از همین رو بقاء و غنای خدمات حسابرسی در دوره های انقلاب های صنعتی قابل توجه بوده و باید انتظارات جامعه از این خدمات در این دوره ها تأمین کند. از این رو هدف این تحقیق مروری بر چشم اندازهای حسابرسی در حال ظهور در عصر انقلاب صنعتی چهارم می باشد. آینده حسابرسی و حسابداری متنوع و روشن است، پیشران هایی مانند زنجیره بلوکی، دیجیتال سازی مالیات، بانکداری باز، در حال تغییر دادن کار حسابرسان و حسابداران هستند و آن ها باید همواره پیشگام بوده و مطمئن شوند که عقب نمی مانند. هوش مصنوعی یادگیری ماشین، بخشی از آینده حرفه حسابرسی و حسابداری بوده که این بخش به نوبه خود چیز خوبی است. نیازی به نگرانی در مورد دقت وجود ندارد. همیشه حسابداران و حسابرسان واجد شرایط، آماده هستند تا ارقام تولیدشده به وسیله فناوری خودکار را کنترل و درست بودن اطلاعات را اعتبار سنجی کنند. حسابرسان و حسابداران باید به عقب برگردند و به هدف های خود در مورد فناوری با دقت فکر کنند. با سرعت بیشتر خود را با تغییر همراه سازند و چابک بمانند. این انقلاب را نمی توان نادیده گرفت.
تحقیق حاضر به بررسی تاثیر محافظه کاری حسابداری بر رابطه وجه نقد نگهداری شده و بازده غیرعادی شرکتها می پردازد. در این تحقیق از اطلاعات 6 ساله (1390- 1385 ) شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ارزش بازار یک ریال وجه نقد نگهداری شده اضافی با ورود محافظه کاری حسابداری در شرکت ها افزایش می یابد و منجر به استفاده کارا از وجوه نقد و کاهش اتلاف ارزش بازار مرتبط با وجه نقد نگهداری شده می شود.
مقاله حاضر اثر نااطمینانی نرخ ارز واقعی و تورم را بر تابع سرمایه گذاری کیو- توبین طی دوره زمانی1380-1389 مورد بررسی قرار داده است. بدین منظور داده های 100 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد استفاده قرار گرفت. الگوی نظری یک بار با معرفی نرخ ارز واقعی و بار دیگر با ورود تورم، به طور جداگانه مورد برآورد قرار گرفت. نااطمینانی نرخ ارز از طریق الگوی خودرگرسیونی تعمیم یافته، برآورد و روابط متقابل متغیرهای الگو، با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته بررسی شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که اثر متغیر نااطمینانی نرخ ارز واقعی و نرخ تورم بر تابع سرمایه گذاری کیو- توبین، منفی و معنادار است. همچنین نتایج حاکی از آن است که سرمایه گذاری دوره قبل، جریان نقدی، کیو- توبین و وقفه آن اثر مثبت و معنادار بر سرمایه گذاری دارند و اثر وقفه جریان نقدی، وقفه نااطمینانی نرخ ارز واقعی و تورم دوره قبل بر سرمایه گذاری منفی و معنادار است.
تحولات سال های اخیر و تشدید رقابت در عرصه صنعت، سازمان ها را بر آن داشته است تا تلاش های خود را در جهت کسب مزیت رقابتی معطوف سازند. به طور کلی بسیاری از صاحب نظران بر این باورند که بهبود سطح عملکرد سازمان، افزایش سودآوری را به دنبال دارد که همین امر موجب می شود تا جایگاه رقابتی سازمان نسبت به دیگر رقبا به طور چشمگیری ارتقاء پیدا کند. در این صورت می توان گفت که تحقق این امر به شرایط محیطی، منابع و اقداماتی نیاز دارد که به واسطه آن سازمان بتواند برای خلق ارزش و رسیدن به سودآوری، توانایی های خود را ارتقا دهد. بنابراین با توجه به این که منابع سازمان در تحقق ارتقای سطح عملکرد، نقش مهمی را ایفا می کنند، در مطالعه حاضر تلاش شده است تا با بررسی نتایج حاصل از پژوهش های گذشته و نیز با توجه به نظر خبرگان، منابع کلیدی اثرگذار بر عملکرد سازمان ها استخراج شده و سپس با استفاده از روش طراحی آزمایش های تاگوچی، چارچوب مناسبی از عوامل در نظر گرفته شده، ارائه شود.
نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها در این مطالعه نشان می دهد که سهم مشارکت هر یک از عوامل تعداد کل شاغلان، میزان موجودی انبار، ارزش اموال سرمایه ای، نسبت شاغلان تولیدی به کل شاغلان و هزینه تبلیغات در عملکرد بنگاه، به ترتیب برابر 373/39، 699/11، 891/16، 848/27 و 441/3 درصد می باشد.