هنری مینتزبرگ، مخالف پیتر دراکر، در زمرهی نام آورترین چهره های منتقد مدیریت در جهان است. مینتزبرگ بر این باور است که هر سازمانی مانند یک ارگانیسم یکتا بوده و خصوصیات، محیط، نیازها و منابع خاص خودش را دارد؛ او مدیریت را بیشتر شبیه به هنر میبیند تا علم.
گفتگوی صریح و انتقادی او، خواب مدیران اجرایی ارشد 500 شرکت موفق را آشفته کرد؛ چرا که بیواهمه آنها را فاسد خواند، از آن رو که پاداشهای کلانی را نصیب خود میسازند.
مینتزبرگ، شرکتهای امریکایی را مریض میداند. بیپروا میگوید:""از مدل امریکایی مدیریت استفاده نکنید. بیشتر شیوه های امریکایی از رده خارج اند و بسیاری از شرکتهای امریکایی در خطرند. شرکتهای تجاری معروف، به طور وحشتناکی بد مدیریت میشوند.""
وی دربارهی بحران نیز اظهار نظرش فراتر از بخش بانکداری و مالی امریکا است و میگوید: این یک بحران مدیریتی است. کوشش پل کروگمن، نویسندهی ستون اقتصادی نیویورک تایمز و دیگر نوسیندگانی را که به دنبال راه حلهای اقتصادیاند، به سخره گرفته و میگوید: این مسأله ای اقتصادی نیست بلکه، مسأله ای مدیریتی است که نمیتوان آن را با اصلاح سیاستهای مالی و پولی درست کرد. لیکن هیچکس نمیخواهد این پیام را بشنود!
مینتزبرگ، صرفاً انتقاد نمیکند بلکه، راه حلهای عملیاتی و اجرایی دقیقی نیز دارد. جالبتر آنکه در کمال متانت و شکیبایی، راه حلهایش را عرضه میکند: ""درمان آرام را میتوان از رأس شرکتهای بزرگ شروع کرد. خودشیفته ها و پاداشهای شرم آورشان، باید از آپارتمانهای مدیران اجرایی بیرون رانده شوند. و به جای آنها باید رهبرانی واقعی قرار گیرند، افرادی که شخصاً و عمقاً در مسائل بنگاه اقتصادی درگیر شوند و حس جمعی آن را از نو بسازند.
مینتزبرگ را باید ستود از آن رو که بحران فعلی را به بحران مدیریت منتسب میکند و برای آموزش و پرورش مدیران، رویکرد آموزشی جدیدی را در دانشگاه مکگیل کانادا پایه گذاری و اجرا میکند، ویژگی مدیران و رهبران را در 50 شرط طبقه بندی میکند، از نمونه های نادر مدیران و رهبران برجسته نام میبرد، از مدیران شرکتهایی میگوید که با ویژگیهای او سازگارند.
مینتزبرگ را میتوان در خلال همین مصاحبهی کوتاه اما پرمغز شناخت و به ارزیابی راه حلهای او با جدیت پرداخت؛ بویژه آنکه در شرایطی هستیم که با بحرانی در سطح جهانی روبه روئیم، با شرکتهایی رو به روئیم که تنها به سود خود میاندیشند و مسئولیتهای اجتماعی برایشان کم معنا است....
دانش مدیریت ریسک در حال تکامل است و بدنه این دانش در حال صورت بندی است، لذا در حال حاضر ضرورت وجود چارچوب مفهومی نمایان می باشد. چارچوب مفهومی ابزاری سودمند در تدوین، اجرا و ایجاد زمینه جهت توسعه در دانش است. انتخاب چارچوب مناسب برای اجرای فرایند مدیریت ریسک در سازمان ها، اولین و مهم ترین قدم است. چارچوب مناسب برای سازما ن هایی که به تازگی برنامه اجرای فرایند مدیریت ریسک را دارند، نشان دهنده مسیر حرکت در تدوین برنامه ها است و برای سازمان هایی که فرایند مدیریت ریسک را از قبل شروع نموده اند، معیاری جهت ارزیابی وضعیت موجود و شناسایی نقاط قوت و ضعف است. دو چارچوب مدیریت ریسک که امروزه به شکل گسترده مورد استفاده قرار می گیرند عبارت از: 1- چارچوب مدیریت ریسک ایزو 31000 و 2- چارچوب یکپارچه مدیریت ریسک بنگاه کوزو 2004 است. در جریان تدوین این دو چارچوب، تعداد زیادی از متخصصان و کارشناسان مدیریت ریسک مشارکت داشته و به طور گسترده ای هر دو چارچوب به رسمیت شناخته شده است. هر چارچوب نقاط قوتی برای خود دارد و علاوه بر کاربردی بودن، قابل توسعه بوده و لزومی به مقایسه جهت شناسایی برترین چارچوب نیست. در واقع نوع سازمانی که به دنبال پیاده سازی فرایند مدیریت ریسک است، مشخص کننده چارچوب مناسب می باشد. در این مقاله شرح مختصری از دو چارچوب مدیریت ریسک ارائه شده و با تاکید بر نقش کنترل های داخلی در سازمان به اهمیت استقرار چارچوب مدیریت ریسک بر بستر کنترل های داخلی پرداخته شده است.
مدیریت زنجیره تامین سبز به توسعه پایدار اقتصاد، محیط اجتماعی و طبیعی توجه می کند.افزایش نگرانی های زیست محیطی از مشتریان، خریداران، جوامع و مقررات دولتی باعث شده است شرکت ها برای زنجیره تامین سبز (GSC) و نوآوری سبز اقدام کنند . زنجیره تامین سبز و نوآوری سبز دارای همکاری استراتژیک در توسعه محصول جدید سبز هستند. این پژوهش تجربی روابط بین زنجیره تامین سبز، نوآوری سبز و عملکرد سبز در شرکت گلدایران را مورد مطالعه قرار می دهد. برای این هدف ما داده های 185 نمونه شرکت گلدیران را جمع آوری کردیم. و برای آزمون فرضیه های تحقیق، یک مدل معادلات ساختاری (SEM) به کار برده ایم. ما تأیید می کنیم که زنجیره تامین سبز بر نوآوری سبز و عملکرد سبز تاثیر مثبت دارد. هدف از این مقاله بررسی ادبیات اخیر است که در مورد رابطه بین زنجیره تامین سبز ، نوآوری سبز و عملکرد سبز بحث می کند.یافته های این مقاله نشان می دهد که زنجیره تامین سبز منجر به نوآوری سبز و عملکرد سبز می شود
آگاهی از ویژگی ها و رفتار خریدگردشگران از اهمیت بالایی برای بازاریابی مقاصد گردشگری خرید برخوردار می باشد. این پژوهش شناسایی ویژگی های گردشگران شهر بانه و تاثیر آن بر رفتار خرید آنها را هدف قرار داده است. بدین منظور تعداد 384 گردشگر در دو دوره زمانی ایام تعطیلات عید و تابستان 1394 به روش نمونه گیری خوشه ای از مراکز خرید شهر انتخاب و داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید. نتایج تحقیق نشان دادند که مبدا گردشگران و وضعیت تاهل آنها بر هزینه و مدت زمان خرید و فراوانی سفر گردشگران تاثیر گذار بوده و میزان تحصیلات تنها با روش پرداخت رابطه معنی داری داشته است. در بین عوامل فردی نیز سن گردشگران بر هزینه خرید، مدت اقامت، نوع اقامتگاه، روش پرداخت و مدت زمان خریدشان تاثیر گذار بوده و انگیزه خرید و منابع اطلاعاتی گردشگران رابطه معناداری با متغیر های رفتار خرید نداشته است.
در سال 1966 کنفرانس عمومی یونسکو با مشارکت اعضای شورای بینالمللی مجامع علمی ICSU طرح ایجاد شبکه جهانی مبادله اطلاعات علمی را تحت عنوان UNISIST مورد بررسی قرار داد. بر اساس تصمیمات کنفرانس عمومی یونسکو کمیتهای مرکب از دانشمندان و کارشناسان اطلاعرسانی مأموریت یافتند که اساس این طرح را مورد مطالعه دقیق قرار دهند. ریاست این کمیته به عهده آقای پروفسور H.Brown معاون شورای بینالمللی مجامع علمی محول گردید. سپس کمیته مذکور گروههایی را مأمور ساخت که اجزاء طرح UNISIST مانند یکنواخت ساخت روشهای گردآوری و اشاعه اطلاعات علمی, یکنواخت ساختن کتابنامهنویسی و مسائل مربوط به اشاعه اطلاعات علمی در کشورهای در حال توسعه را مورد بررسی بسیار قرار دهند.
هدف ماله بررسی این موضوع است که چرا مدیریت دانایی و یادگیری سازمانی ، به عنوان فرایندهای کلیدی در سازمانها ، باید ادغام شوند . مدیریت دانایی یادگیری سازمانی تا مدت زیادی در عمل به عنوان واقعیتهای تقریبا جدا از هم در نظر گرفته می شدند ، با این حال ، عناصر مشخص مشترکی بین آنها وجود دارد . علاوه بر این ، تکامل هر دو فرایند ، سوالهای مهمی را درباره اینکه آیا سازمانها می توانند در برابر تغییرات سریع در حیطه اقتصاد ، جامعه ، محل کار ، دوام بیاورند ، مطرح می کند .
زندگی قوی و استوار بر گِرد استعداد منحصربه فرد و برتر خویش قوام و دوام می یابد و رمز موفقیت سازمان ها، در کشف و به کارگیری استعداد برتر هر کدام از کارکنان نهفته است؛ اما در این میان آنچه مهم است، کشف استعداد برتر خویش است. بر این اساس، پژوهش حاضر به منظور کمک به افراد برای کشف استعداد برترشان، چیستی استعداد را مورد بررسی قرار داده است.
نتایج تحقیق، نشان می دهد که انسان دارای داشته های ذاتی و تکوینی طبع، غریزه و فطرت بوده و هر انسانی در این سه عرصه منحصربه فرد است. معمولاً طبع و غریزه به طور خودکار از قوه به فعلیت درمی آیند؛ اما انسان در شکوفا کردن یا نکردن فطرت آزاد است. کشف شد که در عرصه ی فطرت (که آگاهانه و اختیاری است)، هر فردی دارای مجموعه ای از استعدادهای منحصربه فرد است که نظم آنها از ساختار یک هرم پیروی می کند. قاعده ی هرم، بیانگر استعدادهای ضعیف تر فرد و رأس آن بیانگر استعداد برتر او است. هر فرد برای رسیدن به موفقیت، باید به کاری بپردازد که در آن دارای استعداد برتر است؛ یعنی، در رأس هرم استعدادهایش که همان استعداد برترش است- سرمایه گذاری کند؛ اما شناسایی این استعداد برتر که مهم ترین کشف انسان است، کاری مشکل می باشد. در این راستا، پژوهش حاضر به کشف معیارهایی رسیده است که می توانند همانند قطب نما ما را در امر هدایت به سمت هرم استعدادهای مان و خصوصاً استعداد برترمان کمک کنند
در این مقاله با استفاده از تجزیه و تحلیل مبتنی بر سیگنالهای بنیادی به بررسی برتری نسبی سهام برنده-بازنده بر اساس عملکرد فعلی و آتی از منظر ترجیحات رفتاری سرمایه گذاران پرداخته شده است. بنابراین بر اساس عوامل مربوط به سودآوری، تغییرپذیری عایدات و رشد، سیگنالهای بنیادی (F-Score) مربوط به محتوای اطلاعاتی 7 شاخص مالی شناسایی و بر مبنای آن سهام برنده-بازنده، تعیین و رفتار آتی بازده آنها بر مبنای ترجیحات ریسک گریزانه سرمایه-گذاران مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق از اطلاعات مالی تمامی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی1380 الی 1390 استفاده شده است. نتایج اولیه این تحقیق نشان دهنده وجود بازده بالاتر همزمان و آتی پرتفوی سهام برنده نسبت به سهام بازنده تا یک دوره زمانی پس از تشکیل پرتفوی و وجود رفتار مومنتومی و سپس رفتار معکوس بلندمدت آنهاست. همچنین نتایج تحقیق نشان دهنده وجود غلبه تصادفی بازده همزمان مرتبه های دوم و سوم سهام برنده نسبت به سهام بازنده و همچنین غلبه تصادفی مرتبه های دوم و سوم بازده دو دوره بعد سهام بازنده نسبت به سهام برنده در بازه های منفی بازار است.
هدف این پژوهش این است که در قالب یک طرح تحقیق پیمایشی به بررسی تأثیر آموزه های اسلامی در محتوای پیام تبلیغات تجاری بر قصد خرید مخاطبان آگهی از دیدگاه رؤسای کانونهای تبلیغاتی سراسر کشور در سه ماهه دوم سال 1393بپردازد. ابزار گردآوری اطلاعات از نوع پرسشنامه ای، و روش تحلیل داده ها بر اساس شیوه الگوسازی معادلات ساختاری مبتنی بر ساختار روابط خطی با استفاده از نرم افزار Lisrel است. یافته های پژوهش نشان می دهد، آموزه های اسلامی تأثیر نسبی بر احساسات مثبت پاسخگویان دارد؛ اما تأثیر معنی دار خاصی بر تصویر ذهنی آنان نداشته است. آموزه های اسلامی بر نگرش پاسخگویان نسبت آگهی نیز تأثیر غیرمستقیم محسوسی داشته است که در پی آن، نگرش مثبت آنان نسبت به آگهی به شدّت بر قصد خرید آنان تأثیر مستقیم و معنی داری داشته است.