سازما نهای امروزی برای باق یماندن در عرصه رقابت ناگزیر از اتخاذ رو کیردهای نوی نتری برای نگهداری و پرورش منابع انسانی خود به عنوان مهمترین سرمای ههای سازمان هستند. در دو دهه گذشته مربیگری مدیران در سازما نها بسیار متداول شده است، با این وجود مستندات تجربی اندکی در خصوص نتایج حاصل از آن وجود دارد. هدف این پژوهش بررسی رابطه میان ادراک کارکنان از رفتار مربیگری مدیر و نتایج عملکردی کارکنان است. سه نظریه رهبری مسیر هدف، انگیزه حرف های و حمایت سازمان مبنای مدل مفهومی پژوهش هستند. از تحلیل همبستگی و مدل معادلات ساختاری برای تجزی هوتحلیل داد هها استفاده شده. نتایج نشان م یدهند که مدل مفهومی فرضی هها ب هخوبی با داد ههای تجربی حاصل از مطالعه نمونه تناسب داشته است. بررس یها گویای این است که رفتار مربیگری مدیر ب هطور مستقیم بر رضایت شغلی و وضوح نقش و ب هطور غیرمستقیم و با میانجیگری متغیر رضایت شغلی بر تعهد حرف های و تعهد سازمانی کارکنان تاثیر مثبت دارد، همچنین با میانجیگری متغیر وضوح نقش ب هعنوان کیی از نتایج مستقیم مربیگری مدیر، بر عملکرد شغلی کارکنان نیز ب هطور مثبت تاثی رگذار است.
در این مقاله، مساله زمان بندی کارگاه فولادسازی _ریخته گری پیوسته بررسی شده است. این مساله حالتی خاص از مساله کارگاه جریان ترکیبی[i] است که انواع محدودیت های خاص صنعت فولاد، آن را به مراتب پیچیده تر می سازد. در این مقاله الگوریتمی فراابتکاری بر پایه الگوریتم مورچگان(ACO)[ii] که در داخل آن یک الگوریتم ابتکاری زمان بندی به کار رفته؛ برای مساله طراحی شده است. در الگوریتم پیشنهادی، ""تخصیص منبع و تعیین توالی[iii]"" با استفاده از الگوریتم جامعه مورچگان و زمان بندی توسط یک الگوریتم ابتکاری پیشرو-پسرو، انجام می شود. در نظر گرفتن محدودیت های واقعی محیط تولیدی در تعریف مساله، طراحی الگوریتم ابتکاری زمان بندی، ارائه الگوریتمی ترکیبی از ACO و الگوریتم ابتکاری ارائه شده و طراحی ویژه ACO از نظر نوع تعریف ماتریس فرومون و اطلاعات ابتکاری آن، نوآوری های اصلی این پژوهش هستند. این الگوریتم در مجتمع فولاد خوزستان پیاده سازی و نتایج آن با الگوریتم ابتکاری موجود در یکی از نرم افزارهای تجاری خارجی و مورد استفاده در مجتمع فولاد مبارکه مقایسه شده است. بر اساس نتایج آزمون، الگوریتم پیشنهادی نه تنها قابلیت استفاده در چارچوب زمان های محدود در دسترس برای زمان بندی را دارد، بلکه تابع هدف واحد فولادسازی را به طور میانگین تا 65% بهبود می دهد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین ادراک کارکنان از رهبری اصیل و مالکیت روان شناختی ترویجی و مالکیت روان شناختی پیشگیری کننده آنها است. در این راستا، از روش پژوهش پیمایشی- تحلیلی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان واحدهای ستادی شرکت سهامی بیمه ایران در شهر تهران، تشکیل داد که از میان آنها ۱۲۹ نفر بر اساس جدول مورگان به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. گردآوری داده های پژوهش حاضر از طریق پرسشنامه مالکیت روان شناختی آلکرز (۲۰۱۱) و پرسشنامه رهبری اصیل آولیو (۲۰۰۷) انجام شد. روایی و پایایی پرسشنامه های یادشده، به ترتیب با استفاده از روایی صوری، روایی سازه و همچنین محاسبه آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. به علاوه، برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری و آزمون فریدمن با بهره گیری از نرم افزارهای Amos و SPSS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد میان رهبری اصیل و مالکیت روان شناختی ترویجی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. درحالی که بین رهبری اصیل و مالکیت روان شناختی پیشگیری کننده یا قلمروگرایی، رابطه مثبت و معنادار وجود ندارد. همچنین، مؤلفه های خودآگاهی، نگرش اخلاقی درونی شده، شفافیت رابطه ای و پردازش متعادل اطلاعات با مؤلفه های خودکارآمدی، تعلق، همانندی و پاسخگویی رابطه مثبت معنادار دارند. امّا بین نگرش اخلاقی درونی شده و قلمرو گرایی رابطه معنادار وجود ندارد.
برنامه ریزی های منطقه ای و عمرانی ایجاب می کند که برای شناخت مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور، سنجش عملکرد سیاستها در زمینه تعیین اولویت های مختلف و مطالعه تغییرات اقتصادی و اجتماعی حاصله و اتخاذ تصمیمات اجرائی لازم و بموقع، بررسی هائی چند بر مبنای داده های آماری انجام گیرد. این بررسی ها مبتنی بر اطلاعات آماری دستگاههای مختلف مملکتی انجام می گیرد و انتشارات سازمانهای دولتی که در سطوح وسیع، اطلاعات و ارقام آماری مورد نیاز را در اختیار قرار می دهد، در انجام بررسی های مزبور نقش اصلی و سازنده را ایفا می کند. اطلاعات و داده های آماری معمولاً از دو طریق سرشماری و آمارگیری نمونه ای و گاهی از طریق ثبت جاری وقایع فراهم و گردآوری می شوند.
الگوریتم کوچ پرندگان مهاجر ، که آن را از دیگر شیوه های فرا ابتکاری متمایز می سازد، تعدادی راه حل اجرایی به صورت موازی و مکانیسم سود بین راه حل ها می باشد. در این الگو، درجه سود کسب شده برای پرندگان از پرندگان ماقبل خود تععین می شود؛ که این مکانیسم سود به عنوان تعداد راه حل های همسایه خوب بدست آمده از راه حل قبل می باشد. در واقع الگوریتم MBO یکی از الگوریتم هایی است که توانایی یافتن بهترین راه حل شناخته شده در اکثر موارد را دارد. این الگوریتم طبق مدلسازی ریاضی فرآیند تکامل اجتماعی پرندگان، یک الگوریتم جدید و نو برای حلّ مسائل ریاضی بهینه سازی ارائه میدهد. به بیان دیگر، این الگوریتم با داشتن یک دیدگاه کاملاً نو به مبحث بهینه سازی، از یک سو پیوندی نو میان علوم اجتماعی و علوم انسانی ایجاد کرده و از سویی دیگر این پیوند را میان علوم فنّی و ریاضی برقرار میکند. طبق نتایج به دست آمده مشاهده میگردد که این الگوریتم توانایی بالایی برای بهینه سازی مسائل مختلف دارد. از نظر زمان، زمان کمتری را نسبت به برخی از سایر الگوریتم های فراابتکاری برای دستیابی به نقطه ی بهینه دارا بوده و همچنین الگوریتم هزینه بر و گرانی نیست. لذا این الگوریتم می تواند در مدیریت کاربرد داشته باشد، چراکه مدیر در یک سازمان، پیوسته در حال تصمیم گیری و حل مسائل سازمان است و راه حل های احتمالی را به کمک معیارهای تعیین شده رتبه بندی و سپس بهترین راه حل را انتخاب می کند. چراکه یکی از وظایف رهبری، ارزیابی و انتخاب بهترین راه حل موجود می باشد. فلذا تشابهات و درسهای بسیاری بین سبک مدیریت سازمان و الگوریتم کوچ پرندگان مهاجر وجود دارد، که تحقیق حاضر می کوشد کاربرد این الگوریتم را در سازمان ها بررسی نماید.
الگوریتم جهش ترکیبی قورباغه (SFLA) یک الگوریتم مبتنی بر ممتیک متاهیوریستیکِ است. این الگوریتم در سال های اخیر توسط Eusuff و Lansey ایجاد شد. الگوریتم SFLA از نحوه ی جستجوی غذای گروه های قورباغه سرچشمه می گیرد. این الگوریتم برای جستجوی محلی میان زیرگروه های قورباغه از روش نمو ممتیک استفاده می کند. SFLA از استراتژی ترکیب استفاده می کند و امکان مبادله پیام در جستجوی محلی را فراهم می سازد. الگوریتم جهش ترکیبی قورباغه مزایای الگوریتم نمو ممتیک و بهینه سازی گروه ذرات (PSO) را ترکیب می کند. یکی از مسائل مشهور در زمینه کنترل پروژه، زمانبندی پروژه با محدودیت منابع و سایر محدودیتها می باشد که زمان بندی پروژه با در نظر گرفتن محدودیت منابع از جمله مسائل دارای پیشینه تحقیقاتی غنی است. مساله زمان بندی پروژه با منابع محدود در واقع کلی ترین مساله زمان بندی است. مسائل زمان بندی کارگاهی، جریان کارگاهی ، زمان بندی و سایر مسائل زمان بندی همگی زیر مجموعه ای از این مسئله به حساب می آیند. زمان بندی پروژه یکی از وظایف اصلی و فعالیت های اصلی در مدیریت پروژه است. وجود محدودیت منابع و همچنین روابط پیش نیازی بین فعالیت ها مسئله زمان بندی پروژه را امری دشوار می سازد. زمان بندی پروژه با در نظر گرفتن محدودیت منابع از جمله مسائل با ادبیات غنی در حوزه مسائل تحقیق در عملیات است.این مسئله توجه محققان را در سالهای اخیر بشدت بخود جلب کرده است و تاکنون با الگوریتم های مختلف حل شده است. در این مقاله به بررسی و عملکرد الگوریتم جهش قورباغه (SFLA) در حل مسائل زمانبندی پروژه با محدودیت منابع پایه پرداخته می شود که نتایج حاکی از عملکرد مناسب و قوی این الگوریتم فراابتکاری جدید می باشد.
آگاهی از تأثیر کیفیت افشای شرکتی بر مشکلات کلان اقتصادی از جمله گریز مالیاتی، حایز اهمیت بسیاری است. از طرفی با توجه به اهمیت روزافزون مالیات به عنوان یکی از مهم ترین منابع مالی و درآمدی دولت، شناخت راه کارهای کاهش پدیده مخرب گریز مالیاتی که موجب اختلال در وصول کامل مالیات و کاهش درآمدهای مالیاتی دولت می شود نیز اهمیت بسیاری دارد. افشای با کیفیت اطلاعات می تواند به عنوان یک عامل نظارتی، رفتار مدیریت شرکت را کنترل نموده و انگیزه گریز از مالیات را کاهش دهد، لذا انتظار می رود افزایش کیفیت افشای شرکتی موجب کاهش گریز مالیاتی شرکتی شود. با توجه به اهمیت موضوع، این تحقیق با استفاده از روش تحلیل داده های ترکیبی به بررسی تأثیر کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی در ایران می پردازد. بدین منظور از اطلاعات 40 شرکت پذیرفته شده در دوره زمانی پنج سال، از سال 1386 لغایت 1390 استفاده شده است. در این تحقیق، به منظور تفکیک آثار اجزای گوناگون کیفیت افشا بر گریز مالیاتی، از دو معیار به موقع بودن و قابل اتکا بودن افشای شرکتی و برای سنجش گریز مالیاتی نیز از معیاری مبتنی بر تفاوت مالیات ابرازی و قطعی استفاده شده است. نتایج حاکی از وجود اثر مثبت کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی شرکتی است.
علاقه مندی سرمایه گذاران و اعتباردهندگان در تصمیم گیری مربوط به سرمایه گذاری و اعتباردهی در شرکت هایی با جریان نقدی آزاد بالا بیانگر اهمیت جریان نقدی آزاد به عنوان یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد شرکت ها است. جریان نقدی آزاد بیانگر وجه نقدی است که مدیران پس از صرف مخارج لازم برای نگهداری یا توسعه دارایی ها در اختیار دارند، از سوی دیگر انتظار می رود افزایش جریان نقدی آزاد عامل مشوقی در بروز رفتارهای فرصت طلبانه مدیران و افزایش مشکلات نمایندگی باشد. در این تحقیق کارآیی ساختار مالکیت و خط مشی بدهی به عنوان مکانیزم هایی برای کاهش مشکلات نمایندگی جریان های نقدی آزاد مورد بررسی قرار می گیرد. بر این اساس، در این تحقیق ارتباط متقابل بین جریان نقدی آزاد، خط مشی بدهی و ساختار مالکیت در 106 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1385 تا 1390 به روش حداقل مربعات سه مرحله ای (3SLS) مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های ما نشان می دهد که سطح جریان نقدی آزاد با خط مشی بدهی و تمرکز مالکیت رابطه ی منفی و معناداری داشته اما بر خلاف پیش بینی ها مالکیت نهادی و مالکیت مدیران با سطح جریان نقدی آزاد رابطه ی مثبت و معناداری دارد. این یافته ها می تواند برای استانداردگذاران حسابداری از جهت ارائه ی اطلاعات داوطلبانه و هم چنین برای سیاست گذاران بورس در جهت الزام شرکت ها به افشاء جریان های نقدی آزاد مفید باشد.
رابرت ایست، استاد روانشناسی اجتماعی، استراتژی، بازاریابی و نوآوری در دانشگاه کینگستون (Kingston) لندن، صاحبنظر در ""رفتار مصرف کننده"" است. کتاب او عنوان جالبی دارد: ""رفتار مصرف کننده: ایده های کاربردی در بازاریابی"" که بیشتر یک کتاب درسی است. همچنین کتاب تأثیر تبلیغات و به نمایش گذاری است.
گفت وگوی ما با رابرت ایست متمرکز بر کتاب رفتار مصرف کننده: ایده های کاربردی در بازاریابی"" بود. بویژه علائق وی که در سالهای اخیر درباره ی بازاریابی ارتباطات شفاهی دهان به دهان (Word of Mouth) گسترش یافت.
در این مقاله به اولویت بندی هفت عامل موثر بر عملکرد شرکت های تولیدی با استفاده از روش حذف و جابجایی گزینه ها[1] پرداخته شده است. هفت عامل ورودی در سازمان های تولیدی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتند از: مدیریت، منابع انسانی، مواد، روش، پول، بازار و ماشین آلات. جامعه آماری این تحقیق صنایع ماشین سازی تبریزکار است که شامل 50 نفر نیروی انس انی می باشد. به دلیل محدود بودن جامعه آماری همه اعضای آن مورد مطالعه قرار گرفته و از نمونه گیری استفاده نشده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که عوامل مدیریت و ماشین آلات از نظر اهمیت در اولویت اول قرار دارند. منابع انسانی و روش از اولویت دوم برخوردارند و مواد، پول و بازار نیز در رتبه سوم اهمیت قرار دارند.