تسهیم دانش در بین افراد برای بکارگیری شایستگی های کلیدی و کسب مزیت رقابتی در دنیای رقابتی قرن بیست و یکم امری حیاتی است. از آنجا که تسهیم دانش امری داوطلبانه است و اجباری در کار نیست بنابراین متکی بر استراتژی های نرم است. بنابراین در این پژوهش بر آن شدیم که اثر جو تیم و رهبری توانمندساز را بر رفتار تسهیم دانش افراد مورد بررسی قرار دهیم. بر این اساس مدلی بر مبنای مطالعات پیشین مدیریت دانش ارائه شد که داده ها از 285 نفر از دانشجویان تیم های ورزشی دانشکده های دانشگاه تهران جمع آوری شد. برای آزمون مدل از معادلات ساختاری و روشPLS استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که جو تیم و رهبری توانمندساز با واسطه نگرش، رفتار تسهیم دانش افراد را تحت تاثیر قرار می دهند و همچنین جو تیم به طور مستقیم نیز رفتار تسهیم دانش افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.
هدف این مطالعه بررسی رابطه مدل های مالی و اقتصادی با تکنیک تحلیل پوششی دادهها در ارزیابی عملکرد شرکتهای سرمایهگذاری می باشد. برای نیل به این هدف، جمع داراییها، جمع بدهیها، جمع حقوق صاحبان سهام و جمع هزینههای شرکت به عنوان متغیرهای ورودی و همچنین درآمد، سود خالص و سود عملیاتی به عنوان متغیرهای خروجی مدل تحلیل پوششی دادهها در نظر گرفته شده است و مطابق با مدل انتخابی تحلیل پوششی داده ها، عملکرد شرکتهای سرمایه گذاری مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس عملکرد ارزیابی شده در قالب مدل رگرسیون با مدل های مالی و اقتصادی مورد مقایسه قرار گرفت. در این پژوهش برای بررسی رابطه مدلهای مالی و اقتصادی با تکنیک تحلیل پوششی دادهها دو فرضیه ارائه شد و برای آزمون فرضیات مدل رگرسیون طراحی گردید. در این پژوهش جامعه آماری، شرکتهای سرمایهگذاری پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است و نمونهگیری از جامعه تحقیق، بر اساس روش نمونه گیری قضاوتی و از طریق حذف سیستماتیک می باشد. دوره زمانی پژوهش سالهای 1393تا 1395 میباشد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که بین مدلهای مالی و مدل تحلیل پوششی داده ها در ارزیابی عملکرد شرکتهای سرمایه گذاری، رابطه معنادار و معکوسی وجود دارد. همچنین بین مدلهای اقتصادی و و مدل تحلیل پوششی داده ها در ارزیابی عملکرد شرکتهای سرمایه گذاری، رابطه معنادار و مستقیمی وجود دارد.
مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی و افشاگری های مرتبط با آن عامل ضروری است که به تداوم فعالیت شرکت ها منتهی می شود. هدف این مقاله بررسی ارتباط حاکمیت شرکتی، مسئولیت اجتماعی و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. اطلاعات مورد نیاز برای این پژوهش از صورت های مالی 75 شرکت گردآوری شده است. برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون چندمتغیره با داده های تابلویی استفاده شده است. برای محاسبه معیار مسئولیت اجتماعی از مدل میشرا و همکاران (2011) استفاده شده است. برای حاکمیت شرکتی از معیارهای تمرکز مالکیت و درصد سهام در دست سهام داران عمده (بلوکی) استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد بین معیار تمرکز مالکیت و مسئولیت اجتماعی ارتباط معنی داری وجود دارد ولی بین معیار درصد سهام در دست سهام داران عمده و مسئولیت اجتماعی ارتباط معنی داری مشاهده نشد. همچنین بین مسئولیت اجتماعی و ارزش شرکت نیز ارتباطی معنی دار مشاهده نشد.
امروزه در تجزیه و تحلیل سازمان های دولتی، پرداختن به اخلاق و ارزش های اخلاقی یکی از الزام هایی است که رهبران سازمان برای آن که بتوانندکارکنان شان را برای دستیابی به هدفی مشترک متقاعدسازند، بایدبدون استثنا به اصول پذیرفته شده آن پایبندباشند. هدف این پژوهش، طراحی و تبیین مدل رهبری اخلاقی در صداوسیمای مرکز آذربایجان شرقی است. پژوهش به روش آمیخته انجام شده است. نمونه گیری بخش کیفی پژوهش، با تکنیک گلوله برفی و با ابزار مصاحبه انجام شده است که بر مبنای آن، از میان مدیران ارشدصداوسیمای مرکز آذربایجان شرقی و استادان مدیریت، 10 نفر برای مصاحبه انتخاب شده اند. در بخش کمّی، از میان 320 نفر از کارکنان این مرکز، 230 نفر با استفاده از فرمول کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند. داده های کیفی پژوهش با تکنیک تحلیل تم و داده های کمّی با نرم افزار Smart PLS تجزیه و تحلیل شده اند. در بخش کمّی، روایی محتوا و پایایی با محاسبه ضرایب آلفای کرونباخ تاییدشده اند. در بخش کیفی، تصدیق پذیری با راهبردممیزی بیرونی و اتکاپذیری با شیوه پایایی بین دو کدگذار موردتاییدقرار گرفته است. نتایج پژوهش منجر به شناسایی 54 ویژگی و شاخص رهبری اخلاقی، در دو بُعدو پنج مولفه شده است که ابعادشامل بعدفردی و موقعیتی هستندو مولفه ها نیز عبارتنداز اخلاقی، رفتاری، اعتقادی، مدیریتی، و اجتماعی.
امروزه به دلیل لزوم رعایت مسئولیت اجتماعی توسط سازمان ها که موجب حفظ بقای سازمان، دستیابی به اهداف و مشروعیت یافتن عملکرد سازمان می شود، این موضوع و تصمیم گیری های مربوط به آن از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف از انجام این پژوهش شناسایی مسئولیت اجتماعی سازمان ها و عوامل موثر بر آن و رتبه بندی این عوامل بر اساس تکنیک DANP می باشد. تحقیق حاضر در زمره تحقیق کمی قرار می گیرد و از نظر هدف کاربردی و از منظر روش توصیفی است. جهت جمع آوری داده های مورد نیاز از ابزار پرسش نامه و نظرات 7 خبره در شرکت سهامی توزیع نیروی برق شیراز استفاده شده است. طبق نتایج حاصل از این پژوهش، معیار کارکنان با وزن نهایی 0.262 در رتبه نخست این اولویت بندی و پس از آن، عوامل بیرونی سازمان با وزن نهایی 0.253، مدیریت با وزن نهایی 0.244 و عوامل مالی سازمان با وزن نهایی 0.240 در رتبه های بعدی قرار می گیرند. بنابراین به دلیل فراگیر بودن مسئولیت اجتماعی در حوزه های مختلف، مدیران هر سازمان باید صرف نظر از اندازه سازمان و برای کسب منافع مورد نظر خود و ذینفعان سازمان، اهمیت بیشتری را برای این مقوله قائل شوند و اقدامات لازم را برای به اجرا در آوردن آن انجام دهند.
هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی هوش هیجانی در رابطه رهبری اخلاقی با قصد هشداردهی حسابرسان مستقل است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل حسابرسان مستقل شاغل در مؤسسات حسابرسی بخش خصوصی و بخش دولتی در سال 1399 است. در معادلات ساختاری حداقل نمونه 200 مورد پیشنهاد شده و بر اساس فرمول کوکران در جامعه نامحدود تعداد نمونه 385 مورد نیاز است. بر این مبنا تعداد500 پرسشنامه به صورت کاغذی و الکترونیکی ارسال شد و تعداد 441 نفر از آن ها گردآوری و مورد بررسی قرار گرفت. داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شده و با استفاده از معادلات ساختاری به کمک نرم افزار لیزرل مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها : نتایج پژوهش نشان می دهد رهبری اخلاقی بر قصد هشداردهی حسابرسان به صورت مستقیم تأثیر مثبت و معناداری دارد و این رابطه با واسطه هوش هیجانی نیز معنادار بوده و تقویت می شود. بنابراین، هوش هیجانی میانجی گری مناسب برای رابطه رهبری اخلاقی با قصد هشداردهی حسابرسان است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش رعایت اصول رهبری اخلاقی و توجه به ارزش های اخلاقی در ارتباطات کارکنان در مؤسسات حسابرسی، قصد هشداردهی حسابرسان را افزایش می دهد. از سوی دیگر می توان بیان کرد رهبری اخلاقی در مؤسسات حسابرسی، تقویت و توجه کارکنان به قابلیت های هیجانی و افزایش هوش هیجانی آنها را به همراه دارد. همچنین بر اساس این نتایج حسابرسان دارای هوش هیجانی بالا به دلیل اطلاع از احساسات و هیجانات خود و دیگران، می توانند عواطف خود را در شرایط پیچیده مشاهده تخلف توسط همکاران مدیریت نموده و بنابراین، تمایل بیشتری به هشداردهی دارند. پژوهش حاضر می تواند منجر به توجه بیشتر به موضوع هشداردهی، رفتار اخلاقی مدیران، مدیریت و درک عواطف کارکنان و کاهش تخلفات در حرفه حسابرسی در ایران شود.
انتخاب شغل با گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات و حرفهای شدن دانشها تبدیل به یک علم پیچیده شده است و تحت تاثیر عوامل ذاتی و بیرونی است. تاثیر این عوامل در سبکهای شناختی مختلف متفاوت بوده و یکی از عوامل موثر بر سبک شناختی افراد، نگرش فرهنگی است. در پژوهش حاضر، عوامل موثر بر انتخاب شغل در حرفه حسابداری با درنظرگرفتن ابعاد نگرش فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کمی است و در دسته مطالعات توصیفی قرار میگیرد. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه نگرشهای فرهنگی هافستد (1980) استفاده شده است. نمونه مورد بررسی متشکل از 143 نفر از دانشجویان حسابداری کارشناسی و کارشناسی ارشد در سال تحصیلی 97-98 بوده و دادهها با استفاده از تحلیل تمایز مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان میدهد که تاثیر و نفوذ والدین، اساتید و همسالان به انتخاب شغل در حرفه حسابداری توسط دانشجویان با ویژگیهای فرهنگی فاصله زیاد قدرت و جمعگرایی مرتبط است. همچنین عامل باور و مادیات، بر انتخاب شغل حسابداری توسط دانشجویان در جوامع با ویژگیهای فرهنگی جمعگرایی و اجتناب شدید از عدم اطمینان، تاثیری ندارد.
این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال ها می باشد: نقش و کار کرد شبکه های ماهواره ای فارسی زبان را در عملیات روانی علیه جمهوری اسلامی موردکنکاش نظام مند قرار داد؟ نقش شبکه های ماهواره ای فارسی زبان را در حوادث و اغتشاشات بهار 1385 آذربایجان، شناسایی و مورد تحلیل چیست؟ با بهره گیری از مبانی و ادبیات موضوع و یافته های پژوهش، راهکار هایی را برای مقابله با عملیات روانی و آتی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان می توان معرفی نمود. برای تحقق این اهداف، نخست ادبیات تحقیق مرور شد، آن گاه با بهره گیری از دو روش « تحلیل محتوا » و « زمینه یابی از صاحب نظران »، روش ها و اصول عملیات روانی سه شبکه ماهواره ای فارسی زبان، یعنی صدای آمریکا، امید و جام جم، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل با استفاده از آمار های توصیفی و آزمون آماری غیرپارامتریک(دو جمله ای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل آشکار ساخت که شبکه های مذکور از چندین روش عملیات روانی علیه جمهوری اسلامی استفاده نموده اند(و می نمایند) و آن شبکه ها در عملیات روانی خود از 5 اصل کلیدی بیش از سایر اصول استفاده می نمایند.
هدف: نظر به اهمیت حاکمیت الکترونیک به عنوان یکی از مباحث کلیدی در خط مشی گذاری، و خلاء مطالعات و پژوهش های نظری مرتبط در ایران، هدف این پژوهش دست یابی به چارچوب استقرار حاکمیت الکترونیک در تدوین خط مشی توسعه صادرات است. روش شناسی : این تحقیق به روش کیفی داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری خبرگانی هستند که در زمینه تدوین خط مشی توسعه صادرات از دانش و تجربه عملی برخوردارند. خبرگان به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب و داده ها با استفاده از نرم افزار اطلس مدیریت شده است. یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل متن مصاحبه ها، مقوله محوری تحت عنوان "استقرارحاکمیت الکترونیک در تدوین خط مشی توسعه صادرات" احصاء شد که شامل ابعاد اصلی (مشارکت ذینفعان، شفاف سازی، پاسخگویی، و دولت الکترونیک) است . یافته ها نشان داد که مطالبه گری صادرکنندگان، اولویت دهی به صادرات غیرنفتی، و گسترش ICT از عوامل موثر بر "استقرارحاکمیت الکترونیک در تدوین خط مشی توسعه صادرات" هستند. محدودیتها و پیامد ها: تفکر حاکمیت عمومی و جلب اعتماد صادرکنندگان از محدودیتهای استقرار حاکمیت الکترونیکی است. پیامدهای عملی: استقرار چنین حاکمیتی می تواند به پیامدهایی مانند اعتماد صادرکنندگان، رضایت ذینفعان حوزه صادرات، مشروعیت و بهبود کیفیت خط مشی های صادراتی منجر شود و آثار مثبتی مانند رضایت و اعتماد صادرکنندگان داشته و مشروعیت حکومت را در میان ذینفعان بالا برده و کیفیت خط مشی ها را در کشور ارتقاء می دهد. ابتکار یا ارزش مقاله : این تحقیق با شناسایی عوامل علّی، مداخله گر و تعدیل کننده و تدوین چارچوب نهایی به یافته های پژوهشی در حوزه حاکمیت الکترونیک و خط مشی گذاری توسعه صادرات می افزاید.
در این پژوهش، نمونه ای مشتمل بر 126 شرکت تولیدی و 11 شرکت ساختمانی پذیرفته شده در بورس
اوراق بهادار تهران طی سال های 1387 تا 1391 انتخاب و دو فرضیه اصلی مبنی بر ضعیف تر بودن ضریب
واکنش سود در شرکت های ساختمانی پذیرفته شده در بورس تهران در مقایسه با شرکت های تولیدی و
بازرگانی و همچنین عدم وجود تفاوت معنی دار میان سود گزارش شده و قیمت سهام قبل و بعد از مجمع
تدوین گردید و برای افزایش قابلیت اتکای فرضیه های اصلی، دو فرضیه فرعی مبنی بر عدم وجود رابطه
معنی دار بین جریان های نقد عملیاتی و سود عملیاتی شرکت های ساختمانی پذیرفته شده در بورس تهران و
وجود رابطه غیر خطی بین قیمت سهام شرکت های ساختمانی پذیرفته شده در بورس تهران و سود این
شرکت ها، تدوین شد. نتایج آزمون فرضیه اصلی اول نشان داد که ضریب واکنش سود در شرکت های
ساختمانی در مقایسه با ضریب واکنش سود در شرکت های تولیدی ضعیف تراست. بر اساس نتایج آزمون
فرضیه اصلی دوم، در شرکت های ساختمانی قیمت سهام بعد از مجمع با قیمت سهام قبل از مجمع تفاوت
معنی داری ندارد مهمترین نتیجه پژوهش حاضر این است که در قیمت گذاری سهام شرکت های ساختمانی
در بازار اوراق بهادار، باید به عوامل مهم دیگری غیر از سود سهام سالیانه توجه شود. عواملی که نقش آنها
در سایر شرکت ها به مراتب ضعیف تر است
دوره کنونی حیات بشری با تحولات و دگرگونی های شگفت انگیزی همراه است. هرچند که در قرن گذشته با ارزش ترین دارایی یک سازمان ابزار تولید بود ولی اکنون سرمایه اصلی موسسات کارکنان آن به عنوان دانشگران هستند. با افزایش نقش دانش در زندگی بشر، به نظر می رسد وابستگی ابعاد و شئون مختلف زندگی به دانش در آینده افزایش خواهد یافت. به همین دلیل چندی است که مبحث مهمی به عنوان مدیریت دانش مطرح شده است. مدیریت دانش فرآیندی است که در آن هر کارمند یا فرد می تواند قسمت سودمند از دانش را در زمان و مکان مناسب، کشف کند، به دست آورد، پرورش دهد، خلق کند، عرضه کند، پخش کند، به اشتراک بگذارد، نگهداری کند، ارزیابی کرده و بکار گیرد. یکی از مهمترین عوامل و فرآیندهای مدیریت دانش که پایه بسیاری از استراتژی های مدیریت دانش است، اشتراک دانش یا تسهیم دانش است. اشتراک دانش، تسهیم داوطلبانه مهارت ها و تجربه های اکتسابی به سایر افراد است. ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﺑﺮای اﯾﺠﺎد ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ اﺷﺘﺮاکﮔﺬاری داﻧﺶ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ آن ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺟﻮ ﻫﻤﮑﺎری و ﻣﺸﺎرﮐﺖ را ﺑﻪ وﺟﻮد آورﻧﺪ. از آنجا که دانشگاه ها در صدر سازمان های تولید کننده دانش می باشند انتظار می رود در مدیریت دانش و استقرار آن پیش قدم باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی موانع نظام مدیریت دانش در دانشگاه ها می باشد. روش پژوهش در این مقاله به روش جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و اینترنت می باشد.
: مارتین لیندستروم، اعجوبه ی دنیای نورومارکتینگ و برندینگ دنیا است. گفت وگوی ما با او درباره ی این هر دو حوزه است.
خوشبختانه از لیندستروم دو عنوان کتابش در ایران چاپ و ترجمه شده. ""حس برند"" کتابی است از لیندستروم که در سال 1392 در انتشارات بازاریابی چاپ و روانه ی بازار شد. او در این کتاب استدلال می کند که 5=2+2 و از آن در دنیای برندینگ حداکثر استفاده را می برد. فیلیپ کاتلر با مطالعه ی کتاب لیندستروم، استدلالش را می پذیرد و پیشگفتاری نیز بر کتاب او می نویسد. مطالعه ی کتاب لیندستروم، دیدگاههای شگفتی آوری از او معرفی می کند. پیش از آن، این گفت وگوی کوتاه تقدیم شماست.
در بازار رقابتی کنونی، عملکرد مناسب زنجیره تأمین نقش کلیدی در موفقیت یک سازمان دارد. به نظر می رسد نبود حلقه ارتباطی بین عملیات زنجیره تأمین و عملکرد مالی، به دلیل دشواری استفاده از معیارهای عملیاتی اندازه گیری زنجیره تأمین در تفسیر اهداف مالی باشد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین مدیریت زنجیره تأمین و عملکرد مالی (معیارهای حسابداری و مبتنی بر بازار)، بر اساس داده های 108 شرکت پذیرفته شده در «بورس اوراق بهادار تهران» طی سال 1384 تا 1392 است. در این راستا، 4 فرضیه بر مبنای مدل مرجع عملیات زنجیره تأمین (SCOR) تدوین شده است. روش آماری مورداستفاده رگرسیون فازی بوده و برای آزمون فرضیه های پژوهش دو مدل بر اساس متغیرهای وابسته برآورد شده است. بر اساس نتایج، متغیرهای رشد فروش (ویژگی قابلیت اتکا، مسئولیت پذیری و انعطاف پذیری زنجیره تأمین) و بازده سرمایه در گردش (ویژگی مدیریت دارایی های زنجیره تأمین) رابطه مثبتی با عملکرد مالی (متغیر ارزش بازار دارایی ها) دارند؛ همچنین متغیرهای بهای تمام شده (ویژگی هزینه های زنجیره تأمین) و دوره تبدیل وجه نقد (ویژگی مدیریت دارایی های زنجیره تأمین) رابطه منفی با عملکرد مالی (متغیر بازده دارایی ها) دارند. نتایج این تحقیق می تواند در جهت توجه بیشتر مدیران و متخصصان مالی به مفاهیم مدیریت زنجیره تأمین، مؤثر واقع شود.