در اغلب کشورها بویژه در کشورهاى در حال توسعه، مراقبت هاى اولیه بهداشتى توسط دولت ارائه مى شود. محدودیت منابع، بالا بودن هزینه ها، و پایین بودن کیفیت خدمات دولتمردان و سیاستگزاران عرصه سلامت را ناچار به تحول و شروع اصلاحات ساخته است که از جمله آنها مى توان به آغاز مشارکت فعالانه بخش خصوصى در ارائه خدمات بهداشتى درمانى اولیه اشاره نمود. این مطالعه با هدف مقایسه وضعیت بیماریابى و مراقبت غیر واگیر و رضایت بیمار در تعاونى هاى بهداشتى درمانى و مراکز بهداشتى درمانى دولتى انجام شد. روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه ی تحلیلى ست که در آن دوگروه از مراکز بهداشتى درمانى با مدیریت دولتى (18 مرکز) و تعاونى ( 9 مرکز) از نظر بیماریابى و مراقبت بیمارى هاى غیر واگیر مورد مقایسه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از چک لیست و بررسى و مشاهده پرونده ها و دفاتر پیگیرى بیماران جمع آورى شد و با استفاده از آزمون هاى t-test و X2و نرم افزارهاى EPI INFO و SPSS تحلیل شد. یافته ها: این مطالعه نشان داد که نسبت جمعیت معاینه شده در زمان مطالعه در تعاونى هاى بهداشتى درمانى و مراکز بهداشتى درمانى دولتى به ترتیب 8/53 و 2/23 درصد و نسبت بیماریابى در جمعیت معاینه شده به ترتیب 3/10 و 9/15 درصد بود. میانگین مراقبت از بیماران دیابت در تعاونى هاى بهداشتى 5/6 و در مراکز بهداشتى درمانى دولتى 8/6 بار در سال بود. نتیجه گیرى : نتایج پژوهش نشاندهنده ی این واقعیت است که با مشارکت بخش خصوصى در ارائه مراقبت هاى اولیه بهداشتى و نظارت مستمر بخش دولتى بر این فعالیت ها مى توان یک نظام ارائه خدمات اثربخش ایجاد نمود.
نظام هاى اطلاعات در سیستم عرضه ى سلامت با گردآورى، تحلیل و انتشار داده ها، زمینه استفاده از اطلاعات به منظور بهبود و ارتقاى سلامت جامعه را فراهم مى سازند. این مطالعه براى ارزشیابى وضعیت نظام اطلاعات سلامت از دیدگاه مدیران و ارائه دهندگان خدمات سلامت طراحى شده است.
روش بررسی: مطالعه توصیفی- مقطعى بوده و در سال 1383 انجام شد. ابتدا نظرات مدیران و کارشناسان برنامه هاى سلامت در مراکز آموزش درمانى، بیمارستان هاى عمومى، مراکز بهداشت شهرستان، ستاد معاونت و دانشکده ى پزشکى از طریق پرسشنامه جمع آورى و داده هاى حاصله با استفاده از نرم افزار spss 12 تحلیل شد.
یافته ها: از دیدگاه مدیران و کارشناسان، برنامه ریزى و تصمیم گیرى دو حیطه اصلى استفاده از اطلاعات است. مدیران 41 درصد و کارشناسان 34 درصد سئوالات آمار توصیفى را درست پاسخ دادند.53 درصد مدیران و 39 درصد کارشناسان در دو هفته گذشته از اطلاعات استفاده نموده اند. درحدود8/70 درصد مدیران و 8/40 درصد کارشناسان در زمان نیاز به داده هاى مربوط به عملکرد فرایند خاص، آنها را همزمان جمع آورى مى نمودند.
نتیجه گیری: با توجه به جایگاه نظام اطلاعات در هر سازمان و نقش اساسى آن در اتخاذ سیاست هاى درست، ایجاد نظام هماهنگ و یکپارچه اطلاعات و توانمندسازى کارشناسان در زمینه استفاده صحیح از داده ها از اولویت هاى ضرورى به شمار مى رود. "
"هدف از این تحقیـق نشان¬دادن توانمندی روش شبیهسازی کامپیوتری در ارتقای بهرهوری و متوازنسازی سیستم تولیدی است. این تحقیق سعی دارد تا نخست با تبیین مدلهای شبیهسازی و ابعاد کاربردی آن نگاه خاص خود را بر موضوع بهرهوری انداخته و توانمندی این روش را در عرصه بهبود بهرهوری نشان دهد. در این راه پارهای از مطالعات به عمل آمده¬ - که بر مدار بهرهوری صورت گرفته- ارائه شده است که با تبیین آنها به دنبال تشریح و اثبات توانمندی خاص شبیهسازی کامپیوتری در حیطه بهبود و ارتقای بهرهوری می¬باشد.
مطالعه موردی با شناسایی سیستم مطالعه شده و طراحی مدل سیستم موجود ( مدل AS-IS ) و تحلیل و بررسی نتایج حاصل از آزمایشهای مدل مذکور آغاز شد. در مرحله بعدی با مشخص¬کردن ضریب بهره¬برداریِ نیروی انسانی وسایل، تجهیزات و شناسایی نقاط گلوگاهی سیستم - که موجب کاهش کارایی و عملکرد آن می¬شود - اقدام به طراحی راهکارهای بهبود دهنده پیشنهادی(مدلTO-BE) شد.
در نهایت با انجام آزمایشهای شبیهسازی و مقایسه و تحلیل نتایج خروجیهای به دست آمده از مدل AS-IS و مدلهای TO-BE مشخص شد که یکی از سناریوهای پیشنهادی از میان راهکارهای بهبود دهنده، مناسبترین عملکرد را داشته است ."
منابع انسانی کارامد و پرانگیزه در افزایش اثربخشی هر سازمانی نقشی مهم و اساسی ایفا میکند. شناخت میزان رضایتشغلی کارکنان به مدیران در پیشرفت و بهبود بهرهوری منابع انسانی یاری میرساند. براساس پژوهشهای موجود، عوامل مختلفی در میزان رضایت شغلی اثر دارد. این عوامل در سازمانها بسته به اندازه، فرهنگ، نظام جبران خدمت، نظام ارتقای شغلی، نوع تولید و سایر شرایط محیطی سازمان، متفاوت است. در این پژوهش براساس فرضیهها و آزمونهای علمی انجام شده، سعی شده است تا عوامل مؤثر و مرتبط با رضایت شغلی در بخش دولتی به دست آید. به این منظور وزارت کشور مورد کاوی شد و مشخص شد که در وزارت کشور کدام عوامل برای متغیر وابسته رضایت شغلی نقش پیشبینی کننده را دارد و کدام یک از متغیرهای مستقل همچون نحوه ارتقای شغلی، نظام ارزشیابی، سطح درامد و سبک رهبری ارتباط معناداری با رضایت شغلی دارد.
"این پژوهش به منظور شناسایی چالشها و موانع ارتقای زنان در مشاغل مدیریت سازمانهای دولتی اجرا شده است. بررسیها حاکی از این است که در سالهای اخیر تعداد زنان ارتقا یافته به مشاغل مدیریتی افزایش یافته است ولی آنان هنوز سهم اندکی از کل مشاغل مدیریتی برخوردارند.
اهداف تحقیق عبارتند از:
1- شناسایی خصوصیات زنان مدیری که توانستهاند به سمتهای مدیریت منصوب شوند؛
2- شناسایی عوامل مؤثر در احراز پستهای مدیریتی و یا نحوه ارتقای زنان به مشاغل مدیریتی؛
3- شناسایی نوع مهارتها و قابلیتهایی که بتوان به زنان آموخت تا آنان راحتتر مسؤولیتهای محول شده مدیریتی را پذیرا باشند؛
4- شناسایی موانع ارتقا یا عوامل محدود کننده حضور زنان در مشاغل مدیریتی.
اطلاعات لازم از طریق پرسشنامهای که بهوسیله 256 نفر از مدیران زن شاغل در وزارتخانهها و سازمانهای دولتی تکمیل شده جمعآوری شد. نتایج حاکی از این است که:
- اکثر مدیران زن دارای تحصیلات دانشگاهی در رشتههای علوم انسانی و متأهل بوده و از سن حدود 40 سال و سابقه خدمت 5-10 سال برخوردارند.
- اهم عوامل مؤثر در احراز پستهای مدیریتی و ارتقای مدیران مزبور سوابق درخشان و عملکرد خوب شغلی، تحصیلات بالاتر، تجربه مناسب و پایبندی به ضوابط میباشد.
- نوع قابلیتهای مورد فراگیری در اولین سمت مدیریت تقویت اعتماد به نفس، قضاوت عادلانه و سایر مهارتهای مدیریتی میباشد.
- مشکلات مدیران زنان، نگرش سنتی حاکم در جامعه، عدم برخورداری از مزایا و امکانات برابر و عدم پذیرش مدیریت زنان بهوسیله زیردستان عنوان شده است.
موانع ارتقا به طور عمده تعصب و نگرشهای سنتی تصمیمگیرندگان میباشد. به عبارت دیگر، براساس تحلیل عاملی انجام شده، موانع اجتماعی- فرهنگی بیش از عوامل فردی و سازمانی عنوان شده است.
براساس یافتههای مزبور پیشنهادهایی به مدیران زن، تصمیمگیرندگان در سازمانها و دولتمردان ارائه شده است."
"مقاله حاضر در دو بخش با توجه به اهمیت و راهکارهای موجود برای سنجش فعالیتهای علمی و پژوهشی، چارچوبی را جهت سنجش نوآوری در سطح ملی ارائه میدهد. بخش اول به بررسی و مرور ادبیات سنجش تغییرات تکنولوژیک اختصاص دارد. در این بخش ابتدا در مورد زیر بنای تئوریک تغییر تکنولوژیک بحث میشود. در قسمت بعدی سنجش تحقیق و توسعه بعنوان قدیمیترین شاخص فعالیتهای علمی و پژوهشی تشریح میگردد؛ سپس با توجه به نارساییهای سنجش تحقیق و توسعه و واقعیتهای غیر خطی اقتصاد نوین سنجش نوآوری بعنوان تازه ترین راهکار برای سنجش فعالیتهای تکنولوژیک معرفی میشود و در ادامه رویکردهای متداول سنجش نوآوری در سطح ملی تشریح شده و دو رویکرد طبقهبندی سیاست تکنولوژی در قسمت نهایی بخش اول بحث میشود.
در بخش دوم مقاله با استفاده از تحقیق پیمایشی، چارچوب مناسب جهت سنجش نوآوری در سطح ملی پیشنهاد میگردد. در این بخش ابتدا به روش شناسی تحقیق پرداخته میشود و در ادامه با توجه به توانمندیها و قابلیتهای هر یک از رویکردهای متداول سنجش نوآوری در سطح ملی، رویکرد مناسب انتخاب می شود؛ سپس با استفاده از رویکرد مستقیم طبقهبندی سیاست تکنولوژی، جایگاه فعالیتهای نوآورانه کشور تعیین میشود؛ در قسمت بعدی از بین شاخصهای متداول سنجش نوآوری در سطح ملی، شاخصهایی که با توجه به مقتضیات ملی و جایگاه فعالیتهای نوآورانه کشور مناسب میباشند، شناسایی می گردند. در ادامه امکان محاسبه شاخصهای متداول سنجش نوآوری با توجه به وضعیت موجود کشور بررسی می شود و در نهایت با توجه به نتایج حاصل از تحقیق پیمایشی، در قسمت نتیجهگیری شاخصهای مناسب و امکانپذیر برای سنجش نوآوری در سطح ملی پیشنهاد میشوند."
"امروزه، سرمایهگذاری در بورس، بخش مهمی از اقتصاد کشور را تشکیل میدهد. به همین دلیل پیشبینی قیمت سهام برای سهامداران از اهمیت خاصی برخوردار شده است تا بتوانند بالاترین بازده را از سرمایهگذاری خود کسب کنند. از سوی دیگر، شاخص قیمت سهام نشان¬دهنده وضعیت کلی بازار سهام است و میتواند به پیشبینی سهامداران جهت سرمایهگذاری کمک کند. اغلب در سالهای گذشته از روشهای کلاسیک برای پیشبینی قیمت سهام استفاده میکردند، اما با پیشرفت و توسعه مداوم روشهای فرا ابتکاری، شبکه¬های عصبی و شبکه¬های عصبی فازی، کاربردهای روزافزونی در مبحث پیشبینی شاخص قیمت سهام پیدا کردهاند.
در این تحقیق، سه رویکرد مطرح میشود: 1) پیشبینی شاخص قیمت سهام با رویکرد روشهای کلاسیک؛ 2) رویکرد هوش مصنوعی؛ 3) رویکرد ترکیبی. به این منظور ابتدا ارزیابی عملکرد روشهای کلاسیک از قبیل روشهای هموارسازی نمایی، تحلیل روند، ARIMA و هوش مصنوعی از قبیل
شبکههای عصبی و شبکههای عصبی فازی انجام شده است، سپس سناریو سوم، یعنی طراحی مدل ترکیبی از ARIMA ، شبکههای عصبی و شبکههای عصبی فازی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که توانایی مدل ترکیبی نسبت به تمامی روشهای هوش مصنوعی و کلاسیک بالاتر است."
در ایران، شرکت ها صورت های مالی خود را در بسیاری از موارد صرفا بر اساس قانون مالیات های مستقیم تهیه می کنند که به نظر می رسد، در برخی موارد این صورت ها مبتنی بر اصول حسابداری نباشد. هزینه استهلاک از جمله اقلامی است که محاسبات آن در اغلب شرکت ها بر مبنای نرخ ها و روش های مندرج در قانون مالیات های مستقیم انجام می شود. در این مقاله...
در ادبیات اداره امور عمومی، بوروکراسی که در معنای اصیل وبری، به عنوان تیپ ایده آل، بر عرفی، قانونی و عقلانی شدن سپهر اداره دلالت دارد، معانی سیالی می یابد که غالبا با معنای اصیل آن متفاوت است. در این مقاله با بازخوانی تئوری اداره وبر از طریق ساختن یک نظام تاویل بر مبنای زندگی نامه، مساله، مفاهیم بنیانی، رهیافت و ساختار کلی متن او، بر ساخته «بوروکراسی» در بافت جمعی متن مورد مطالعه هرمنوتیکی قرار می گیرد، و با تمایز گذاری روح اداره از پیکره بندی مادی آن، چارچوب مفهومی لازم برای صورت بندی مساله اداره در جهان غیر غربی، فراهم می آید. بر این اساس فقدان روح اداره است که پیکره بندی مادی اداره را در جهان غیر غربی، بی معنا و غیر کارکردی می سازد.