بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اقتصاد تعاونی یکی از سه بخش اصلی اقتصاد کشور تعریف شده است. در اقتصاد ایران تعاون به عنوان یکی از بخش های عمده ی اقتصاد کشور نه در حد انتظار، اما تا حدودی، در جنبه های گوناگون، از جمله مصرف مورد توجه قرار گرفته است. در این ارتباط، ایلام برای مطالعه ی موردی انتخاب و این تحقیق به صورت پیمایشی و با استفاده از توزیع پرسشنامه میان مدیران عامل، اعضای هیأت مدیره ها، بازرسان و اعضای تعاونی های مصرف زیر مجموعه ی اتحادیه ی سراسری تعاونی های مصرف در استان انجام شده است. حجم نمونه یازده درصد جامعه ی آماری است. فرضیه های تحقیق با اتکا بر اطلاعات جمع آوری شده به وسیله ی t، z و مورد آزمون قرار گرفته است. میانگین سابقه ی پاسخ دهندگان حدود هشت سال و میانگین تحصیلات آنان بین دیپلم و فوق دیپلم است. نتایج تحقیق نشان داد که تقویت بنیه ی مالی و استفاده از نیرو های کارآمد بر ارتقای بهره وری تعاونی های مصرف مؤثر است. آزمون استقلال (جدول دو طرفه) استقلال نتایج به دست آمده از سمت پاسخ دهندگان را تأیید کرده است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی مقایسه ای تفکر انتقادی و خودکارآمدی دانشجویان رشته های هنری و غیرهنری بوده است. جامعه پژوهش، شامل کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 87-88 است که از میان آنها نمونه ای مشتمل بر 320 دانشجو 160) دانشجوی رشته هنری و 160 دانشجوی رشته غیرهنری) با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند که در سن، جنس و پایه تحصیلی همتا شده اند. روش تحقیق از نوع علی- مقایسه ای است. ابزارهای سنجش در این تحقیق، شامل پرسشنامه مشخصات عمومی، آزمون مهارت های تفکر انتقادی کالیفرنیا- فرم ب و مقیاس خودکارآمدی شرر بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون (t استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که دانشجویان رشته های هنری در مقایسه با دانشجویان رشته های غیرهنری از تفکر انتقادی و خودکارآمدی بالاتری برخوردارند، همچنین دانشجویان رشته های هنری نسبت به دانشجویان رشته های غیرهنری نمره های بالاتری در خرده مقیاس های تفکر انتقادی کسب کردند. نتایج این پژوهش، موید آن است که آموزش هنر، بر رشد تفکر انتقادی و خودکارآمدی تاثیر به سزایی دارد و به تثبیت جایگاه والای هنر در نظام آموزشی کمک می کند.
یافته های بسیاری از تحقیقات مؤید آن است که سرمایه گذاران در تصمیمات سرمایه گذاری سود هموار و کم نوسان را ترجیح می دهند. در این راستا مدیران تلاش می کنند سود و نرخ رشد آن را هموارکنند. بر اساس یکی از طبقه بندی های انگیزه های مدیریت برای هموارسازی سود، مدیران یا به قصد تحریف اطلاعات و در جهت منافع خود و یا به قصد انتقال و گزارش اطلاعات محرمانه ی خود درباره ی سودهای آتی اقدام به هموارسازی سود می نمایند. این تحقیق برآن است به بررسی انگیزه های مدیریت از هموارسازی سود در جامعه ی شرکت های پذیرفته شده ی بورس اوراق بهادار تهران بپردازد. در این تحقیق هموارسازی سود با استفاده از همبستگی منفی بین تغییرات اقلام تعهدی اختیاری و تغییرات سود ازپیش تعیین شده ی اختیاری 70 شرکت نمونه بین سال های 80-1376 اندازه گیری شده است. سپس با استفاده از مدل کولینز و همکاران که توسط تاکر و زارووین بسط داده شده است، ارتباط بین سودها و بازده های جاری و آتی با وارد کردن شاخص هموارسازی سود در مدل برای سال های 82-1380 بررسی شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که قیمت جاری سهام شرکت هایی که بیشتر اقدام به هموارسازی سود کرده اند، حاوی اطلاعات کمتری درباره ی سودها و جریان های نقدی آتی بوده است. بنابراین هموارسازی سود بیشتر به قصد تحریف و نه انتقال اطلاعات محرمانه ی مدیریت انجام شده است.
"امروزه توسعه قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) موجب گسترش کاربردهای آن در حوزههای گوناگون شده است. از طرفی این امر باعث شده است تا به ICT نه تنها بهعنوان یک ابزار تسهیلکننده بلکه بهعنوان یک توانمندساز در راستای دستیابی به اهداف، نگاه شود. حوزه روستایی از جمله حوزههایی است که طی سالهای اخیر برای توسعه زیرساختهای ICT در کشور مورد توجه قرار گرفته است.
برای این منظور تلاش شده است تا در قالب طرح ICT روستایی، توانمندسازهای این زیرساخت در راستای دستیابی به اهدافی همچون توانمندسازی روستایی، کاهش فقر، افزایش رفاه و کاهش مشکلات حوزه روستایی مورد استفاده قرار گیرد. با اینکه این طرح در بعد سختافزاری و شبکهای از پیشرفت خوبی برخوردار بوده، اما با این حال متدلوژی جامع و برنامه منسجمی برای توسعه برنامههای کاربردی متناسب بر روی این زیرساخت وجود ندارد.
از این رو در پژوهش حاضر با تکیه بر مباحث معماری سازمانی- که دیدگاهی مناسب برای تأمین نیاز فوق را فراهم میآورد- چارچوب معماری خاصی بر پایه زیرساخت ICT روستایی ارائه شده است. از طرفی به دلیل اهمیت زنجیره تأمین محصولات کشاورزی در حوزه روستایی و اتکای معیشتی روستائیان به این فرایند هستهای، چارچوب معماری مربوطه با تأکید بر این فرایند توسعهیافته است. این پژوهش براساس روش تحقیق تئوری مفهومسازی بنیادی به انجام رسیده و چارچوبی سه لایه را برای معماری زنجیره تأمین محصولات ارائه کرده است. در انتها نیز چارچوب معماری بهدست آمده با چارچوبهای معماری مطرح، مقایسه شده است."
ارزیابی عملکرد فرآیندی است منظم ، و جامع که در آن فعَالیَت ها ، فرایندها و نتایج حاصله با اهداف و معیارهای تعیین شده سازمانی مقایسه می شود و بر اساس یافته های حاصله می توان نسبت به بهبود وضعیت سازمان بر اساس یک مدل تعالی مانند EFQM اقدام کرد. فرایند ارزیابى به سازمان اجازه مى دهد به طور شفاف نقاط قوت و زمینه هاى قابل بهبود را شناسایى کند و برنامه هایى جهت بهبود ابعاد مختلف تدوین کند. هدف این پژوهش مقایسه ی نتایج ارزیابی عملکرد مدیریَت منابع انسانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بر اساس مدل تعالی EFQM با دو رویکرد پرسشنامه و پروفرما بود. روش بررسی: پژوهش حاضرازنوع توصیفی- مقطعی و کاربردی ست. جامعه ى پژوهش 32 نفر مدیران ستادی و معاونان آنان در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1386 است که به صورت سرشماری انتخاب شدند. داده ها توسط دو رویکرد پرسشنامه و پروفرما بر اساس مدل تعالی EFQM جمع آوری؛ و امتیازات کسب شده بر اساس منطق رادار و نرم افزارهای SPSS و EFQM تحلیل شد . یافته ها : مدیریَت منابع انسانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در این ارزیابی بر اساس رویکرد پرسشنامه و پروفرما به ترتیب 550 و 516 امتیاز کسب نمود . درصد امتیاز هر کدام از عوامل نه گانه به ترتیب بر اساس رهیافت پرسشنامه و پروفرما به این صورت به دست آمد : رهبرى 65و61 درصد ، سیاستگزاری80 و 75 ، کارکنان 60 و 58 ، منابع 50 و52 ، فرآیند ها 60 و53 ، نتایج مشترى 50 و 43 ، نتایج کارکنان 30و29 ، نتایج جامعه 60 و 55 ، و نتایج کلیدى عملکرد50 و52 درصد. نتیجه گیری: با ارزیابی عملکرد بر اساس مدل تعالی EFQM می توان به تشخیص نقاط قوت و فرصتهاى بهبود دست یافت تا فعالیَتهاى الگو بردارى روى حوزه هایى متمرکز شود که بیشترین منافع را براى سازمان دارند، و با مداخله در حوزه های بهبود، و پیگیریِ تغییرات لازم می توان در مسیر تعالی گام نهاد .
توجه به عوامل فردی وسازمانی مؤثر بر عدم کشف پرونده های قتل می تواند راهگشای معماهای پیچیده پلیسی در کشف قتل باشد. بررسی این عوامل در شهرستان ماهشهر در سال های 1376 تا 1386 به روش توصیفی- پیمایشی انجام شد و براساس نظرسنجی از جامعه آماری به تعداد 60 نفر شامل خبرگان (کارآگاهان پی جویی قتل، دادستان، بازپرسان ویژه قتل، حقوقدانان و وکلای دادگستری) و قاتلین ماهشهر در سال های 1376 تا 1386 با استفاده از ابزارهای پرسشنامه و مصاحبه به مرحله اجرا در آمد. و از طرفی نیز کلیه پرونده های قتل در محدوده زمانی نیز مورد بررسی اسنادی قرار گرفته و موانع و مشکلات و نواقص تحقیق احصاء گردید. این پژوهش به بررسی میزان تأثیر عدم هدایت عملیاتی مناسب، ضعف تجزیه و تحلیل اطلاعات مکتسبه در پرونده های قتل، عدم استفاده از فناوری های نوین، عدم توجه به زمان در پرونده های قتل بر عدم موفقیت کارآگاهان کشف قتل می باشد. نتایج حاصل از مصاحبه ها و اسناد پرونده ها با روش تحلیل محتوا و سؤالات پرسشنامه و با آزمون های آماری(توصیفی و خی دو) ارزیابی شدند. نتایج نشان می دهدکه: عدم هدایت عملیاتی مناسب، ضعف تجزیه وتحلیل اطلاعات مکتسبه در پرونده های قتل، عدم استفاده از فناوری های نوین، عدم توجه به زمان و عدم مدیریت زمان در پرونده های قتل از عوامل فردی و سازمانی هستند که تأثیر فوق العاده و معناداری بر عدم موفقیت کارآگاهان کشف قتل دارند. براین اساس و با توجه به بررسی نتایج حاصله از مصاحبه و آزمون های آماری انجام شده تمامی سؤالات در عدم کشف پرونده های قتل مؤثر بوده اند.
این مقاله خلاصه ای از نتایج پژوهشی است که با هدف بررسی رابطه بین مهارت های ارتباطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان در ادارات کل و سازمانهای استان خراسان شمالی در سال 86- 85 با تأکید بر دیدگاه کارکنان صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان رسمی و پیمانی دیپلم به بالا در ادارات کل و سازمانهای استان خراسان شمالی که مشمول هزینه ها و اعتبارات استانی میباشند و تعداد کارکنان آنها 15 نفر و بیشتر است تشکیل میدهند که با توجه به جدول مورگان نمونه ای به حجم 248 نفر با روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم از بین 700 نفر (17 اداره) به صورت تصادفی انتخاب شدند. ضمناً در هر اداره نسبت جنسیت رعایت شده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی میباشد. ابزار پژوهش از دو پرسشنامة محقق ساخته مهارتهای ارتباطی مدیران و پرسشنامه استاندارد رضایت شغلی کارکنان تشکیل شده است که هر دو پرسشنامه توسط کارکنان پاسخ داده شد. اعتبار درونی پرسشنامه محقق ساخته 12/88 بدست آمد که نشان دهنده همسویی و هماهنگی سؤالات هر فرضیه است. اعتبار زمانی پرسشنامه نیز برابر با 946/0 به دست آمد که از اعتبار زمانی بسیار خوبی برخوردار است. روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات عبارتند از: آمار توصیفی و ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون. نتایج نشان دادند که بین مهارتهای ارتباطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان رابطة مستقیم و معنیداری وجود دارد؛ یعنی هر چه مهارتهای ارتباطی بیشتر باشد رضایت شغلی نیز بیشتر است. همچنین از نتایج فرعی پژوهش حاضر چنین نتیجه گیری میشود که بین مهارتهای ارتباط کلامی، ارتباط کتبی و ارتباط غیرکلامی با رضایت شغلی کارکنان رابطة مستقیم معنیداری وجود دارد.
"موضوع میانگین سر فاصله زمانی اعزام قطارها یکی از مهم ترین شاخصهای اثر گذار بر زمان انتظار مسافران است. برای ایجاد تناسب منطقی در خدماتدهی سیستمهای همگانی باید نرخ سرویسگیری مسافران از سیستم با نرخ ورود آنها هماهنگ شود. در این مقاله بر مبنای شاخصهای شناسایی شده اثر گذار بر زمان انتظار مسافران در محیط مطالعات موردی شبکه مترو تهران، اقدام به بررسیهای میدانی و آمارگیری از حجم مسافران ورودی، زمان پیاده روی از محل ورود به ایستگاه تا روی سکو، زمان انتظار برای سوار شدن به قطار، فاصله بین ورود قطارها به ایستگاه و غیره.... از سیستم مترو شده است و سپس با توجه به فرآیند مدلسازی شاخصها، نحوه عملکرد و بهره برداری سیستم مترو تهران برای دوره زمانی 6 الی 10 صبح ( اوج صبحگاهی یک روز میان هفته) شبیهسازی شده و در ادامه با مقایسه دادههای حاصل از عملیات میدانی آمارگیری و خروجیهای شبیهسازی، اقدام به تعیین اعتبار مدل و بررسی صحت مدل شده است.
با توجه به مدل شبیهسازی طراحی شده و انجام فرآیندهای مدلسازی شاخصها و کالیبراسیون آن، رابطه ریاضی بین زمان انتظار مسافران در ایستگاهها با سر فاصله زمانی اعزام بین قطارها در شرایط مختلف به تعداد خطوط مترو و به تفکیک مسیرهای رفت و برگشت به دست آمد. بر مبنای فرآیندهای اعتبارسنجی، حداقل انطباق خروجیهای مدل شبیهسازی با نمونهبرداری آماری انجام شده با دقت 95% حاصل شد و نسبت زمان انتظار به سر فاصله زمانی قطارها بهطور میانگین برای طول دوره زمانی شبیهسازی در کل شبکه به میزان 6/0 مشخص شد. "
بررسی اثر درآمدهای نفتی بر فرآیند مدیریت اقتصادی کشور موضوع این مقاله میباشد. هر چند اثر درآمدهای نفتی بر حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از سوی صاحبنظران مورد بررسی قرار گرفته است مباحثی تحت عنوان دولت رانتیر، اقتصاد رانت محور و مقوله رانتجویی در عصر کنونی مورد توجه جدی قرار گرفته است اما اثر این درآمدها بر فرآیند مدیریت، خصوصاً مدیریت، اقتصادی کشور تاکنون بطور مستقل مورد بررسی قرار نگرفته است. به دلیل فقدان آمار و اطلاعات لازم و متناسب جهت تبیین اثر درآمدی نفتی بر فرآیند مدیریت، کوشش شده است با طراحی برخی شاخصها و متغیرها ویژگیهای فرآیند مدیریت مطلوب اقتصادی تعیین و سپس اثر درآمدهای نفتی بر این شاخصها ومیزان تحققها و عدم تحققهای آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. انتخاب اعضاء جامعه آماری مطلع و مسلط برای بررسی این اثرات و استفاده از روش پیمایشی جهت بررسی اثر درآمدهای نفتی بر فرآیند مدیریت اقتصادی کشور موجب شده است که براساس نتایج حاصل از پژوهش انجام گرفته، یکی از معضلات اساسی حوزة اقتصادی و مدیریت کشور مورد شناسایی جامع قرار گیرد. هرچند این مقاله درصدد کم اهمیت کردن سایر عوامل نمیباشد. ارائه پیشنهادات مبتنی بر نتایج تحقیق همانند 1. باز تعریف درآمدهای نفتی بهعنوان ثروت بین نسلی 2. نحوة تخصیص درآمدهای نفتی در بخشهای مختلف که موجب تقویت زیرساختها و افزایش ظرفیت اقتصادی کشور گردد 3. کاهش وابستگی بودجه دولت به درآمدهای نفت، کوششی جهت ارائه روشهای مقابله با این کارآمدی است.
یکی از مقولات مهم در بقاء و کارآمدی سازمانها، تأمین رضایت شغلی کارکنان است. از آنجا که محقق براساس نوشتهها و مشاهدات شخصی موارد عدیدهای از رابطه بین تصمیمگیری مشارکتی و رضایت شغلی درسازمانهای ایران از جمله بانک کشاورزی استان خوزستان (محل خدمت محقق) یافت، علاقهمند شد که درباره چگونگی و عوامل مؤثر در آن تحقیقی علمی انجام دهد. در این تحقیق جامعه مورد نظر، 682 نفر کارکنان بانک کشاورزی استان خوزستان و جامعه نمونه 90 نفر میباشدکه به روش طبقهای نسبی از جامعه مورد نظر گزینش شدهاند، روش گردآوری داده، کتابخانهای و میدانی و ابزار اندازهگیری پرسشنامه میباشد. روایی آن با روش محتوائی، سازه و صوری در حد قابل قبول تائید گردید و پایایی اندازهگیری، از طریق فرمول آلفای کرونباخ (به اندازه 90/0) تائید شد. فرضیات این تحقیق که با استفاده از فرمولهای ضریب هماهنگی کندال، تحلیل واریانس کروسکال والیس و شفه تحلیل شدهاند نتایج تحلیل آنها در فاصله اطمینان بالاتر از 90/0، توان رد فرضیات صفر را دارند که نشان دهنده میزان بالای رابطه مستقیم معنادار بین مشارکت کارکنان بانک کشاورزی استان خوزستان و رضایت شغلی آنان در فاصله اطمینان 99/0 است.