بانک ها به منظور ارائه خدمات الکترونیکی به مشتریان خود نیازمند شناسایی و تحلیل رفتار آن ها هستند. تکنیک های داده کاوی می توانند در حجم زیاد داده های مشتریان به کسب دانش نهان برای پشتیبانی از تصمیمات بازاریابی کمک کنند. مسئله اصلی، چگونگی به کارگیری تکنیک های داده کاوی و مدل تحلیل RFM در شناسایی و تحلیل رفتار مشتریان در بخش بندی و طبقه بندی و انتخاب گروه هایی از مشتریان ارزشمند است. مدل پیشنهادی در این مقاله بر مبنای فرایند استاندارد CRISP در داده کاوی بوده و در آن بعد از آماده سازی و پیش پردازش داده ها، دو رویکرد مطرح می شود. 1. بخش بندی مشتریان به کمک خوشه بندی و محاسبه ارزش هر مشتری در خوشه ها و رتبه بندی آن ها برای پیدا کردن ارزشمندترین خوشه ها. 2. امتیازدهی وتعیین ارزش مشتری به عنوان ویژگی هدف در ساخت مدل های طبقه بندی میزان ارزش مشتریان. از مجموعه داده جمعیت شناختی و تراکنشی مشتریان برای آموزش و تست مدل پیشنهادی استفاده شد. نتایج نشان می دهد که به کارگیری مدل پیشنهادی می تواند مشتریان را بر اساس رفتار آن ها شناسایی و تحلیل نموده و به بخش بندی و طبقه بندی آن ها بپردازد تا پشتیبانی از تصمیمات برنامه های بازاریابی و ارتقا آن انجام شود.
زمینه و هدف: جرم شناسان مکان و نقش آن در وقوع جرم را بررسی می کنند و بیشتر بر شناسایی جرم و علل و ریشه های آن در مناطق شهری تمرکز داشته اند. و به لحاظ ابعاد مکانی فضایی در نواحی روستایی کمتر مورد توجه بوده و به طور اساسی به مشکلات خاص جرم و روش های تحقیق جرم شناسی در نواحی روستایی کمتر پرداخته شده است. هدف پژوهش شناخت زمینه های وقوع جرم در نواحی روستایی و تحلیل عوامل موثر بر افزایش جرم به ویژه سرقت دام در نواحی روستایی در سال های اخیر در بخش چهاردولی غربی شهرستان قروه می باشد.
روش: پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و روش انجام توصیفی ـ تحلیلی است. داده ها از انجام مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و نیز مطالعات میدانی گردآوری شده است. جامعه آماری روستاهای نمونه بخش چهاردولی شهرستان قروه از توابع استان کردستان است که روستاهای نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. در پیش آزمون، پایایی ابزار سنجیده شد (78/0=α).
یافته ها: هر چند سرقت دام در نواحی روستایی مورد مطالعه از 1374 وجود داشته، اما سرقت ها بسیار کم و نادر بوده است. از 1384 سرقت ها سیر صعودی داشته و هر سال تعداد آن افزایش یافته است. علاوه بر این، پراکندگی سرقت دام در فصل های مختلف سال متفاوت بوده و بیشترین درصد آن در فصل زمستان رخ داده که با بیکاری فصلی در این فصل قابل توجیه است.
نتیجه گیری: راه مناسب و دسترسی آسان به روستاها، افزایش برخی بزه کاری های اجتماعی نظیر اعتیاد، حذف نگهبان های محلی و کمبود پاسگاه های انتظامی از عوامل مؤثر بر افزایش تعداد سرقت ها در این ناحیه بوده است.
مجموعه تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور طی چند دهه اخیر تغییر ساختار و ارزش های خانوادگی نظام ارزشی جامعه شهری و روستایی ایران را در ابعاد مختلف به دنبال داشته است. هدف این تحقیق، شناسایی مهم ترین ارزش های خانوادگی جوانان روستایی و عوامل موثر بر آن است. جامعه آماری این تحقیق را افراد 18 تا 30 ساله ساکن در مناطق روستایی استان اصفهان تشکیل می دهند. در انجام این پژوهش از روش پیمایشی استفاده شده است. برای جمع آوری داده های میدانی تحقیق با 544 جوان روستایی که با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب گردیدند مصاحبه به عمل آمد. ارزش های خانوادگی از جنبه های مختلفی قابل تعمق هستند که در مورد جوانان روستایی تشکیل خانواده ، سن مناسب ازدواج ، ابعاد مهم خانواده ، تعداد ایده آل فرزندان، معیارهای گزینش همسر، نظام تصمیم گیری در خانواده ، استقلال زن در خانواده و شکاف نسلی ارزشی از جمله مهم ترین آ نها به شمار می روند. عوامل دارای تاثیر مستقیم بر ارزش های خانوادگی عبارت اند از: رضایت از زندگی، جنسیت، سطح تحصیلات، استفاده از رسانه های جمعی و شرایط اقلیمی؛ عواملی همچون سن، ارتباط با مراکز شهری، قابلیت دسترسی روستا، وضعیت تاهل و وضعیت اقتصادی به طور غیر مستقیم بر ارزش های خانوادگی تأثیر می گذارند.
سازمانها علیرغم سرمایهگذاریهای سرسامآور سختافزاری و نرمافزاری که برای استقرار مدیریت دانش انجام دادهاند به نتیجه مورد انتظارشان دست نیافتهاند. تحقیق حاضر تلاشی است برای پاسخگویی به این سؤال بنیادین که سازمان با تکیه بر چه رویکردی میتواند به مزیت رقابتی مبتنی بر منابع کلیدی خود دست یابد؟ و به عبارتی مسیر بلوغ سازمان در بهرهبرداری از دانش خود چیست و سازمان روی چه فرآیندهایی سرمایهگذاری کند تا پیادهسازی مدیریت دانش در جهت اهداف و نیازهایش باشد؟ روش تحقیق بکارگرفته از نظر نوع دادهها کیفی، از نظر ماهیت اکتشافی و از نوع نظریه برخاسته از دادهها است که با نمونه گیری هدفمند و انجام مصاحبهها عمیق و نیمه ساختار یافته (فردی و گروهی) صورت گرفته است، تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مقایسه ای انجام شده است. این الگوی فرآیندی نشان میدهد که توسعه مدیریت دانش از طریق یک فرآیند یادگیری چهار حلقهای محقق میشود بهگونهای که منابع سازمانی در طی این فرآیند، ارتقاء یافته و به قابلیتها و شایستگیهای محوری سازمان تبدیل میشوند. بنابراین اگر سازمان نتواند محقق شدن این فرآیند را فراهم نماید، سرمایهگذاری انجامشده به هدر خواهد رفت. فرآیند ارائهشده، مراحل توسعه و پیادهسازی مدیریت دانش را توصیف میکند و نقش هریک از عوامل اساسی همچون فرآیندها و حلقههای یادگیری، منابع سازمانی و استفاده خلاقانه از فناوری اطلاعات را در پیادهسازی مدیریت دانش تبیین مینماید.
امروزه موسسات آموزشی و تحقیقاتی و در راس آنها دانشگاهها نقش بسیار مهمی در پیشرفت وتوسعه جوامع ایفا می کنند. با این وجود نظام تحقیق و آموزش در ایران با چالشهای عدیده ای مواجه است و می بایست روند حرکتی مناسبی را پیش روی خود قرار دهد تا نسبت به ایجاد انگیزه واستفاده از محققان و دانش پژوهان در داخل کشور موفق تر عمل نماید و در واقع مانع از فرار مغزها گردد. بررسی ها،حاکی از آن است که مراکز تحقیقاتی و آموزشی ، به ویژه دانشگاهها و در رأس آنها دانشگاه تهران به عنوان نماد آموزش عالی همچنان از کارایی و اثربخشی مطلوب برخوردار نمی باشند. در این مقاله تلاش بر این است که به اجمال نشان داده شود چگونه موسسات آموزشی-تحقیقاتی و دانشگاهها به عنوان یک نظام اجتماعی پیچیده میتوانند در تعامل پویا با دیگرنظامهای اجتماعی عمل کنند وبا توجه به شرایط متغیر محیط ، به بازسازی مجدد نقش نوین خود اهتمام ورزند و مانع از بروز اختلال جدی در کارکرد خود و نیز در کارکردهای نظام های پیرامونی شوند. فرض اساسی این است که این مهم امکان پذیر نخواهد بود مگر از طریق تغییر نگرش و ایجاد تفکر نظام مند در اجزای اساسی سیستم و پیروی از اصول برنامه ریزی استراتژیک.
این پژوهش به طور خاص تورش های رفتاری مدیران در فرآیند تصمیم گیری را مورد بررسی قرار داده است. در حقیقت هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین بیش اطمینانی و بیش سرمایه گذاری و همچنین بررسی اثر هزینه های نمایندگی بر این رابطه است. برای این منظور از داده های 99 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال های 1381 تا 1393 استفاده شد. آزمون فرضیه ها به کمک مدل های رگرسیونی لوجیت چند متغیره مبتنی بر داده های ترکیبی انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین بیش اطمینانی و بیش سرمایه گذاری رابطه معنی دار و مثبتی وجود دارد. بدین معنی که مدیران بیش اطمینان در فرآیند اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری نیز سرمایه گذاری بیش از حد خواهند داشت. همچنین هزینه های نمایندگی بر این رابطه تأثیرمعنی داری دارد. یافته ها نشان داد که در شرکت های با هزینه های نمایندگی بالا در مقایسه با شرکت های با هزینه های نمایندگی پایین، رابطه قوی تری بین بیش اطمینانی و بیش سرمایه گذاری وجود دارد. در حقیقت تضاد منافع موجود بین مدیران و سرمایه گذاران منجر به بیش سرمایه گذاری بیشتری به واسطه بیش اطمینانی می گردد.
"مقدمه:
با توجه به این واقعیت که در عصر حاضر، آگاهی از مهارتهای ارزیابی، بازیابی و سازماندهی اطلاعات کمک فراوانی به کتابداران در جهت رفع نیازهای اطلاعاتی مراجعان می نماید، این سوال به ذهن خطور می کند که کتابداران جامعه ی هدف با مهارتهای بازیابی و تجزیه و تحلیل اطلاعات برای رسیدن به پاسخ مطلوب، تا چه میزان آشنایی دارند و تا چه اندازه از ابزارهای بازیابی اطلاعات برای رفع نیاز مراجعه کنندگان استفاده می نمایند. مقاله ی حاضر محصول یک تحقیق در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان می باشد که با تلاش همکاران توانسته است به گونه ای عملیاتی مفهوم سواد اطلاعاتی و عوامل موثر بر آن را در نزد کتابداران و اطلاع رسانان حوزه ی علوم پزشکی بیان نماید.
روش بررسی:
در یک مطالعه ی توصیفی- مقطعی 39 نفر از کتابداران کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به وسیله ی پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفتند. پرسشنامه از نظر اعتبار و پایایی مورد تایید قرار گرفت.تحلیل یافته ها به کمک نرم افزار آماری SPSS و با استفاده از آمارهای توصیفی صورت گرفت.
یافته ها:
نتایج به دست آمده نشان داد که آگاهی کتابداران از نیازهای اطلاعاتی جامعه ی تحت پوشش خود در سطح مطلوبی بود. از طرفی میزان شناخت آنان از منابع اطلاعاتی مورد نیاز جامعه ی تحت پوشش ، در حد متوسط و میزان آگاهی کتابداران از تکنیک های مختلف جستجو و بازیابی اطلاعات سطح خوبی را نشان داد. یکی از دلایل، همان آموزشی بود که کتابداران برای آن اهمیت بسیار زیادی قائل شده بودند. همچنین آمار، نشانگر سطح بسیار ضعیف تکنیکی کتابداران در مورد شیوه های مختلف دسترسی به اطلاعات بود.
نتیجه گیری:
با توجه به نتایج موجود ، کتابداران مهم ترین عوامل تاثیر گذار بر سطح سواد اطلاعاتی خود را به ترتیب آموزش به خصوص در قالب دوره های ضمن خدمت ، عوامل محیطی و دیدگاه علمی مدیران مراکز خود دانسته بودند ، که در راستای این هدف برنامه ریزی بهتر و زمینه سازی مناسب ، به خصوص در ایجاد بستر مناسب آموزشی و عوامل محیطی ( سخت افزاری و نرم افزاری و ... ) برای کتابخانه ها و کتابداران از سوی مسؤولان لازم است .
"
مهمترین عامل حفظ و رشد یک برند، ایجاد وفاداری در نگرشها، باورها و رفتارهای مشتریان است. طی سالهای اخیر استفاده از استعاره انسان و شخصیت بخشی به برند در مطالعات مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. از این رو در این تحقیق برند هایپراستار به عنوان یکی از اولین و بزرگترین فروشگاههای زنجیره ای خصوصی برای ارزیابی تأثیر شخصیت برند بر میزان وفاداری نگرشی و رفتاری مد نظر قرار گرفته است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه مشتریان فروشگاه هایپراستار در شهر تهران تشکیل می دهد. داده های لازم با پرسشنامه 23 سؤالی از 120 نفر از مشتریان که به روش نمونه گیری غیراحتمالی از نوع ساده و آسان انتخاب شدند گردآوری شد. جهت آزمون مدل از روش کمترین مربعات جزیی و نرم افزار PLS-Graph استفاده شد. نتایج نشان داد که چهار بعد مسئولیت پذیری (β=0.212; t=2.490)، پویایی (β=0.276; t=2.690)، احساسی (β=0.223; t=3.204) و جسارت (β=0.154; t=1.905) بر وفاداری نگرشی، و وفاداری نگرشی (β=0.777; t=12.415) بر رفتاری به برند اثر دارد، اما سادگی برند (β=0.125; t=1.618) بر وفاداری نگرشی اثر ندارد. در ضمن از بین ابعاد شخصیت برند فقط پویایی (β=0.104; t=1.881) بر وفاداری رفتاری اثرگذار است. بنابراین می توان اینگونه نتیجه گیری نمود که بهتر است در بررسی تأثیر شخصیت برند بر وفاداری، وفاداری نگرشی و رفتاری به تفکیک بررسی شوند.
امروزه بهبود کیفیت در بخش خدمات از اهمیت ویژه ای نسبت به بخشهای دیگر اقتصادی دارد . از طرفی آنچه را بتوان اندازه گرفت می توان بهبود داد و یکی از روشهای اندازه گیری کیفیت در فرایندهای خدماتی ، روش SERVQUAL است . در این مقاله سعی شده است با معرفی مدل شکافهای کیفیت خدمات و اهمیت کاهش این شکافها ، چگونگی استفاده از روش مزبور برای کاهش یکی از مهمترین آنها ، یعنی شکاف بین انتظارات و تصورات مشتری را بررسی کرد . ...
در محیط تولید کلاس جهانی هر مشتری خواهان کارائی،کیفیت و قابلیت اطمینان با کمترین هزینه امکان پذیر و رقابتی است و عملکرد محصول با استفاده از تکنیک ها و استراتژی های مختلف قابلیت اطمینان بهبود می یابد . در این مقاله یک مدل مفهومی و الگوی عملی جهت برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک قابلیت اطمینان در توسعه محصولات جدید با فناوری بالا پیشنهاد شده است که با استفاده از برنامه ریزی دو سطحی، به تدوین، بهینه سازی و اجرای استراتژی های قابلیت اطمینانی در دو سطح مدیریتی و فنی می پردازد . برای تدوین استراتژی در سطح مدیریت از مدل ابتکاری TORC استفاده می کند و از طریق مدلی ابتکاری با تلفیق مدل برنامه ریزی خطی صفر و یک و ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی و مدل چند شاخصه فازی یاگر به بهینه سازی استراتژی ها و یک سو سازی و اتصال آنها با اهداف سازمان می پردازد .برای اجرای استراتژی های منتخب فنی سطح مدیریت ، در سطح مهندسی با رویکردی جدید به تعریف استراتژی های تخصیص قابلیت اطمینان در محصولات با فناوری بالا و سپس به بهینه سازی این استراتژی ها می پردازد. مدل تحقیق برای محصول دوربین فضایی پیاده سازی شد.با استفاده از این مدل، مدیران قادر خواهند بود بهترین و مناسب ترین تصمیمات و استراتژی های قابلیت اطمینانی را برای توسعه محصولات جدید با فناوری بالا بکار گیرند و بر این اساس، اهداف عملیاتی ویژه ای را تعیین کرده و در نهایت به اهداف کلان سازمان خود دست یابند.
شناسایی و تبیین عوامل تعیینکننده سیاست تقسیم سود، یکی از اصلیترین دغدغههای ذینفعان بنگاههای اقتصادی است. آگاهی از این عوامل ضمن آنکه تصویر روشنی از توان توزیع نقدینگی شرکتها ارائه میدهد، امکان برآورد رفتار آتی آنها را نیز فراهم میسازد. در این خصوص نظریههای مختلفی از سوی پژوهشگران دانش مالی ارائه شده است که از آن جمله میتوان به نظریههای رشد، هزینه نمایندگی، اثر اندازه و ریسک اشاره نمود. در این تحقیق علاوه بر نظریههای منعکس در تحقیقات خارجی، تلاش گردید تا شرایط خاص بازار سرمایه ایران نیز مورد توجه قرار گیرد. برای بررسی این نظریهها ابتدا متغیرهای مورد نظر تعیین و سپس اطلاعات لازم برای 63 شرکت طی یک دوره شش ساله (1377 الی 1382) گردآوری گردید. برای تجزیه تحلیل اطلاعات نیز از روشهای آماری مبتنی بر رگرسیون و تحلیلهای مربوطه، بهرهگیری شد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که سیاست تقسیم سود شرکتها از الگوی گام تصادفی پیروی میکند. همچنین با توجه به تأیید نظریه پیام رسانی، انتظار میرود تا اگر شرکتی از رشد سود بالایی (پائینی) برخوردار باشد، بازده نقدی آن نیز بالا (پائین) باشد. اندازه، فرصتهای سرمایهگذاری، ساختار مالی، ریسک و اهرم مالی شرکت از دیگر مواردی هستند که در توضیح سیاست تقسیم سود شرکتهای بورس، ایفای نقش میکنند.
از جمله موضوعاتی که امروزه به طور گسترده، در سازمان ها به آن توجه میشود، معنویت و اخلاق است. پدیدة «پیچیدگی انواع محیط» در عصر کنونی، سازمان ها را بر آن داشته است تا پاسخ ها، نگرش ها و رویکردهای گوناگونی به آن داشته باشند. با ورود به سازمان، با توجه به شدیدتر شدن نیاز به اعتماد برای فعالیت در سازمان های جهان امروزی نیاز به معنویت و توسعة هوش معنوی در بین افراد افزایش مییابد.
برای آنکه بتوانیم هوش معنوی را در محیط کار نظام جمهوری اسلامی ایران عملیاتی کنیم، باید هوش معنوی را با توجه به آموزه های دین مبین اسلام بررسی کنیم. ازاین رو، این مقاله با تکیه بر مطالعات کتاب خانه ای و با روش توصیفی و تحلیل منطقی، مفهوم «هوش معنوی»، جایگاه و نقش آن را در محیط کسب و کار تبیین مینماید. سپس با بررسی الگوهای رایج هوش معنوی، ابتدا ضرورت تدوین الگوی هوش معنوی را بر اساس آموزه های اسلامی شرح میدهد و آنگاه به برخی از مؤلّفه های این هوش بر اساس تعالیم دینی اشاره میکند و در نهایت، به راهکارهای تقویت و رشد هوش معنوی از نظر اسلام میپردازد.
امروزه فناوری اطلاعات علاوه بر تسهیل امور عملیاتی، نقشی استراتژیک در تحقق اهداف کسب و کار سازمانها دارد بهطوریکه سازمان ها به منظور تحقق نقش استراتژیک فناوری اطلاعات، ملزم به تدوین برنامه استراتژیک فناوری اطلاعات هستند. بدین ترتیب برنامهریزی استراتژیک فناوری اطلاعات نقشی حیاتی در ایجاد همراستایی بین کاربریهای فناوری اطلاعات با استراتژیهای کسب و کار سازمان دارد. تا کنون چارچوبهای متفاوتی برای تدوین برنامه استراتژیک فناوری اطلاعات ارائه شده است ولی هنوز سازمانها در تدوین این برنامه حیاتی با مشکلاتی مواجه هستند که نهایتاً این مشکلات منجر به شکست برنامههای تدوین شده میگردد. مقاله حاضر سعی دارد با شناسایی عوامل سازمانی موثر بر موفقیت برنامهریزی استراتژیک فناوری اطلاعات و با استفاده از تکنیک آماری مدل معادلات ساختاری، مدلی را برای موفقیت برنامهریزی استراتژیک فناوری اطلاعات ارائه دهد. مدل ارائه شده تلاشی است که برای اولین بار ارائه شده و هیچ مدل مشابهی در تحقیقات داخل یا خارج از کشور ارائه نشده است. همچنین عوامل سازمانی موثر هم، با بررسی تحقیقات مختلف و یکپارچهسازی نتایج آنها شناسایی و گردآوری شده است.
امروزه یکی از مهم ترین و با ارزش ترین سرمایه های هر سازمانی، دانش است. تغییرات سریع و رشد روزافزون دانش و اطلاعات، هر سازمانی را بر آن می دارد تا برای بقاء تمام تلاش خود را در مدیریت دانش به کار گیرد. لذا سازمان ها در پی شناسایی عوامل زمینه ساز و نیز بستر سازی به منظور ایجاد مدیریت دانش برآمده اند تا به موقع از منابع دانشی خود و محیط پیرامون بهره برداری کنند. تمرکز مدیریت دانش، بر بهبود توانایی های سازمان است. موفقیت، به ایجاد محیط کاری جدیدی نیاز دارد که در آن، دانش و تجربه به سادگی تسهیم شوند، فرایندها و فناوری های اطلاعاتی نیز برای این هدف باید اعمال شوند. رفتار انسان ها در سازمان هم باید در این راستا قرار گیرد تا اطلاعات و دانش آنان ادغام شود و در زمان مناسب به دست افرادی برسد که به آن نیاز دارند تا بتوانند با بهره وری بیشتر عمل کنند. مبانی زیرساخت مدیریت دانش، شامل نظام فناوری اطلاعات، فرایندهای دانش و فرهنگ سازمانی است که این مبانی به استفاده کامل از دانش منجر می شوند. این تحقیق نیز با مفروض داشتن این سه عامل در پی تبیین و سنجش وضعیت هر یک از این عوامل در شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران (منطقه تهران) برای استقرار مدیریت دانایی و نیز رتبه بندی آن ها به منظور توجه و تقویت عوامل ضعیف تر بوده است.
تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین برخی از نمایندگان هزینه سیاسی و محافظهکاری حسابداری در شرکتهای ایرانی میپردازد. فرضیه سیاسی بیان میدارد شرکتهایی که مورد موشکافی بیشتری قرار دارند هزینههای به نسبت بیشتری را در مقایسه با سایر شرکتها متحمل میشوند و بنابراین برای گریز از این هزینهها تمایل بیشتری به ارایه سود پایینتر و اعمال محافظهکاری دارند. در تحقیق حاضر ما از اطلاعات 5 ساله(1385-1381) شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده نمودهایم. نتایج تحقیق نشان میدهد که بین اندازه و شدت سرمایهگذاری با محافظهکاری یک رابطه منفی و بین درجه رقابت در صنعت و مالکیت دولتی با محافظهکاری یک رابطه مثبت وجود دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان میدهد که بین نرخ موثر مالیاتی و ریسک با محافظهکاری رابطه معناداری وجود ندارد.
هدف کلی از این پژوهش بررسی ویژگی های اثربخشی ارتباطات میان فردی معلمان ریاضی و دانش آموزان و رابطه آن با یادگیری ریاضی می باشد. نمونه آماری این پژوهش، 79 نفر از دانش آموزان سال اول مقطع متوسطه مدارس شهر تهران و 67 نفر از معلمان ریاضی آن ها در سال تحصیلی 1387 - 88 می باشد که به روش خوشه ای از بین دبیرستان های مناطق 3، 6، 10، 16 و 17 انتخاب شده اند. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی (همبستگی) استفاده شده است. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه محقق ساخته ای است که بر اساس ویژگیهای اثربخشی ارتباطات میان فردی (گشودگی، همدلی، حمایتگری، مثبت گرایی و تساوی) تنظیم شده است. اعتبار پرسشنامه بر پایه آلفای کرونباخ برابر 0.959 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از جدول فراوانی، آزمون تفاوت برای دو گروه مستقل (T-Test) و آزمون همبستگی (r پیرسون) تحت نرم افزار SPSS استفاده گردیده است. یافته های پژوهش نشان داد که بین ویژگی های اثربخشی ارتباطات میان فردی معلمان ریاضی و دانش آموزان تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین معلمان ریاضی زن نسبت به معلمان ریاضی مرد در استفاده از ویژگی های اثربخشی ارتباطات میان فردی به نحو بهتری عمل می کنند و دخترها نسبت به پسرها در یادگیری ریاضی موفقترند. همچنین بین ویژگی های اثربخشی ارتباطات میان فردی و یادگیری ریاضی همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد.