پژوهش حاضر باهدف تبیین مدل ارتقای مدیریت راهبردی نیروی انسانی از طریق سنجش بهره وری پایدار در بانک مسکن انجام شده است. نوع پژوهش از نظر هدف توسعه ای و از لحاظ نتیجه، کاربردی است و نوع داده ها آمیخته (کیفی و کمی) است. جامعه آماری در بخش کیفی پژوهش شامل 14 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد و کارشناسان خبره بانک مسکن بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی نیز تعداد 1238 نفر کارکنان شاغل در بانک مسکن شامل (مدیران ارشد - کارشناسان و روسای شعب منتخب در کل کشور) بود که باتوجه به فرمول نمونه گیری از جوامع محدود کوکران ، حجم نمونه تعداد ۲۹۴ نفر تعیین گردیده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی نیز پرسش نامه محقق ساخته است. برای تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل مضمون (تم) و جهت کد گذاری از نرم افزار Maxqda استفاده شده است که در سه بخش مضمون فراگیر، مضمون سازمان دهنده و مضمون پایه بررسی شد در بخش کمی نیز از روش مدل سازی معادلات ساختاری جهت اعتبارسنجی مدل استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، در بخش تحلیل مضمون (تم) ، ۸ مضمون فراگیر در قالب ۲۰ مضمون سازمان دهنده که برگرفته از ۶۲ مضمون پایه بود، شناسایی شدند . نتایج تحلیل های کمی نیز موید معنی داری ارتباط بین شاخص ها، مؤلفه ها و ابعاد مدل تحقیق است که این روابط در سطح آلفای ۰٫۰۵ معنی دار است.
نظام های مدیریت مالی درمجموعه ای وسیع از فرآیندها، نظام ها و نهادها جای گرفته اند و از این مجموعه اثر می گیرند. اکثر کشورهای درحال توسعه، قوانین و مقررات زمینه مدیریت مالی بخش عمومی متقنی دارند؛ ولی به خوبی اجرا نمی گردد که خود یک مشکل ایجاد کرده است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نظام مدیریت مالی نوین و ارزیابی وضعیت موجود آن در بخش عمومی کشور می باشد. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات آمیخته است. درگذشته مدیریت مالی در بخش عمومی شامل گزارش هایی در زمینه منابع و مصارف بخش عمومی بوده و کاربرد رویکرد مدیریت مالی عمومی نوین متناسب با ویژگی های محیطی کشور می تواند سبب یکپارچگی سیستم های اطلاعاتی باشد؛ واقع بینانه تر شدن صورت های مالی و سهولت تصمیم گیری اعتباردهندگان در فرصت های سرمایه گذاری و همچنین ارتقای توان پاسخ گویی از طریق ارائه گزارش هایی در باب عملکرد، ارزیابی توان ایفای تعهدات دولت و بودجه شود. مدیریت مالی یک روش ایده آل برای کنترل فعالیت های مالی یک سازمان می باشد. رویکرد مدیریت مالی عمومی نوین متناسب با ویژگی های محیطی می تواند سبب منسجم شدن سیستم های اطلاعاتی و افزایش توان پاسخ گویی از طریق ارائه گزارش هایی در باب عملکرد، ارزیابی توان ایفای تعهدات دولت و بودجه شود. همچنین مدیریت مالی نوین باعث بهبود در مدیریت تخصیص در بخش عمومی و مدیریت زمان می گردد. علاوه بر این، به بهبود در مدیریت تخصیص منابع بودجه ای، دقت در اندازه گیری بهای تمام شده خدمات و مدیریت زمان منجر می شود. چنانچه اصلاحات بدون در نظر گرفتن ماهیت بخش عمومی کشور اجرا شود، می تواند پیامدهای نامطلوبی همچون عدم رشد خلاقیت در بخش عمومی، شکاف طبقاتی، تناقض در معیارهای عملکرد و فساد مالی را به دنبال داشته باشد.
هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر قابلیت های بازاریابی آنلاین با توجه به نقش میانجی جهت گیری بازار محور و جهت گیری راهبر بازار بر عملکرد بین المللی می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر ماهیت، توصیفی- پیمایشی و از نظر داده، کمی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کارکنان بخش فروش شرکت های کوچک و متوسط صنعت مواد غذایی در شهر تهران به تعداد 705 نفر و شاغل در 137 شرکت می باشد. جهت تعیین حداقل حجم نمونه لازم، از جدول مورگان استفاده شد که براساس این جدول تعداد 248 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونه گیری در دسترس و از ابزار پرسش نامه استاندارد (تولستوی و همکاران، 2021) با ضریب آلفای کرونباخ (0.875) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. جهت برازش مدل مفهومی این مطالعه و آزمون فرضیه ها از روش تحلیل مسیر و معادلات ساختاری به کمک نرم افزار لیزرل استفاده شد. بررسی فرضیه های تحقیق حاکی از این بود که قابلیت های بازاریابی آنلاین بر جهت گیری بازار محور، جهت گیری راهبر بازار و عملکرد بین المللی تاثیر معنادار و مثبتی دارد. جهت گیری بازار محور و جهت گیری راهبر بازار نیز بر عملکرد بین المللی تاثیر معنادار و مثبتی دارد. در نهایت مشخص شد که جهت گیری بازار محور و جهت گیری راهبر بازار نقش میانجی میان قابلیت های بازاریابی آنلاین و عملکرد بین المللی دارند.
زمینه و هدف: احساس احترام، مکانیزمی بازخوردی برای رشد محسوب می شود، اما فقدان آن مانعی است جدی بر سر راه رشد فردی و سازمانی. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی احترام سازمانی در شرکت شرکت معدنی و صنعتی گل گهر می باشد.روش بررسی: روش تحلیل تم در این پژوهش استفاده شد. جامعه آماری، کارشناسان ارشد شرکت صنعتی و معدنی گل گهر می باشند که بصورت نمونه گیری هدفمند تعداد 41 خبره انتخاب شدند و مصاحبه ها نیمه ساختار یافته بود. پس از ترسیم درخت تصمیم، پرسشنامه مقایسات زوجی تهیه و از طریق نرم افزار Expert Choice اولویت بندی عوامل موثر بر احترام سازمانی بدست آمد. یافته ها: طبق یافته ها، 3 عامل اصلی در قالب عوامل مدیریتی، عوامل زمینه ای و عوامل مدیریت منابع انسانی به ترتیب اولویت و 7 عامل فرعی در قالب حمایت مدیران، مشوق های مالی، مشارکت کارکنان، توانمندسازی کارکنان، خدمات رفاهی، توجه به ایمنی وسلامت، و توجه به اخلاقیات به ترتیب اولویت و 37 عامل اولیه شناسایی شدند.نتیجه گیری: احترام در محیط کار به عنوان یک محرک قدرتمند سبب بهبود نتایج فردی و جمعی در سازمان می شود، از این رو، این نوع رفتار و نهادینه کردن آن در سازمان باید مورد توجه مدیران صنعتی قرار بگیرد.واژه های کلیدی: عوامل کلیدی، احترام سازمانی، شرکت معدنی و صنعتی گل گهر
زمینه و هدف: شایستگی فرهنگی، خدمت دهنده را توانمند می سازد تا در محیط متکثر فرهنگی عملکرد مطلوبی داشته باشد و سازمان دولتی را از نظر قابلیت انعطاف پذیری و سازگاری، توانا می سازد . مقاله حاضر با هدف شناسایی پیامدهای شایستگی فرهنگی در بخش بهداشت و درمان دولتی انجام شد.روش بررسی: برای تحلیل ادبیات پژوهش ابتدا از روش فراترکیب استفاده شد سپس در گام دوم با استفاده از نظرات 12 خبره دانشگاهی از طریق پرسشنامه نیمه ساختاریافته و روش دلفی دومرحله ای برای نهایی کردن مدل استفاده گردید.یافته ها: ابتدا با مرور نظام مند 311 منبع علمی، که پس از پالایش به عدد 29 رسید 3 شاخص و 8 زیرشاخص موثر بر شایستگی فرهنگی استخراج شد سپس در پرسشنامه ای از 12 نفر از خبرگان متخصص در دور اول ضریب کندال 625/. حاصل شد و با انجام اصلاحات در گام دوم نتیجه ی مورد تایید 731/. حاصل شد.بحث و نتیجه گیری: شاخص های امنیت فرهنگی، کیفیت زندگی کاری مطلوب، اعتماد سازمانی، احساس احترام، خود توانمندی، ارتقای فرهنگ عمومی، کاهش هزینه های فرهنگی، ارتقای سلامت فرهنگی، هشت زیر شاخص نهایی استخراجی می باشند. کاربست مقاله حاضر در بخش بهداشت و درمان دولتی می تواند ابزاری برای ارزیابی شایستگی فرهنگی بوده و یافته هایش نیز مبنای انجام اقدامات مدیریتی برای بهبود و اصلاح سازمانی واقع گردد.
زمینه و هدف: افزایش حضور زنان در پست های مدیریتی می تواند نتایج خوبی را به دنبال داشته باشد، با وجود این تجربه کم آنان در پست های مدیریتی می تواند چالش هایی را برای سازمان ایجاد نماید. هدف این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی شایستگی های کلیدی مدیران زن در اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران می باشد. روش بررسی: نوع پژوهش از نظر نتیجه کاربردی و از نظر هدف، اکتشافی بود. جامعه آماری پژوهش در مرحله کیفی، شامل 5 نفر از خبرگان اجرایی و دانشگاهی بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و جامعه آماری در مرحله آزمون مدل، شامل کلیه مدیران زن شاغل در اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران به تعداد 100 نفر بودندکه براساس نمونه گیری تصادفی ساده 80 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. روایی محتوایی پرسشنامه ها توسط صاحب نظران تایید و پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از آلفای کرونباخ تایید شد. داده ها توسط نرم افزار SPSS و Smart PLSمورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد الگوی شایستگی مدیران زن دارای چهار بعد دانش و آگاهی، مهارت و توانایی، ویژگی های فردی و ارزش ها، و نه مولفه مهارت ادراکی، هویت زنانه، حفظ حقوق ذی نفعان، خدا باوری، آگاهی های درون سازمانی، آگاهی های برون سازمانی، مهارت انسانی و ارتباطی، مهارت فنی و اجرایی، و ارتباطات نرم می باشد. نتیجه گیری: توجه به ابعاد و مولفه ها شایستگی مدیران زن می تواند یکی از راه های بهبودکیفیت مدیریت آنها در سازمان های کشور باشد.
زمینه و هدف: یکی از سازمان های مطرح که نظام تحول اداری آن از اهمیت بسیار برخوردار است، سیستم بانکی یک کشور است، چرا که بانک ها با در اختیار داشتن بخش عمده ای از نقدینگی جامعه، نقش مهمی در نظام اقتصادی ایفا می کنند. از این رو، هدف این پژوهش، ارائه مدل تحول نظام اداری در ستاد مرکزی ادارات بانک مسکن می باشد. روش بررسی: این مطالعه کیفی_کمی، از نظر هدف، کاربردی است و نمونه آماری بخش کیفی20 نفر از خبرگان آگاه به موضوع بودند که به صورت نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش کمی، 92 نفر از کارکنان ستاد بانک مسکن به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابتدا از ادبیات تحقیق، مولفه های اولیه شناسایی شده و با روش دلفی، مدل نهایی طراحی گردید. در بخش کمی، از معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها: 9 مولفه و 62 شاخص در مدل نظام تحول اداری شناسایی شدند. به منظور تعیین رتبه هر یک از عوامل، مشخص شد شاخص اصلاح ساختارها، و فرآیندها و روش های انجام کار مهم ترین شاخص، و شاخص مشتری مداری و تکریم ارباب رجوع از کمترین اهمیت برخوردار است. نتیجه گیری: نتیجه کلی نشان داد از مولفه های شناسایی شده، بیش از 50 درصد تحول اداری را در بانک مسکن تبیین نکرده اند. پرواضح است که نهادینه کردن این مؤلفه ها در اجرای تحول اداری بانک مسکن مثمرثمر خواهد بود.
زمینه و هدف: اهدافی چون تقویت نگرش و باورهای دینی انقلابی، حفظ و تحقق آرمان ها، رسالت دستاوردهای انقلاب در زمینه رشد و تعالی انسانی، در سایه برخورداری مدیرانی شایسته برای هدایت سازمان ها در شرایط کنونی امکان پذیر است. از این رو، هدف این پژوهش طراحی مدل شایستگی های استراتژیک مدیران از دیدگاه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران می باشد.روش بررسی: در این پژوهش اکتشافی- کاربردی، ابتدا از گفته ها و اظهار نظرهای امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و ادبیات تحقیق، شایستگی های استراتژیک مدیران شناسایی شدند و حین مصاحبه نیمه ساختار یافته با 15 نفر از خبرگان آگاه به موضوع، مولفه های مورد نظر مورد ارزیابی قرار گرفته و با روش دلفی در دور سوم، مورد تایید قرار گرفتند. سپس از شیوه سناریونویسی، بهترین سناریوها از میان مولفه ها شناسایی شده، انتخاب شدند. یافته ها: یافته های حاصل از روش دلفی در دور سوم، 17 مولفه را به عنوان شایستگی های استراتژیک مدیران مورد تایید قرار داد. همچنین در سناریونویسی، جذابترین سناریوها در شایستگی های استراتژیک مدیران به ترتیب بهبود رشد و توسعه انسانی، بهبود انتظارات رهبری و بهبود الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفته معرفی شدند. نتیجه گیری: توجه به شایستگی های استراتژیک مدیران در زمان انتصاب آنها و تمرکز بر اولویت های شناسایی شده به ویژه رشد و توسعه انسانی در محیط کار، برآوردن انتظارات رهبری، و نهادینه کردن الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفته، می تواند نتایج اثربخشی برای سازمان ها به همراه داشته باشد.
طراحی نامناسب سیستم کنترل داخلی، قابلیت اتکا به گزارشگیری های مالی را پایین می آورد و حسابرسی داخلی مؤثر، دستیابی واحد تجاری به اهدافش را تضمین می کند. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر کیفیت حسابرسی داخلی بر پیش بینی بازده سهام است و شرکت هایی که از سال 1390 تا 1398 عضو بورس هستند به عنوان جامعه آماری پژوهش حاضر انتخاب شده اند. داده های لازم، جهت آزمون فرضیه های پژوهش، از اطلاعات مالی سالانه شرکت ها، که از طریق سایت کدال و بورس در دسترس هستند، جمع آوری شده است. داده های جمع آوری شده، پس از اصلاحات و طبقه بندی لازم، بر اساس متغیرهای مورد بررسی، وارد نرم افزار ایویوز شده و تجزیه و تحلیل های نهایی انجام شده و درنهایت با استفاده از آمار استنباطی و مدل رگرسیون به تأیید یا رد فرضیات تحقیق پرداخته شده است. این پژوهش از منظر فرایند اجرا (نوع داده ها) یک پژوهش کمی، از منظر نتیجه اجرای آن، یک پژوهش کاربردی، از منظر هدف اجرا یک پژوهش تحلیلی(به روش همبستگی)، از منظر منطق اجرا یک پژوهش قیاسی-استقرایی و از منظر بعد زمانی یک پژوهش طولی(پس رویدادی) است. نتایج و شواهد تجربی نشان داد که تخصص مالی اعضای حسابرسی داخلی بر پیش بینی بازده سهام تاثیر مثبت دارد و همچنین اندازه حسابرسی داخلی نیز بر پیش بینی بازده سهام تاثیر دارد.
با توجه به گسترش کاربرد سیستم های اطلاعاتی، حجم زیادی از داده ها در سازمان ها ذخیره شده است که تجزیه و تحلیل این داده ها منبع بسیار ارزشمندی برای کمک به تصمیم گیری بهتر می باشد. این موضوع که با مفهوم هوشمندی کسب وکار شناخته می شود یکی از مهمترین عوامل موفقیت سازمان ها در دنیای معاصر می باشد. با توجه به اهمیت این موضوع ضرورت دارد که پژوهش های انجام شده در کشور در حوزه هوشمندی کسب وکار بصورت نظام مند بررسی شود. هدف از این تحقیق شناسایی موضوعات بررسی شده در مجلات علمی- تخصصی، تحلیل وضعیت پراکندگی و فراوانی مطالعات، شناسایی روش های پژوهش، هدف مقالات، سطح تحلیل پژوهش های هوشمندی کسب وکار و سرانجام شناخت خلاهای پژوهشی در این حوزه و ارائه پیشنهادات آتی است. بدین منظور پژوهش با تحلیل داده های ثانویه و مرور نظامند دانش موجود هوشمندی کسب وکار در 6 پایگاه داده منتخب انجام شد. بدین منظور 2108 مقاله بررسی شده که در بررسی اولیه 1274 مقاله انتخاب و با مطالعه چکیده های مقالات، 91 مقاله مورد تایید قرار گرفت. در نهایت با مد نظر قرار دادن معیارهای حذف، 81 مقاله نهایی انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که بیشترین پوشش موضوعی هوشمندی کسب وکار در این مجلات با موضوع خاص مدیریت دانش و موضوع عام، ابزارهای هوشمندی کسب وکار با 44.45 درصد، بیشترین روش تحقیق مورد استفاده توصیفی پیمایشی با 34.57 درصد، بیشترین هدف کاربردی با 82.71 درصد و بیشترین سطح تحلیل مورد استفاده، سطح تحلیل جامعه با 66.66 درصد می باشد. در نهایت خلاهای پژوهشی در قالب پیشنهادات آتی ارائه شد.
هدف پژوهش حاضر، شناسایی شایستگی های حرفه ای مدیران آموزشی مدارس متوسطه استان بوشهر بود. روش پژوهش، آمیخته از نوع اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 24 نفر از مدیران مدارس بود که با روش نمونه گیری هدف مند و تکنیک اشباع نظری انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری شامل 213 نفر از مدیران و معلمان بود که براساس جدول مورگان کرجسی و نمونه گیری خوشه ای، 136 نفر از آن ها انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته بود. اعتباریابی یافته های کیفی با استفاده از روش بازخورد مشارکت کنندگان و تکنیک اعتبار پژوهشگر انجام شد. پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 87/0 برای کل پرسش نامه به دست آمد؛ روایی محتوایی آن، با استفاده ازنظر متخصصان و روایی سازه آن، با رویکرد تحلیل عاملی تأییدی، مناسب ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی، براساس تحلیل مضمون و در بخش کمی، با نرم افزارهای آماری و تحلیل عاملی انجام شد. در بخش کیفی، درنهایت 109 مضمون پایه، 16 مضمون فراگیر و 5 مضمون سازمان دهنده شامل شایستگی های مدیریتی، شایستگی های رفتاری، شایستگی های مهارتی، شایستگی های شناختی و شایستگی های عاطفی به دست آمد. یافته های بخش کمی پژوهش نیز نشان داد که براساس شاخص های برازش به دست آمده، الگوی روابط بین مؤلفه ها و عوامل مربوط به آن ها، برازش مناسب داشتند
هدف: سازمان های دولتی در مواجهه با فساد و توانایی بازگشت به شرایط قبل از فساد، متفاوت اند. هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوب تاب آوری سازمانی در برابر فساد در سازمان های اقتصادی دولتی ایران است.
روش: با استفاده از روش نظریه داده بنیاد با رویکرد پدیدار شونده گلیزر و الهام از هستی شناسی رئالیسم انتقادی، سعی شد عوامل پدیدآورنده در سه لایه رویداد و سازوکار و ساختار شناسایی شده و در قالبی یکپارچه ارائه شود.
یافته ها: بر اساس یافته ها، شش مقوله اصلی «پیش دستی»، «پایش»، «پاسخ»، «اطمینان بخشی»، «کاهش آثار سوء فساد بر کارکنان» و «بهبود سازمانی» در سطح رویداد؛ سه مقوله «کارکنان تاب آور»، «هوشمندی و ارگانیسم پویا» و «نظارت قوی» در سطح سازوکار و سه مقوله «فرهنگ سازمانی ضدفساد»، «سیستم باز» و«نگرش به فساد و اصلاح» در سطح ساختار، به عنوان عوامل تاب آوری سازمانی در برابر فساد، شناسایی شد.
نتیجه گیری: این عوامل مجموعه ای از قابلیت ها، توانایی ها و اقدام هایی است که باید قبل، حین و بعد از فساد در سازمان وجود داشته باشد. این بیانگر «فراقابلیت» بودن مفهوم تاب آوری در برابر فساد است.
مهم ترین عامل مدنظر سرمایه گذاران بازده سهام است. بازده سهام در بردارنده کلیه عواید حاصل از نگه داری سهام به علاوه سود سرمایه ای است. از این رو سرمایه گذاران در بازار سرمایه سعی دارند پس اندازهای خود را در سرمایه گذاری هایی صرف کنند که بیشترین بازدهی را داشته باشد. هدف این پژوهش مطالعه تأثیر استقلال کمیته حسابرس بر رابطه قابلیت مقایسه صورت های مالی و بازده سهام است. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه مورد مطالعه، شامل 139 شرکت پذیرفته شده طی سال های 1395 تا 1399 است. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نظر ارتباط بین متغیرها ترکیبی از علی- همبستگی است و از نظر هدف کاربردی است. برای پردازش و آزمون فرضیه از روش رگرسیونی و داده های تابلویی و همچنین مدل اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاصل از تجزیه وتحلیل فرضیه نشان داد که استقلال کمیته حسابرسی بر رابطه بین قابلیت مقایسه صورت های مالی و بازده سهام تأثیر مثبت و معناداری دارد با توجه به نتایج پژوهش به مدیران واحدهای تجاری و تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری پیشنهاد می شود برای کمک به سرمایه گذاران در ارزیابی عملکرد شرکت ها، به بهبود قابلیت مقایسه صورت های مالی توجه کنند.
نوآوری و کارآفرینی عوامل تعیین کننده مهمی برای رشد اقتصادی هستند و اینترنت نقش اساسی در فعالیت های کارآفرینی ایفا می کند. این مقاله تأثیر اینترنت بر کارآفرینی و مکانیسم این تاثیر را با استفاده از مجموعه داده های پانل مطالعات خانواده چین (CFPS) در سال های 2014 و 2016 مورد بررسی قرار می دهد. یافته های تجربی ما نشان می دهد که اینترنت تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی دارد و نتایج حتی پس از برطرف کردن مسائل درونزایی همچنان معتبر باقی می مانند. علاوه بر این، بررسی های ناهمگنی نشان می دهد که اینترنت برای کارآفرینی فرصت طلبانه و در مناطق روستایی سودمندتر است. آنالیز مکانیسم تکمیلی نشان می دهد که اینترنت عمدتاً از طریق تسهیل دسترسی کارآفرینان به اطلاعات و کمک به کارآفرینان برای به دست آوردن منابع مالی غیررسمی، کارآفرینی را ارتقاء می دهد.
رهبری استراتژیک کارآمد به عنوان یک عنصر مهم در کارایی عملکرد شرکت هایی که در فضای پویا و دشوار قرن بیست و یکم فعالیت می کنند ، محسوب می شود. در مواجهه با عدم امنیت و کمبود منابع اطلاعاتی ، برای رفع آشفتگی های محیطی و نیاز مستمر به تحول سازمانی مناسب برای تحقق اهداف تعیین شده ، به رهبری استراتژیک نیاز است. اکثر مطالعات مفهومی و تجربی نشان داده اند که رهبری استراتژیک به طور معناداری بر نتایج تأثیر می گذارد. علیرغم اهمیت رهبری استراتژیک ، مطالعات نشان داده است که تأثیر رهبری استراتژیک بر عملکرد شرکت به محدودیتهای شرطی یا اثر تصادفی بستگی دارد. تاکنون ، فقط تعداد اندکی از مطالعات تجربی ارتباط مستقیم و غیر مستقیم بین رهبری استراتژیک ، محیط خارجی ، تحول سازمانی و نتایج را تجزیه و تحلیل کرده اند. هدف این مقاله بررسی این شکاف تحقیقاتی از طریق تجزیه و تحلیل انتقادی جنبه های مفهومی و تجربی مبانی نظری مرتبط با آن می باشد که بیان می کند این احتمال وجود دارد که محیط خارجی و تغییرات سازمانی بر رابطه بین رهبری استراتژیک و عملکرد سازمانی تأثیر بگذارد.این مقاله ، با آنالیز فرضیات نوظهور بیان می کند که تأثیر مستقیم رهبری استراتژیک بر نتایج، بحث برانگیز و مبهم است، زیرا تأثیر محیط خارجی و تغییرات سازمانی را می توان تعدیل و میانجی گری کرد. باید امیدوار بود که محققان و ژورنال ها برای تسریع در رفع خلا دانش موجود، تحقیقات تجربی در زمینه های مختلف انجام دهند.
هدف از این تحقیق بررسی و رتبه بندی عوامل موثر بر آمیخته بازاریابی در صنعت آرایشی و بهداشتی در ایران بود. در مورد روش جمع آوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و پیمایشی استفاده شد. در مرحله اول: مبانی نظری، مرور ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیقات انجام شده در زمینه موضوع تحقیق و شناسایی عوامل موثر در آمیخته بازاریابی در صنعت استخراج گردید. در مرحله دوم: با مصاحبه با خبرگان عوامل موثر بر آمیخته بازاریابی در صنعتت آرایشی و بهداشتی انتخاب شده و با استفاده از تکنیک AHP فازی اولویت بندی می گردند. جامعه آماری شرکت های بزرگ صنعت آرایشی و بهداشتی در ایران بود که با توجه به نظرات 20 نفر از خبرگان این صنعت چهار زمینه محصول، قیمت، ترفیع و توزیع به عنوان عوامل تاثیرگذار بر آمیخته بازاریابی در صنعت آرایشی و بهداشتی شناسایی شد که از این میان عوامل محصول با وزن0.507 به عنوان تاثیرگذارترین عامل بر آمیخته بازار یابی در صنعت آرایشی شناسایی گردید. از میان عوامل محصول ، عامل کیفیت محصولات برند آرایشی با وزن 0.488، از میان عوامل قیمت ، عامل تعادل مناسبی بین قیمت و کیفیت محصولات با وزن 0.665از میان ترفیع عامل ارائه فنون پیشبرد فروش مانند ارائه کوپن تخفیف به مشتریان با وزن 0.517 و از میان عامل توزیع عامل دستبابی از طریق کانال های فروش متعددی و همچنین فروش آنلاین با وزن 0.667 بیشترین تاثیر را داشتند.
هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی میزان تاثیر گذاری شیوه های ایمنی و رفتار شهروندی سازمانی بر روی مدیریت ایمنی با توجه به نقش وظیفه شناسی در بین کارکنان آتش نشانی قزوین می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث روش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کارکنان آتش نشانی قزوین می باشد که تعداد آنها 422 نفر بوده و با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 218 نفر برآورد گردید. در این تحقیق برای نمونه گیری از روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس استفاده شد. برای بررسی روابط بین متغیرهای تحقیق از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که آماره معنی داری بین متغیر شیوه های ایمنی و وظیفه شناسی برابر (284/4) و ضریب مسیر مابین این دو متغیر برابر (455/0) است. آماره معنی داری بین متغیر شیوه های ایمنی و مدیریت ایمنی برابر (439/8) وضریب مسیر مابین این دو متغیر برابر (322/0) است. آماره معنی داری بین متغیر رفتار شهروندی سازمانی و وظیفه شناسی برابر (717/6) و ضریب مسیر مابین این دو متغیر برابر (176/0) است. آماره معنی داری بین متغیر رفتار شهروندی سازمانی و مدیریت ایمنی برابر (127/11) و ضریب مسیر مابین این دو متغیر برابر (109/0) است. آماره معنی داری بین متغیر وظیفه شناسی و مدیریت ایمنی برابر (365/6) و ضریب مسیر مابین این دو متغیر برابر (265/0) است.
هدف: هدف پژوهش طراحی مدل کارکرد استعاره حسابداری گفتمان براساس نظریه داده بنیاد و تحلیل ماتریس تفسیری فازی بود. روش: روش شناسی این پژوهش آمیخته بود که در بخش کیفی از تحلیل گرندد تئوری براساس رویکرد گلیزر جهت تدوین مدل و در بخش کمی از تحلیل تفسیری ساختاری فازی استفاده شد. در واقع هدف از انجام تحلیل در بخش کیفی ارائه ی مدل و در بخش کمی، تعیین تأثیرگذارترین مؤلفه ی شناسایی شده در تحلیل داده بنیاد بود. جامعه هدف در بخش کیفی ۱۲ نفر از متخصصان دانشگاهی بودند که چه به لحاظ علمی و چه به لحاظ تجربی، خبره تلقی می شدند. فرآیند انتخاب افراد شیوه نمونه گیری نظری براساس دانش تجربی در حرفه حسابرسی بود. اما جامعه هدف در بخش کمی ۲۵ نفر از مدیران بخش حسابداری شرکت های بازار سرمایه بودند که براساس تجربه های کاری و سطح دانش فنی و تخصصی از طریق نمونه گیری غیراحتمال انتخاب شدند. باتوجه به ماهیت تحلیل ماتریس تفسیری فازی که بر تعداد مشارکت کنندگان محدود در انجام پژوهش تاکید دارد، این تعداد از مشارکت کنندگان مورد تأیید بود. یافته ها: نتایج پژوهش در بخش کیفی از وجود ۳ مقوله، ۶ مؤلفه و ۳۶ کد مفهومی حکایت دارد که کارکرد استعاره گفتمان در حسابداری را در قالب یک مدل پکپارچه ۶ ضلعی بسترسازی نموده است. همچنین نتایج در بخش کمی از اولویت بندی مؤلفه های حسابداری گفتمان در ۵ سطح از مدل ماتریسی حکایت دارد که سطح پنجم تأثیرگذارترین مؤلفه و در سطح اول کم اثرگذارترین مؤلفه های مرتبط با هریک از مقوله های پژوهش تفکیک شدند. نتیجه گیری: لذا مشخص شد، مؤلفه کارکرد هنجارسازی اعتماد به دانش حسابداری « » به عنوان معیار مقوله ی سازوکار فرهنگی حسابداری گفتمان به استفاده کنندگان تأثیرگذارترین مؤلفه ی حسابداری گفتمان است.
هدف این پژوهش بررسی تاثیر مکانیسم های حاکمیت شرکتی، سودآوری، اهرم مالی و مدیریت سود بر اجتناب از پرداخت مالیات در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. اطلاعات اخذ شده در رابطه با متغیرهای تحقیق وارد صفحه گسترده اکسل شده و سپس با استفاده از نرم افزار ایویوز 11 تحلیل شدند. جامعه آماری این پژوهش به روش حذف سیستماتیک از میان 159 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1390 تا 1399 می باشد. نتایج فرضیه های یک تا پنج به ترتیب نشان داد که تعداد اعضای کمیته حسابرسی بر اجتناب از پرداخت مالیات تأثیر معکوس و معناداری دارد. استقلال هیئت مدیره بر اجتناب از پرداخت مالیات تأثیر معکوس و معناداری دارد. سودآوری شرکت بر اجتناب از پرداخت مالیات تأثیر معکوس و معناداری دارد. اهرم مالی شرکت بر اجتناب از پرداخت مالیات تأثیر مستقیم و معناداری دارد. مدیریت سود بر اجتناب از پرداخت مالیات تأثیر مستقیم و معناداری دارد. اجتناب مالیاتی می تواند انعکاسی از نظریه مسأله نمایندگی باشد و ممکن است منجر به تصمیمات مالیاتی ش ود که منافع ش خصی مدیر را دنبال کند. لذا یکی از چالش های پیش روی سهامداران و هیأت مدیره، یافتن روش ها و انگیزه های کنترلی اس ت تا هزینه های نمایندگی را به حداقل برسانند. شرکت هایی که از میزان بالای اهرم مالی برخوردارند؛ بعلت افزایش در ریسک ورشکستگی؛ بیشتر اقدام به اجتناب مالیاتی می کنند. اجتناب از پرداخت مالیات می تواند منابع مالی را در اختیار شرکت قرار دهد که موجب افزایش سودآوری و کاهش اهرم مالی شرکت گردد که همراه با دستکاری در صورت های مالی و مدیریت سود خواهد بود و در نقطه مقابل آن هم می تواند موجب بی اعتباری شرکت و افزایش هزینه نمایندگی شود.