لزوم بازنگری روشهای برنامه ریزی سیستمهای قدرت ، به دلیل دگرنظمی صنعت برق ، امری اجتناب ناپذیر است . رقابتی شدن که مشخصه عمده دگر نظمی است ، سبب شده تا روشها و چارچوب های مرسوم برنامه ریزی ، دستخوش تغییراتی اساسی شوند . در این مقاله ضمن ارائه تعریفی دقیق از برنامه ریزی توسعه شبکه انتقال ، تفاوت های عمده آن در محیط های انحصاری و رقابتی ارائه شده است . در بخش بعدی روشهای انجام TEP در هر یک از دو محیط بیان شده و به مزایا و معایب آنها اشاره شده است . ...
"این تحقیق با موضوع«بهینهسازی سبد سرمایهگذاری، با استفاده از روشهای برنامهریزی خطی و ارائه یک مدل کاربردی»، سعی دارد با در نظر گرفتن دانش مدیریت مالی و سرمایهگذاری جهت ارزیابی ریسک و بازده، به تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف مدل مبنا که توسط اسپرانزا 1 ، در سال 1995 برای به کارگیری در بازار سهام میلان ایتالیا ارائه شده، بپردازد و بر این اساس، مدلی جدید را در قالب برنامهریزی خطی جهت بهینهسازی سبد سرمایهگذاری با در نظر گرفتن نرخ بازده مورد انتظار و حد اقل ریسک طراحی نماید.
مدل پیشنهادی، انواع مختلف سرمایهگذاریهایی را بررسی میکند که یک سرمایهگذار میتواند و تمایل دارد جهت تشکیل سبد سرمایهگذاری خود، آنها را مورد ملاحظه قرار دهد.در نهایت، برای حل این مدل، یک روش پیشنهادی ارائه و روی یک مثال واقعی اجرا و تحلیل میشود، به طور نمونه نتایج نهایی، اطلاعات بازار سهام میلان نشان دادهاند که مدل جدید، در زمان بسیار کوتاهتری قابل حل میباشد.در صورتی که مدل مبنا با نرخ بازده مورد انتظار 12%، قادر به حل مسألهای با 14 نوع سهام بیشتر نبود.مدل جدید، مسألهای با تعداد 20 نوع سهام مورد استفاده تحقیق را، به راحتی و در زمانی بسیار کوتاه حل مینماید.افزون بر کوتاهتر شدن زمان حل، براساس نتایج این تحقیق، مدل جدید ریسک نامطلوب را، به میزان بسیار زیادی در مقایسه با مدل مبنا، کاهش داده؛ به گونهای که این روند با افزایش تعداد سهام مورد مطالعه، به صورت پلهای و نزولی ادامه مییابد.
"
"پژوهش حاضر بررسی اثر روزهای هفته بر بازده شاخص کل قیمتهای بازار سهام در بورس اوراق بهادار تهران است.با استفاده از رگرسیون خطی کلاسیک و خود رگرسیون ناهمسان واریانس شرطی نشان داده شده است که الگوی نامتعارف بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد.و این اثر در سالها و دورههای گوناگون متفاوت است؛به این معنی که روزهای شنبه دارای بازده کل مثبت و معنادار و روزهای یکشنبه دارای بازده کل منفی و معنادار است و رد سایر روزهای هفته بازده معناداری وجود ندارد.بنابراین فروش سهام در روزهای شنبه و خرید آنها در روزهای یکشنبه پیشنهاد میشود همچنین مقایسهی این یافتهها با سایر بازارهای نوظهور نیز نشان میدهد که اثر روزهای هفته بر بورس اوراق بهادار تهران متفاوت با سابر بازارهای نوظهور است.
"
با وجود اهمیت مفهوم همردیفی برای نظریهپردازی در حوزه مدیریت و سازمان، طراحی مدلها و سازههای لازم برای اندازهگیری همردیفی میان عناصر سازمانی همواره با مشکل مواجه بوده است. این مقاله ضمن مرور مفهوم همردیفی بهعنوان یک اصطلاح جامع در مطالعات اقتضایی، سه دستهبندی عمده از این مفهوم را معرفی میکند. در هر یک از این دستهبندیها، نگرشهای مختلف نسبت به همردیفی، روش صورتبندی مسئله و اندازهگیری همردیفی در هر نگرش، و نیز مسائل خاص در مطالعات مربوط به آنها مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. در انتها چهارچوبی جامع از نگرشهای مختلف نسبت به همردیفی با استفاده از سه نوع دستهبندی مورد بحث پیشنهاد شده است.
"از تعامل ساختار مالکیت با قدرت کنترل کننده شرکت، نظامی شکل می گیرد که نوعا بر سازمان حکم می راند و تولیت سازمانی نامیده می شود. در مطالعات نشان داده اند که تغییر اجزاء نظام تولیت در سازمان ها به تغییر مسیر حرکت راهبردی آن ها می انجامد. هر چند در بررسی های اغلب محققین، پیچیدگی ساختار مالکیت به چند متغیره ساده خلاصه شده است و اثر شکل های متفاوت بافت مالکیت بر استراتژی و عملکرد را نادیده انگاشته اند. در این تحقیق نقش سرمایه گذاران نهادی برجسته تر دیده شده و رابطه حضور مالکانه آن ها با عملکرد مورد پرسش قرار گرفته است. به علاوه سعی شده است پاسخی برای تاثیرپذیری این رابطه از حضور سایر گونه های مالک نیز بیابد و در نهایت به این سوال پاسخ دهد که آیا ساختار مالکیت و تولیت سازمان ها توان توجیه عملکردهای متفاوت در سازمان ها را دارد؟ قالب نظری پژوهش مبتنی بر اقتصاد سازمانی با رویکرد نظریه ی شرکت، نظریه ی نمایندگی وحقوق مالکیت است. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته در بورس سهام و اوراق بهادار تهران است. داده های مربوط به سیزده متغیر از یک صد و سی و یک شرکت برای یک دوره ی پنج ساله استخراج و مبنای تحلیل های آماری قرار گرفته اند. داده ها شامل پنج متغیر مالکیت، پنج متغیر به عنوان سنجه ی عملکرد مالی و سه متغیر نوع صنعت، اندازه شرکت و ساختار سرمایه هستند.
تحلیل آماری داده ها از طریق تحلیل واریانس، تحلیل عاملی و رگرسیون های چند متغیره انجام گرفته است. یافته ها نشان می دهند که گروه های مالک به یک شکل و میزان از قدرت و هم سویی در اثرگذاری بر عملکردی که توسط بازده دارایی ها و ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام سنجیده شده اند برخوردار نیستند. درمحدوده ی جامعه ی آماری مالکیت اشخاص حقیقی و حقوقی غیرمالی و مالکین درون سازمانی نقش مثبت اثرگذاری بر عملکردی که از طریق بازده دارایی ها و ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام سنجیده شده اند برخوردار نیستند. در محدوده ی جامعه ی آماری مالکیت اشخاص حقیقی و حقوقی غیرمالی و مالکین درون سازمانی نقش مثبت اثرگذاری سرمایه گذاران نهادی را بر عملکرد تقویت نکرده اند. بر مبنای نتایج حاصل نهادها در نقش مالکین در شرکت های سهامی عام قدرت کاهش هزینه های نمایندگی و اثرگذاری مثبت بر عملکرد را دارند قدرت اثرگذاری نهادها در شرکت های کوچکتر بیشتر بوده است. در مجموع تفاوت در نظام تولیت و ساختارهای مالکیت شرکت ها توانسته است بخشی از نوسانات در عملکرد شرکت ها را توضیح بدهند.
"
"مدت زمان مدیدی است که نسبت های مرسوم مانند نسبت جاری و سریع (آنی) به عنوان معیاری جهت توانایی مالی شرکت جهت باز پرداخت بدهی ها مورد استفاده قرار می گیرد. وجود نقصان و کاستی در نسبتهای مذکور همواره مورد تاکید تحلیل گران و علی الخصوص در بازار سرمایه بوده است. در ده های اخیر نسبت های شاخص فراگیر نقدینگی، شاخص نقدینگی، دوره تبدیل نقد و لامبا ارائه گردیده است. در این مقاله مجزا از معرفی نسبت های نوین نقدینگی، هم بستگی آنان نیز با نسبت های مرسوم آزمون شده است. برای نیل به این هدف تمامی شرکت های فعال در سازمان بورس و اوراق بهادار تهران در صنعت سیمان انتخاب و نسبت های موردنظر برای یک دوره 5 ساله 1379-1383 محاسبه و هم بستگی آنها بوسیله نرم افزار SPSS محاسبه گردید.
نتایج این تحقیق موید این نکته است که نسبت های موردنظر اگر چه از نظر آماری هم بستگی نزدیکی با نسبتهای مرسوم دارند ولی دارای تفاوت هایی نیز می باشند که باید در تصمیم گیری توسط استفاده کنندگان مورد توجه قرار گیرند. مضافاً نسبت های جدید در برگیرنده اطلاعات متفاوت تری نسبت به نسبت های مرسوم هستند و می توانند راهنمای استفاده کنندگان در اتخاذ تصمیمات مالی باشند."
سازمانها درجنبههای گوناگون زندگی به قدری نفوذ کردهاندکه شناخت آنها نه تنها به عنـوان موضوعی علمی بلکه بـه عنـوان جزئی از زندگی اجتـماعی، اجتنـاب ناپذیر میشود. تسلط سازمانها برهمه جنبه های زندگی اجتماعی نشاندهنده اهمیت آنهاست. سازمانهایی که یک نوع سبک مدیریت را انتخاب میکنند و تلاش نمیکنند تا متناسب با تغییرات محیط پیش روند، موفق نخواهند بود؛ چنین سازمانهایی باید تعصب را از خـود دور سازند و سبکهایی از مدیریت را برگزینند که ضمن تناسب فرهنگی با محیط، توانایی مدیریت تغییرات فزاینده را نیز دارا باشند. مقاله حاضر این فرصت را برای مدیران سازمان ترویج فراهم میآورد تا با آگاهی هرچه بیشتر، سازمان ترویج را برای مواجهه با تغییرات، بهتر مهیا سازند.
جنبش سمائول آندونگ که در دهه 1970 شروع شد یکی از موفق ترین تجربیات توسعه روستایی جهان است که به خوبی توانسته است مشارکت فعال روستاییان را تسهیل و بسترسازی نماید. این جنبش از طریق انتخاب رهبران سمائول روستایی توسط مردم تعامل مناسبی بین کارگزاران دولتی و روستاییان ایجاد کرده است. محور این جنبش تغییر نگرش و آموزش کاربردی بوده است، ولی این امر فقط به روستاییان محدود نشده بلکه هم زمان مدیران و کارگزاران را هم در بر گرفته است. تجربه جنبش سمائول آندونگ یک برنامه توسعه بالا به پایین و پایین به بالاست که در آن مردم و دولت به زبانی مشترک رسیده اند. این جنبش با پروژه های نمونه کوچک و محدود و مطالعه آنها برای تعمیم شروع شد. در واقع، جنبش سمائول بر مبنای پژوهشی عمل نگر استوار است - یعنی عمل – مطالعه - عمل. در این فرآیند توسعه، تمامی ذی ربطان به صورت فعال و پویا در تولید دانش و اجرا مشارکت داشته اند؛ مهم تر اینکه مشارکت به مردان محدود نبوده و هم زمان زنان نیز فعالانه در روند جنبش مشارکت داشته اند. گرچه جنبش سمائول از تجربیات کشورهای دیگر استفاده می کند اما سعی شده است که فرهنگ بومی کره جنوبی همچنان بستر توسعه باقی بماند. در نهایت مردم با این جنبش به خودباوری و نگرش «خود ما قادر به انجام آن هستیم» رسیده اند.
بررسی ادبیات مرتبط با مدیریت سود، بیان گر تلاش محققین در فهم این مطلب است که چرا مدیران به دنبال دستکاری سود هستند، چگونه سود را مدیریت می کنند و تبعات اینگونه رفتار، چیست. پاسخ به این سوالات، بخش اعظمی از تحقیقات تجربی را در حوزه حسابداری و گزارش گری مالی به خود اختصاص داده است. از آنجا که وجوه نقد حاصل از عملیات، کم تر می تواند مورد دستکاری و اعمال نظر مدیریت قرار گیرد، در این تحقیق به عنوان معیار اصلی عملکرد واحد تجاری در نظر گرفته می شود. بنابراین انتظار می رود که شرکت های با عملکرد ضعیف تجاری که وجوه نقد حاصل از عملیات کمی گزارش کرده اند، به منظور گمراهی بازار و یا دلایل دیگر، سود گزارش شده خود را از طریق افزایش اقلام تعهدی اختیاری، افزایش دهند. به عبارت دیگر انتظار می رود، وجوه نقد حاصل از عملیات و اقلام تعهدی اختیاری رابطه معکوسی را به شکل معنی داری از خود به نمایش بگذارند. از این رو در این تحقیق ارتباط بین اقلام تعهدی اختیاری و وجوه نقد حاصل از عملیات مورد بررسی قرار می گیرد. شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، جامعه آماری تحقیق حاضر را تشکیل می دهند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که در شرکت های مورد مطالعه در این تحقیق مدیریت سود اعمال شده است. در واقع مدیریت این شرکت ها، به هنگام کاهش وجوه نقد حاص از عملیات که بیان گر عملکرد ضعیف واحد تجاری بوده است، به منظور جبران این موضوع اقدام به افزایش سود از طریق افزایش اقلام تعهدی اختیاری کرده است.
فناوری اطلاعات اثرات عمده ای در تمامی عرصه های اقتصادی،تجاری و شغلی نهاده است به طوری که برای هر پدیده تجاری یک نسخه الکترونیک به وجود آمده است . یکی از این نسخه های الکترونیکی،تجارت الکترونیکی می باشد که استفاده و به کارگیری آن مانند استفاده از هر پدیده تجاری دیگر،مستلزم وجود زیرساختها و بسترهای متعددی می باشد. مقاله حاضر درصدد پاسخگویی به این سوال عمده می باشد که زیرساختهای لازم جهت تحقق تجارت الکترونیکی در صنایع غذایی شهر تهران چیست ؟نتایج حاصل از نمونه گیری بیش از 150 شرکت تولیدی مواد غذایی شهر تهران در این تحقیق نشان میدهد به کارگیری و استفاده از تجارت الکترونیکی مستلزم وجود ساختارهای تکنولوژیکی،حقوقی-قانونی،فرهنگی-اجتماعی و مالی می باشد.