آموزش، اثربخش ترین ساز و کار جامعه برای مقابله با یکی از بزرگ ترینچالش های این قرن؛ یعنی توسعه پایدار است. توسعه پایدار به انسان های کل نگر، دارای تفکر سیستمی، بینش میان رشته ای و فرارشته ای، آگاه، خلاق و مشارکت جو نیاز دارد. تولید منابع انسانی واجد شرایط فوق، نیازمند کیفیت بالای عناصر و عوامل نظام آموزشی (ورودی، فرایند، خروجی و پیامد) در راستای توسعه پایدار می باشد.نظام آموزش عالی و نیروی انسانی متخصص، نقشی کلیدی در توسعه پایدار هر جامعه ای ایفا می کند. دانشگاه ها بایدبه عنوان مکان های تحقیق و مطالعه برای توسعه پایدارتلاش کنند.آموزش عالی باید بتواند بهترین راه بهره برداری از منابع و امکانات محدود را کسب کند. هدف:هدف این پژوهش طراحی مدلی برای کیفیت برونداد نظام آموزش عالی در رسیدن به توسعه پایدار بر اساس رویکرد سیستم آموزشمی باشد، برای رسیدن به توسعه پایدار باید بتوان هماهنگی و تعامل بین اجزا توسعه را به وجود آورد. روش:در این مقاله از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده و به شیوه تحلیلی اسنادی صورت گرفته است. نتیجه گیری:نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که برای رسیدن به توسعه پایدار، نظام آموزشی یکی از عناصری است که می توان راه رسیدن به توسعه را هموار سازد و مسیر آن را به سوی توسعه هموار هدایت کند اما مقوله ی مهمی که در آموزش برجسته است کیفیت محصولات و بروندادهای نظام آموزشی است.
تشخیص تأثیر دارایی نامشهود بر ارزش اطلاعات فراهم شده توسط شرکت ها، به مرور در حال تبدیل شدن به یک موضوع مهم می باشد و این مهم، با توسعه روزافزون مفاهیمی نظیر مدیریت دانش و سرمایه فکری اهمیتی بیش از پیش یافته است. هدف اصلی این پژوهش بررسی روابط میان چرخه عمر شرکت و مربوط بودن ارزش دارایی های نامشهود می باشد. گردآوری داده های در این پژوهش در سه مرحله انجام شده است، در این پژوهش، نخست مربوط بودن دارایی های نامشهود مورد بررسی قرار گرفته، سپس مربوط بودن این دارایی ها در هریک از مراحل چرخه عمر مورد بررسی قرار گرفته، و در آخر با استفاده از روش آماری تحلیل همبستگی و رگرسیون چندمتغیره و آزمون والد، فرضیه های پژوهش با استفاده از مدل اولسن (2011) مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل داده های 25 شرکت طی دوره ی زمانی 1383 تا 1389حاکی از وجود ارتباط مثبت و معنادار بین ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام، سود باقیمانده و ارزش دفتری دارایی های نامشهود با ارزش بازار سهام می باشد؛ همچنین، نتایج نشان می دهند که از بین مراحل مختلف چرخه عمر شرکت، مرحله بلوغ و افول، قوی ترین تأثیر را بر روی میزان مربوط بودن دارایی های نامشهود دارد.
مسائل محیط زیستی اهمیت زیادی در سراسر دنیا پیدا کرده اند. هدف از این پژوهش ، مطالعه عوامل موثر بر شکل گیری تصویر برند سبز در اذهان مشتریان است. مطالعه پیش رو، پژوهشی توصیفی – پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش مالکان خودرو شهر شیراز هستند. برای آزمون فرضیه های پژوهش 323 پرسشنامه توزیع شد. داده های گردآوری شده به وسیله نرم افزار AMOS تحلیل شد. نتایج تحلیل داده های پژوهش ، تأثیر مثبت و معنادار تداعی برند سبز و رضایت از برند سبز بر تصویر برند سبز را تأیید می کند. بر طبق یافته های پژوهش ، تداعی برند سبز نسبت به رضایت از برند سبز، تأثیر بیشتری در شکل گیری تصویر برند سبز در اذهان مشتریان دارد. همچنین تأثیر مثبت و معنادار نگرش به برند سبز بر تداعی برند سبز نیز تأیید شد. بر اساس نتایج پژوهش ، نگرانی محیط زیستی فرد تأثیر مثبت و معناداری بر نگرش سبز به برند دارد. بر طبق یافته های پژوهش ، تأثیر مثبت و معنادار دانش محیط زیستی بر نگرش به برند سبز تأیید نشد. در ضمن، تأثیر مثبت و معنادار دانش محیط زیستی بر نگرانی محیط زیستی تأیید شد. همچنین مشخص شد، نگرانی محیط زیستی افراد بر شکل گیری تصویر برند سبز در اذهان مشتریان تأثیرگذار است.
یکی از کارکردهای اساسی و مهم سازمان بهزیستی هنگام وقوع حوادث طبیعی، مانند سیل و زلزله، بوده و پس از رخداد چنین حوادثی کمک رسانی به افراد آسیب دیده از طبقات پایین جامعه را بر عهده می گیرد. این پژوهش بنا دارد تا با شناسایی دقیق فعالیت ها و فرایندهای اجرایی «سازمان بهزیستی»، عوامل ایجاد ناپایداری در زنجیره تأمین این سازمان را مشخص کند و در نهایت به رتبه بندی این عوامل بپردازد؛ سپس بر اساس این عوامل نقاط آسیب پذیر سازمان در برابر عوامل ایجاد ناپایداری بررسی می شود. در این راستا از مدل سازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. در ابتدا با مرور مبانی نظری و بررسی نظریه های موجود، یک چارچوب مفهومی اولیه در این رابطه شکل گرفته است؛ س پس ای ن مدل با بهره گیری از روش های مختلف در طی پژوهش، تعدیل و مطابق ب ا ش رایط «سازمان بهزیستی» اصلاح شده است. در ادامه م دل مفهومی پژوهش در قالب یک ساختار چندبُعدی برای نرم افزار AMOS تعریف شده است. پس از بررسی فرض یه ه ا از ن وع روابط بین متغیرها و انجام تغییرات لازم، سرانجام مدل با توجه به شرایط «سازمان بهزیستی ایران»، اصلاح و نه ایی ش ده است.
بنا به اهمیت وافر موضوع فرهنگ سازمانی و تاثیر بسزای آن بر عملکرد سازمان، مقاله حاضر به جهت یاری مدیران سازمان ها و دستگاه های اجرایی به شناسایی و بررسی تاثیر عوامل رفتاری، ساختاری و زمینه ای بر روی نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزش های اسلامی پرداخته است. این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی و طرح پیمایشی است و از بین کارکنان مرکز آموزش مدیریت دولتی، تعداد 87 نفر به روش نمونه گیری ساده تصادفی مورد آزمون قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل های انجام شده نشان دهنده آن است که میان هر سه دسته عوامل زمینه ای، ساختاری و رفتاری با نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزش های اسلامی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. بنا به نتایج حاصله مشخص گردید به منظور نهادینه سازی فرهنگ سازمانی با عوامل متعددی از سطوح مختلف سازمانی روبرو هستیم و می بایست با کسب حمایت مدیران ارشد سازمان و با بهره گیری از مدیریت یکپارچه به نهادینه سازی ارزشهای اسلامی در فرهنگ سازمانی پرداخت. همچنین مشخص شد رهبری در سازمان تاثیر بسیار شگرفی بر نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزش های اسلامی دارد
امروزه، اخلاق سازمانی ضرورت و لازمه یک جامعه سالم می باشد. در این راستا، هنگامی که استانداردها یا ارزشهای اخلاقی سازمان به طور گسترده ای بین افراد رایج شود موفقیت سازمانی افزایش می یابد. بنابراین، در این تحقیق تلاش شده است عواملی که باعث بهبود و ارتقای اخلاق سازمانی می شود شناسایی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش را معاونین، مدیران و کارشناسان شرکت برق منطقه ای یزد تشکیل می دهند. در این تحقیق از پرسشنامه و مصاحبه به منظور جمع آوری داده ها استفاده شده است. در راستای تجزیه و تحلیل داده ها مدل یابی معادله ساختاری به کار رفته است. یافته ها نشان داد که در شرکت مورد مطالعه (برق منطقه ای یزد) شش عامل در ارتقای اخلاق سازمانی تاثیرگذار هستند. نتایج مدل یابی معادله ساختاری نیز ضمن تایید برازش مدل نشان داد که هر شش عامل تاثیر معنی داری بر اخلاق سازمانی دارند. نتایج این تحقیق نشان داد که عدالت سازمانی بیشترین تأثیر را بر اخلاق سازمانی دارد. متغیرهای فرهنگ و مدیریت، تعهد و انگیزش، آموزش، استقلال و مشارکت و شناخت نیز در درجات بعدی اهمیت قرار دارند.
کشاورزی ارگانیک هم در تأمین مواد غذایی و هم در رعایت استانداردهای زیست محیطی نقش عمده ای دارد. با توجه به خلاء تحقیقات استراتژی بازارگرایی در صنعت غذایی محصولات کشاورزی، استراتژی جامعی جهت توسعه بازارگرایی محصولات ارگانیک ایران وجود ندارد. لذا هدف اصلی از پژوهش حاضر، بررسی و شناسایی ابعاد و مولفه های بازارگرایی محصولات ارگانیک و یافتن راه حلی جهت توسعه بازارگرایی محصولات ارگانیک، با توجه به محیط و بافت بومی ایران وپوشش خلأهای موجود در این زمینه است. روش تحقیق از لحاظ هدف تحقیق، توسعه ای و از لحاظ استراتژی های تحقیق، ترکیبی است. جامعه آماری در مرحله روش تحقیق کیفی شامل مدیران شرکتهای تولید کننده محصولات ارگانیک، متخصصین صاحب تجربه و خبرگان حوزه بازاریابی و سیاستگذاری بودند که به روش نمونه گیری هدفمند، حجم نمونه گیری آن تا حد کفایت یا اشباع نظری ادامه یافت و نهایتاَ 15 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند و در مرحله روش تحقیق کمی نیز جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان واحد فروش و بازاریابی شرکت های تولید محصولات غذائی با برند ارگانیک کشور به تعداد 180نفر بودند که تعداد نمونه طبق جدول مورگان، 118 نفر محاسبه و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. اطلاعات جمع آوری شده در مرحله کیفی به روش تحلیل محتوا و در مرحله کمی از مدلسازی معادلات ساختاری و روش تحلیل عاملی با نرم افزار Spss و Pls مورد تحیل قرارگرفت. نتایج نشان داد که ارتباط معناداری بین عوامل محیط درونی و بیرونی و بازارگرایی وجود دارد. از طرفی، بازارگرایی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد بنگاه های تولید کننده محصولات ارگانیک دارد. همچنین، بازارگرایی به عنوان متغیر میانجی نقش مثبت و معناداری در میان عوامل درون سازمانی و عملکرد بنگاه ها ایفاء می کند.
شناسایی و جذب نیروهای شایسته در هر سازمان، یک مقوله راهبردی است که این موضوع در سازمان های خبری به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار است. این پژوهش با هدف شناسایی ویژگی های یک خبرنگار حرفه ای به منظور ارائه مدل شایستگی نیروی انسانی در سازمان های خبری انجام شده است. روش پژوهش مورد استفاده، نظریه داده بنیاد و جامعه آماری این پژوهش 19 نفر از متخصصان و خبرگان عرصه رسانه ای داخل کشور بوده است که به صورت هدفمند انتخاب شده و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفته اند. در این پژوهش، علاقه به خبرنگاری، دارا بودن شم خبری، ضریب هوشی بالا، سرعت بالای انتقال مفاهیم، کنجکاوی، خلاقیت، قدرت تعامل و ارتباط گیری، درک و گیرایی بالا، منضبط بودن، ادب و متانت، شجاعت، واقع بینی، روحیه مطالعه مستمر و یادگیری، مهارت نویسندگی، تسلط به فناوری های نوین ارتباطی، تسلط به یک زبان خارجی رایج و اطلاعات عمومی بالا از مهم ترین ویژگی های یک خبرنگار شایسته شناسایی شدند. همچنین بر اساس یافته های پژوهش، مدل پارادایمی شایستگی نیروی انسانی ویژه سازمان های خبری طراحی و ارائه شده است.
مفاهیمی که دانشمندان رشته های مختلف علمی، متخصصان دانش اطلاع رسانی، متفکران و فیلسوفان برای اطلاع قائل شده اند زیاد و گوناگون است. گرنوت ورزیگ متخصص برجستة دانش اطلاع رسانی و استاد فعلی دانشگاه آزاد برلین (برلین غربی) در این مورد به طنز می گوید: به تعداد متخصصانی که در زمینة اطلاع به بحث پرداخته و راجع به آن اظهار نظر کرده اند مفهوم اطلاع وجود دارد. باید دید که اینهمه اختلاف نظر دربارة مفهوم اطلاع ناشی از چیست. مهمترین علل این امر را می توان به اختصار، بصورت زیر توضیح داد: