انسان بعنوان کاملترین پدیده الهی، تابع ارزشها و باورهایی است که شیوه های رفتاری صحیح و منطقی و برخوردهای اصولی می تواند تأثیر بسزائی در ایجاد روحیه و ارتقاء آن داشته باشد . چنانچه مدیران، مسئولین و فرماندهانی که با نیروی انسانی سرو کار دارند رفتار صحیح و اصولی را در محیط کار بکار گیرد، بطور یقین، روحیه و انگیزه زیر مجموعه را تحت تأثیر قرار داده و کارائی و اثر بخشی و در نهایت بهره وری سازمانی را بنحو چشمگیری بالا می برد .بنابراین شیوه های رفتاری مناسب، بکارگیری مدیریت اقتضائی، توجه به شخصیت کارکنان و صدها نوع رفتار دیگر می تواند بعنوان مهمترین عوامل تأثیرگذار در روحیه مورد بررسی قرار گیرد .
در دستاوردهای علمی جدید، هموارسازی سود، «مدیریت سود» نامیده می شود که شامل اقداماتی برای کاهش نوسان های سودهای گزارش شده ی حسابداری است.هدف اصلی این تحقیق بررسی عوامل انگیزشی هموارسازی سود با استفاده از اعداد و ارقام حسابداری است. به همین دلیل سه فرضیه ی اولیه در این تحقیق مطرح شده است . در فرضیه ی اول، رابطه ی مستقیم میان رقابت بازار و هموارسازی سود و در فرضیه ی دوم رابطه ی مستقیم میان میزان حساسیت سرمایه و هموارسازی سود و در فرضیه ی سوم، رابطه ی مستقیم میان تولید کالاهای بادوام و هموارسازی سود فرض شده است که در نهایت با توجه به سه فرضیه ی اولیه، فرضیه ی نهایی مبنی بر رابطه ی مستقیم میان امنیت شغلی و هموارسازی سود بررسی شده است. نتایج فرضیه ی اول و سوم نشان داد مدیرانی که در صنایع رقابتی فعالیت دارند و یا شرکت تحت سرپرستی آن ها کالای بادوام تولید می کند، بیشتر تمایل به هموارسازی سود دارند. اما نتایج فرضیه ی دوم یعنی رابطه ی مستقیم میان میزان حساسیت سرمایه و هموارسازی سود کمی متفاوت بود. نتایج فرضیه ی دوم نشان داد هرچه حساسیت سرمایه بیشتر باشد، باعث ذخیره ی بیشتر درآمد برای سال های آتی می شود (زمانی که سود شرکت در سال جاری بیشتر از متوسط صنعت است)؛ ولی وقتی که سود شرکت در سال جاری کمتر از متوسط صنعت است، حساسیت سرمایه قرض گرفتن از سود سال های آتی نخواهد شد.
بررسی متون و مقالههای علمی نشان میدهد که گرایش سازمانها به استفاده از برونسپاری IT برای پاسخ مؤثر به محیط به طور چشمگیری افزایش یافته است. سازمانی که تصمیم میگیرد تعدادی از فعالیتهای IT خود را برونسپاری کند، در اولین مرحله با این پرسش مواجه است که چه فعالیتی را برونسپاری کند؟ بدین منظور، این پژوهش با ارائه ی یک چارچوب مناسب برونسپاری IT و فعالیتهایی که باید برونسپاری شود را تعیین میکند. پژوهش حاضر در دو مرحله انجام گرفته است. در مرحله ی اول، عوامل تعیینکننده ی برونسپاری IT شناسایی شدند. این عوامل شامل ملاحظات استراتژیکی، ملاحظات مدیریتی، ملاحظات تکنولوژیکی، ملاحظات کیفیتی، ملاحظات سرویسدهی، ملاحظات هزینهای و ملاحظات امنیتی هستند. در مرحله ی دوم با استفاده از تکنیک AHP، وزن این عوامل محاسبه و فعالیتهایی برای برونسپاری انتخاب گردیدند. مجموع این دو فرایند یک چارچوب تصمیمگیری را برای برونسپاری فعالیتهای IT توسعه میدهد
دانش، سرمایه فکری و یک نوع دارایی کلیدی برای کسب مزیت رقابتی است، در دنیای پر چالش اقتصادی امروز، مدیریت دانش مجموعه ای است از فرایند ها برای بکارگیری منبع استراتژیک دانش در سازمانها جهت یاری به آنها تا اطلاعات مهم را بیابند، گزینش کنند و سرانجام سازماندهی و منتشر نمایند و این تخصصی است که برای فعالیت هایی چون حل مشکلات، آموختن پویا، برنامه ریزی راهبردی و تصمیم گیری ها ضروری است. سازمانهای بسیاری در جهان، نظامهای مدیریت دانش را، در راستای حفظ ثبات و سودمندی ایشان پذیرفته و انتخاب کرده اند. این نگرش در سازمان های در حال توسعه، نتیجه ی فن آوری اطلاعات، از قبیل بیوتکنولوژی، علوم رایانه و ارتباطات راه دور و همچنین اطلاع رسانی بهداشت و درمان و حرفه های دیگری همچون بازاریابی، حسابداری، مشاوره مدیریتی، کاربرد مؤثری یافته است. به دلیل تشابه حرفه ای اغلب متخصصان اطلاع رسانی با کتابداران که به طور سنتی با فعالیت های نظیر تولید، گرد آوری، دریافت، تکثیر و ذخیره و بازیابی و اشاعه اطلاعات در ارتباط هستند می توانند ضمن آشنایی با اصول و مبانی مدیریت دانش، به مدیران دانش امروز تغییر وضعیت دهند. در این مقاله ضمن بررسی ابزار تبادل دانش و راه های انتقال و تبدیل آن اهمیت حرفه کتابداری و اطلاع رسانی در نظامهای مدیریت دانش نیز تبیین می شود. نقش متخصصین کتابداری و اطلاع رسانی در شناسایی دانش و ارزیابی و سازماندهی و ذخیره سازی آن بمنظور بالا بردن خرد جمعی و افزایش ابتکار در سازمانها موثر بوده و موجبات پیشرفت و توسعه ی آنها را فراهم می نماید تبدیل اطلاعات به دانش و ایجاد زمینه یادگیری از وظایف مهم مدیریت دانش خواهد بود. این مقاله جایگاه جدیدی را برای حرفه کتابداری و اطلاع رسانی تبیین نموده است.