فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۹٬۶۸۱ تا ۳۹٬۷۰۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
عوامل خانوادگی مؤثر بر گرایش به نابهنجاری اجتماعی و راه کارهای پیشگیری از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پدیده روسپی گری خیابانی به عنوان یک مسئله و معضل اجتماعی در جامعه ایران پدیدار شده است. نظریه پردازان بر این باورند که خانواده به عنوان یکی از عوامل اصلی مؤثر بر سن شروع روسپی گری، نقش مهمی را ایفاء می نماید. مقاله حاضر به منظور شناسایی عوامل خانوادگی مؤثر بر سن شروع روسپی گری خیابانی در تهران بزرگ از منظر جامعه شناسی مورد مطالعه قرار گرفته است.
روش: تحقیق از نوع پیمایشی است؛ ابزار آن پرسشنامه خودساخته که از روایی و پایایی لازم برخوردار می باشد (76/0=α). همچنین از روش نمونه گیری در دسترس استفاده که 512 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند.
یافته ها: میانگین سن شروع گرایش به روسپی گری حدود 19 سالگی بوده که اولین تجربه جنسی نامشروع، اثرات مهمی بر گرایش آنان به این حرفه فراهم نموده است. از عوامل مؤثر خانوادگی بر سن شروع روسپی گری خیابانی عبارت اند از: پایبندی مذهبی والدین، تحصیلات والدین، وجود اخلاق در خانواده، مهر و محبت و حفظ استقلال، اسباب آرامش و ایمنی در خانواده و غیره می باشد. اما
جنبه های عینی و ظاهری خانواده نظیر شغل و وضعیت اقتصادی و سبک پوشش و غیره بر سن شروع روسپی گری خانواده مؤثر نبوده است. بنابراین جنبه های فرهنگی و هویتی خانواده بر ابعاد عینی آن، تأثیر قابل توجهی بر سن شروع روسپی گری دارد.
نتیجه گیری: راه کارهای انتظامی و پیشگیرانه پدیده روسپی گری خیابانی، عبارت خواهد بود از: هماهنگی نیروی انتظامی با سایر نهادهای اجتماعی (خانواده، قوه قضائیه و سازمان بهزیستی و سایر دستگاه های ذی ربط)، در بحث پیشگیری انتظامی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب، مدیریت سامان دهی زنان خیابانی، مدیریت ساماندهی دختران فراری و جامعه پذیری مجدد آنان، اشاره شده است.
اولویت سیاست های اجرایی بخش انرژی در برنامه پنجم
حوزههای تخصصی:
بررسی مدل اولویت بندی ایمن سازی معابر پیاده شهری با محوریت شبکه های عصبی مصنوعی (ANN)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصادفات پدیده ای چند علتی است که نمی توان آن را با درنظر گرفتن عواملی محدود به طور کامل کنترل و مدیریت کرد. یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در اولویت بندی معابر پر خطر شهری (تصادف خیز) برای عابران پیاده، عوامل محیطی وقوع تصادف است که تاکنون در روش های موجود به طور جامع در نظر گرفته نشده است. اولویت بندی این معابر را نمی توان بدون در نظر گرفتن و استفاده از آمار و اطلاعات وضع موجود، از ترکیب های خطی و مدل های ساده ریاضی مورد بررسی قرار داد زیرا تصمیم گیری درباره انتخاب معابر پرخطر را دچار مشکل می کند. در این تحقیق با ارائه روش مشاهده ای با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی، مدلی جدید به منظور اولویت بندی معابر پر خطر شهری با محوریت عابران پیاده ارائه می شود. در این روش، معابر شهری مذکور با درنظرگرفتن هم زمان پارامترهای هندسی، ترافیکی و کنترلی با استفاده از یک مدل ارائه شده با شبکه های عصبی مصنوعی و آمار و اطلاعات تصادفات عابران پیاده به عنوان مدل پیش بینی و به دنبال آن، استفاده از داده های تصادفات و خطرپذیری معابر به عنوان مدل اولویت بندی ارائه شده است. از عوامل مؤثر در تولید این مدل می توان به طول معابر، عرض معابر، عرض پیاده روها، پارک حاشیه ای معابر، عرض میانه معبر، محدودیت سرعت معبر، روشنایی معابر، کیفیت رویه آسفالت معابر، میزان تفکیک سواره رو و پیاده رو، کاربری اطراف معابر، میزان حضور پلیس در معابر، میزان تناسب سرعت با کاربری در معابر، تناسب گذرگاه های عرضی و شیب معابر اشاره کرد. استفاده از مدل ارائه شده با عوامل ذکرشده در این تحقیق، دقت و کارایی فرآیند اولویت بندی معابر پرخطر شهری برای عابران پیاده، با استفاده از آمار و اطلاعات تصادفات به مقدار قابل توجهی افزایش می دهد.
آینده پژوهی؛ رهیافتی نو در مدیریت جامع حمل و نقل شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیچیدگی مسایل حوزه حمل و نقل در شهرها، سبب شده است تا تحقیقات و مطالعات کارشناسان و برنامه ریزان در ارائه راه حل ها، همواره یک گام عقب مانده و عمدتاً دنباله روی مسایل این حوزه باشد. در این میان مدیران شهری برای حل مسائل این حوزه، تدابیر و سیاست های گوناگونی به کار می گیرند که غالباً به صورت مسکن های مقطعی، اندک زمانی معضلات را التیام می بخشد، لکن به دلایل متعدد، کارآمدی این سیاست ها همواره از سوی مردم و منتقدان با چالش های جدی مواجه است، به گونه ای که درحال حاضر مدیران و برنامه ریزان این حوزه متقاعد شده اند که بسیاری از سرمایه گذاری ها به خصوص در زیر سیستم های مدیریت حمل و نقل شاید باعث بهبود مقطعی در وضع حمل و نقل شهرها شود، و لکن راهکاری برای دست یابی به شرایطی مطمئن و پایدار نخواهد بود، بلکه آنچه نیاز است تجدیدنظر در رویکردهای کلانِ مدیریتی و به کارگیری ابزارهای جدید در برنامه ریزی است. ابزارهایی که ویژگی های موج سوم مدیریت (تغییر برای انطباق با محیط آینده) در آن معنا یابد.
در این مقاله ضمن طرح و بررسی دو چالش عمده موجود در برنامه های مدیریت جامع حمل و نقل شهری، دانش آینده پژوهی را به عنوان رهیافتی نوین، که می تواند برای حل معضلات حمل و نقل کارساز باشد، معرفی می کنیم و با تبیین قلمروهای مطالعاتی آینده پژوهی، کم و کیف تاثیرات آن بر حمل و نقل شهری و زمینه کاربرد این علم در مباحث حمل و نقل را بیان خواهیم نمود. هم چنین ضمن معرفی اصول، تعاریف اساسی و مفاهیم اولیه علم آینده پژوهی با بیانی ساده و مختصر، برخی از مهم ترین انواع روش های مطرح آینده پژوهی نیز بیان خواهد شد. در ادامه نیز با ارائه الگو، راهکاری مناسب برای کاربردی نمودن استفاده از این علم نو در زمینه حمل و نقل ارائه می شود.
ارائه الگوی معماری منطقیITS در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معماری سیستم ITS عبارت است از ایجاد هماهنگی بین تجهیزات و سیستم های هوشمند حمل و نقل در یک چارچوب و به صورت یک پارچه به گونه ای که این سیستم ها به صورت مجموعه ای واحد در جهت کاهش مشکلات ترافیکی عمل نمایند. در این مقاله برای اولین بار، روش جدیدی جهت دست یابی به مدل منطقی معماری ITS در کلان شهرهای ایران ارائه گردید و براساس آن الگوی معماری منطقی ITS شهر تهران تدوین شد. بدین منظور ابتدا، معماری کشورهای مطرح در این زمینه مانند آمریکا، اروپا، ژاپن و کانادا، مورد مطالعه قرار گرفت. باتوجه به این که کشور آمریکا به عنوان کشور پیشرو در بحث معماری ITS بوده و معماری ITS سایرکشورها با بهره گیری از تجربیات این کشور تدوین شده است، در این تحقیق نیز معماری ITS آمریکا به عنوان الگو انتخاب شد. پیش نویس معماری منطقی ITS شهر تهران با توجه به مشکلات و با درنظر گرفتن نیازها و امکانات موجود تهیه گردید. سپس معماری منطقی براساس نظرات کارشناسی 20کارشناس ITS و با پرکردن دو نمونه پرسش نامه اصلاح شد. در این پرسش نامه ها از کارشناسان درخواست شده بود ارتباط فرآیندها با یکدیگر و همچنین با عناصر خارجی را مشخص نمایند. بدین ترتیب معماری منطقی ITS کلان شهر تهران با ترسیم دیاگرام DFD نمایش داده شد.
بررسی نقش وسایل نقلیه سنگین در تصادفات جاده ای (مورد مطالعه : محور هراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش وسایل نقلیه سنگین در تصادفات جاده ای محور هراز و ارائه راهکارهای کاهش آن در سال های 87-1385، در راستای پاسخ گویی به یکی از مهم ترین مسائل تصادفات جاده ای محور هراز به عنوان یکی از شاهراه های استان مازندران به پایتخت صورت گرفته است زیرا آمارهای موجود بیان گر آن است که وسایل نقلیه سنگین یکی از عوامل اصلی وقوع تصادفات در این محور بوده لیکن تاکنون پژوهش علمی در این رابطه انجام نگرفته است. این تحقیق با روش پیمایشی و بهره گیری از دو جامعه آماری افسران و متخصصان ترافیک و رانندگان وسایل نقلیه سنگین صورت گرفته و برای جمع آوری اطلاعات، محقق تلاش کرده که از ابزار پرسشنامه که در زمان پایان نامه اعتبار و پایایی آن با آلفای کرون باخ مورد تایید قرار گرفته است، استفاده کند. نتایج تحقیق ضمن تاکید مکرر فرضیه ها بیانگر آن است که سن، میزان کارآیی و نوع وسایل نقلیه سنگین در تصادفات جاده ای نقش دارند، ایمن نبودن محور هراز در تصادفات جاده ای نقش داشته است، وجود معادن مصالح ساختمانی در تصادفات جاده ای نقش دارند، زمان کاری بیش از حد رانندگان در تصادفات جاده ای نقش داشته است. با این توصیف به منظور کنترل و کاهش تصادفات مربوط به وسایل نقلیه سنگین، چند راهکار عملی به عنوان پیشنهاد تحقیق ارائه شده است.
بررسی تاثیر عامل خودرو بر تخلف رانندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وسیله نقلیه در کنار عامل انسانی، جاده و محیط، یکی از عوامل بروز تخلفات رانندگی است. براین اساس هدف اساسی پژوهش حاضر بررسی رابطه وسیله نقلیه و تخلف رانندگی است. روش انجام پژوهش، روش پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را کلیه افراد بالاتر از 18سال شهر یاسوج که دارای گواهینامه رانندگی بوده و صاحب خودرو شخصی هستند، تشکیل می دهد. در مجموع 389نفر به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه است که جهت تعیین اعتبار آن از اعتبار محتوا، و جهت تعیین پایایی آن از روش باز آزمون، استفاده شده است. نتایج توصیفی پژوهش بیانگر آن است که تخلف رانندگی در سطح بالایی است. به علاوه نتایج تحلیلی نشان می دهند بین نوع خودرو و تخلف رانندگی رابطه معناداری وجود ندارد اما مدل خودرو بر تخلف رانندگی تاثیر دارد و با افزایش عمر خودرو تخلف رانندگی افزایش می یابد.
موانع انسانی مدیریت دانش در سیستم مالی ارتش جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
توسعه فرآیندهای چرخه مدیریت دانش مبتنی بر عوامل موثر بر موفقیت مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه دانش به عنوان یک سرمایه و دارایی غیرملموس جایگاه مهمی در سازمان ها پیدا کرده است. به کارگیری هرچه بهتر و موثرتر دانش سازمانی به صورت سازمان دهی شده و مدیریت شده و تلفیق آن در فرهنگ سازمانی، پیشرفتی قابل توجه از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سازمان ها ایجاد می کند. اما از سوی دیگر مدیریت دانش ناموفق هم می تواند هزینه هنگفتی را به سازمان تحمیل کند. بنابراین شناخت عوامل موفقیت مدیریت دانش و به کار بردن آنها می تواند راهنمایی برای مدیریت بهتر آن باشد. عوامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان ها از زوایای مختلف در تحقیقات گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گرفته و مورد کاوی های مختلفی در سازمان ها و شرکت ها در جهان برای بررسی این عوامل صورت گرفته است. در این مقاله سعی شده تا با دیدگاهی متفاوت این عوامل در چرخه مدیریت دانش یعنی کسب و تولید دانش، عرضه و به اشتراک گذاری دانش و به کارگیری دانش استخراج شده و چارچوبی برای این عوامل ارائه شود. همچنین اولویت این عوامل در هر مرحله با استفاده از آزمون های مناسب آماری مشخص می شود. بر اساس نتایج به دست آمده از این تحقیق، 17 عامل رتبه اول تا هفتم را در بین عوامل اولویت دار در سه مرحله فرایند کسب، عرضه و به کارگیری دانش به خود اختصاص داده اند و از میان آنها، عوامل مشوق های انگیزشی مناسب، حمایت مدیریت ارشد، یادگیری مداوم و فضای آزاد سازمانی بیشترین فراوانی را در هر سه فرایند داشته اند.
ضرورت استفاده از الگوی مدیریتی «SWOT» در حل چالش های فرهنگی بین سنت و مدرنیته در ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به رابطه میان مولفه های فرهنگی سنت و مدرنیته در ایجاد چالش میان این دو پارادایم از زمان و رورد مدرنیته به متغیر مکانی ایران پرداخته شده است. همچنین رویکردهای متفاوتی که در قبال این چالش و جود داشته به طور مختصر بیان و در آخر رویکرد تعامل فرهنگی مدیریت مدار با استفاده از الگوی مدیریتی «SWOT» به منظور تعدیل چالش فرهنگی میان سنت و مدرنیته در ایران مطرح شده است. در ادامه ضمن معرفی پژوهش انجام شده اهداف، چارچوب نظری، سوالات و فرضیه ها مطرح و در خاتمه نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها ارایه شده است. نتایج به دست آمده از پژوهش بیانگر این هستند که میان چالش های فرهنگی سنت با مدرنیته رابطه و جود دارد. همچنین بین مولفه های فرهنگی سنت و مدرنیته در ایجاد چالش میان آنها رابطه مثبت و معنی دار موجود است.
رهبری دانشگاهی مبتنی بر هوش عاطفی و اثربخشی هیات علمی (مدل FEMEIL)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در راستای تبیین نقش رهبری دانشگاهی مبتنی بر هوش عاطفی در اثربخشی هیات علمی، اقدام به بررسی و مرور ادبیات موجود در حوزه های هوش عاطفی، رهبری دانشگاهی و اثربخشی هیات علمی نموده و با تکیه بر مبانی نظری و پیشینه پژوهشهای صورت گرفته، مدلی پیشنهادی را ارایه نموده است. در این پژوهش، نگارنده گان ابتدا به ذکر یک مقدمه و سپس به مروری در ادبیات حوزه های سه گانه فوق الذکر، مبانی نظری و مدلهای مرتبط پرداخته اند. در پایان، مدل پیشنهادی رهبری مبتنی بر هوش عاطفی جهت اثربخشی اعضای هیات علمی (FEMEIL) ارایه شده است.
الگوی رهبری فرهنگی
حوزههای تخصصی:
تکنولوژی در سازمان
حوزههای تخصصی:
تعیین استراتژی پاسخ به ریسک در مدیریت ریسک به وسیله تکنیک ANP (مطالعه موردی: پروژه توسعه میدان نفتی آزادگان شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مدیریت ریسک راهکاری مناسب در مدیریت پروژه به منظور مقابله با ریسکها و حوادثی که ممکن است در یک پروژه صنعتی رخ دهد، در نظر گرفته میشود. فرآیند مدیریت ریسک، فرآیندی است که قادر است ریسکها را شناسایی، تحلیل و همچنین راهبردهایی به منظور کاهش اثرهای ریسک تعیین کند. همچنین، اکثر مدیران در هنگام تصمیم گیری، به خصوص زمانی که قرار است از بین چند راه حل برای یک مسئله یکی را انتخاب کنند، دچار چالش میشوند . در مدیریت ریسک در مرحله پاسخ گویی به ریسک نیز یک مسئله تصمیم-گیری وجود دارد، یعنی انتخاب یک راهبرد از بین چند راهبرد پاسخ مربوط به یک ریسک. در این مقاله سعی شده است تا با استفاده از تکنیکANP ،که به عنوان یکی از تکنیکهای تصمیم گیری چند شاخصه (MADM) شناخته میشود، به بررسی این موضوع پرداخته شود. در این پژوهش ابتدا اصلیترین ریسک پروژه از طریق پرسشنامه تعیین شده است. سپس استراتژیهای پاسخ برای مهم ترین ریسک بحرانی، مشخص و در نهایت با کمک از پژوهش های پیشین و همچنین تکنیک گروه اسمی، مدل تصمیم گیری تهیه و از طریق مقایسات زوجی، بهترین استراتژی برای مهم ترین ریسک در پروژه توسعه میدان نفتیآزادگان شمالی انتخاب شده است.
بررسی تأثیر انتقال تکنولوژی بر عملکرد رقابتی بنگاه: موردکاوی شرکت های قطعه ساز ایرانی تولید کننده قطعات خودرو تندر 90(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه توانمندیهای تکنولوژیکی از روش های مؤثر در ارتقاء عملکرد رقابتی بنگاه ها است. انتقال مناسب تکنولوژی کمک میکند تا بنگاه ها در زمان کوتاه تری در مقایسه با توسعه درونی تکنولوژی، موقعیت رقابتی خود را در صنعت تقویت نمایند. موفقیت پروژه های انتقال تکنولوژی در بنگاه ها را میتوان بر اساس شاخص های متنوعی مانند ارتقاء عملکرد رقابتی بنگاه به واسطه انتقال تکنولوژی مورد سنجش قرار داد. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر انتقال تکنولوژی تولید خودرو تندر90 بر عملکرد رقابتی قطعه سازان ایرانی با استفاده از مدل معادلات ساختاری به انجام رسیده است. بر اساس یافته های تحقیق، انتقال تکنولوژی اثر مستقیمی بر عملکرد رقابتی شرکت های فعال در پروژه تولید خودرو تندر90 داشته است و به افزایش کیفیت و کاهش هزینه تولید منجر شده است و از سوی دیگر در فرآیند انتقال تکنولوژی توجه بنگاه ها بیشتر بر ابعاد سخت افزاری و نرم افزاری تکنولوژی متمرکز بوده است.
بررسی تأثیر فرآیندهای یادگیری روی عملکرد در همکاریهای مشترک بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روند رو به رشدی در توجه سازمان ها به یادگیری به عنوان یکی از مهم ترین منابع سازمانی برای کسب مزیت رقابتی ایجاد شده است. زیرا نگرش یادگیرندگی موجب کسب فرصت هایی برای ارتقای قابلیت سازمانی و درک مشکلات فرا روی فعالیت های مشترک با شرکاء میشود. سؤال اصلی این پژوهش عبارتست از: تأثیر فرآیندهای یادگیری روی عملکرد در همکاریهای مشترک چیست؟ جامعهی آماری بالغ بر 250 نفر از افراد دست اندرکار در مرکز تحقیقات ایران خودرو است که از این تعداد نمونه ای 105 تایی به طور غیر تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش های میدانی استفاده شده است. پرسشنامهی این پژوهش، بالغ بر 19 سؤال است که 15 سؤال آن مربوط به متغیرهای مستقل و 4 سؤال مربوط به متغیر وابسته (عملکرد) است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون خطی استفاده شده است. نتیجهی پیمایش نشان میدهد که بیشترین یادگیری در سطح انتقال اتفاق افتاده است و بیشترین تأثیر را روی عملکرد داشته است. به ترتیب، یادگیری در سطح جذب و بهره برداری در مورد مطالعه شده، کمتر اتفاق افتاده و تأثیر کمتری روی عملکرد داشته است.
بررسی رابطه مدیریت کیفیت جامع و اثربخشی مدیران در مدارس متوسطه شهرتهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه مدیریت کیفیت جامع و اثر بخشی مدیران مدارس شهر تهران با روش
همبستگی اجرا گردید . جامعه آماری کلیه معاونان مدارس متوسطه شهرتهران در سال 1388 به تعداد 1732 نفر و
نمونه آماری تعداد 313 نفربا روش تصادفی سیتماتیک با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه مورگان انتخاب
گردید . ابزار جمع آوری اطلاعات دو نوع پرسشنامه محقق ساخته ، که یکی بر اساس اصول دمنیک و دیگری بر
اساس مؤلفه های اثر بخشی مدیران مدارس تهیه گردید . نتایج بدست آمده نشان داد که بین اعمال مدیریت
کیفیت جامع در مدارس و رهبری معلمان توسط مدیر ، برخورد شایسته با معلمان ، یاری رساندن به دانش
آموزان ، روابط سازنده با اولیا ء مهارت ارزشیابی و اداره امور مدارس توسط مدیران رابطه معناداری وجود دارد.