قلمرو رقابتی که سازمانها در سالهای اخیر با آن مواجهند، در سطح بالایی از پویایی و بالندگی توصیف شده است. برای بقا در چنین شرایطی، استمرار و پایداری در مزیت رقابتی از طریق توسعه ظرفیتهای فردی و سازمانی، ضرورت یافته است. در این راستا، برخی از اندیشمندان و صاحبنظران معاصر اظهار میدارند که دانش، منبع عمده کسب مزیت رقابتی پایدار محسوب میشود و به منظور دستیابی سازمانها به چنین مزیتی، فرایند مدیریت دانش میتواند به عنوان یک فرصت استراتژیک، مورد توجه قرار گیرد. بررسی مطالعات انجام شده نشان میدهند، سازماندهی بر اساس تیمهای کاری یک گرایش جدید در تسهیل مدیریت دانش است. اما، نکته حایز اهمیت آن است که سازماندهی به وسیله تیمهای کاری به تنهایی کافی نیست. بلکه تیمهای کاری خود باید از خصوصیات و ویژگیهای خاصی برخوردار باشند تا بتوانند هدف مورد نظر را تحقق بخشند. بنابراین، هدف اصلی این تحقیق شناسایی و بررسی ویژگیهای تیمهای کاری در تسهیل مدیریت دانش است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از رگرسیون خطی چند متغیره و تحلیل عاملی استفاده شده و برای آزمون فرضیهها، دادهها در دو فاز خلق و فاز انتقال و یکپارچگی دانش تجزیه و تحلیل شدهاند. برخی از نتایج تحقیق عبارتند از: وجود مهارتهای مکمل و نیز فضای اعتماد در بین اعضای تیمهای کاری از مهمترین عوامل در تسهیل مدیریت دانش(در هر دو فاز) بودند. لیکن، ویژگی خودمدیریتی و استقلال و آزادی عمل اعضا به عنوان عوامل موثر فقط در فاز خلق دانش شناخته شدند.
از جمله مباحثی که در سرمایهگذاری حائز اهمیت میباشد انتخاب سهامی است که با توجه به ریسک وارد بر آن بازده مناسبی برای سهامدار حاصل نماید. در این تحقیق به دنبال آن هستیم تا با استفاده از مدل تحلیل پوششی دادهها، مجموعه سهام شرکتهایی را که با توجه به ریسک آنها بازده مناسبی حاصل میکنند و به عبارتی به صورت کارا قیمتگذاری شدهاند را مشخص نماییم. مدل تحلیل پوششی دادهها برای تعیین کارایی نسبی واحدها نیازمند ورودی و خروجی است تا واحدهایی را که با توجه به ورودی خود، خروجی کارا دارند را مجزا نماید. در این تحقیق، ریسک نوعی ورودی و بازده مورد انتظار نوعی خروجی برای مدل در نظر گرفته میشود. با توجه به این که بازده مورد انتظار از قیمت روز سهام در بازار محاسبه میشود، کارایی نسبی قیمت گذاری توسط بازار روی سهام با توجه به ریسک آن محاسبه میگردد. بررسیها در مورد سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فعال در سه صنعت پتروشیمی، دارویی و محصولات شیمیایی انجام گردید. نتایج نشان داد که مدل تحلیل پوششی دادهها میتواند سهامی را که دارای قیمت کارا میباشد، مشخص نماید. همچنین پرتفوی متشکل از سهام دارای قیمت کارا نسبت به پرتفوی شامل سهام دارای قیمت ناکارا به مدت دو سال پس از تشکیل پرتفوی بازده بیشتری حاصل نمود.
این مقاله به دنبال آن است که نشان دهد مدیران چگونه می توانند با مدیریت مناسب فرهنگ سازمانی، اثر بخشی سازمانهای خود را در بلند مدت بهبود بخشند. برای این منظور با مروری بر مهمترین مطالعات و مدلهای موجود دراین حوزه، یک مدل فرآیندی برای مدیریت فرهنگ سازمانی پیشنهاد شده است. به منظور اجرا و پیاده سازی مدل مذکور، مدل مفهومی مشخصی طراحی شده که در آن سه عامل عمده یعنی عوامل شکل دهنده فرهنگ، ویژگیهای فرهنگ و پیامدها و نتایج فرهنگ به طور همزمان مورد توجه قرار گرفته است.در این مدل برای شناخت فرهنگ موجود و مطلوب از چارچوب ارزشهای رقابتی استفاده شده است که چهار گونه فرهنگی را از هم متمایز می سازد. بر مبنای این مدل لازم است پس از تحلیل شکاف، برنامه های مناسبی برای ایجاد تغییرات فرهنگی در سازمان طراحی و اجرا شده و اثربخشی آن مورد ارزیابی قرار گیرد.
صندوق های بیمه اجتماعی در کشورهای مختلف برای نیل به اهداف والای انسانی، اجتماعی و اقتصادی و در جهت تأمین سطح مناسب معاش و تضمین آن برای نیروی کار و فراهم کردن زمینه مناسب برای تحقق رشد وتوسعه پایدار که خود ایجاد آرامش و امنیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را درپی دارد و موجب تحقق عدالت اجتماعی می گردد شکل گرفته اند. این صندوق ها جهت پایداری در ارائه خدمات و حفظ و ارتقای ذخایر بیمه شدگان خود همواره نیازمند پیش بینی متغیرهای وضعیتی صندوق بین نسلی یشان هستند. با توجه به اهمیت این موضوع در این مقاله سعی شده است با استفاده از یک الگوی برنامه ریزی در قالب توابع انباشت لجستیک، متغیرهای کلیدی سازمان تأمین اجتماعی ـ به عنوان بزرگترین و باسابقه ترین صندوق بیمه اجتماعی کشور ـ در دوره زمانی1404-1385یعنی سال های برنامه چشم انداز توسعه کشور پیش بینی و محاسبه گردند. نتایج بیانگر بلوغ صندوق تأمین اجتماعی و لزوم انجام اصلاحات سیستمی در آن است.
"نظام تامین اجتماعی در ایران شش دوره تحول و تکامل را پشت سر گذاشته است که در مرحله متناسب با نیازهای روز و شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دگرگونی ها و تغییراتی در این حوزه ایجاد شده است. این دوره ها می توان در گسترش پوشش جمعیتی به لحاظ کیفی تا سال 1328، گرایش به نهادسازی و تعدد سازمانی طی دو دهه 30 و 40، تمرکزگرایی و وحدت سازمانی در آغاز دهه 50، غلبه رویکرد حمایتی در دهه 60، اتخاذ رویکرد اقتصادی و انضباط مالی در آغاز دهه 70 و سرانجام، گرایش به نظام سازی و رفع همپوشانی ها و خلاها در نیمه دوم دهه 70 را مشاهده کرد. در واقع طی ششمین مرحله از این سلسله تحولات بود که زمینه طراحی نظام جامع تامین اجتماعی و سپس تصویب قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی را فراهم آمد.
قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی کشور دارای ویژگی های مهمی است که آن را از دیگر قوانین مشابه متمایز می سازد. در این قانون، مفاهیم و مضامین اصل 29 قانون اساسی، یعنی مفهوم تامین اجتماعی و قلمروهای مختلف آن، حدود حق همگانی و تکلیف دولت در این زمینه، حدود دخالت دولت و دامنه مشارکت بخش غیردولتی در بیمه ها و حمایت های اجتماعی تعریف و تبیین شده است. همچنین این قانون، اصول و مبانی سه حوزه بیمه های اجتماعی، حمایت های اجتماعی و خدمات امدادی را روشن ساخته و حد و مرز این حوزه ها را نسبت به هم مشخص کرده است.
مفاهیم پایه و بنیادین بیمه های اجتماعی مانند غیردولتی بودن آنها، مشاع و بین نسلی بودن منابع آنها، غیرقابل ادغام بودن منابع و دارایی های آنها، ممنوعیت افزایش تعهدات و هزینه های این بیمه ها (مگر با تامین بار مالی معادل) و مسئولیت و ضمانت دولت برای تداوم خدمات بیمه های اجتماعی، در این قانون برای نخستین بار به روشنی بیان شده است. درباره حمایت های اجتماعی و خدمات امدادی نیز حدود تعهدات دولت، جمعیت تحت پوشش، دامنه تعهدات و منابع مالی این حوزه ها تعیین شده است.
اما این قانون دارای ابهام ها و کاستی هایی نیز هست که اجرای آن را با مشکل مواجه ساخته است. تاکید بر همسان سازی ساختار سازمانی مؤسسات، نهادها و صندوق های فعال در حوزه های سه گانه بیمه ای، حمایتی و امدادی، بدون رعایت الزامات هرکدام و تفاوت های بنیادینی که بین این سه حوزه وجود دارد، از جمله نکات مورد اختلاف در این قانون است.
همچنین، باوجود تاکید این قانون مبنی بر کاهش تصدی گری دولت و افزایش نقش بخش غیردولتی در نظام تامین اجتماعی، ساختار پیش بینی شده در قانون به گونه ای است که نقش و حضور دولت را نسبت به گذشته پر رنگ تر و تاثیر نهادهای غیردولتی و مردمی را کمتر می کند.
بنابراین، به نظر می رسد که قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی می تواند از یک سو موجب تقویت بنیان های نظری، قانونی و حقوقی بیمه های اجتماعی و خدمات حمایتی و امدادی شود، و از سوی دیگر در ساختار سازمانی این حوزه ها دگرگونی هایی ایجاد می کند که ممکن است برخلاف اهداف و جهت گیری های اصلی این قانون، به دولتی تر شدن بیمه های اجتماعی و کاهش مشارکت های مردمی در این حوزه منجر شود و استقلال سازمانی بیمه های اجتماعی را (که در این قانون به آن تصریح شده) مخدوش سازد.
در این نوشتار، با مروری تحلیلی بر روند تاریخی و زمینه های شکل گیری نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی، ویژگی های اصلی این قانون مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است."
"مقدمه: فن آوری اطلاعات امکانات فراوانی در عرصه های علمی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد نموده است که دسترسی به اینترنت از شاخص های مهم این فن آوری محسوب می گردد. با توجه به رشد روزافزون کاربردهای آن، استفاده از پورتال ها برای آموزش سلامت جامعه و ارائه ی خدمات زنده، کم هزینه و قابل دسترس در هر مکان و زمان شناخته شده است. در این مقاله سعی شد معیارهای ارزش گذاری یک سایت پورتال مورد بررسی قرار گیرد، چرا که تدوین و گردآوری معیارها کمک به سزایی در طراحی، پیاده سازی، ارزش گذاری و انتخاب درست مدیران و کاربران خواهد نمود.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر به روش توصیفی انجام گرفته است وجامعه ی آماری آن 53 نفر از کارشناسان و صاحب نظران انفورماتیک بودند که در زمینه ی برنامه نویسی در محیط های تحت وب تجربه داشتند. به منظور انجام پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. جمع آوری اطلاعات پژوهش با جستجو درسایت های اینترنتی، مصاحبه با کارشناسان و صاحبنظران مربوط و تهیه ی پرسشنامه با مقیاس پنج درجه ای Likert بر اساس استانداردهای مهندسی نرم افزار و اینترنت و تجربیات نگارنده انجام شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه تنظیم شده از طریق مصاحبه با تعدادی از صاحب نظران و کارشناسان انفورماتیک صورت گرفت و پایایی پرسشنامه نیز پس ازاجرای مقدماتی بر روی 20 نفر از آزمودنی های همان جامعه (پایلوت) با Cronbach Alfa، 78/0 درصد به تأیید رسید. نتایج به وسیله ی نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که از نظر کارشناسان مربوط از بین ده گروه پارامتر مورد بررسی، در بخش مدیریت «عامل هزینه در انتخاب و خرید یک پورتال» با 96 درصد بالاترین میزان اهمیت را نسبت به سایر عوامل به خود اختصاص داد. به عبارت دیگر این عامل می تواند تا حد زیادی فارغ از امکانات فنی سایت و یا سیاست های در نظر گرفته شده برای آن مؤثر واقع گردد، از سوی دیگر، در مقایسه با نرم افزار استاندارد موجود، نسبت هزینه های نگهداشت و به روز رسانی این گونه سایت ها به هزینه ی تولید آنها افزایش یافته است.
نتیجه گیری: فن آوری اطلاعات و ارتباطات، شناخت وآگاهی مدیران نسبت به انتخاب یک پورتال برای سیستم های مراکز بهداشتی درمانی و مراکز تحقیقاتی در حوزه ی سلامت و همچنین معیارها و عوامل ارزش یابی آن را ضروری ساخته است. این امر در بهبود هر چه بیشترکیفیت سایت های پورتال برای ارائه ی خدمات، مؤثر خواهد بود و در نتیجه طراحان امر به نحوی مطلوب نسبت به طراحی این گونه سایت ها اقدام خواهند کرد.
"
"مقدمه: سرعنوان های موضوعی پزشکی (MeSH) با بیش از 000 23 سرعنوان، منعکس کننده ی موضوعات حوزه ی علوم پزشکی است. لذا در این پژوهش با همبستگی بین توسعه ی MeSH و افزایش رکوردهای Medline می توان چگونگی گسترش آماری موضوعات حوزه ی پزشکی را در طول زمان مورد سنجش قرار داد.
روش بررسی: در یک پژوهش تحلیلی، حدود یک میلیون رکورد از موضوعات علوم پزشکی و انتشارات نمایه شده در دامنه ی Medline به طور تصادفی انتخاب شد. از طریق تعیین همبستگی بین افزایش تعداد مدارک Medline و افزودن سرعنوان های جدید به MeSH، به دو سؤال در خصوص گسترش موضوعات پزشکی پاسخ داده شد: 1. موضوعات پزشکی در طول زمان از لحاظ کمی چگونه در MeSH گسترش یافته است؟ 2. امروزه در ازای تولید و انتشار چند مدرک علمی پزشکی، یک موضوع جدید تولید و به صورت سرعنوان به MeSH افزوده می شود؟
یافته ها: توسعه ی MeSH در طول زمان، به صورت لگاریتمی در سه فاز مختلف صورت گرفته است. با تلفیق این سه فاز در یک فاز واحد، فرمولی برای پیش بینی توسعه ی MeSH و موضوعات پزشکی در ازای افزایش انتشارات این حوزه به دست آمد. از طرفی روشن گردید که امروزه، به صورت خطی، در ازای انتشار بیش از 250 مدرک در موضوعات گوناگون علوم پزشکی، یک موضوع جدید فراهم و به MeSH افزوده می شود.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بر خلاف برخی از نظرها، گسترش موضوعات علمی پویاست و این پویایی به صورت خطی است و هرگز متوقف نمی شود."
در محیط اداری چالش برانگیز هزاره جدید و در عرصه رقابت میان شرکت ها یک دلیل افزایش موفقیت برای شرکتها متمرکز شدن بر وظیفه مدیریت اثربخش منابع انسانی است. کنترل منابع مزیت رقابتی را نصیب شرکت می کند. هدف اصلی این مقاله معرفی ابزاری برای حمایت از تصمیم در کمک به فرایند تصمیم گیری درباره مدیریت استراتژیک حوزه مدیریت منابع انسانی می باشد. هدف مدیریت استراتژیک در یک سازمان عبارت از تشخیص، گسترش و تخصیص منابع موثر در مدیریت با رعایت مزیت رقابتی است. مدیریت کیفیت فراگیر نیز عبارت از استراتژی تنظیم شده در سطح بالای سازمان است..