پژوهش حاضر با هدف تحلیل ذهنیت مدیران دستگاه های اجرایی نسبت به دورکاری کارکنان در سازمان با کاربست روش کیو انجام شد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی، به لحاظ ماهیت اکتشافی و از حیث گردآوری داده ها، توصیفی پیمایشی است که با استفاده از روش کیو (کیفی- کمی) الگوهای ذهنی مختلف مدیران دستگاه های اجرایی نسبت به دورکاری کارکنان در سازمان احصاء شد. از بین مدیران دستگاههای اجرایی استان قم به شیوه نمونه گیری هدفمند و غیر احتمالی به تعداد 32نفر مدیر به عنوان جامعه هدف انتخاب و با آنها مصاحبه مبتنی به روش کیو (Q) انجام شد و کارت های مربوط به گزاره های کیو در بین آنها توزیع شد. بر اساس کارتهای توزیع شده، از میان 40 گزاره، 23 گزاره نهایی شناسایی و در مرحله بعد توسط مشارکت کنندگان اولویت بندی شدند. درنهایت، بر اساس یافته ها و نتایج تحلیل عاملی کیو، مشخص شد که سه الگوی ذهنی مختلف (الگوی ذهنی مدیران وضعیت محور، سازمان محور و کارمند محور) نسبت به دورکاری کارکنان وجود دارد. بر اساس نتیجه گیری نهایی می توان چنین تفسیر کرد که درصد زیادی از گزاره ها و الگوهای ذهنی شناسایی شده مدیران، وضعیت محور بوده و معتقد بودند با توجه به وضعیت و شرایط موجود مثل بحران کرونا دورکاری الزامی است اما برخی دیگر از مدیران دیدگاه سازمان محور داشتند و دورکاری را در کل به ضرر سازمان می پنداشتند در مقابل الگوی ذهنی سوم بر مفید بودن دور کاری برای کارمندان و سازمان تاکید داشتند.
مدیران سازمان ها برای رویارویی موفق با تغییرات بنیادی محیط سازمان های خود بایستی از آگاهی ها و مهارت های کافی برخوردار باشند و برای این کار آموزش یکی از مهم ترین پشتوانه ها محسوب می شود. سازمان های موفق نه تنها به آموزش به دیده هزینه زائد نمی نگرند، بلکه برای ارتقای قابلیت های منابع انسانی و کسب مزیت رقابتی بر آن تمرکز دارند. آموزش اثربخش در گرو نیازسنجی آموزشی مناسب است. روش های گوناگونی برای نیازسنجی آموزشی در سازمان ها معرفی و ارائه شده است. منشأ اصلی این تنوع، نخست روش های گوناگون در گردآوری و تحلیل داده ها و دوم، مرجع تشخیص نیازهای آموزشی است. در هر حال، اجماع بر این است که یک روش نیازسنجی مطلوب، در عین رعایت دقت نظر و سنجش، عاری از پیچیدگی غیرکارکردی است. بر این اساس، پژوهش حاضر به معرفی روشی ترکیبی از خودارزیابی آموزشی و آنتروپی شانون در نیازسنجی آموزشی مدیران پرداخته که در قالب مطالعه ای موردی در 17 شرکت شهرک صنعتی رفسنجان برای 172 نفر از مدیران ارشد و میانی این سازمان ها اجرا شده است. از خودارزیابی آموزشی برای گردآوری نیازهای آموزشی و از آنتروپی شانون برای تحلیل آنها به منظور تعیین ضرایب اهمیت و در نتیجه اولویت بندی نیازهای آموزشی استفاده شد. نتایج پژوهش به شناسایی خزانه ای از نیازهای آموزشی مدیران انجامید که پس از تعیین ضرایب اهمیت، به ترتیب اولویت چینش شدند.
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر ارائه و آزمون تجربی الگوی تطبیقی درک مدیران و کارکنان از چگونگی تأثیر فعالیت های مدیریت منابع انسانی بر عملکرد سازمانی با نقش میانجیگری فرهنگ سازمانی، تعهد سازمانی و حفظ کارکنان در دانشگاه های آزاد استان فارس بود. روش شناسی: روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و ازنظر گردآوری داده ها، روش آمیخته اکتشافی بود. مشارکت کنندگان در این پژوهش در بخش کیفی شامل مدیران و کارکنان خبره دانشگاه های آزاد استان فارس بود که از بین آنها تعداد 10 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. همچنین، در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارکنان (شامل اعضای هیئت علمی) دانشگاه های آزاد استان فارس بود که با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با تخصیص متناسب تعداد 357 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. یافته ها: نتایج آزمون معادلات ساختاری نشان داد که از دیدگاه مدیران دو متغیر فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی بر رابطه بین مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمان اثر میانجی و معنادار دارد اما حفظ کارکنان بر رابطه مذکور اثر میانجی ندارد. نتیجه گیری: همچنین، مشخص که از دیدگاه کارکنان، هر سه متغیر فرهنگ سازمانی، تعهد سازمانی و حفظ کارکنان روی رابطه مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمانی از دیدگاه کارکنان اثر واسطه ای و معنادار دارد.
هدف: امروزه توجه بسیار کمی به رعایت اصول اخلاقی در بسیاری از سازمان ها و از جمله نظام مالیاتی کشور صورت می گیرد، در این پژوهش، سعی خواهد شد تا از دریچه رعایت اصول اخلاقی و عرفی جامعه، به شناسایی، دسته بندی و وزن دهی شاخص های ارزیابی عملکرد نظام مالیاتی با رویکرد اخلاقی پرداخته شود. طراحی/روش شناسی/ رویکرد: روش تحقیق توصیفی و پیمایشی از نوع اکتشافی است،که به صورت کیفی و کمی انجام شده است. مشارکت کنندگان تحقیق در بخش کیفی شامل 35 نفر از افراد خبره می باشند. در بخش کمی جامعه آماری شامل کلیه مودیان مالیاتی که در زمان انجام تحقیق به سازمان مالیاتی مراجعه کرده بودند، با توجه به نامحدود بودن جامعه با روش نمونه گیری تصادفی ساده و از طریق جدول مورگان – گرجسی 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند،جهت گردآوری داده های مورد نیاز از روش مصاحبه در فاز کیفی و پرسشنامه بسته در فاز کمی استفاده گردید که روایی آن با نظرات خبرگان و پایایی نیز با آلفای کرونباخ بررسی شد که مقدار آلفای بدست آمده برابر شد با 0.78 و مورد تائید قرار گرفت.برای تجزیه و تحلیل داده ها ازمدل سازی معادلات ساختاری ،نرم افزار اموس بهره گرفته شد. یافته های پژوهش : نتایج نشان داد که طی مصاحبه های انجام شده با خبرگان چهار مقوله زیر ساخت های اخلاقی سازمان،زیر ساخت های اخلاقی اجتماعی و فرهنگی،زیر ساخت های اخلاقی تولید ،زیر ساخت های اخلاقی قوانین و مقررات به عنوان ابعاد اصلی مدل شناسایی شدند که هر یک دارای زیر مقوله هایی بوده است که مدل سازی شدند و نتایج برازش مدل نیز نشان از مناسب بودن مدل ارائه شده است. محدودیتها و پیامدها: ممکن است بخش آمار استنباطی پژوهش (مدل ارائه شده) با گذشت زمان و تغییر نگرش ها و شرایط دچار تغییراتی جزئی و یا عمده شده که نمی توان نتایج را به آینده تعمیم داد و در واقع مدل ارائه شده برای شرایط فعلی می باشد پیامدهای عملی: خروجی این پژوهش مدلی است که محققان آینده می توانند به عنوان یک الگو جهت ارزیابی عملکرد نظام مالیاتی از آن استفاده نمایند. . ابتکار: مقاله ضمن نشان دادن چگونگی تاثیر اخلاقیات بر افزایش عملکرد سازمانی، به توسعه مدلهای ارزیابی عملکرد کمک می کند.
ارزش های اخلاقی از ارزش های مورد تأکید اسلام است و یکی از تجربه های موفق که در سال های اخیر در اقتصاد متداول شکل گرفته، بانکداری جایگزین [i] و بانکداری اخلاقی [ii] است. با عنایت به گستردگی ویژگی های بانکداری اخلاقی، اجرای کلیه ویژگی ها در اقتصاد ایران در کوتاه مدت مقدور نیست، لذا اولویت بندی این ویژگی ها برای بانکداری ایران، امری ضروری است. در گام اول این تحقیق با استفاده از مبانی نظری و تجربه بانکداری اخلاقی در دنیا و همچنین استفاده از روش تحلیل محتوا، ویژگی بانکداری اخلاقی دارای اولویت احصاء شد. در گام بعدی تحقیق ویژگی کلیه بانک های اخلاقی در دنیا موردمطالعه قرار گرفت و بر این اساس ویژگی ها تکمیل گردید؛ سپس با بهره گیری از نظر نخبگان و أخذ نظر آنان از طریق پرسشنامه، موارد قابل اجرا در اقتصاد ایران مشخص و اولویت اجرای آنها تعیین گردید. براساس نتایج حاصل ازنظر نخبگان و تحلیل آرا به روش آزمون دوجمله ای، 15 عاملی که تأثیر زیادی بر توسعه اقتصادی دارند، شناسایی شدند. در گام بعدی با توجه به آزمون فریدمن این نتایج اولویت بندی شدند و اولویت هایی که می بایست در نظام بانکی ایران موردتوجه قرار بگیرند، احصاء و اعلام گریدند. با عنایت به نتایج حاصله پیشنهاد می گردد کلیه ویژگی ها تحت عنوان سند بانکداری اخلاقی توسط بانک مرکزی تهیه و به بانک های عامل ابلاغ شود و کلیه بانک ها بر این اساس شاخص بندی شوند. همچنین براساس نظرات نخبگان، پیشنهاد می شود بانک مرکزی به تدریج برای مواردی که در اولویت هشت گانه نخست، مشوق های عملیاتی در نظر گیرد و سعی نماید به گونه ای برنامه ریزی شود که هرسال چهار ویژگی اجرایی شود.
هدف از این پژوهش، تبیین نقش تنوع جنسیتی بر ارتباط ارزشی گزارشگری مسئولیت پذیری اجتماعی است. هنگامی که شرکت به موضوع مسئولیت اجتماعی شرکتی می پردازد، مدیران و صاحبان سهام شرکت ها انگیزه ای برای کسب مزایای بالقوه به دست می آورند. از طرفی، وجود تنوع جنسیتی نشان دهنده تعهد شرکت به قوانین و مقررات اجتماعی است؛ که از این طریق می تواند بر شهرت شرکت و در نهایت ارزش شرکت اثرگذار باشد. این پژوهش از نوع علّی، پس رویدادی و کاربردی است. جهت انجام این پژوهش، نمونه آماری شامل 156 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1391 تا 1395 انتخاب گردید. بر اساس روش داده های ترکیبی و تجزیه وتحلیل رگرسیون خطی چند متغیره، یافته های پژوهش نشان داد که مسئولیت پذیری اجتماعی هم راستا با تئوری مشروعیت دارای ارتباط ارزشی است. تنوع جنسیتی نیز مطابق با تئوری نمایندگی ارزش شرکت را افزایش داده و همچنین منجر به افزایش ارتباط ارزشی گزارشگری مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها شده است.
هدف این تحقیق بررسی ارتباط بین عملکرد اجتماعی شرکت و پایداری سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است. قلمرو مکانی این تحقیق شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی سال های بین 1390 تا 1394 بوده است. در این تحقیق، ابعاد محیطی، اجتماعی و اقتصادی عملکرد اجتماعی متغیر مستقل و پایداری سود متغیر وابسته در نظر گرفته شد. تحقیق حاضر در زمره تحقیقات کاربردی قرار دارد، چنانچه طبقه بندی انواع تحقیقات بر اساس ماهیت و روش را مدنظر قرار گیرد، روش تحقیق حاضر از لحاظ ماهیت در زمره تحقیقات توصیفی قرار داشته و از نظر روش نیز در دسته تحقیقات همبستگی محسوب می گردد. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها و اطلاعات، از روش کتابخانه ای استفاده شد
در محیط به شدت رقابتی صنعت مواد غذایی حفظ و توسعه سهم بازار نتیجه عملکرد برند است. بنابراین شناسایی عوامل اثرگذار بر عملکرد برند موضوع مهمی در تصمیمات راهبردی بازاریابی تلقی می شود. طبق یافته ها، برندمحوری، توسعه هویت برند را تحریک می کند و هویت برند نیز نقش مهمی را در اجرای یک استراتژی برندمحور و بهبود عملکرد کسب و کار ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر راهبرد برندمحوری بر عملکرد برند با تأکید بر نقش مداخله گر هویت برند در شرکت های صنایع غذایی استان تهران است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه پژوهش، مدیران ارشد شرکت های صنایع غذایی در سطح شهر تهران بود که شامل 298 نفر بودند. در این پژوهش، از روش نمونه گیری تصادفی ساده، 168 نفر از مدیران به عنوان نمونه انتخاب شدند. آمار توصیفی توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. برای آزمون فرضیه های تدوین شده از نرم افزار SMART-PLS2 استفاده شد. نتایج پژوهش اعم از ضرایب مسیر بین متغیرها و معناداری آماره t (642/0= β 514/12t=) و سطح معناداری اسپیرمن در این رابطه 000/0 (کمتر از 05/0) بوده که نشان از معنادار بودن رابطه بین استراتژی برند محوری و عملکرد برند دارد و تحلیل اثر مداخله گر هویت برند در این رابطه تایید شده است.
در گذشته سرمایه های مهم یک سازمان سرمایه های فیزیکی آن بودند. مدیران بر آن باور بوده اند که سرمایه ها و دارایی های فیزیکی آنها مهم ترین کلید برای بهروری و اثربخشی است و منبعی مهم برای کسب مزیت رقابتی است. اما با گذشت زمان و پیدایش مفاهیم جدیدی چون سرمایه های انسانی منابع اصلی رقابتی سازمان به انسان ها و وجود و عملکرد شان در سازمان تغییر یافت. در زمان کنونی هیچ سازمان موفقی را نمی توان یافت که برای منابع انسانی و توسعه و بهره وری آن برنامه و رویه مشخص نداشته باشد. انسان ها مانند روحی هستند که به سازمان زندگی می بخشند و منحصربه فرد ترین عامل رقابت هستند. سازمان های آموزشی که مهم ترین آنها آموزش پرورش است بیش از هر سازمان دیگری با توجه به ماهیت آن وابسته به نیروی انسانی و عملکرد و بهروری آن است. جوامع هوشمند توسعه آموزش و پرورش را به عنوان پیش نیاز برای تحول و پیشرفت جامعه خود می داند. یکی از مهم ترین ارکان توسعه نیروی انسانی، آموزش و بهسازی کارکنان است که باید به نحوی اجرا شود که به بهبود سازمان و ایجاد حداکثری بهره وری منجر شود. در این پژوهش به صورت مروری و توصیفی به بررسی اثر آموزش کارکنان بر بهره وری سازمان آموزش و پرورش می پردازیم.
علی رغم وجود مبانی نظری قوی پیرامون مدیریت سود، چگونگی تأثیر استفاده از اقلام تعهدی اختیاری بر تصمیمات مالی شرکت ها به درستی تبیین نشده است. شرکت هایی که با محدودیت مالی مواجه هستند می توانند با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری با علامت دهی مثبت به بازار الزامات قراردادهای بدهی را تا اندازه ای تعدیل کنند و هزینه بدهی خود را کاهش دهند. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین مدیریت سود فرصت طلبانه و کارا با محدودیت های مالی است. برای دستیابی به هدف پژوهش، 94 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1380 تا 1395 برای نمونه آماری انتخاب شدند. همچنین برای اندازه گیری متغیر مدیریت سود و انواع آن از رگرسیون غلتان و داده های سری زمانی استفاده شد. برای آزمون فرضیه اول از رگرسیون چند متغیره با استفاده از داده های ترکیبی و برای آزمون فرضیات دوم و سوم از رگرسیون چند متغیره با استفاده از داده های مقطعی استفاده گردید. نتایج حاکی از آن است که بین محدودیت مالی و مدیریت سود رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین با تفکیک مدیریت سود به دو نوع مدیریت سود کارا و فرصت طلبانه، مشخص گردید که محدودیت مالی با مدیریت سود کارا رابطه معنی داری ندارد ولی با مدیریت سود فرصت طلبانه رابطه مثبت و معنی داری دارد؛ بنابراین در بازار سرمایه ایران ، مدیران حتی هنگام مواجه شدن با محدودیت مالی هم مدیریت سود را به صورت فرصت طلبانه و در راستای منافع شخصی خود انجام می دهند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر ناکارآمدی مدیریت سرمایه انسانی سازمان های اداری (دولتی) استان کرمانشاه و ارائه راهکارهای بهبود آن انجام شد. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: رویکرد حاکم بر پژوهش، آمیخته از نوع متوالی- اکتشافی است که در بخش کیفی از رهیافت نظام مند روش نظریه بنیانی و در بخش کمی از روش توصیفی- پیمایشی بهره گرفته شد. جامع ه موردمطالعه در بخش کیفی و کمی ای ن پژوهش، شامل اساتید دانشگاهی و مدیران، معاونان و کارشناسان حوزه های مختلف مدیریت سرمایه انسانی در سازمان های اداری استان کرمانشاه بودند. ابزار جمع آوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختارمند و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. داده های حاصل از مصاحبه ها در بخش کیفی از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تجزیه وتحلیل و در بخش کمی با آزمون فریدمن اولویت بندی شد. یافته های پژوهش: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که ضعف دستگاه اداری استان در حوزه های تأمین، نگهداشت، آمورش و ارزشیابی عملکرد کارکنان؛ زمینه ساز به وجود آمدن ناکارآمدی مدیریت سرمایه انسانی شده است، که تدوین برنامه جامع سرمایه انسانی استان، توجه به مسائل نگهداشت و آموزش و بهسازی کارکنان و اجرای کارآمد نظام ارزشیابی عملکرد به عنوان راهبرد های رفع ناکارآمدی، موجب نتایج چندگانه ای در حوزه های فردی، سازمانی و استانی شده است. همچنین شرایط عمومی و خاصی تحت عنوان شرایط مداخله گر و زمینه ای، راهبردهای رفع ناکارامدی را تحت تأثیر قرار می دهند. محدودیت ها و پیامدها: یافته های این مطالعه با اتکا به دیدگاه ها و تجربیات افراد نسبتاً محدودی حاصل شده و این ضعف می توانست تعمیم پذیری آماری یافته های پژوهش را محدود سازد. جهت رفع این محدودیت و در راستای افزایش اعتبار بیرونی؛ نظرات 100 نفر از نخبه ها گرداوری و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. پیامدهای عملی و ارزش مقاله: ارائه راهکارهایی به سازمان های اداری (دولتی) استان کرمانشاه با هدف بهبود وضعیت مدیریت سرمایه انسانی.
رضایتمندی از کیفیت خدمات ارائه شده در بیمارستانها و همچنین میزان هزینه های درمانی در دنیای امروز دارای جایگاه ویژه ای است. اما این موضوع در رابطه با بیماران اهمیت دوچندانی می یابد. زیرا رعایت نکات و اصول صحیح و استاندارد علمی ارائه خدمات به بیماران می تواند نقش بسزایی در سلامت جسم و روان بیماران و حتی رضایت خانواده های آنان داشته باشد. در این تحقیق به بررسی اثر بهای تمام شده خدمات بیمارستانی بر کیفیت خدمات و رضایتمندی ذینفعان در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تبریز بر اساس مدل سروکوال پرداخته شد. مورد مطالعه، بیمارستان های تخصصی و فوق تخصصی در دانشگاه علوم پزشکی تبریز انتخاب شد و 270 نفر از بیمارانی که برای درمان به آن مراجعه نمودند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابعاد کیفیت خدمات بر اساس مدل سروکوال شامل پنج مولفه : قابلیت اطمینان، ملموسات، اعتماد، پاسخگویی، و همدلی استخراج شدند. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان دادند که بین کیفیت خدمات و میزان تعرفه و هزینه های درمانی ابعاد فوق با رضایت کلی بیماران رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین نتایج سنجش رضایت بیماران از کیفیت خدمات ارائه شده بوسیله آزمون دبلیو کندال نشان داد ، که رضایت بیماران از ابعاد پاسخگویی و اطمینان به ترتیب بیشترین و رضایت آنها از بعد اعتماد کمترین است.
هدف: تحقیق حاضر درصدد شناسایی عوامل تعیین کننده رفتار چسبندگی هزینه ها شامل هزینه های تعدیل و هزینه های نمایندگی و هزینه های سیاسی و حاکمیت شرکتی در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران است، که در آن از رویکرد الگو سازی معادلات ساختاری استفاده گردیده است. روش: نمونه آماری تحقیق شامل 1695 سال- شرکت طی سال های 1385 تا 1395 است. به منظور دستیابی به الگوی بهینه رفتار هزینه ها از برنامه Smart_PLS استفاده شده است و تبیین الگو های ارزیابی برای تائید متغیرهای مکنون الگوی رفتار هزینه ها از طریق تحلیل عاملی تأییدی صورت گرفته است و در ادامه تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل رگرسیون چندگانه به منظور تعیین عوامل تعیین کننده چسبندگی هزینه ها به کار گرفته شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که هزینه های تعدیل و هزینه های نمایندگی دارای رابطه مثبت با چسبندگی هزینه ها هستند، اما هزینه های سیاسی و حاکمیت شرکتی با چسبندگی هزینه ها رابطه منفی دارند. نتیجه گیری: این نتایج برای مدیران به منظور درک رفتار هزینه جهت برنامه ریزی، کنترل و کاهش هزینه ها مفید است.
مقدمه: امروزه با توجه به گستردگی و پراکندگی جمعیت در سطح کشور، بکارگیری فن آوری پزشکی از راه دور توسط پزشکان ضروری است. هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین رابطه بین توانمندی پزشکان با میزان تمایل به پذیرش این فن آوری است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های تحلیلی- پیمایشی بوده و جامعه آماری آن را پزشکان شاغل در مرکز آموزشی پژوهشی درمانی امیرالمومنین (ع) سمنان تشکیل داده اند. تعداد 40 پرسش نامه قابل استفاده جمع آوری گردید. برای انجام تحلیل های آماری و آزمون فرضیه های پژوهش (با استفاده از معادلات ساختاری) از دو نرم افزار SPSS 19 و SMARTPLS 2 بتا استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد توانمندی های مدیریتی (ضریب تاثیر 141/0) و فنی (ضریب تاثیر 135/0) پزشکان اثر مستقیم و معنی داری بر تمایل به پذیرش فن آوری پزشکی از راه دور دارد. همچنین، توانمندی های مدیریتی (ضریب تاثیر 335/0) و مالی (ضریب تاثیر 211/0) از طریق تقویت دیدگاه مثبت پزشکان نسبت به تغییر (ضریب تاثیر 301/0) بر میزان تمایل به پذیرش فن آوری پزشکی از راه دور اثر غیر مستقیم و معناداری داشته است. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود متولیان حوزه سلامت و مدیران مراکز آموزشی-درمانی قبل از اجرای پروژه های خدمات پزشکی از راه دور و پیش از سرمایه گذاری در سخت افزار مربوطه، به تقویت توانمندی پزشکان در زمینه توانایی های مدیریتی، کار با فن آوری های اطلاعاتی و ارتباطی و مهارت های مالی و سرمایه گذاری بپردازند. به این ترتیب، پزشکان دیدگاه مثبتی نسبت به تغییر پیدا کرده و پذیرش کار با این فن آوری از سوی آنها تسهیل می شود.