هدف این پژوهش بررسی تاثیر افشای منابع انسانی ، محیط زیست و اهداف وبرنامه های مدیریت بر تداوم فعالیت شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.برای بررسی این موضوع دومتغیر نرخ رشد فروش و نرخ رشد سود عملیاتی به عنوان شاخص های سنجش تداوم فعالیت شرکتها و سه متغیر افشا منابع انسانی و افشا محیط زیست و افشااهداف وبرنامه های مدیریت به عنوان شاخص های جامعیت گزارشهای حسابداری در نظر گرفته شد.بااستفاده از 88 شرکت موجود در بورس اوراق بهادار تهران به بررسی این موضوع پرداخته شد.دراین پژوهش از روشهای آمار ی توصیفی شامل محاسبه پارامترهای آماری واز روشهای آماری استنباطی مشتمل برمدل رگرسیون خطی استفاده شده است.نتایج پژوهش بیانگرعدم وجود رابطه بین جامعیت گزارشهای حسابداری و تداوم فعالیت شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
هدف:پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط بین محیط پژوهش آموزی، کیفیت تعامل استاد دانشجو و خودکارامدی پژوهش در قالب یک الگوی علّی انجام شده است. روش:روابط بین متغیّرها در قالب یک الگوی مفروض، به روش همبستگی از نوع الگویابی و در بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاههای دولتی شهر تهران مورد آزمون قرار گرفته است. نمونه معرفی مرکّب از 270 دانشجو، پرسشنامه های روا و پایا «محیط پژوهش آموزی»، «کیفیت تعامل استاد راهنما دانشجو» و «خودکارامدی پژوهش» را پاسخ داده و داده های حاصله با استفاده از «تحلیل مسیر»، تحلیل شدند. یافته ها:نتایج حاکی از آن است که الگوی پژوهش برازش کاملی با داده ها دارد. در این الگو، اثر مستقیم محیط پژوهش آموزی بر کیفیت تعامل استاد راهنما دانشجو و خودکارامدی پژوهش و اثر غیر مستقیم آن بر خودکارامدی پژوهش، مثبت و معنادار است. نتیجه گیری:بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که کیفیت تعامل استاد- دانشجو یک میانجی مناسب در ارتباط بین محیط پژوهش آموزی و خودکارامدی پژوهش است؛ یعنی هر میزان که کیفیت تعامل استاد- دانشجو در اثر محیط پژوهش آموزی افزایش یابد، خودکارامدی پژوهش هم افزایش می یابد.
امروزه، سازمان ها به اهمیت نوآوری برای بقای بلند مدت و پیشتازی در عرصه رقابت پی برده اند و نوآوری و خلاقیت به یکی از دغدغه های مدیران تبدیل گشسته است. همه مدیران به دنبال ایجاد سازمان نوآور هستند اما سوال اصلی این است که چرا علی رغم تلاش های زیاد، نوآوری در سازمان ها کم است. از سوی دیگر اصلی ترین عامل در شکل دهی رفتارها در هر سازمانی فرهنگ سازمانی است. درک فرهنگ از این جهت اهمیت دارد که یک مجموعه از عوامل قوی، پنهان و اغلب ناخوداگاه را شامل می شود که اگر این عوامل درک نشوند، می توانند هر تلاشی را برای هدایت رفتار سازمان در جهت اهداف مطلوب از بین ببرند. به این ترتیب فرهنگ نوآوری به عنوان مهمترین عامل در بروز رفتارهای نوآورانه تلقی می شود. از اینرو تحقیق حاضر درصدد شناسایی مکانیزم های توسعه فرهنگ نوآوری است. این تحقیق با رویکرد آمیخته صورت گرفته است. در بخش کمی با استفاده از ابزار پرسشنامه، وضعیت موجود ابعاد مختلف فرهنگ نوآوری شناسایی شد و در بخش کیفی با استفاده از ابزارمصاحبه، در خصوص مکانیزم های موثر برای توسعه فرهنگ نوآوری، مصاحبه های نیمه ساختار یافته ای با ۲۷۶ نفر از کارکنان صورت گرفت.
در نهایت دو مکانیزم اصلی که خود شامل ابعاد مختلفی بودند به عنوان مکانیزم های توسعه فرهنگ نوآوری شناسایی شد.
از قدیم الایام یکی از سیره های رائج در فرآیند اجتهاد، تجسس از علت یا علت های احکام شرعی در لابلا و فحوای ادله آنها بوده است تا بتوان از طریق قیاس منصوص العله، حکم شرعی را از موضوعی به موضوع دیگر سرایت داد و یا اینکه در صورت عدم وجود علت بدست آمده در بعضی از مصادیق، حکم شرعی را از آن مصداق منتفی دانست. ربا نیز از جمله موضوعاتی است که مخصوصاً در صد سال اخیر با نفوذ سرمایه داری به کشورهای اسلامی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. یکی از تفاسیر جدید ربا که برای حلّ مشکل نظام سرمایه داری به ویژه بانک های ربوی مطرح شده است، نظریة معروف «اختصاص ربا به بهرة قرض های مصرفی» است. در واقع برخی روشنفکران و عالمان اسلامی با استناد به شواهد و ادلّه ای بین دو نوع قرض تولیدی و مصرفی تفکیک قائل شدند. آنان گرفتن بهره در قرض های مصرفی را ربا و حرام می دانند؛ امّا گرفتن بهره در قرض های تولیدی و تجاری را ربا ندانسته و حرام نمی دانند. یکی از دلایل محکم طرفداران این نظریه، استناد به ظلم بعنوان علت تحریم رباست. این دانشمندان با استفاده از آیات و روایات، استنباط کرده اند که علت تحریم ربا ظالمانه بودن آن است و به همین دلیل، حکم حرمت ربا را به قرض های مصرفی اختصاص داده اند؛ زیرا ربا گرفتن در آن ها موجب ظلم به قرض گیرنده می شود، اما ربا در قرض های تولیدی و تجاری را چون موجب ظلم به قرض گیرنده نمی شود، حرام نمی دانند. در این مقاله مسأله میزان علیت ظلم در حکم تحریم ربا در قرض های تولیدی و مصرفی مورد تحقیق و بررسی قرار می گیرد. در این تحقیق به روش کتابخانه ای منابع مختلف و مرتبط چون قرآن، کتب روایی و کتب فقهی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته و به روش تحلیلی استنباطی به استدلال در مورد مسأله پیش گفته پرداخته و به این نتیجه می رسیم که ظالمانه بودن نمی تواند علت انحصاری تحریم ربا باشد، به نحوی که حکم حرمت دائر مدار آن باشد، بلکه نهایت چیزی که می توان قبول کرد این است که ظالمانه بودن ربا، حکمت تحریم آن است به نحوی که حکم تحریم نفیاً و اثباتاً به آن وابسته نیست؛ بنابراین ممکن است در ظاهر، در قرض تولیدی رباگرفتن، ظلم نباشد، ولی حکم تحریم را از آن منتفی نمی کند، هرچند ثابت شده است که ربا گرفتن در قرض های تولیدی هم موجب ظلم می شود، پس حکم حرمت درآن نیز وجود دارد و از این جهت هیچ گونه تفاوتی با قرض مصرفی ندارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی توانمندسازی روان شناختی کارکنان در رابطه میان مدیریت اثربخش و تعالی سازمانی است. این پژوهش بر حسب هدف کاربردی و بر اساس شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان دانشگاه های شهرستان همدان تشکیل می دهد، که با استفاده از نمونه گیری از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود، 392 کارمند بصورت تصادفی از چهار دانشگاه شهرستان همدان (بوعلی سینا، علوم پزشکی، صنعتی و آزاد اسلامی) انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با روش تحلیلی عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای LISREL و SPSS انجام شد. نتایج تحلیل روابط ساختاری نشان داد مدیریت اثربخش با ضرایب مسیر بالایی که با سازه های توانمندسازی دارد می تواند عاملی مؤثر و قدرتمند برای توانمندسازی روان شناختی کارکنان محسوب شود و بترتیب بیشترین تأثیر را بر ابعاد احساس شایستگی، احساس مؤثر بودن، آزادی عمل و احساس معناداری کارکنان داشت. همچنین رابطه علّی بسیار قوی میان ابعاد توانمندسازی روان شناختی کارکنان و تعالی سازمانی وجود داشت و نتایج بیانگر تأثیر بیشتر ابعاد احساس شایستگی و مؤثر بودن بر تعالی سازمانی بود.
در این مقاله، تصمیمات مربوط به فازهای مختلف چرخه مدیریت بحران در قالب یک مدل برنامه ریزی ریاضی یکپارچه با فرض شرایط واقعی بحران مدل سازی می شود. اهداف، کمینه سازی تعداد افراد مجروح خدمت دهی نشده و کمینه سازی هزینه های امدادی در مناطق آسیب دیده هستند. بهینه سازی همزمان مسائل مکانیابی پایگاه های امداد، تخصیص منابع، توزیع و ارسال کالاهای امدادی و تخلیه مجروحین( شرایط قبل و بعد از بحران) از جمله نوآوری های این پژوهش می باشد. از این رو سناریوهایی بر اساس گسل های موجود (چهار گسل) در منطقه یک کلان شهر تهران در نظر گرفته شده است. در این پژوهش ابتدا یک مدل برنامه ریزی عددصحیح صفر و یک را ارائه می کنیم. برای اعتبارسنجی مدل، در ابعاد کوچک از روش محدودیت اپسیلون در محیط نرم افزاری گمز با حل کننده CPLEX حل شده است. برای حل مسئله در ابعاد بزرگ یک مطالعه موردی را با استفاده از داده های پایگاه های امداد رسان در منطقه یک شهر تهران بررسی می کنیم. مطالعه موردی نیز با استفاده از رویکرد ژنتیک با مرتب سازی نامغلوب مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که رویکرد ژنتیک با مرتب سازی نامغلوب با کمترین خطا نسبت به حل دقیق و زمان کمتر قادر حل مدل خواهد بود.
حقوق کارگر و مباحث مربوط به آن از جمله اموری است که در نگاه اول به نظر می رسد برای نخستین بار در حقوق غرب مطرح شده است و در متون اسلامی و فقهی سابقه چندانی ندارد؛ لیکن مطالعه و تأمّل در منابع اسلامی نشان می دهد که قرنها پیش از به وجود آمدن مفهوم حقوق کار در غرب، اسلام با مطرح کردن حقوق بنیادین برای کارگر برای این قشر چنان منزلتی عظیم قائل شده است که در هیچ یک از مکاتب بشری مشاهده نمی شود. این جستار با هدف اثبات این مدعا و بررسی گونه های حقوق کارگر در فقه امامیه، همچنین تبیین آرای ممتاز امام خمینی(ره) در این زمینه نگاشته شده است. بررسی دیدگاه های ایشان در مورد شأن و حقوق کارگر بویژه به این دلیل که به عنوان اسلام شناس و فقیهی حاذق، عملاً رهبری جامعه اسلامی را بر عهده داشتند در شناخت رویکرد حکومت اسلامی به حقوق کارگر از اهمیّت ویژه ای برخوردار است.
نویسنده مقاله با توصیف نگاه خود به بخش خصوصی، مراحل اولیه نفوذ و سلطه کلینیالیسم و استعمار سرمایه داری در مستعمرات و استراتژی سرمایه داری استعماری را تشریح کرده است. از این منظر، «نقش تخریبیِ» بخش خصوصی در مستعمرات و نیز «وظیفه و مأموریت طبقه وابسته به استعمار، با مرکزیت بخش خصوصی» بررسی شده است. مقاله همچنین به ساختار اجتماعی و طبقاتی مستعمرات و جایگاه بخش خصوصی و «طبقه جدید» پرداخته است.مؤلف وضع دموکراسی را در مستعمرات نقد کرده، آن را «دموکراسی بخش خصوصی» می داند. او «جهانی شدن سرمایه» را ادامه سازمان یافته روش قدیمی سرمایه داری استعماری در توسعه و تقویت فرایند خصوصی سازی در مستعمرات ارزیابی می کند و سازمان تجارت جهانی از همین منظر مورد تأمل قرار گرفته است. به عقیده نویسنده، طبقه وابسته به استعمار که ترکیبی از بخش خصوصی و طبقه جدید است با «غارت اموال عمومی و ثروت های طبیعی» مانع از انباشت سرمایه می شود؛ ضمن این که سرمایه گذاری خارجی با بهره برداری از نیروی کار انسان و انرژی ارزان، فرار سرمایه را تشدید می کند.
این مقاله، به بررسی تأثیر فرصت های رشد بر رابطه بین جریان نقدی آزاد و همزمانی بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. هدف پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که آیا شرکت های دارای فرصت رشد پایین و جریان نقدی آزاد، همزمانی بازده سهام بیشتری دارند؟ در راستای بررسی این پرسش، 54 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 9ساله 1384 تا 1392، انتخاب و فرضیه پژوهش در آن ها آزمون شده است. روش آماری استفاده شده برای آزمون فرضیه پژوهش، رگرسیون حداقل مربعات با استفاده از الگوی داده های تلفیقی و تابلویی است . ضریب متغیر تعاملی (حاصل ضرب جریان نقدی آزاد در فرصت های رشد) در حالت فرصت های رشد کم مثبت و معنادار به دست آمده، اما در حالت فرصت های رشد زیاد معنادار نشده است. این نتیجه نشان می دهد که مسئله جریان نقدی آزاد رابطه مثبت با همزمانی بازده سهام دارد.
با فرض اینکه مدیریت ارشد، بهترین راهبرد سازمانی را با توجه به تحلیل اوضاع محیطی و جهت گیری راهبردی برای خود انتخاب کرده باشد، سوال کلیدی آن است که تا چه حد انتظار می رود، به اجرای موفقیت آمیز آن اقدام کند؟ پاسخ به این پرسش در گرو شناخت عوامل کلیدی موفقیت در هر سازمان است. راهبردهای سازمان صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی که با صرف زمان و هزینه هنگفتی تهیه شده است، در مرحله اجرا با مشکلات فراوانی روبرو شده، جنبه عملیاتی نیافته است. موضوع این مقاله شناسایی عوامل مؤثر و تعیین اهمیت نسبی آنها در اجرای موفقیت آمیز راهبردهای سازمان فوق الذکر است. از نظر هدف شناختی، تحقیق حاضر از نوع کاربردی می باشد و روش پژوهش نیز از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش مدیران و کارشناسان خبره سازمان است که صلاحیت اظهار نظر در خصوص عوامل موثر بر اجرای موفقیت آمیز راهبردهای سازمانی را دارند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. تحلیل عاملی اکتشافی نشانگر آن است که هفت عامل کلیدی به شرح زیر در پیاده سازی موفقیت آمیز راهبردهای سازمان صدا و سیمای آذربایجان شرقی دخیل هستند: 1) فرهنگ سازمانی حمایتگر؛ 2) پاداش و تقویت مجریان؛ 3) همترازی عمودی راهبردها؛ 4) مدیریت و کنترل عملیات؛ 5) نیروی انسانی توانمند؛ 6) بودجه و منابع مالی مکفی؛ 7) ساختار سازمانی سازگار.
در جهان کنونی با توجه به افزایش جمعیت و تبدیل شهرها به اماکن صنعتی نیاز به یک سیستم مدیریتی به منظور تدوین اصول و راه کارهای مربوط به این توسعه احساس می گردد. از طرفی مدیریت شهری به عنوان بخشی از دانش مدیریت بایستی به مقوله زیست محیطی به عنوان یکی از مهمترین اجزائی تأثیر گذار در ساختار شهرها به منظور ایجاد مطلوبیت محیطی برای ساکنین توجه نماید. مقاله حاضر حاصل پژوهشی است با هدف اصلی بررسی عوامل مؤثر در تدوین راه کارهای مناسب و اثر بخش مقوله توسعه در حوزه مدیریت حاکم بر شهر که براساس روش تحقیق پیمایشی و با چارچوب قیاسی انجام یافته است. جمع آوری اطلاعات از طریق اسناد و مدارک، مشاهدات، مصاحبه و پرسش نامه با مقیاس لیکرت صورت گرفته است. جامعه آماری نیز ساکنین شهر تبریز با حجم نمونه 260 در نظر گرفته شده است. آزمون فرضیه ها استفاده از روش t-student بوده و یافته های تحقیق بیانگر این مهم است که نقش مدیریت شهری با برنامه ریزی اصولی و تأمین سرانه مناسب و ارائه آموزش های عمومی لازم و ایجاد مشارکت عمومی و توجه به توسعه آتی شهر در مقابله با اثرات سوء توسعه روزن افزون جمعیت و صنعتی شدن، موثر و حائز اهمیت است.