کیفیت کنترل داخلی شرکت ها می تواند تحت تأثیر ویژگی های شرکت، کیفیت حسابرسی و نظارت شرکت ها باشد. استقرار سیستم مناسب کنترل داخلی در شرکت ها منجر به ارتقای پاسخگویی و شفافیت مالی خواهد شد. هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر توانایی مدیران بر کیفیت کنترل داخلی است. در این راستا، از دو معیار پاداش مدیران و کارایی مدیران به عنوان شاخص های شناسایی توانایی مدیران استفاده شده است. همچنین برای شناسایی کیفیت کنترل داخلی از شاخص ضعف سیستم کنترل داخلی در گزارش حسابرسی استفاده شده است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی بوده و روش آن از نوع علی- پس رویدادی است. جامعه آماری پژوهش شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است و نمونه پژوهش با اعمال شرایط متغیرهای پژوهش به تعداد 87 شرکت طی سال های 1385-1394 انتخاب شده است. با توجه به ماهیت متغیر وابسته از روش رگرسیون لاجیت برای آزمون فرضیه ها بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش حاضر، حاکی از وجود عدم ارتباط معنی داری بین پاداش مدیران و کیفیت کنترل داخلی است. همچنین ارتباط منفی بین متغیر کارایی مدیران و ضعف در سیستم کنترل داخلی نشان از ارتقای سیستم کنترل داخلی در سایه توانایی مدیران دارد.
مسئولیت اجتماعی از موضوعاتی است که اخیراً موردتوجه اکثر سازمان ها به ویژه بانک ها قرارگرفته است. درواقع مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان ها باید در جهت حفظ و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می کند، انجام دهد. امروزه سازمان ها فارغ از نوع فعالیت خود، دریافته اند که در قبال تمام سهامداران، حفظ محیط زیست و جامعه ای که در آن فعالیت می کنند، مسئول هستند. این تحقیق تأثیر ابتکارهای مسئولیت اجتماعی بانک بر نگرش و رفتار مشتریان را بررسی می کند. ابتکارهای مسئولیت اجتماعی در این تحقیق عبارتنداز: مشتری مداری، بشردوستانه و حفظ محیط زیست. تحقیق حاضر از دو نظر «هدف کاربردی» و «جمع آوری داده ها» جزء تحقیقات توصیفی و از نوع پیمایشی است و ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه ای با 27 سؤال و طیف لیکرت 7 درجه ای می باشد. جامعه آماری مشتریان بانک مسکن شعب مرکزی تهران بوده و براساس رابطه کوکران حداقل اندازه نمونه 382 محاسبه گردید که از تعداد 400 پرسشنامه توزیع شده، تعداد 386 پرسشنامه تکمیل و موردتحلیل قرار گرفتند و همچنین برای بومی کردن پرسشنامه از نظرات کارشناسان بانک استفاده شده است و با روش تحلیل عاملی روایی تأیید گردیدند و برای بررسی سؤال های پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و عدد 0.93 به دست آمده است. همچنین جهت تحلیل داده ها و بررسی فرضیه ها از روش MANOVA استفاده شده است. یافته های حاصل از این تحقیق تأثیر مثبت ابتکارهای مسئولیت اجتماعی بانک برنگرش و رفتار مشتریان را می پذیرد و نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد قوی ترین تأثیر بر نگرش و رفتار مشتریان را به ترتیب ابتکارهای مشتری مدارانه، بشردوستانه و در آخر حفظ محیط زیست دارد.
نوآوری همانا کنار گذاشتن الگوی قدیمی است؛ بدین منظور باید زمینه مناسبی برای ایجاد آن فراهم شود. در این مقاله سازماندهی نوآوری که برای ایجاد نوآوریهای در سطح بالا لازم است، به طور محدود مطالعه شده است. هر سازمانی قادر به نوآوری نیست؛ فقط سازمانهای کارآفرین و سازمانهای ادهوکراسی یا متخصص سالار قادر به ایجاد نوآوری هستند. البته سازمانهای کارآفرین نیز قادر به نوآوری در سطح بالا نیستند بلکه فقط سازمانهای ادهوکراسی هستند که می توانند نوآوری در سطح بالا داشته باشند. در این مطالعه دو نوع ادهوکراسی موسوم به ادهوکراسی عملیاتی و ادهوکراسی اداری و متعاقباً نوآوری در سازمانهای کوچک و بزرگ مورد مطالعه قرار گرفته است.
در سالهای اخیر استفاده از مدیریت استراتژیک در حوزه های مختلف و از جمله منابع انسانی اقبال گسترده ای داشته و سازمانها تلاش می نمایند با شناسایی آینده مطلوب مورد نظر و تمرکز برآن ، زمینه تحقق اهداف خود را فراهم آورند. از این حیث هدف این پژوهش طراحی مدل تدوین استراتژی های منابع انسانی در سطح بانک های خصوصی کشور با روش تحقیق آمیخته بوده است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل کلیه منابع و اسناد قابل دسترس به تعداد 278 مورد بود که با روش فرا ترکیب سیستماتیک تعداد 141 منبع انتخاب شد. شرکت کنندگان در بخش کمی شامل مطلعان کلیدی بانک های خصوصی کشور به تعداد402 نفر بود که بر مبنای جدول مورگان تعداد 196 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. در بخش کیفی با رویکرد اکتشافی ، اسناد و مدارک در چارچوب روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت و برای گردآوری اطلاعات در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته که روایی آن با محاسبه آلفای کرونباخ 87/. بود؛ استفاده شد. نتایج بدست آمده از سوال اول تحقیق ، شناسایی 817 گزاره کلیدی، 32 مضمون پایه ، 17 مضمون سازنده و 7 تم اصلی شامل "بینش استراتژیک ، تحلیل گری استراتژیک، تصمیم گیری بهنگام، فرهنگ استراتژیک ، رهبری استراتژیک، مدیریت استراتژیک دانش و پایش استراتژیک " بود. که برای اعتبارسنجی آنها از تحلیل عاملی تائیدی و معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج بدست آمده پس از حذف مسیر های غیر معنی دار ، بیانگر RMSEA ( 0.052) ، NFI,CFI, GFI (0.09) و خی دو به درجه آزادی 3.14 است که حاکی از برازش مطلوب و انطباق مدل مفهومی پژوهش و داده های مشاهده شده است.
تحقیقات بین فرهنگی در جوامع نشان داد که توسعه و تکامل حسابداری در هر جامعه تابع عوامل محیطی و اجتماعی آن جامعه می باشد. هر بینشی در مورد اینکه به چه نحوی ارزش ها می توانند از طریق رفتار حسابداری اثرگذار باشند و در نهایت تأثیر افشای مالی برای تضمین قابلیت مقایسه گزارشگری مالی مهم به شمار می رود. به همین دلیل در این پژوهش تأثیر ویژگی های فرهنگ سازمانی بر رابطه مدیریت سود و خوانایی گزارش های مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 90 تا 97 مورد بررسی قرار می گیرد. جهت اندازه گیری متغیر فرهنگ سازمانی از پرسشنامه گلوب، متغیر خوانایی گزارش های مالی از شاخص فوگ و متغیر مدیریت سود از مدل کازینک استفاده گردیده است. نتایج نشان می دهد آینده گرایی، تساوی جنسیتی، قاطعیت، جمع گرایی برون گروهی، جمع گرایی درون گروهی و نوع دوستی بر رابطه مدیریت سود و خوانایی گزارش های مالی تأثیر دارد. اثر متغیر کنترلی اندازه شرکت مثبت و غیر معنادار و اهرم مالی مثبت و معنادار بوده است.
Intercultural research in societies showed that the development and evolution of accounting in any society depends on environmental and social factors of that society. Any insight into how values can be impacted through accounting behavior and ultimately the impact of financial disclosure is important to ensure comparability of financial reporting. For this reason, in this study, the effect of organizational culture characteristics on the relationship between profit management and readability of financial reports in companies listed on the Tehran Stock Exchange during the years 2011 to 2018 is investigated. To measure the organizational culture variable, the Globe questionnaire, the readability variable of financial reports, Fogg index and the profit management variable, Kazink model have been used. The results show that futurism, gender equality, assertiveness, extra-group collectivism, intra-group collectivism and altruism affect the relationship between earnings management and the readability of financial statements. The effect of the control variable was positive and insignificant company size and positive and significant financial leverage.
هدف: این پژوهش به منظور بررسی سلامت روانی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آبادان ورودی سال تحصیلی85-86 انجام شده است.روش: در این بررسی مقطعی-توصیفی، 554 دانشجو (366 زن، 188 مرد) که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) 28-مورد ارزیابی قرار گرفتند. روایی پرسشنامه در یک بررسی جداگانه (شامل 80 نفر دانشجو)، و پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرنباخ محاسبه گردید. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t، تحلیل واریانس، و آزمون شفه صورت گرفت.یافته ها: این بررسی نشان داد %55.5از زنان، %34.4 از مردان، و در کل %47.7 از آزمودنی ها احتمالا از سلامت روانی برخوردار نیستند. طبق نتایج به دست آمده بین زنان و مردان، مجرد ها و متاهل ها، علاقه مندی به رشته تحصیلی و بی علاقگی به رشته تحصیلی، و دانشجویان گروه های سنی مختلف، از نظر سلامت روانی تفاوت معنی دار وجود دارد. اما بین دانشجویان بومی و غیر بومی تفاوت معنی دار مشاهده نشد. همچنین داده های بدست آمده بیانگر روایی و پایایی مناسب برای GHQ-28 است.نتیجه گیری: وجود بسیار بالای مشکلات بهداشت روانی در جمعیت جوان دانشجویی با توجه به نقش آنان در آینده جامعه از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین برنامه ریزی جهت ارتقا بهداشت روانی آنان یک ضرورت است.
مقدمه: مدل پذیرش فن آوری برای توصیف رفتار افراد در ارتباط با سیستم های اطلاعاتی به کار برده می شود. در پژوهش حاضر سعی شده است تا با استفاده از این مدل عوامل مؤثر بر پذیرش سیستم اطلاعات بیمارستان در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران شناسایی شوند.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه ی توصیفی از نوع همبستگی بود که در سال 1390 انجام گردید. جامعه ی آماری آن را 185 نفر از پرسنل شاغل در ادارات مدارک پزشکی بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران تشکیل می دادند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ی محقق ساخته براساس مطالعات مشابه بودکه روایی آن توسط کمیته ی خبرگان و پایایی آن قبل از انجام مطالعه در یک نمونه ی 50 نفری با استفاده از روش آلفای کرونباخ (93/0=a) بررسی و تأیید گردید. به منظور تحلیل داده ها از آمار توصیفی (توزیع درصد فراوانی) و ضریب همبستگیSpearman در محیط نرم افزار آماری SPSS نسخه ی 18 استفاده گردید.
یافته ها: یافته ها نشان داد که بین برداشت ذهنی از مفید بودن و تصمیم به استفاده (521/0=r ، 01/0Pvalue<)، بین برداشت ذهنی از سهولت استفاده و تصمیم به استفاده (469/0=r ، 01/0Pvalue<)، بین خودکارآمدی و تصمیم به استفاده (548/0=r ، 01/0Pvalue<)، بین حمایت کاربر نهایی و تصمیم به استفاده (399/0= r، 01/0Pvalue<)، بین هنجار اجتماعی و تصمیم به استفاده (383/0= r، 01/0Pvalue<)، بین اعتماد و تصمیم به استفاده (501/0=r ، 01/0Pvalue<)، بین ارتباط شغلی و تصمیم به استفاده (587/0=r ، 01/0Pvalue<) و بین آموزش و تصمیم به استفاده (263/0= r، 05/0Pvalue<) همبستگی مثبت وجود داشت، اما بین نگرانی و تصمیم به استفاده (150/0= r، 01/0Pvalue<)، بین اختیاری بودن و تصمیم به استفاده (147/0-= r، 01/0Pvalue<) و بین شرایط تسهیل کننده و تصمیم به استفاده (046/0= r، 01/0Pvalue<) همبستگی مشاهده نگردید.
نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از پژوهش می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که توجه به عوامل مؤثر بر پذیرش کاربران می تواند منجر به استفاده بیش تر از فن آوری های جدید در بخش مدارک پزشکی بیمارستان ها گردد. هم چنین از نتایج این پژوهش می توان در راستای بهبود سیستم های جدید استفاده کرد، به طوری که با نیازهای کاربران تناسب بیشتری داشته باشند.
عوامل بنیادی آموزش الکترونیک به دلیل تاثیر بر توانمندی منابع انسانی، عواملی حیاتی به شمار می-آیند. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر عوامل بنیادی آموزش الکترونیک بر نوآوری در عملکرد از طریق ظرفیت مدیریت دانش است. در این پژوهش با رویکرد تحقیق پیمایشی، 72 نفر از اعضای گروه های تحقیق و توسعه فعال در شهرک صنعتی بوعلی و شرکت های مجاور آن در شهر همدان به عنوان نمونه تصادفی انتخاب شدند. داده های مطالعه از طریق پرسشنامه های استاندارد و بومی شده به دست آمدند. اعتبار ابزارها به کمک تحلیل عاملی و پایایی آنها با کمک آلفای کرونباخ تائید گردید. همچنین تجزیه و تحلیل با نرم افزار smart pls انجام شد. نتایج نشان داد مدل تحقیق، مدل نظری قوی برای پیش بینی نوآوری در عملکرد از طریق عوامل بنیادی آموزش الکترونیک و ظرفیت مدیریت دانش است. بنابراین، توفیق در اجرای صحیح این عوامل به همراه بهبود ظرفیت مدیریت دانش موجب ارتقای نوآوری در عملکرد کارکنان خواهد شد.
هدف از این پژوهش، بررسی میزان آمادگی شرکت های پتروشیمی برای یادگیری سازمانی و ارائه الگوی ساختاری مناسب برای استقرار یادگیری سازمانی و مدیریت دانش در شرکت ملی صنایع پتروشیمی است. برای دستیابی به این مقصود از روش تحقیق آمیخته کمی- کیفی استفاده شده است. برای شناخت وضع موجود، روش کمّی پیمایش/ زمینه یابی به صورت الکترونیکی در سطح کشوری و با بازگشت 801 پرسشنامه از مجموع 18 شرکت تابعه پتروشیمی به کار رفته و متغیرهای فرهنگ سازمانی، سبک های یادگیری و گرایش های غالب یادگیری مورد بررسی قرار گرفته است. برای مداقه در وضع موجود و سطح مطلوب انتظارات در شرکت، از رویکرد کیفی و نظریه مبنایی استفاده شده و در نهایت نتایج دو بخش کمی و کیفی پژوهش در هم آمیخته و تلفیق شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که فرهنگ سازمانی شرکت پتروشیمی در وضع موجود از میان چهار سنخ بیشتر به جانب سلسله مراتب و سپس تا اندازه ای بازار چولگی دارد و مؤلفه های فرهنگ خانواده و بویژه ادهوک در آن ضعیف است. همچنین، از چهار سبک یادگیری، در وضع موجود شرکت غلبه با قطب های همگرا و واگراست وسبک های جذب کننده و تطابق دهنده از فراوانی کمتری برخوردار است. از حیث برنامه های آموزشی موجود نیز به طور کلی گرایش غالب به پیگیری و کسب شخصی دانش، به جای حضور در برنامه های آموزشی رسمی شرکت مشاهده می شود. همچنین یافته های کیفی و نتایج مصاحبه های عمیق تغییرات در سه حوزه؛ الزامات، فرایندهای کلیدی، عملیات یادگیری را برای استقرار یادگیری سازمانی را نمایان ساخته است.