ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۱۲۱ تا ۱۷٬۱۴۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۱۷۱۲۱.

شناسایی مولفه های متقاعدگرانه تبلیغات بیلبورد برای کالاها و خدمات فرهنگی به منظور ارائه الگو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۳۱۹
مقدمه و هدف پژوهش: هدف از این پژوهش شناسایی مؤلفه های متقاعدگرانه تبلیغات بیلبورد برای کالاها و خدمات فرهنگی به منظور ارائه الگو بود. در این پژوهش از بین روش های مرسوم فرآیند فراترکیب به علت گستردگی استفاده و هم چنین کامل بودن، از روش هفت مرحله ای «بارسو و ساندلوسکی» استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مقالات، پژوهش ها و پایان نامه هایی بود که در راستا و یا در حیطه موضوع پژوهش بین سال های 1386 تا 1396 انجام شده اند. روش پژوهش: نمونه گیری به صورت هدفمند و تمام شماری انجام شد و معیارهایی (معیارهای ورود) همانند: چاپ شدن مقالات و متون و یا برخط بودن آن ها، داشتن نتایج کیفی و قرار داشتن در بازه زمانی ذکر شده برای انتخاب منابع در نظر گرفته شد. البته به طور هم زمان برخی منابع براساس معیارهایی (معیارهای خروج) همانند: ارائه ندادن اطلاعات کافی در خصوص اهداف تحقیق حاضر، هم پوشانی برخی پایان نامه با مقالات مستخرج و چاپ شده از آن ها و یا نداشتن الگوی روش شناختی حذف گردیده اند. یافته ها: مطالعه مرتبط یافت شد که پس از بررسی، 1468 مطالعه به علت ناهماهنگی از نظر عنوان، 429 مقاله از نظر نامناسب بودن از نظر چکیده و 199 مقاله از حیث ناهماهنگی محتوایی با وضوع مورد مطالعه حذف شدند و در نهایت مقالات به 55 مطالعه کاهش پیدا کرد. پس از بررسی اسنادی این مطالعات و کدگذاری آن ها با استفاده از روش فراترکیب، الگوی ارائه شده برای تبلیغات بیلبورد برای کالاها و خدمات فرهنگی شامل شاخص های اصلی مرتبط با "شرایط علّی"؛ پنج شاخص برای مؤلفه "عوامل زمینه ای"؛ سه شاخص برای مؤلفه "عوامل مداخله گر"؛ هفت برای مؤلفه "استراتژی ها" و چهار شاخص برای مؤلفه "پیامدها" به دست آمد. لازم است دولت و نهادهای دولتی ضمن اصلاح قوانین و مقررات مربوط به تبلیغات بیلبورد، زمینه حمایت مادی از تبلیغات بیلبورد را فراهم نماید. نتیجه گیری: اتحادیه ها، اصناف از حالت انفعال خارج شده و به طور جدی حمایت و تسهیل گری به عمل آورند و بخش خصوصی نیز تجربیات خود را در سایر حوزه ها، به این بخش منتقل نموده و به عنوان یک فرصت سرمایه گذاری خوش آتیه بر آن تمرکز کند. هم چنین آینده پژوهی تبلیغات کالاها و خدمات فرهنگی امری ناگزیر خواهد بود. 
۱۷۱۲۲.

«تبیین فرایندهاى اصلى مدیریت استراتژیک متعادل در رسانه ملى»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۵ تعداد دانلود : ۲۸۶
مقدمه و هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر تبیین فرایندهاى اصلى مدیریت استراتژیک متعادل در رسانه ملى است. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نوع داده کیفی بود . روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان علمی وتجربی در حوزه رسانه کشور بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع 30 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. در این پژوهش به منظور گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. مصاحبه با خبرگان بیانگر روا بودن مصاحبه بود و به منظور محاسبه پایایی از روش پایایی بین دو کدگذار استفاده شد که نتایج بیانگر پایایی و روا بودن مصاحبه بود. برای تحلیل داده های پژوهش از طریق تحلیل محتوا و کدگذاری استفاده شد . یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان داد که از میان 76 شاخص موجود، چهار مؤلفه اصلی قابل شناسایی است که عبارت اند از؛ بازسازی نظام زنجیره ارزش، مدیریت دانایی مخاطب محور، نوآوری و تعامل با مخاطب. نتیجه گیری: از این رو سازمان صدا و سیما نیز که وجود آن به مخاطب بستگی دارد، می بایست همانند سایر سازمان ها و رسانه ها که با بهره گیری از این فرایند و ابزارها توانسته اند در محیط پیچیده امروزی، پاسخگوی نیاز مخاطبان باشند و در مواجهه با تغییرات گسترده و سریع توانایی پاسخگویی به تغییرات را داشته و منعطف باشند، الگوبرداری نماید و با بهره گرفتن از این فرایند ها در مسیر بازآفرینی قرار گیرد .
۱۷۱۲۳.

عوامل مشارکت افزایی نخبگان در سیاست گذاری فرهنگی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۳ تعداد دانلود : ۲۶۲
مقدمه و هدف پژوهش: در این مقاله مشارکت نخبگان در سیاست گذاری فرهنگی مورد مطالعه واقع شده است. تاکنون خاستگاه های مشارکت نخبگان در قلمروهای سیاسی و اجتماعی بررسی گردیده؛ امّا حوزه فرهنگ از این حیث دچار خلأ است. نمونه تحقیق شامل صد و چهل متخصّص حوزه نخبگی، عضو هیأت علمی دانشگاه، کارشناس عالی حوزه آموزش و پرورش و امور فرهنگی و نیز فارغ التّحصیلان مراکز نخبگی ایران می باشند از «مصاحبه اکتشافی» و ابزار «فهرست مشارکت فرهنگی نخبگان» برای جمع آوری اطّلاعات بهره گیری شده است. روش پژوهش روش تحلیل عاملی اکتشافی (به شیوه واریماکس) برای تحلیل داده های کمی به کار رفت. یافته ها: دستاوردهای تحلیلی عوامل در مراحل متوالی به ساختاری دو بخشی مرکّب از سیاست های مشارکت فرهنگی نخبگان منجرّ گردید که در دو راهبرد کلّی جمع بندی شد: الف) «توجه به ویژگی های نخبگان» و ب) «به سازی نظام اداری فرهنگی» دارد. راهبرد «توجّه به ویژگی های نخبگان» چهار سیاست را در بر گرفت: 1) ارتقای تعهّد ملّی نخبگان، 2) بکارگیری تخصّص حرفه ای نخبگان، 3) توجّه به شایستگی های نخبگان فرهنگی، 4) بهره گیری از ظرفیّت های نخبگان فرهنگی. نتیجه گیری: راهبرد «نظام اداری فرهنگی» نیز شامل دو سیاست شد: 1) کفایت مدیران و 2) مشارکت افزایی عمومی. در استنباط کلّی برای پی ریزی زمینه های مشارکت نخبگان در سیاست گذاری فرهنگی بر رعایت نظام اداری خاص، تعهّد ملّی نخبگان، توجّه به هویّت نخبگان و پی ریزی قطب های نخبگانی تأکید می شود.
۱۷۱۲۴.

بررسی سبک رهبری تحول گرا و رابطه آن با اثربخشی سازمانی در سازمان صدا و سیما(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۳۳
مقدمه و هدف پژوهش : در چند دهه اخیر نقش سازمان های رسانه ای بیشتر و پررنگ تر شده است و این امر باعث شده است که این سازمان ها از ابعاد مختلف مورد مطالعه و تحقیق قرار گیرند. یکی از این ابعاد بعد مدیریتی و اثربخشی این سازمان ها است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سبک رهبری تحول گرا و اثربخشی سازمانی در سازمان صدا و سیما در تهران به روش پیمایشی انجام شده است. روش پژوهش: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی- تحلیلی و روش آن پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش 400 نفر از کارکنان 7 معاونت «سیما، صدا، خبر، پشتیبانی، آموزش، پژوهش و برنامه ریزی و فنی» در تهران بوده اند. این نمونه با روش تصادفی طبقه ای در این معاونت ها انتخاب شده اند. داده از طریق پرسشنامه استاندارد سبک رهبری تحول گرا (سؤال 20) و پرسشنامه اثربخشی سازمانی (سؤال 28) گرداوری شده است. پایایی این پرسشنامه ها با آلفای کرونباخ محاسبه شده برای پرسشنامه سبک رهبری تحول گرا 90/0 و پرسشنامه اثربخشی سازمانی 91/0 به تأیید رسیده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSنسخه 26 انجام شده است. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد که بین مؤلفه های سبک رهبری تحول گرا و اثربخشی سازمانی در سازمان صدا و سیما رابطه معنی داری در سطح 1درصد (01/0>(000/0p=) وجود دارد. به طور کلی بین شاخص سبک رهبری تحول گرا و اثربخشی آن در سازمان صدا و سیما رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش، سبک رهبری تحول گرا رابطه ای قوی و مثبتی با میزان اثربخشی سازمانی دارد، بدین معنا که بکارگیری سبک رهبری تحول گرا در سازمان صدا و سیما منجر به هدایت کارکنان جهت افزایش اثربخشی بیشتر سازمان و در نتیجه رسیدن سازمان صدا و سیما به اهداف از پیش تعیین شده می شود.  
۱۷۱۲۵.

منابع انسانی راکد پیشران یا بازدارنده عملکرد سازمان: مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۶۵
زمینه و هدف: وجود منابع انسانی بیش از نیاز واقعی در سازمان، تأثیرهای متفاوت و گاه متناقضی بر عملکرد سازمان در پی دارد. به منظور شناخت بهتر این تأثیرها و مدیریت مؤثر این وضعیت، پژوهش حاضر، به مرور نتایج مطالعات انجام شده در خصوص تأثیر منابع انسانی راکد بر عملکرد سازمان پرداخته است. روش: این پژوهش از نوع کیفی، کاربردی، تفسیری و استقرایی است. منابع اطلاعاتی آن را مقاله های منتشر شده در خصوص منابع انسانی راکد در دو پایگاه داده اسکپوس (الزویر) و مؤسسه علوم اطلاعات شبکه علمی (تامسون روترز) تشکیل می دهد. انتخاب مقاله ها بر پایه استفاده از شاخص های مدنظر انجام شده است. روایی پژوهش با استفاده از چک لیست استاندارد CASP و پایایی آن نیز به کمک شاخص کاپای کوهن در نرم افزار اس پی اس اس ارزیابی و تأیید شده است. یافته ها: پس از ترکیب نتایج مطالعات مرور شده، چارچوبی برای شناخت بهتر چگونگی تأثیرگذاری منابع انسانی راکد، بر عملکرد سازمان ارائه شده است. این چارچوب، از دو بُعد مازاد مطلق یا نسبی و دانشی یا غیردانشی بودن منابع انسانی شکل گرفته است. بر این اساس، منابع انسانی راکد، به چهار گونه دسته بندی شده اند: مازادمحور، انباشت محور، دانش محور و ارزش محور. در این میان، تأثیر گونه های ارزش محور و دانش محور بر عملکرد سازمان، مثبت و تأثیر گونه های مازادمحور و تا حدی انباشت محور، منفی ارزیابی شده است. نتیجه گیری: این چارچوب می تواند مبنایی برای تنظیم کارکردهای مدیریت منابع انسانی باشد و برای بهینه سازی منابع انسانی راکد در سازمان استفاده شود. مدیریت مؤثر منابع انسانی راکد، به گونه شناسی درست این وضعیت در سازمان نیاز دارد. با این حال، وجود شمار بیش از اندازه از هر گونه آن، برای عملکرد سازمان زیان بار است.   کلیدواژه ها: منابع انسانی راکد، عملکرد سازمان، منابع انسانی دانشی و غیردانشی، مازاد مطلق و نسبی زمینه و هدف: وجود منابع انسانی بیش از نیاز واقعی در سازمان، تأثیرهای متفاوت و گاه متناقضی بر عملکرد سازمان در پی دارد. به منظور شناخت بهتر این تأثیرها و مدیریت مؤثر این وضعیت، پژوهش حاضر، به مرور نتایج مطالعات انجام شده در خصوص تأثیر منابع انسانی راکد بر عملکرد سازمان پرداخته است. روش: این پژوهش از نوع کیفی، کاربردی، تفسیری و استقرایی است. منابع اطلاعاتی آن را مقاله های منتشر شده در خصوص منابع انسانی راکد در دو پایگاه داده اسکپوس (الزویر) و مؤسسه علوم اطلاعات شبکه علمی (تامسون روترز) تشکیل می دهد. انتخاب مقاله ها بر پایه استفاده از شاخص های مدنظر انجام شده است. روایی پژوهش با استفاده از چک لیست استاندارد CASP و پایایی آن نیز به کمک شاخص کاپای کوهن در نرم افزار اس پی اس اس ارزیابی و تأیید شده است. یافته ها: پس از ترکیب نتایج مطالعات مرور شده، چارچوبی برای شناخت بهتر چگونگی تأثیرگذاری منابع انسانی راکد، بر عملکرد سازمان ارائه شده است. این چارچوب، از دو بُعد مازاد مطلق یا نسبی و دانشی یا غیردانشی بودن منابع انسانی شکل گرفته است. بر این اساس، منابع انسانی راکد، به چهار گونه دسته بندی شده اند: مازادمحور، انباشت محور، دانش محور و ارزش محور. در این میان، تأثیر گونه های ارزش محور و دانش محور بر عملکرد سازمان، مثبت و تأثیر گونه های مازادمحور و تا حدی انباشت محور، منفی ارزیابی شده است. نتیجه گیری: این چارچوب می تواند مبنایی برای تنظیم کارکردهای مدیریت منابع انسانی باشد و برای بهینه سازی منابع انسانی راکد در سازمان استفاده شود. مدیریت مؤثر منابع انسانی راکد، به گونه شناسی درست این وضعیت در سازمان نیاز دارد. با این حال، وجود شمار بیش از اندازه از هر گونه آن، برای عملکرد سازمان زیان بار است.   کلیدواژه ها: منابع انسانی راکد، عملکرد سازمان، منابع انسانی دانشی و غیردانشی، مازاد مطلق و نسبی
۱۷۱۲۶.

شناسایی کارکردهای شناختی تاثیرگذار بر عملکرد شناختی مدیران راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۸ تعداد دانلود : ۲۶۹
زمینه و هدف: عملکرد شناختی، مجموعه ای از ظرفیت هاست که توانایی بازشناسی، پردازش و پاسخ به اطلاعات ورودی را به فرد می دهد. عملکرد شناختی، ساختارهای ذهنی و کارکردهای شناختی مدیران راهبردی در سازمان ها، در موفقیت سازمان ها و رسیدن به اهداف استراتژیک آنها عواملی بسیار تأثیرگذار هستند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی کارکردهای شناختی تأثیرگذار در عملکرد شناختی مدیران راهبردی و اولویت بندی آنها اجرا شده است. روش: روش این پژوهش، آمیخته متوالی کیفی کمی است که در آن، به صورت متوالی، از ترکیب روش های کمّی و کیفی استفاده شده است. ﺩﺭ ﺍیﻦ پژوهش، ابتدا با استفاده از روش های کیفی، کارکردهای شناختی تأثیرگذار بر عملکرد شناختی مدیران شناسایی شد، سپس در فاز کمّی، به کمک تحلیل های آماری و یکی از روش های معتبر تصمیم گیری چندمعیاره، کارکردهای شناسایی شده، اولویت بندی شدند. یافته ها: در بخش کیفی، پس از مرور ادبیات، 14 کارکرد شناختی تأثیرگذار بر عملکرد شناختی مدیران استخراج شد و مدل مفهومی پژوهش به دست آمد. در بخش کمّی با استفاده از پیاده سازی روش های آماری و روش تصمیم گیری چندمعیاره، کارکردهای شناختی اولویت بندی شدند و وزن هر یک از این کارکردها محاسبه شد. «کارکرد برنامه ریزی» و «انجام چند تکلیف هم زمان»، دو کارکرد بسیار با اهمیت، در بین کارکردهای شناختی اولویت دار بودند و بیشترین میانگین وزن نهایی را به دست آوردند. نتیجه گیری: خطاهای مدیران که از ضعف سطوح عملکرد آنها در هر یک از کارکردهای شناختی نشئت می گیرد، به مشکلات جبران ناپذیری می انجامد که به صورت ناخودآگاه، کارایی سازمان را کاهش می دهد. در این پژوهش با شناسایی و اولویت بندی کارکردهای شناختی تأثیرگذار بر عملکرد شناختی مدیران، راهبردهایی برای پیشگیری از ایجاد خطاهای شناختی و کاهش ضریب دقت و افزایش صحت تصمیم ها به دست آمد.
۱۷۱۲۷.

مقایسه اثربخشی آموزش برنامه ریزی عصبی کلامی و تحلیل ارتباط متقابل بر حل تعارض میان فردی مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۲۴۶
زمینه و هدف: یکی از مهارت های انسانی مهم مدیران، مهارت آنها در مدیریت تعارض های میان فردی برای ایجاد محیط کاری پویا و سازنده است. بدین منظور شناخت اثربخشی روش های مختلف در این زمینه ضروری است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای برنامه ریزی عصبی کلامی و تحلیل ارتباط متقابل بر حل تعارض میان فردی مدیران اجرا شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، نیمه آزمایشی با گروه کنترل و پیگیری است. جامعه آماری آن را مدیران مرد میانی شرکت پارس خودرو تشکیل می دهند که از میان آنها 66 نفر از آنها به روش تصادفی در گروه ها جایگزین شدند. ابزارهای این پژوهش، پرسش نامه حل تعارض، پروتکل آموزش تحلیل ارتباط متقابل و پروتکل آموزش برنامه ریزی عصبی کلامی بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر، در نسخه 6 نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد. یافته ها: به کارگیری هر دو روش آموزشی مورد بررسی در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل، بر افزایش نمره مدیریت تعارض مدیران تأثیری معنادار داشتند. با وجود این، اثربخشی آموزش تحلیل ارتباط متقابل بیشتر بود. نتیجه گیری: بهره برداری موثر از پدیده گریزناپذیر تعارض در محیط کار نیازمند توانایی مدیران در ایجاد و حفظ سطحی بهینه از تعارض های میان فردی و میان گروهی است. ارائه آموزش های برنامه ریزی عصبی - کلامی و تحلیل ارتباط متقابل به به مدیران میانی کمک می کند دانش و مهارت های انسانی و میان فردی خود را در این زمینه ارتقا دهند و بتوانند سازمان را از مزایای مدیریت تعارض سازنده بهره مند سازند.
۱۷۱۲۸.

شناسایی و تبیین پیشایندها و پسایندهای فراست سیاسی مدیران دولتی با استفاده از رویکرد دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۴۳
زمینه و هدف: فقدان شاخص های دقیق برای ارتقا و همچنین، اهداف سازمانی مبهم، فرایند توسعه مسیر شغلی و دستیابی به چشم اندازهای ترسیم شده را دشوار کرده است. با وجود این، مدیرانی که از فراست سیاسی برخوردارند با تحلیل صحیح سازمان، برقراری ارتباطات استراتژیک و مدیریت کارکنان کلیدی سازمان، اهداف خویش را محقق می سازند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و رتبه بندی پیشایند ها و پسایند های فراست سیاسی مدیران دولتی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی به شمار می رود، از حیث نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی پیمایشی محسوب می شود و از لحاظ نوع شناسی در زمره پژوهش های آمیخته با رویکرد کیفی و کمّی قرار می گیرد که پارادایم قیاسی استقرایی را در پیش گرفته است. مشارکت کنندگان بخش کیفی، 18 نفر از استادان رشته مدیریت و علوم سیاسی دانشگاه های منتخب کشور بود که به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده های این مرحله به روش تحلیل تم انجام گرفت. جامعه آماری بخش کمّی، مدیران میانی سازمان های دولتی استان آذربایجان غربی بود که با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس، حجم نمونه 29 نفر تعیین شد. تحلیل داده های این مرحله نیز به کمک روش دلفی فازی صورت پذیرفت. یافته ها: داده های به دست آمده از مصاحبه ها در بخش کیفی به کمک نرم افزار Atlas.ti و با روش تحلیل تم بررسی شد. داده های بخش کمّی و تحلیل نهایی نیز با استفاده از روش دلفی فازی انجام گرفت. با استفاده از داده های کیفی به دست آمده از مصاحبه های اکتشافی، پیشایندها و پسایندهای فراست سیاسی مدیران دولتی در قالب 24 عامل مشخص شد، سپس این عوامل در بخش کمّی رتبه بندی شدند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، فراگیری تاکتیک های نفوذ، آگاهی از نحوه کار سیستم، دانش و مهارت سیاسی، آینده نگری و تحلیل محیط و جوّ سازمان، پیشایندهای بسیار مهم فراست سیاسی مدیران دولتی هستند. از میان پسایندهای فراست سیاسی مدیران نیز، امنیت شغلی، ارتقای سلسله مراتبی، تشکیل ائتلاف های سودمند و مقبولیت سازمانی، اهمیت بیشتری دارند.
۱۷۱۲۹.

طراحی مدل شایستگی های حرفه ای کارکنان دانشی سازمان های دانش بنیان در بخش دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۶ تعداد دانلود : ۲۶۱
زمینه و هدف: سازمان های دانش بنیان، برای دستیابی به اهداف، بر شایستگی های خاصی تأکید می کنند؛ زیرا مدل شایستگی کارکنان برای سطوح مشاغل متفاوت است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل شایستگی های حرفه ای کارکنان دانشی سازمان های دانش بنیان اجرا شده است. روش: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع داده ها، آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی پژوهش، 12 نفر از خبرگان سازمان های دانش بنیان مشارکت کردند که این افراد با روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. داده های این بخش از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با تحلیل مضمونتجزیه وتحلیل شدند. جامعه آماری بخش کمّی، 330 نفر از کارکنان دانشی سازمان های دانش بنیان بود که از میان آنها، 178 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های این بخش، از طریق پرسش نامه محقق ساخته گردآوری و با مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: مدل شایستگی های حرفه ای در قالب پنج مقوله اصلی، 20 مقوله فرعی و 78 زیرمقوله ساختاردهی شد که عبارت اند از: 1. دانش (روزآمدسازی دانش، دانش حرفه ای، آگاهی محیطی و مدیریت دانش)؛ 2. مهارت (مهارت اجتماعی، مدیریتی، حل مسئله، مذاکره و بازاریابی)؛ 3. توانایی (توانایی آموزشی، فکری، الگوسازی، مشاوره کسب وکار و توسعه محصول جدید)؛ 4. ویژگی (خودکارآمدی، التزام کاری، اخلاق کاری و روحیه پژوهندگی)؛ 5. نگرش (کارآفرینی و آینده نگری). شایان ذکر است که بر اساس نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم، ارتباط میان شاخص ها، مؤلفه ها و ابعاد مدل شایستگی معنادار بود. نتیجه گیری: توسعه شایستگی های حرفه ای کارکنان دانشی، از اتلاف وقت، انرژی و منابع سازمان های دانش بنیان جلوگیری می کند و زمینه بازنگری عمیق در معیارهای گزینش و انتخاب کارکنان و تدوین برنامه های توسعه و بهسازی را فراهم می آورد. 
۱۷۱۳۰.

ارائه مدل مدیریت روتین های فرایند نوآوری در شرکت های توربین های گازی با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۶۶
از دیرباز روابط و تعاملات بین انسان ها موجب شکل گیری مجموعه ای از قوانین نانوشته در لایه های زیرین جامعه گردیده که اصطلاحا روتین های آن جامعه نامیده می شوند، این رفتارها در اثر گذشت زمان فرهنگ های خاصی را برای آن جامعه ایجاد می کند. پژوهش حاضر سعی در ارائه مدلی جهت مدیریت روتین های فرایند نوآوری در شرکت های توربین های گازی دارد. در این پژوهش از روش شناسی آمیخته (کیفی-کمی) استفاده شده است. در ابتدا با مطالعه منابع کتابخانه ای، و سپس انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته و عمیق با 13 نفر از خبرگان، شاخص ها شناسایی شدند. در بخش کمی، پرسشنامه حاصل از شاخص ها بین 43 نفر ازکارشناسان مرتبط توزیع و نتایج با استفاده از معادلات ساختاری تحلیل و مورد تایید قرار گرفت. پس از کدگذاری، تحلیل داده ها و استفاده از معادلات ساختاری در نهایت مقوله های اصلی که شامل عوامل؛ فناوری، محیطی، فرهنگی، سازمانی، آموزشی و انسانی بود شناسایی و در ادامه با استفاده از نظریه داده بنیاد مدل مفهومی استخراج گردید. با توجه به داده های حاصل از تحقیق، پیشنهاد می گردد در راستای مدیریت روتین های فرآیند نوآوری اقداماتی از قبیل؛ تأسیس مرکز توربین گاز ایران، تحقیق و نوآوری در حوزه مکانیک، مواد و فرایندهای تست، اهمیت به دانش و تجربه فردی، آموزش های تخصصی به شکل مستمر انجام پذیرد.
۱۷۱۳۱.

بررسی عناصر و زمینه های پیشرفت فرهنگی در کشور با رویکرد اسلامی ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۳ تعداد دانلود : ۳۰۲
می توان ریشه بسیاری از مشکلات اجتماعی و اقتصادی کشورها را در ضعف فرهنگی جستجو کرد. هدف اصلی این مقاله بررسی زمینه های پیشرفت فرهنگی کشور با رویکرد اسلامی ایرانی است. از این رو در ابتدا ضمن اشاره به مفهوم فرهنگ و اهمیت آن، به بیان پیشنیه مفهوم فرهنگ پرداخته و سپس به بحث ارتباط دین و فرهنگ پرداخته شده است. از محورهای اصلی این نوشتار، راه های بومی کردن فرهنگ اسلامی ایرانی است. از آنجایی که  فرهنگ پذیری در افراد یک جامعه لازمه و زمینه ساز رشد و پیشرفت فرهنگی خواهد بود لذا در این نوشتار  از میان منابع فرهنگ پذیری، نقش رسانه های گروهی و نخبگان و اندیشمندان جامعه به عنوان دو منبع مهم، مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین مواردی همچون ارتقاء علوم انسانی، مدیریت فرهنگی، امنیت فرهنگی و بومی سازی تکنولوژی وارداتی به عنوان پیشنهاداتی جهت پیشرفت فرهنگ با رویکرد اسلامی ایرانی بیان گردیده است.
۱۷۱۳۲.

استانداردهای کتابخانه های بیمارستانی: حلقه مفقوده در اعتباربخشی ملی بیمارستان های ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۷ تعداد دانلود : ۲۸۷
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از سال 1389 اعتباربخشی بیمارستان های کشور را برنامه ریزی کرده و اولین دوره این اعتباربخشی را در سال های 1391 و 1392 به شکل دولتی و اجباری اجرا نموده است. این در حالی است که چهارمین دوره این اعتباربخشی از سال 1398 تا 1399 در 19 محور و با استفاده از 110 استاندارد و 514 سنجه انجام گرفته است.[1] پنجمین محور از محورهای 19 گانه در این اعتباربخشی مربوط به فناوری و مدیریت اطلاعات سلامت بوده است. محور مذکور خود دارای شش بخش فرعی تر و شامل سنجه هایی در رابطه با قابلیت های سامانه اطلاعات بیمارستان، ثبت صحیح و کامل داده ها، نگهداشت تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری، امنیت داده ها، فرآیند تشکیل و تکمیل پرونده های پزشکی و الکترونیک نمودن خدمات بیمارستان است.[2] با اندکی تأمل در بخش فناوری و مدیریت اطلاعات سلامت از مجموعه استانداردهای اعتباربخشی ملی بیمارستان های ایران درمی یابیم که سنجه های این بخش در حوزه مدیریت اطلاعات بیشتر بر داده های بیمار تمرکز دارد. درحالی که مدیریت منابع علوم پزشکی و خدمات اطلاعات دانش بنیان در بیمارستان ها مورد غفلت واقع شده است. به عبارت دیگر نقش کتابخانه به عنوان عضوی از پیکره بیمارستان و خدمات کتابداران و اطلاع رسانان پزشکی در زمینه گردآوری، سازمان دهی و اشاعه اطلاعات در اعتباربخشی ملی بیمارستان ها به فراموشی سپرده شده است. استانداردهای کمیسیون مشترک اعتباربخشی سازمان های بهداشتی و درمانی آمریکا (Joint Commission on Accreditation of Healthcare Organization(JCAHO)) به عنوان مهم ترین اسناد بین المللی در زمینه اعتباربخشی بیمارستان محسوب می شود. دراین سند که اساس راهنمای جامع استانداردهای اعتباربخشی ملی بیمارستان های ایران نیز می باشد بر دسترسی به اطلاعات دانش بنیان (Knowledge base Information) توجه و تأکید شده است. به این صورت که در نهمین استاندارد از استانداردهای مدیریت اطلاعات، بیمارستان ملزم شده است تا نظام اطلاعات، منابع و خدمات لازم به منظور برآورده کردن نیازهای اطلاعاتی دانش بنیان را فراهم نماید. همچنین، بر فراهم آوری این منابع و دقت و روزآمدی آن ها تأکید شده است. [3] استانداردهای کتابخانه های بیمارستانی از دیگر اسناد مهم در این زمینه است که انجمن کتابداری پزشکی آمریکا آن را منتشر کرده است. این سند شامل 11 استاندارد می باشد که در آن بر دسترسی به اطلاعات دانش بنیان به عنوان یکی از عناصر اصلی مدیریت اطلاعات بیمارستان تأکید شده است. در اولین استاندارداین سند، کتابخانه به عنوان واحد اصلی مسئول در امر توسعه سیستم های اطلاعاتی و نیز ارائه خدمات در جهت رفع نیازهای سازمان به اطلاعات دانش بنیان معرفی گردیده است. [4] نقش و اهمیت اطلاعات در تصمیم گیری های بالینی و بحث پزشکی مبتنی بر شواهد ((Evidence-based medicine (EBM) بر کسی پوشیده نیست. از طرفی گردآوری، سازمان دهی، ارزیابی و اشاعه این اطلاعات جزو وظایف اصلی کتابخانه های بیمارستانی است. آموزش سواد اطلاعاتی به کاربران (شامل پزشکان، پرستاران، پیراپزشکان، مدیران و بیماران) و ارائه خدمات اطلاعاتی متنوع به گروه های بالینی نیز نقش های دیگری هستند که این نوع کتابخانه ها ایفا می کنند. بر این اساس منطق حکم می کند که ارزیابی این بخش از بیمارستان و خدمات آن باید جزء لاینفک اعتبارسنجی بیمارستان باشد. در نظر گرفتن کتابخانه های بیمارستانی در فرایند اعتباربخشی، علاوه بر آنکه باعث ارتقای آن ها در راستای خدمت رسانی به جامعه پزشکی می شود، می تواند ظرفیت و بهره مندی از تخصص های کتابداران و اطلاع رسانان پزشکی را نیز ایجاد نماید. بد نیست متولیان تدوین و بازنگری استانداردهای اعتباربخشی ملی بیمارستان های ایران در ویرایش های جدید این سند، استانداردهای کتابخانه های بیمارستانی را هم مدنظر قرار دهند. تضاد منافع: نویسندگان اظهار داشتند که تضاد منافعی وجود ندارد. تشکر و قدردانی: بدین وسیله از کتابداران خدوم و پرتلاش کتابخانه های بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تشکر و قدردانی به عمل می آید.
۱۷۱۳۳.

تبیین الگوی مفهومی مرزهای مسیر شغلی در حرفه پزشکی با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۳۲۴
مقدمه: مرزهای مسیر شغلی در همه ابعاد حرفه پزشکی اثرگذار است و چون عوامل زیادی می توانند انتخاب مسیر شغلی پزشکان را شکل دهند، مفهوم مسیر شغلی، همواره موردتوجه مباحث پزشکی بوده و حتی به عنوان رویکردی در آموزش پزشکی استفاده می شود. بنابراین، پژوهش حاضر باهدف تبیین الگوی مفهومی مرزهای مسیر شغلی پزشکان انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بود که دارای رویکردی کیفی و از استراتژی نظریه داده بنیاد نظام مند بهره برده است. جامعه پژوهش شامل پزشکان بود که از طریق نمونه گیری غیر تصادفی گلوله برفی انتخاب شده اند. درنهایت 19 نفر در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند. تحلیل داده ها در این الگو، شامل سه گام کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود که با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد. یافته ها: الگوی مفهومی مرزهای مسیر شغلی در حرفه پزشکی شامل مقوله های شرایط علّی (تفاوت های فردی و نهادهای اجتماعی)، پدیده محوری (مرزهای کار- خانواده، مرزهای جغرافیایی، اجتماعی، سازمانی، اخلاقی و قانونی)، راهبردها (درک مرزها، بازنگری در مرزها و عبور مرزی)، شرایط زمینه ای (بسترهای تربیتی و بسترهای فرهنگی)، شرایط مداخله گر (عوامل کلان و عوامل خرد) و پیامدها (آینده مسیر شغلی، برنامه ریزی مجدد مسیر شغلی و تعادل کار – خانواده) بود. نتیجه گیری: توجه به الگوی مفهومی مرزهای مسیر شغلی می تواند در برنامه ریزی، تصمیم گیری، مدیریت و توسعه مسیر شغلی پزشکان تأثیر قابل توجهی داشته باشد. به علاوه، پزشکان شاغل، افراد جویای کار و دانش آموختگان دانشگاهی می توانند نسبت به مرزهای مسیر شغلی خودآگاهی یابند و با علل پیدایش و قوام مرزها و پیامدهای مرزهای مسیر شغلی خود نیز آشنا شوند تا با شناخت کافی در انتخاب مسیر شغلی گام بردارند.
۱۷۱۳۴.

ارزیابی اثربخشی بالینی شاخص های احیای قلبی_ ریوی در بخش اورژانس: مطالعه نیمه تجربی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۳۱۱
مقدمه: عملکرد ضعیف گروه احیا می تواند پیامدهای منفی برای بیمارستان به همراه داشته باشد. شناسایی و اصلاح مشکلات مرتبط با بخش اورژانس از اولویت های بهبود کیفیت ارائه خدمات و افزایش رضایتمندی است. هدف از مطالعه تعیین تأثیر روش FOCUS PDCA بر بهبود شاخص احیای قلبی-ریوی (Cardiopulmonary Resuscitation(CPR)) در بخش اورژانس بود. روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی بود که در بخش اورژانس بیمارستان امام علی شهر اندیمشک انجام شد. گروه شاهد شامل 75 رخداد CPR قبل از اجرای مداخله و گروه آزمون شامل 76 رخداد CPR بعد از اجرای FOCUS-PDCA بود. تیمی از پرستاران شاغل در اورژانس و گروه احیا بر اساس معیارهای ورود انتخاب شدند. کارگاه های آموزش CPR پایه و پیشرفته و روش FOCUS PDCA برای آنان برگزار شد. سپس، مراحل نُه گانه FOCUS-PDCA اجرا شد. چک لیست محقق ساخته ابزار گردآوری داده بود که داده ها با نرم افزار SPSS-22 و آزمون های کای دو، دقیق فیشر و من ویتنی تحلیل شدند. یافته ها: نتیجه احیای موفق برای بیماران بعد از اجرای FOCUS PDCA به میزان 64/3 درصد افزایش یافت. نتیجه احیای موفق قبل از مداخله 7/6 درصد و بعد از مداخله 3/26 درصد بود. بعد از اجرای مداخله، میزان موارد ناموفق در بیماران ترومایی، داخلی و بیماران بدون علائم حیاتی کاهش پیدا کرد. بین دو گروه از نظر وقوع ایست قلبی در حضور شاهد اختلاف آماری معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: انتظار می رود اجرای روش FOCUS PDCA بتواند منجر به بهبود شاخص ها و احیای موفق بیماران در بخش اورژانس شود.
۱۷۱۳۵.

ارزیابی و تحلیل رضایت مندی روستاییان از عملکرد دهیاری در راستای بازارایی الگوی مدیریت خدمات روستایی مورد مطالعه: استان قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۶۰
مدیریت روستایی در ایران پس از فراز و فرودهای بسیار، با شکل گیری شوراهای اسلامی و استقرار نهاد دهیاری، تجربه جدیدی را آغاز نمود. اکنون که حدود دو دهه از آغاز فعالیت الگوی نوین مدیریت روستایی می گذرد، با توجه به تعدد و پراکندگی روستاها از یک سو و مسایل و مشکلات مرتبط با تجهیز، توانمندسازی، صرفه اقتصادی ارایه خدمات و . . . از سوی دیگر، بازآرایی الگوی جاری ضروری بوده و در این فرآیند نیز سنجش رضایت روستاییان به عنوان ذی نفعان اصلی حائز اهمیت است. پژوهش حاضر از لحاظ ماهیّت کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی می باشد. داده ها به دو روش میدانی و کتابخانه ای جمع آوری شده اند. جامعه آماری آن مشتمل بر تمامی شهرستان های استان قزوین می باشد. از هر شهرستان یک یا دو بخش با مد نظر قرار دادن شاخص های گستردگی فضایی و تعداد روستاهای دارای دهیاری انتخاب،در سطح هر بخش نیز، یک دهستان انتخاب و در هر دهستان نیز متناسب با تعداد روستاهای دارای دهیاری، روستاهای هدف براساس شاخص های موصوف انتخاب شده اند. در مجموع تعداد 427 پرسشنامه از اهالی 40 روستا تکمیل شده است. رضایت روستاییان از عملکرد دهیاری ها در سه بعد؛ الزامات عملکردی، الزامات اساسی و الزامات انگیزشی و در هشت مولفه مرتبط با این ابعاد، با استفاده از مدل کانو، ارزیابی شکاف کیفیت خدمات و نرم افزار Spss مورد تجزیّه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق گویای آن است که، بیشترین میزان رضایت در ابعاد سه گانه موصوف، مربوط به بعد عملکردی بوده است. همچنین در بین 9 بخش مورد مطالعه از شش شهرستان استان قزوین، بالاترین میزان رضایت از عملکرد دهیاری ها، به ترتیب مربوط به بخش دشتیابی شهرستان بویین زهرا و بخش طارم سفلی شهرستان قزوین و کمترین میزان رضایت نیز به ترتیب مربوط به بخش بشاریات شهرستان آبیک و بخش رامند شهرستان بوئین زهرا بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان