بیگمان امروزه تقویت توانمندی افراد در بخش عمومی میتواند نقش مهمی در بهبود کیفیت خدمات ارائه شده از سوی سـازمانها ایفا نماید. امروزه مزیتی که سازمانها برای پیشی گرفتن از یکدیگر دارند نه در بکارگیری فناوری جدید، بلکه در بالا بودن اعتماد به نفس و میزان تعهد کارکنان به اهداف سازمانی نهفته است. به عبارتی عنصر خلاقیت و دانش به عنوان عنصر برتری بخش در رقابت مطرح شده است. در تحقیق حاضر 20 عامل اثر گذار بر توانمند نمودن کارکنان شامل اطلاعات، اختیار، تیم کاری، شیوه رهبری، آموزش، تعلق سازمانی، تجربه اندروزی، روشن بودن اهداف و خط مشی، مشارکت، عدم تمرکز، دسترسی به منابع، مسئوولیت، تشویق، غنیسازی شغل، هدایت و حمایت، معنیدار بودن شغل، اعتماد به نفس، ابهام نقش، اهمیت قائل شدن به کارکنان و محیط شناسایی گردیدند، که با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی، پنج عامل با مقدار ویژه بالای 1 احصاء که تحت عناوین " توجه به رشد فردی و طراحی شغلی، "توجه به مسایل نیروی انسانی و تیمهای کاری"، "سبک رهبری"، "توجه به رسمیت و شفافیت" و "توجه به محیط و عدم تمرکز" نامگذاری گردیدند. پنج عامل مذکور بر روی هم 533/64 درصد واریانس کل متغیرها را تبیین نمودند و عامل اول یعنی عامل توجه به رشد فردی و طراحی شغلی با ارزش ویژه 746/7 و تبیین 729/38 درصد از واریانس به عنوان مهمترین عامل تاثیرگذار بر توانمندسازی کارکنان تعیین گردید که نشان دهنده درجه اهمیت این عامل میباشد.
کارآمدی نیروهای مسلح تابعی از کارآمدی نظام آموزشی آن است. توجه به نظام آموزشی و آگاهی از میزان اثربخشی و کارایی نتایج بدست آمده، یکی از مهمترین وظایف فرماندهان عالیرتبه نظامی بهشمار میرود. هدف این پژوهش دستیابی به الگوی ارزیابی عملکرد برای سنجش اثربخشی و کارایی نظام آموزش عالی دانشگاههای نظامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است. برای دستیابی به این هدف، دو سوال طرح شده که محققین با استفاده از روش دلفی و با ابزار پرسشنامه، که برای جامعه آماری مورد مطالعه طراحی شده است در صدد پاسخگویی به سوالات تحقیق برآمدهاند. نتایج تحقیق منجر به طراحی الگوی ارزیابی عملکرد با 95 شاخص عملکردی گردیده که با بکارگیری آن میتوان کارایی و اثربخشی مراکز آموزش عالی نظامی را مورد سنجش و ارزیابی قرار داد. همچنین این تحقیق نشان داد که شاخصهای تدوین شده در راستای طراحی الگو، قادر به تبیین سنجش کارایی و اثربخشی مراکز آموزش عالی نظامی میباشند.
هدف اصلی شرکت ها به حداکثر رساندن ثروت سهامداران است. یکی از عوامل مؤثر بر این امر، ساختار سرمایه می باشد. پژوهش حاضر، پس از بررسی همبستگی ساختار سرمایه و سودآوری 300 شرکت پذیرفته شده در 12 صنعت و حصول اطمینان از وجود رابطه معنی دار بین این دو متغیر، به تعیین ساختار بهینه سرمایه در سطح کل شرکت ها و همچنین در صنایع مختلف پرداخته است. نتایج همبستگی حاکی از آن است که رابطه ساختار سرمایه و سودآوری به تعریف متغیر سودآوری بستگی دارد. به دلیل وجود رابطه معنی دار بین ساختار سرمایه و نرخ بازده دارایی ها در سطح کل شرکت ها و همچنین صنایع مختلف، از این متغیر به عنوان معیار سودآوری و عامل تعیین کننده ساختار بهینه سرمایه در الگوریتم ژنتیک استفاده شده است. به منظور مدل سازی داده های ورودی (ساختار سرمایه) و خروجی (نرخ بازده دارایی ها) از رگرسیون بردارهای پشتیبان و به منظور تعیین ساختار بهینه سرمایه از الگوریتم ژنتیک استفاده شد. نتایج الگوریتم ژنتیک حاکی از آن است که بیشترین سودآوری در ازای استفاده کمتر از اهرم مالی (بدهی) حاصل شده است. این یافته با نتایج همبستگی، مبنی بر وجود رابطه منفی بین ساختار سرمایه و نرخ بازده دارایی ها مطابقت دارد.
تبیین اثر آزادسازی تجاری بر متغیرهای کلان اقتصادی در کشورهای در حال توسعه از مباحث اصلی اقتصاددانان توسعه در سال های اخیر به شمار می رود. همچنین، درمیان تمامی حقوقی که در قالب نیازهای پایه ای خانوار به افراد یک اجتماع داده می شود، «امنیت غذایی» از مهم ترین نیازهای فردی است که مسئولیت تامین آن به عهده دولت هاست؛ و برای امنیت غذایی جهان، تجارت غذا امری حیاتی است. با توجه به اهمیت این موضوع، مطالعه حاضر با استفاده از شاخص شدت تجاری و شاخص کلی امنیت غذایی خانوار در دوره زمانی 1362-1385، به بررسی اثر آزادسازی تجاری بر امنیت غذایی خانوارهای روستایی با به کارگیری روش تصحیح خطای برداری می پردازد. نتایج نشان می دهد که این اثر به میزان اندک است که در کوتاه مدت منفی، و در بلندمدت مثبت می باشد.
این مقاله بر آن است که نخست، بر اساس شاخص های زیربنایی، آموزشی و بهداشتی، به اندازه گیری درجه توسعه یافتگی شهرستان های استان همدان در بخش روستایی و سپس، به مقایسه عملکرد برنامه ای دولت طی برنامه سوم توسعه بپردازد. از مدل تاکسونومی عددی برای همگن سازی و سنجش سطح توسعه یافتگی مناطق روستایی، از ضریب اختلاف ویلیامسون برای مقایسه ضریب نسبی تغییرات، و نیز از روش تحلیل عاملی برای رفع هم خطی، کاهش عوامل، و استخراج عوامل مؤثر بر عدم توازن منطقه ای استفاده شد. نتایج گویای آن است که طی سال های 1378 تا 1383، اگر چه سیاست های برنامه ای دولت در رشد و توسعه بخش های روستایی استان نابرابری توزیع امکانات و تسهیلات را در پی داشت، اما مقایسه ضریب تغییرات نشان می دهد که برنامه سوم توسعه با اثراتی مثبت بر توزیع متعادل تر امکانات توسعه ای در بخش زیرساخت ها، آموزش و بهداشت روستایی شهرستان های استان همراه بوده است.
بروز بحران مالی جهانی و ضرورت مقابله با تبعات منفی و استفاده از فرصتهای ناشی از آن ضرورتی است که متولیان اقتصادی به آن توجه دارند. برای دستیابی بهاین منظوراین مقاله ضمن اشاره به علل بروز بحران مالی در اقتصاد جهانی این بحران را از دو منظر تئوریک و اقتصادی مورد توجه قرار میدهد. با توجه به ابعاد موضوع فرصتهای فرا روی اقتصاد کشور ناشی از بحران مالی بیان گردیده و در انتها راهبردهای کلیدی جهت مقابله با تهدیدهای پیش رو و بهرهمندی بهینه از فرصتها پیشنهاد گردیده است.
تسطیح و تخصیص منابع از وظایف اصلی مدیریت پروژه میباشد. در صورتیکه محدودیتی در میزان منابع قابل دسترس وجود نداشته باشد، مسئله تسطیح منابع مطرح میشود و لازم است تا نوسانات بکارگیری منابع بدون افزایش زمان اجرای پروژه کاهش یابد. در این مقاله برای سیستم پشتیبان تصمیم گیری در مدیریت جهت حل مسئله تسطیح منابع- وسائط حمل و نقل بویژه در زمانی که از تابع هدف چندگانه که از نوع مسایل NP-hard محسوب میشوند، در کارخانه اندود بتن لوله (Coating) شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران، از الگوریتم ژنتیک استفاده شده است. این روش که الهام گرفته از طبیعت است، مسئله مورد نظر را به خوبی حل نموده و جوابهای مطلوب ارائه میدهد. نتایج حاصل از اجرای برنامه که در ادامه ذکر خواهد شد، این مطلب را تائید میکند. روش تحقیق در این مقاله از نوع میدانی و پیمایشی بوده که در پاسخ به پرسش مطرح شده برآمده که آیا میتوان با استفاده از یک مدل GA، تسطیح منابع را طوری طراحی کرد که با یک DSS به مدیران یاری نماید؟ نتایج تحقیق حاکی از این امر است که الگوریتم GA قادر است جوابهای بسیار خوب را در زمان قابل قبولی ارائه دهد.
ما باید یک سیستم مدیریت دانش -که با سطح ملی، بین المللی و اتحادیه اروپا سازگار است- را به عنوان زبانی مشترک به منظور تقسیم و به اشتراکگذاشتن بهترین روش ها و تجارب مفید و شیوه های جدید در سیستم مدیریت بحران توسعه دهیم. گرایش های دانش مدیریت ریسک، مکانیزم ها و تکنیک های انتقال ریسک میتواند با استفاده از تکنولوژی های آموزش مجازی در دسترس قرار گیرد. مراحل این عملیات عبارت اند از: انتخاب ساختارهای دانشی مناسب، توسعه مفاد درست و استفاده از همکاری شرکا، مؤسسات و متخصصان برای شرکت در کار. این مقاله تجربیات مجارستانی ها را در مدیریت ریسک و تحصیلات بیمه ارائه می دهد. آنها از طریق یک سیستم جامع مدیریت ریسک بحران و با ابزار آموزشی، داده ها و اطلاعات بیمه گر را به اطلاعات مورد نیاز دولت های محلی متصل میسازند.
یکی از نیازمندی های سازمان های امروزی، لزوم داشتن یک برنامه ریزی استراتژیک است تا با توفیق در آن تغییر اساسی در نحوه اجرای امور روزمره سازمان ایجاد شود. بنابراین لازم است تا هر سازمان و موسسه ای با بکارگیری مدل برنامه ریزی SWOT فرصتها و تهدید های محیطی خود را شناخته و به خوبی تحصیل کند، سپس نقاط قوت و توانمندیها و نقاط ضعف خود را شناخته، سعی کند از طریق نقاط قوت و توانمندیها، زمینه استفاده از فرصتها را فراهم کند و آمادگی برخورد با تهدید های محیطی را بدست آورد، از سوی دیگر نقاط ضعف خود را به حداقل برساند.در این مقاله ضمن بیان مفهوم swoT، ابعاد و شاخص های آن در بیمارستان های خدمات درمانی استان مازندران مورد بررسی و چالش قرار گرفته و در نهایت میزان اهمیت و اولویت هر یک از شاخص ها در عملکرد سازمان تعیین گردید. این تحقیق توصیفی و جامعه آماری آن کلیه مدیران و مسوولین واحد های بیمارستان های خدمات درمانی استان مازندران به تعداد 209 نفر و حجم نمونه با مراجعه به جدول کرجسی و مورگان، 135 نفر می باشد که به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای به دست آمده است. برای گرد آوری داده ها از یک پرسشنامه دو بخشی چهار درجه ای باضریب پایایی 0.84 و برای تجزیه و تحلیل سوال ها از روش های آماری توصیفی و استنباطی (آزمون آنوا و دانکن) استفاده شده است. و نتیجه این که تمامی حوزه ها یا ابعاد ماتریس نقش یکسانی در دستیابی به اهداف سازمان ندارند.
چکیده پژوهش حاضر با هدف مدلیابی معادلات ساختاری روابط بین ادراک معلمان ازابعاد اعتمادسازمانی باتعهد مستمروعاطفی آنهابه سازمان آموزش وپرورش در سال تحصیلی88-1387 به مرحله اجرا درآمد. این پژوهش از نوع پژوهش های همبستگی با استفاده ازروش مدل یابی علّی است. بدین منظور350 نفر(127مرد و223 زن) به عنوان نمونه ازبین کلیه معلمان ودبیران مرد و زن نواحی5گانه آموزش وپرورش شهراصفهان باروش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای که درآن نسبت سهم شرکت کنندگان نیزدرنظرگرفته شده بود، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش ازدو پرسشنامه اعتماد به سازمان واعتماد به مدیر، همچنین دو پرسشنامه تعهدمستمروعاطفی استفاده گردید. روایی صوری ومحتوایی وپایایی این پرسشنامه هابه دقت بررسی ومورد تأیید قرارگرفت.در راستای بررسی فرضیه های پژوهش داده های جمع آوری شده بااستفاده ازنرم افزار بسته آماری علوم اجتماعی ولیزرل تحلیل گردید. یافته نشان داد که همبستگی بین اعتماد به مدیربا تعهد مستمر(312/0)و تعهدعاطفی(464/0)همچنین همبستگی بین اعتماد به سازمان باتعهد مستمر(241/0) وتعهد عاطفی(259/0) درسطح01/0p≤ معنادار بوده واعتمادسازمانی (که ترکیب نمره اعتماد به سازمان واعتمادبه مدیربود) برتعهد سازمانی دارای تأثیر مستقیم ،یکسویه ومعنادار بوده است.ازبین فرضیه های ارائه شده درمدل پیشنهادی پژوهش فرضیه دوم وسوم مبنی بررابطه یکسویه ومستقیم اعتماد به سازمان باتعهدعاطفی وتعهد مستمر موردتأیید قرار نگرفت و در نهایت مدل علّی طراحی شده بر اساس الگوی معادلات ساختاری با شاخص نیکویی برازش (GFI )، 7/0باز نگری ومدل مفهومی نهایی ارائه گردید.
در سال های اخیر با توجه به بازار کار مطلوب و موقعیت حرفه ای رشته حسابداری دانشجویان رشته حسابداری با پیشینه تحصیلی متفاوتی در دوره دبیرستان وارد این رشته تحصیلی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی شده اند. برخی از دانشجویان دارای دیپلم هنرستان و فارغ التحصیل رشته حسابداری بوده و دارای پیشینه ای از آموزش قبلی در حسابداری هستند و گروه دیگر از دبیرستان ها با دیپلم غیر حسابداری فارغ التحصیل شده ،وارد این رشته در دانشگاه می شوند. پیشرفت تحصیلی این دانشجویان در رشته حسابداری در دانشگاه ها متفاوت است .از اینرو این تحقیق در حوزه آموزش رشته حسابداری، به بررسی تفاوت پیشینه تحصیلی حسابداری در مقطع متوسطه (به خصوص دیپلم حسابداری و ریاضی فیزیک)بر موفقیت تحصیلی دانشجویان رشته حسابداری در دانشگاه پرداخته است . جامعه آماری دانشجویان رشته حسابداری در مقطع کاردانی و کارشناسی در 7 واحد دانشگاهی و نمونه تحقیق به روش نمونه گیری غیر احتمالی و حجم نمونه 290 نفر می باشد.نتایج نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته حسابداری در دانشگاه در دو گروه دانشجویان با پیشینه تحصیلی حسابداری در هنرستان و دانشجویان با پیشینه تحصیلی غیر حسابداری در دبیرستان تفاوت معناداری ندارد. به عبارت دیگر دانشجویانی که با دیپلم حسابداری وارد دانشگاه می گردند دارای عملکرد بهتری نسبت به سایر دانشجویان نیستند.در حالیکه عملکرد دانشجویانی که با دیپلم ریاضی _فیزیک وارد رشته حسابداری شده اند نسبت به سایر رشته ها تفاوت معناداری داشته به عبارت دیگر آنها نسبت به سایرین عملکرد بهتری داشتند.این مساله لزوم تجدید نظر جدی در گزینش دانش آموزانی را در رشته حسابداری که دارای استعدادهای کمی و ریاضی بوده و پیش زمینه تفکر خلاق داشته باشند را تاکید می کند.از سوی دیگر حرفه حسابداری نیز باید توجهی بیش از پیش به مقطع متوسطه رشته حسابداری داشته باشد