این مقاله به تحلیل آن دسته از نظریه های نگرش نظام نوآوری می پردازد که بر شناخت بُعد بین المللی این نظام ها تمرکز دارند. مطالعات نظری و تجربی در خصوص بین المللی سازی نظام های نوآوری از اواخر دهه اول قرن بیست و یک، رو به گسترش نهاد. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ۳۹ اثر پژوهشی که از سال ۱۹۹۱ تا سال ۲۰۱۷ در این زمینه منتشر شده ، مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد روش تحلیل محتوا قیاسی بوده و برای مقوله بندی ساخت یافته، از مفاهیم چهارگانه نظام های نوآوری (ملی، منطقه ای، بخشی، فناورانه) و رویکردهای بین المللی سازی استفاده شده است. پس از سازمان دهی و تجزیه و تحلیل داده های گردآوری، مقاله به این نتیجه می رسد که می توان ادبیات بین المللی سازی نظام های نوآوری را به ۸ گونه مختلف تقسیم کرد. همچنین در سال های اخیر یک همگرایی بین گونه های مختلف بین المللی سازی مشاهده می شود که نمونه بارز آن مفهوم «نظام نوآوری جهانی» است. ادبیات بررسی شده، در خصوص کشورهای تازه صنعتی شده، به عنوان الگوهای موفق، نشان می دهد که این کشورها برای پر کردن شکاف و رسیدن به توسعه یافتگی، نگرش نظام های نوآوری را به همراه مشارکت بین المللی و حضور در شبکه های جهانی تولید و زنجیره های جهانی ارزش به کار برده اند.
حکمرانی خوب، شامل ساختارها، فرایندها و ابزارهایی است که به اتخاذ تصمیمات بهتر منجر می شود. اما حکمرانی هوشمند مفهومی فراتر از دولت خوب، حکومت خوب و حکمرانی خوب است. حکمرانی هوشمند رویکردی است که به ویژه برای شرایط پیچیده و چندبُعدی مثل اَبَرمساله کرونا کاربرد دارد. بحران کرونا و غافلگیری بسیاری از حکومتها از ابعاد و تبعات این پاندمی سبب بروز مشکلات عدیده اقتصادی و اجتماعی در جوامع انسانی گردیده و حیات سیاسی بسیاری از دولت های جهان را تهدید نموده است. لذا ضرورت بازاندیشی و بازسازی رابطه حکومت (دولت) و مردم از طریق توسعه شیوه های حکمرانی هوشمند از قبیل بهبود فرایندهای دموکراتیک و تغییر شیوه ارائه خدمات عمومی بیش از بیش احساس می گردد.در این مقاله ضمن تعریف حکمرانی هوشمند به بررسی چالشهای حکمرانی ناشی از بحران جهانی کرونا در جهان و لزوم توجه و به کارگیری و توسعه اصول و ابزارهای حکمرانی هوشمند جهت مقابله با این چالش ها می پردازیم.
هدف این مقاله، ارائه ی مدلی برای تعیین احتمال وجود بحران مالی در شرکت می باشد، تا بتوان با استفاده از مدل مزبور، وضعیت مالی شرکت ها و همچنین موضوع تداوم فعالیت آنها را بررسی کرده و در تصمیم گیری های اقتصادی از آن ها استفاده کرد. جامعه ی آماری متشکل از دو گروه شرکت شامل 30 شرکت دارای بحران و 60 شرکت فاقد بحران است. تعدادی از مهمترین متغیرهای هشدار مالی بین این دو جامعه مقایسه شده و متغیرهایی که بین این دو گروه، از نظر آماری، تفاوت معناداری داشته باشند، برای برازش یک مدل جهت محاسبه ی احتمال بحران مالی، انتخاب خواهند شد. سپس با استفاده از الگوی لاجیت، مدلی برازش می شود که توانایی محاسبه ی بحران مالی را تا 96 درصد دارا می باشد
پای بندی به زمینه شغلی یکی از موضوعات محوری در طراحی کانون های ارزیابی است. همواره این سوال وجود داشته است که ابزارهای مورد استفاده در کانون ارزیابی تا چه حد باید به زمینه واقعی شغل هدف شباهت داشته باشد. این نکته از آنجا اهمیت پیدا می کند که افزایش یا کاهش پایبندی می تواند بر عملکرد ارزیابی شوندگان در کانون ارزیابی اثرگذار باشد. این پژوهش برای پاسخگویی به این سوال طراحی شده است. در این مسیر، ابزارهایی با میزان پایبندی مختلف در کانون ارزیابی مورد استفاده قرار گرفت و نتایج و اثرگذاری آنها بر نتیجه نهایی تحلیل شد. این مطالعه نشان می دهد که استفاده از ابزارهای با پای بندی بالا می تواند از سویی «اثر تمرین» را افزایش دهد و از سوی دیگر، قدرت تبیین بیشتری را در مورد شایستگی های مورد ارزیابی ایجاد کند. در نهایت این تحقیق پیشنهاد می دهد که طراحی کانون های ارزیابی با استفاده از ابزارهای دارای سطوح مختلف پایبندی می تواند باعث ارزیابی دقیق تر شایستگی ها در کانون ارزیابی شود.
مهندسی ارزش یكی از ابزارهای مدیریتی است که در دهه های اخی ر م ورد استفاده قرار گرفته است و عبارت ست از مجموع ه تكنیكه ای سی ستماتیك و ک اربردی که برای تشخیص کارکرد یك محصول/خدمت و تولید/ایجاد آن ک ارکرد ب ا ح داقل هزین ه بگونه ای که جنبه های آیفی سی ستم از قبی ل ایمن ی و قابلی ت اطمین ان و نی ز عم ر مفید سیستم حفظ شود، بكار م ی رود و ش رایط را ب رای ذه ن متخص صین ب ه منظ ور ایجاد ایده های بكر و با ارزش و نیز خلاقیت در راستای اصلاح سیستم فراهم می آند. در اینج ا ع لاوه ب ر معرف ی کل ی مهندس ی ارزش مراح ل آن و مقای سه آن مراح ل ب ا مراحل حل مساله به صورت خلاقانه شرح داده می شود. همچنین معرف ی تكنیكه ای خلاقیت و پیشنهاداتی در راستای افزایش خلاقیت در مهندسی ارزش شرح داده م ی شود. در پایان یك چارچوب کلی در فرایند مهندسی ارزش ارائه می شود. هسته اصلی مهندسی ارزش تحلیل کارکرد است در واقع تحلیل کارکرد و نحوه برخورد با مسایل و جه تمایز رویکرد مهندسی ارزش از دیگر رویکردهای مدیریتی است که برای کاهش هزینه به کار می رود مهندسی ارزش نقش حساسی در دست یابی به هدفهای دائمی و در حال ارتقا ایفا می کند و بستر لازم را به منظور هماهنگی و ارتباط ایجاد می نماید. به بیان دیگر باعث می شود بتوان بردو جنبه متغیرها و هزینه ها مدیریت نمود که این امر نیاز مسلم سوددهی پایدار است.
در این پژوهش قصد بر این است تا تأثیر نیروهای صنعت، جهت گیری بازار بر عملکرد بانک ملت شهرستان اردبیل بررسی شود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان بانک ملت در شهرستان اردبیل است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه برابر با 170 نفر بدست آمد که بر اساس روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب شدند. به منظور اندازه گیری مولفه های نیروهای صنعت، جهت گیری بازار و عملکرد سازمان از پرسشنامه تاکاتا و همکاران (2016) استفاده شد. روایی پرسشنامه به صورت محتوایی، صوری و پایایی پرسشنامه نیز با ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. تخمین مدل بر اساس روش معادلات ساختاری با بکارگیزی نرم افزار آموس انجام گرفت. نتایج نشان داد که نیروهای صنعت تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد بانک ملت دارد؛ و همچنین جهت گیری بازار بر عملکرد بانک تاثیر مثبت و معنادار دارد و نهایتا بر اساس نتایج تحقیق پیشنهادهایی برای ارتقای عملکرد بانک ارائه گردید.
هدف این پژوهش، ارزیابی نتایج تحقیقات داخلی و خارجی پیرامون میزان مشارکت استفاده کنندگان در فرایند تدوین استانداردهای حسابداری و نقش آن ها در اثرگذاری بر فرایند تدوین استانداردها است. میزان مشارکت استفاده کنندگان در فرایند تدوین استاندارد به عنوان یک عامل اساسی در مشروعیت نهادهای تدوین کننده استاندارد تلقی می شود. استفاده کنندگان از صورت های مالی دارای قدرت بالقوه جهت تأثیرگذاری بر فرایند تدوین استاندارد هستند. یافته های پژوهش به طور کلی نشان می دهد که میزان مشارکت استفاده کنندگان در فرایند تدوین استانداردهای حسابداری اندک است. نداشتن زمان و منابع کافی جهت مشارکت، هزینه مشارکت و احتمال موفقیت از دلایل عمده مشارکت اندک استفاده کنندگان در فرایند تدوین استانداردها است.
دلبستگی به برند، از چالش های مدیران بازاریابی برای ایجاد و حفظ پیوندی قوی و ماندگار با برند است. بنابراین، هدف این پژوهش، شناسایی راهکاری واقع گرایانه برای ایجاد و تقویت دلبستگی به برند و کسب پیامدهای مطلوب ناشی از آن در طبقات کالای تندمصرف و بادوام است. با اجرای دو پیش آزمونِ تعیین محصول و برند، کفش ورزشی با برند آدیداس و بستنی با برند کاله انتخاب شده اند؛ برندهایی که مخاطبان بیشترین استفاده از آنها را تجربه کرده اند . با اجرای روش پدیدارشناسی و انجام پانزده مصاحبة عمقی براساس روش نمونه گیری هدفمند چندگانه (شدت وگلوله برفی)، داده ها جمع آوری شده اند. در مرحلة تحلیل از طریق فرایند مقایسة مستمر داده ها و کدگذاری باز، محوری و انتخابیو همچنین تحلیل محتوای رابطه ای، مفاهیم، مقوله ها و مضمون ها سازمان دهی شده اند. درنهایت، اعضای مشارکت کننده اعتبار نتایج را که یک فرایند کنترلی است بررسی کرده اند. یافته ها نشان می دهند که متناسب سازی هدیة نقدی با پیام آگهی تبلیغاتی در سطح تفسیر بسیار و قدرت استدلال زیاد و در مقابل هدیة غیر نقدی با پیام آگهی تبلیغاتی در سطح تفسیر پایین و قدرت استدلال زیاد، باعث تقویت دلبستگی به برند و کسب پیامدهایی نظیر اعتماد به برند، رضایت از برند، تعهد به برند و وفاداری به برند می شود. این نتایج در هر دوطبقة کالای تندمصرف و بادوام مشابه بوده که نشان دهندة این است که دلبستگی به برند مستقل از طبقة محصول و براساس برنامه های ارتباطات بازاریابی شکل می گیرد.
مساله انتخاب سبد دارایی بهینه همواره یکی از دغدغه های ذهنی سرمایه گذاران بوده است. درحالیکه مارکویتز از همبستگی ثابت در مدل خود بهره می برد، مطالعات اخیر از ثابت نبودن همبستگی بین متغیرها در طول زمان حکایت دارند. برهمین اساس، تحقیق حاضر ابتدا در پی بررسی همسانی ماتریس های همبستگی بین بازدهی بازار مالی کشورهای نوظهور جنوب شرق آسیا، کشورهای در حال توسعه منطقه خاورمیانه و کشورهای توسعه یافته بوده و سپس با توسعه مدل مارکویتز سعی در مقایسه رفتار سبد دارایی های بهینه شده ی مبتنی بر دو مدل ""همبستگی پویا"" و ""همبستگی ایستا"" توسط الگوریتم توابع برازش چندگانه ژنتیکی را دارد. یافته های تحقیق حاضر حکایت از نابرابر بودن ماتریس های همبستگی بازدهی در طول دوره مطالعه دارد. همچنین رفتار سبد دارایی های بین المللی بهینه شده مبتنی بر مدل پویا و مدل ایستا تفاوت معنی داری با هم دارد. این درحالی است که در هر سه گروه از کشورهای مورد مطالعه، مدل پویا سطوح بازده بالاتری را ارائه داده و بازده گسترده تری از ریسک را برای سرمایه گذار پیشنهاد می دهد.