حسابرسی داخلی نوین در ایران، به تازگی در کانون توجه قرارگرفته است لذا تاکنون بسیاری از جنبه های آن ازجمله کیفیت حسابرسی داخلی و راهبردهای دستیابی و ارتقای آن، تبیین نگردیده است. همچنین پژوهش های گذشته جنبه های محدودی از کیفیت حسابرسی داخلی را مدنظر قرار داده اند؛ بنابراین برای تبیین و توصیف جنبه های گوناگون کیفیت حسابرسی داخلی و راهبردهای ارتقای آن، برای بار نخست، با بهره گیری از رهیافت کیفی و به کمک روش نظریه زمینه ای و استفاده از مصاحبه های عمیق، ذینفعان اصلی حسابرسی داخلی موردپژوهش قرار گرفتند. برای این منظور با 33 نفر از ذینفعان اصلی (استفاده کنندگان و ارائه کنندگان) حسابرسی داخلی در نیمه دوم سال 1395 و اوایل سال 1396 مصاحبه صورت گرفت. مضافاً از داده های متنی مندرج در 30 مقاله، یادداشت و میزگرد منتشرشده در مجله ها و نشریه های حرفه ای پیرامون حسابرسی داخلی که عمدتاً ارائه کننده دیدگاه ذینفعان فوق الا شاره پیرامون کیفیت حسابرسی داخلی بود، نیز استفاده شد. داده های پژوهش به کمک روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی که مختص رویکرد نظریه زمینه ای است، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و مقوله های کلان، مقوله های اصلی و خرد مقوله ها (مفاهیم) استخراج گردید. مدل راهبردهای ارتقای کیفیت حسابرسی داخلی بر اساس رویکرد سیستمی که شامل ورودی ها، فرایند، خروجی ها، نتایج (پیامدها) و عوامل زمینه ای است، استخراج شد. بر اساس آن، راهبردهای ارتقای کیفیت حسابرسی به صورت چندوجهی و پیرامون عناصر مدل کیفیت سیستمی یعنی پیرامون ورودی ها، اجرای کار، خروجی ها و عوامل زمینه ای مؤثر بر کیفیت حسابرسی داخلی ارائه گردید. با توجه به جوان بودن حرفه حسابرسی داخلی در ایران، این راهبردهای چندوجهی می تواند در سطوح مختلف حسابرسی داخلی
سازمان ها همواره به دنبال استفاده از همة امکانات برای رسیدن به موفقیت و اثربخشی اند و برای تحقق این هدف علاوه بر دستیابی به عوامل مختلف، بحث به کارگیری افرادی با ویژگی های خاص ذهنی و مهارت بیشتر، مورد توجه قرار گرفته است. یکى از این ضرورت ها در عرصة انسان شناسى، توجه به بعد معنوى انسان از دیدگاه دانشمندان، به ویژه کارشناسان سازمان بهداشت جهانى است. با این وصف، هدف از این پژوهش بررسی رابطة هوش معنوی با مهارت های ارتباطی کارکنان در دانشگاه لرستان بود. این تحقیق از نوع مطالعات توصیفی پیمایشی- همبستگی است و جامعة آماری آن را همة کارکنان دانشگاه لرستان تشکیل دادند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای220 نفر انتخاب شدند. برای بررسی روایی پرسشنامه ها روش محتوایی و صوری به کار گرفته شد و برای بررسی پایایی آلفای کرونباخ محاسبه شد. نتایج نشان داد وضعیت هر دو متغیر در جامعة مورد مطالعه بالاتر از میانگین آماری است. همچنین، بین هر یک از مؤلفه های هوش معنوی با مهارت های اجتماعی ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد. کارکنان مرد هوش معنوی بالاتری نسبت به کارکنان زن دارند ولی مهارت های ارتباطی و هوش معنویکارکنان در گروه های مختلف سنی، تحصیلی و سابقة خدمت یکسان است.
طبقه بندی موجودی یکی از تکنیک های مهم در حوزه مدیریت موجودی است. یک روش شناخته شده، روش طبقه بندی بر اساس آنالیزABC است که اقلام موجود در انبار را بر اساس ارزش و اهمیت آنها در طبقات مختلفی قرار می دهد. در این مقاله، یک شبکه زنجیره تامین سه سطحی برای یک مدل بهینه سازی دو هدفه به منظور بهبود کیفیت گروه بندی موجودی بر اساس آنالیزABC ارائه شده است. تابع هدف اول سود خالص اقلام موجود در انبار مرکزی (سطح 2) و تابع هدف دوم نیز سود خالص اقلام موجود در بخش های مختلف (سطح 3) را در شرایط عدم قطعیت بیشینه می کنند. مدل به طور همزمان تعداد گروه های موجودی، سطح خدمات مربوط به هر گروه و اقلام اختصاص داده شده به گروه ها را با توجه به محدودیت ها، کمبود موجودی، در نظر گرفتن هزینه های سفارش دهی و خرید بهینه می کند. به منظور حل مدل ارائه شده از روش های ابتکاری و دقیق از جملهLP-metric و ε-constraint اصلاح شده استفاده شده است. سپس به منظور مقایسه روش های ذکر شده از آزمون فرض آماری استفاده شده و نهایتا با استفاده از روش AHP برترین و کاراترین روش حل انتخاب شده است. نتایج نشان دهنده ی برتری روش ε-constraint بود؛ در ادامه به منظور اعتبارسنجی مدل از یک مجموعه مثال عددی استفاده شده که نشان دهنده ی بهبود و کارایی مدل ارائه شده در کنترل موجودی انبار بوده است.
طی سالیان اخیر موج استفاده و بهره گیری از سیستمهای اتوماسیون اداری کشور مار افراگرفته است و بسیاری از سازمانها، تمایل زیادی برای بهره گیری و استفاده از این سیستمها از خود نشان می دهند و حاضرند مبالغ کلانی را جهت استقرار و بکارگیری این سیستمها صرف نمایند اما باید بررسی نمود که چنین سیستم های اطلاعاتی تاچه اندازه توانسته به مدیران سازمانها در بهبود تصمیم گیری کمک نماید وآیا توانسته چنین سیستمهایی انتظارات مدیران را در تصمیم گیری ها براورده نماید. هدف اصلی ازاین تحقیق بررسی اثرات سیستم اتوماسیون اداری بر بهبود تصمیم گیری مدیران (استانداری آذربایجان غربی و حوزه ستادی) می باشد. روش تحقیق علی – مقایسه ای می باشد .ونتایج حاصل از تحقیق نشان داد که سیستم اتوماسیون بر افزایش صحت تصمیم گیری مدیران تاثیر مثبت دارد . سیستم اتوماسیون بر افزایش دقت تصمیم گیری مدیران تاثیر مثبت دارد . سیستم اتوماسیون بر بهنگام بودن تصمیم گیری مدیران تاثیر مثبت دارد . سیستم اتوماسیون بر اقتصادی بودن تصمیم گیری مدیران تاثیر دارد. و شواهدی بررد فرضیه های چهارگانه مذکور وجود نداشت.
هدف این مقاله، ارائه الگویی برای تبیین چگونگی تأثیر دین داری درونی بر تصمیم گیری اخلاقی در کسب وکار است. مجموعه تحقیقات کمّی به روش نظام مند جستجو و برمبنای معیارهای مشخص، انتخاب شدند. سپس با تحلیل و ترکیب این تحقیقات، نشان داده شده است که دین داری درونی هم به صورت مستقیم، و هم از طریق تقویت متغیرهایی چون تکلیف محوری و احساس گناه ناشی از رفتار غیر اخلاقی و تضعیف متغیر اخلاق ماکیاولی، بر تصمیم گیری اخلاقی تأثیر مثبت می گذارد. نزدیک به 80 درصد تحقیقات کمّی، این تأثیر را مثبت و معنادار گزارش کرده و آن را در گروه مصرف کنندگان بیشتر از مدیران ارشد و متخصصان و در افراد خودشیفته، ثروتمندتر، بدطینت و چالش های اخلاقی فعال، ضعیف تر دانسته اند. در پایان، پیشنهاد شده است تا در تحقیقات آتی بیشتر از روش های طولی/ آزمایشی/ مداخله ای بهره گرفته شود، به ادیان غیرمسیحی بیشتر پرداخته شود و نیز از متغیرهایی چون عشق به پول، تعهد به بهبود اخلاقی و شدت اخلاقی ادراک شده، به عنوان میانجی و از متغیرهایی چون نوع شغل، میزان رسمیت، نوع سازمان، فشار اجتماعی برای دین داری، توانایی های شناختی و ایجاد فرصت برای رفتار غیراخلاقی نیز به عنوان تعدیل کننده استفاده شود.
به رغم تحولاتی که در سال های اخیر در حوزه ی سلامت کشور صورت پذیرفته است، صاحب نظران نظام سلامت بر این باورند که توسعه ی مدیریت، چالش اصلی نظام سلامت است. در خصوص بهبود مدیریت سازمان های سلامت، اصرار بر فرایند پزشک محوری یک چالش است. در کشورهای در حال توسعه علاقه ای به دخیل کردن مدیران تخصصی برای اداره ی سازمان های بهداشتی وجود ندارد؛ از اینرو به نظر می رسد یکی از مهمترین چالش های کنونی نظام سلامت، عدم تناسب مسئولیت و اختیار و فقدان نظام ساختارمند انتخاب مدیران در این عرصه باشد. این مطالعه یک مطالعه مروری نقلی بود که به مرور ساده ی مستندات موجود در پایگاه های اطلاعات علمی و خبری و همچنین نظرات کارشناسان نظام سلامت در زمینه ی اهمیت و مختصات موضوع پزشک محوری پرداخته است. یافته ها حاکی از آن هستند که نظام سلامت کنونی ما مبتلا به نوعی پزشک زدگی مفرط حاکمیتی بوده و جهت رشد و غلبه بر عمده ی مشکلات خود نیاز به ایجاد تغییراتی اساسی در سیستم مدیریتی فعلی خود دارد. بر این اساس به نظر می رسد دستیابی به هدف اصلاح مدیریتی نظام پزشک محوری نیازمند عواملی همچون تدوین، اجرا و ارزیابی پروژه های پایلوت، تدوین سیاست برای نتایج پایلوت شده، ظرفیت سازی، آموزش و توانمندسازی مدیران می باشد.
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر طراحی لوگو بر تصمیم خرید در مصرف کنندگان محصولات مواد غذایی، تحقیقی کاربردی است که به صورت توصیفی و روش کمی و ابزار پیمایشی-میدانی صورت پذیرفته است. جامعه آماری تحقیق را کلیه مصرف کنندگان مواد غذایی فروشگاه های استان بوشهر تشکیل داده است. براساس رابطه تعیین نمونه با جامعه آماری نامشخص کوکران، 384 نفر به عنوان نمونه آماری تعیین گردید روش نمونه گیری برای انتخاب شهرهای استان بوشهر به صورت خوشه ای و انتخاب نمونه در شهرهای انتخابی به روش تصادفی ساده انجام پذیرفت. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است که روایی محتوای آن با نظر خبرگان و کارشناسان و پایایی درونی آن با ضریب آلفای کرونباخ 978/0 مورد تائید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های تحقیق از معادلات ساختاری و نرم افزار PLS Smart نسخه 3 بهره گرفته شد و نتایج تحقیق نشان داد که طراحی لوگو بر تمام مولفه های کیفی برند ارزش ویژه برند شامل آگاهی برند، تداعی برند، کیفیت ادراک شده برند و وفاداری برند، تاثیر مثبت داشته و موجب ارتقاء ارزش ویژه برند محصولات مواد غذایی می گردد. همچنین نتایج نشان داد که طراحی لوگو بر تصمیم گیری خرید مشتریان محصولات مواد غذایی با نقش میانجی ارزش ویژه برند تاثیر مثبتی دارد. از مولفه های ارزش ویژه برند؛ مولفه وفاداری مشتری، کم ترین نقش میانجی را در ارتباط بین طراحی لوگو و تصمیم خرید مشتری ایفا نموده است.
تخمین هزینه انجام پروژه، یکی از مهم ترین مسائل در انجام و اجرای پروژه ها می باشد. روش مدیریت ارزش حاصله (EVM) یک تکنیک برای پاسخگویی به این سؤال مهم و کلیدی است. در روابط ارائه شده برای ارزیابی و تخمین هزینه انجام پروژه، عملکرد پروژه براساس داده ها و اطلاعات قبلی مورد بررسی قرار می گیرد. هدف از انجام این پژوهش، ارائه تخمین دقیق تری از هزینه انجام پروژه در هر مرحله از آن است. از این رو، علاوه بر عملکرد هزینه ای و زمان بندی گذشته در پروژه، دو عامل کیفیت و ریسک نیز مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین عدم قطعیت در زمان انجام فعالیت ها، به عنوان یک متغیر در محاسبات و پیش بینی ها لحاظ گردیده است. نتایج پژوهش که با استفاده از یک مثال تشریح شده، نشان می دهد که اضافه شدن دو عامل ریسک و کیفیت در محاسبات مربوط به تخمین هزینه انجام کار، حدود 40درصد بر پیش بینی هزینه انجام پروژه و پیش بینی عملکرد آینده پروژه تأثیرگذار هستند و اطلاعات دقیق تری در جهت اجرای مؤثر پروژه، به مدیران و ذینفعان خواهند داد. همچنین عدم قطعیت در پیش بینی مدت زمان انجام فعالیت ها نیز تأثیر حدود 35 % بر تخمین هزینه انجام کار دارد.
تاکنون فرآیند تجزیه وتحلیل سلسله مراتبی به طورگسترده ای به منظورتصمیم گیری درمسائل واقعی به کارگرفته شده است. اما علیرغم سادگی وکارایی بالای آن، به جهت عدم درنظرگرفتن بی دقتی وعدم اطمینان ذاتی ادراکات تصمیم گیرندگان، اغلب مورد انتقاد قرارگرفته است. بدین منظوردراکثر روشهای حل مدل تجزیه وتحلیل سلسله مراتبی ازاعداد فازی برای انجام مقایسات زوجی استفاده گردیده وتابع عضویت مبنای تعیین وزن معیارها و زیرمعیارها بوده است. این مقاله درصدد است تابا استفاده ازداده های فازی شهودی که درآنها تابع عدم عضویت نیزدرارزیابی ها اعمال می شود به ارائه مدلی جدید بپردازد.