فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸٬۵۴۱ تا ۳۸٬۵۶۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
ارزیابی وضعیت نوآوری در منطقه جنوب غرب آسیا و تعیین جایگاه ایران:(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر دارای دو هدف عمده می باشد؛ هدف اول ارزیابی شاخص های نوآوری در منطقه آسیای جنوبی غربی و تعیین جایگاه ایران براساس این شاخص ها؛ و هدف دوم تبیین کاربرد روش پرومته می باشد. بدین منظور ابتدا شاخص های تبیین گر نوآوری استخراج و سپس وضعیت و روندهای این شاخص ها در کشورهای منطقه بررسی شده است. در مرحله بعد شاخص ها با استفاده از تکنیک آنتروپی وزن دهی و در نهایت با استفاده از تکنیک پرومته نوع 2 کشورها اولویت بندی و جایگاه ایران بر اساس شاخص ترکیبی نوآوری تعیین شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد براساس شاخص ترکیبی نوآوری، لبنان، گرجستان، امارات متحده عربی در گروه «کشورهای با وضعیت نوآوری خوب»؛ ارمنستان، آذربایجان، ترکیه و قزاقستان در گروه «کشورهای با وضعیت نوآوری متوسط»؛ ایران، عربستان، اردن و قرقیزستان در گروه «کشورهای با وضعیت نوآوری نسبتا ضعیف»؛ و عمان، پاکستان و سوریه در گروه «کشورهای با وضعیت نوآوری ضعیف» قرار گرفتند. بدین ترتیب کشورهای لبنان، گرجستان، امارات متحده عربی، جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان، وترکیه رتبه های اول تا ششم را به خود اختصاص داده اند. بر اساس نتایج مطالعه، ایران در میان کشورهای مورد مطالعه در حد وسط و میانه قرار دارد که این جایگاه برای جمهوری اسلامی ایران، رتبه مناسبی نبوده و با اهداف ترسیم شده در برنامه ها و سیاست های کلان توسعه کشور، بویژه چشم انداز بیست ساله و اهداف نقشه جامع علمی، فاصله قابل توجهی دارد.
شناسایی الویت های خط مشی گذاری توسعه سلامت الکترونیک در ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: برنامه ریزی سلامت الکترونیک در کشوربا محدودیت هایی همراه است که جهت غلبه بر این محدودیت ها، نیازبه شناسایی الویت های خط مشی گذاری است. هدف از این مطالعه شناسایی، دسته بندی و الویت بندی شاخص های خط مشی گذاری سلامت الکترونیک در ایران است.
روش کار: با بررسی پیشینه تحقیق، شاخص ها شناسایی و دسته بندی شد، فهرست شاخص ها براساس نظر اعضاء جامعه تحقیق شامل 38 نفر ازصاحب نظران حوزه سلامت الکترونیک، اصلاح شد. داده ها با ابزار پرسش نامه جمع آوری; و به وسیله نرم افزار آماری spss و آزمون فریدمن تحلیل شد.
یافته ها: با بررسی پیشینه، شاخص ها شناسایی ودر سه محور زیرساخت ها، سیاست ها و راهبردها دسته بندی شد. براساس پیمایش انجام شده، در محور زیرساخت های توسعه سلامت الکترونیک، تأمین زیرساخت حقوقی و قانونی دارای بیشترین الویت، در محور سیاست های توسعه سلامت الکترونیک ایجاد یکپارچگی میان فعالان حوزه و ارایه دهندگان خدمات سلامت الکترونیک کشور دارای بیشترین الویت و در محور راهبردهای توسعه سلامت الکترونیک، دسترسی همگانی و ارزان به خدمات کیفی مبتنی بر نیازهای مردم دارای بیشترین الویت هستند.
بحث: خط مشی گذاری در حوزه سلامت الکترونیک در ایران با محدودیت هایی روبروست، جهت مقابله با این محدودیت ها باید تصویب قانون حریم خصوصی و قوانین تسهیل کننده فعالیت بخش خصوصی، ایجادهماهنگی بین فعالین حوزه سلامت الکترونیک و فراهم نمودن دسترسی به خدمات کیفی و همگانی در اولویت خط مشی گذاری سیاستگذاران قرار گیرد
بررسی ارتباط هموارسازی سود با قیمت بازار سهام و نسبت های مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، ابتدا به اندازهگیری میزان هموارسازی سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شد و برای این کار از همبستگی منفی بین تغییرات در اقلام تعهدی اختیاری و تغییرات در سودهای از پیش تعیین شده استفاده شد. انگیزه اصلی این پژوهش، دریافت این مطلب است که آیا شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به علت اعمال نظر بر قیمت بازار سهام، اقدام به هموارسازی سود میکنند یا خیر. بدین ترتیب، در فرضیه اصلی این پژوهش، به بررسی و شناسایی اثر هموار سازی سود بر قیمت بازار سهام شرکت ها پرداخته شد. در ادامه، عوامل مؤثر بر رفتار هموارسازی سود شرکت ها بررسی شد. بدین ترتیب، در فرضیه ها ی فرعی، نسبت نقدینگی (نسبت جاری)، نسبت بدهی (پوشش بهره) و نرخ سودآوری (بازده حقوق صاحبان سهام) به عنوان متغیرهای مستقل و هموارسازی سود به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. در این پژوهش، تعداد جامعه آماری برای یک دوره زمانی 12 ساله (1376-1387)، نهایتاً به 163 شرکت رسید. نتایج پژوهش بیانگر این بود که هموارسازی سود باعث افزایش در قیمت بازار سهام شرکت ها میشود و نسبتهای جاری، پوشش بهره و بازده حقوق صاحبان سهام با هموارسازی سود همبستگی منفی دارند.
بادرود؛ دیار تاریخ، تمدن و هنر
حوزههای تخصصی:
مدیریت مهمان نوازی بین المللی مفاهیم و موارد
حوزههای تخصصی:
الگوی راهبرد توسعه فناوری با رویکرد هم ترازی جهانی شرکت ها در کشورهای درحال توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرکت ها در مسیر جهانی شدن بایستی از قابلیت و ظرفیت مناسب برای توسعه و جذب تکنولوژی های روز و بهره گیری از آن ها در تولید محصولات و خدمات جدید برخوردار باشند. این زمانی منتهی به تولید ارزش می شود که قدرت تبدیل آن به مزیت تکنولوژیک و ورود به بازار و ماندگاری را در فضای رقابتی جهانی به دست آورند. از این رو مسئله اصلی شرکت ها انتخاب تکنولوژی براساس نیازهای شناسایی شده از بازار حال و آینده و سپس نحوه جذب و اکتساب آن است. تکنولوژی های روز و مطرح معمولا دانش محور هستند و نیازمند سرمایه گذاری سنگین و زمان توسعه نسبتا طولانی می باشند، در حالی که نیاز بازار پاسخ دهی بسیار سریع، قیمت پایین، امکان پشتیبانی قوی، با قابلیت توسعه و انعطاف بالا است. مجموعه این عوامل در چند تجربه عملی در صاایران به عنوان یک شرکت فعال در حوزه الکترونیک و ارتباطات این نتیجه را حاصل نمود که رویکرد هم ترازی جهانی می تواند پیشران مناسبی برای تبیین استراتژی و روند صحیح توسعه تکنولوژی قرار گیرد. علاوه بر این اطمینان از کیفیت بالا و برخورداری از سطح استاندارد جهانی، قابلیت ورود به بازار فراملی را نیز ایجاد نموده است. اصلی ترین محورهای مدیریت استراتژیک که در فرایند توسعه تکنولوژی سبب ایجاد بیشترین ارزش در کوتاه ترین زمان و امکان سرویس دهی متناسب با توسعه نیاز بازار شد، مدیریت دانش و مدیریت برون سپاری در مراحل جذب و هم افزایی تکنولوژی بود.
در این مقاله ضمن تشریح یکی از تجارب صاایران، موفقیت اتخاذ رویکرد هم ترازی جهانی در تبیین صحیح استراتژی توسعه تکنولوژی برپایه تحلیل روند تحولات داخلی و بیرونی شرکت صاپا (یکی از شرکت های زیرمجموعه صاایران) و آزمون فرضیه های طراحی شده، مورد مطالعه قرار می گیرد. اجرای این فرایند بر پایه متدولوژی استراتژی تکنولوژی صاایران انجام گرفته که در حد نیاز این مقاله به جوانبی از آن اشاره می شود. این متدولوژی در شرکت صاایران به دنبال طرح ریزی استراتژی پنج ساله شرکت، طراحی و پیاده سازی شده که برپایه آن الگوی توسعه تکنولوژی در راستای بازار و محصولات آتی استخراج شده است
بررسی عوامل موثر بر موفقیت انتقال تکنولوژی صنایع کمپرسور اسکرو در شرکتهای ایرانی
حوزههای تخصصی:
انتقال و جذب تکنولوژی در جهان سوم، مقوله پیچیده ای است که هم از نظر علمی و هم از جنبه ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی سالهاست نه فقط کشورهای در حال توسعه، بلکه بسیاری از مجامع پژوهشی غرب و سازمانهای بین المللی را به خود مشغول داشته است. در این تحقیق به بررسی میزان موفقیت انتقال تکنولوژی صنایع کمپرسور اسکرو در شرکتهای ایرانی پرداخته شده است. روش تحقیق در این پژوهش براساس هدف، از نوع کاربردی، اما براساس روش انجام تحقیق، از نوع توصیفی می باشد. برای گردآوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی سوالات پرسشنامه با استفاده از نظر اساتید تعیین شده است. از آلفای کرونباخ جهت سنجش پایایی سوالات استفاده شده که برابر با 0/81 می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر، مدیران شرکتهای که در زمینه کمپرسور اسکرو در ایران انتقال تکنولوژی انجام داده اند که حدوداً 20 شرکت می باشد. از فنون آمار توصیفی شامل جدول فراوانی و آمار استنباطی شامل میانگین، انحراف معیار، آزمون آنالیز واریانس و گروه بندی دانکن به تجزیه و تحلیل استنباطی و بررسی سوالات تحقیق پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که9/78 درصد از افراد تاثیر نقش مدیریت و شرایط اقتصادی کشور، 89/57 درصد از افراد تاثیر شرایط محیطی کشور، 73 درصد از افراد تاثیر نقش منابع انسانی(نیروی متخصص و کارکنان فنی)، 21/84 درصد از افراد اهمیت نقش تحقیق و توسعه را در موفقیت و یا عدم موفقیت انتقال تکنولوژی را در حد زیاد بیان نموده اند. میانگین عامل مدیریت 1/4 ، عامل تحقیق و توسعه 4 ، عامل شرایط محیطی 7/3 ، عامل شرایط اقتصادی 8/3 و عامل منابع انسانی 2/4 به دست آمد.آنالیز واریانس ANOVA نشان داد که بین عوامل موثر بر موفقیت انتقال تکنولوژی در صنعت کمپرسور اسکرو در ایران تفاوت معناداری وجود دارد. بطوریکه گروه بندی دانکن عوامل مدیریت ، تحقیق و توسعه و منابع انسانی تاثیر بیشتر و معناداری نسبت به عوامل شرایط محیطی و اقتصادی دارند.
مطالعه موردی رابطه مؤلفه مشتری مداری مدیریت کیفیت فراگیر با تعهد سازمانی می یر آلن در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی شاخص مشتری مداری و رابطه آن با تعهد سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه می باشد. از فرضیات اساسی این پژوهش وجود رابطه معنی دار بین شاخص مشتری مداری و تعهد سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان رسمی و اعضای هیأت علمی تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه هستند و نمونه آماری 114 نفر می باشند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته مدیریت کیفیت فراگیر با پایایی حدود 955/0 و پرسشنامه تعهد سازمانی می یر آلن استفاده شده است. آزمون های آماری t گروه های مستقل، آزمون t و ضریب همبستگی مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد بین شاخص مشتری مداری و تعهد عاطفی کارکنان و استادان، بین مشتری مداری و تعهد عقلانی کارکنان و استادان بین مشتری مداری و تعهد هنجاری کارکنان و استادان دانشگاه آزاد اسلامی رابطه ای معنی دار وجود دارد.
تحلیل پس بهینگی رتبه بندی عوامل مؤثر بر تصمیم گیری سرمایه گذاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای متغیر بورس اوراق بهادار، تعیین شاخص های مؤثر بر تصمیم گیری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران و تحلیل آن ها امری ضروری به نظر می رسد. با داشتن شاخص های مؤثر و شناخت ضریب اهمیت هریک از آن ها، سرمایه گذار قادر خواهد بود از بین شرکت های پذیرفته شده، انتخاب مناسب را انجام دهد. در این مقاله ما ابتدا شاخص های مؤثر بر تصمیم گیری را شناسایی کرده و با استفاده از تکنیک TOPSIS، شرکت های پذیرفته شده را برحسب شاخص های گفته شده رتبه بندی می کنیم سپس با ارایه روشی شاخص های حساس را تشخیص داده و حساسیت رتبه بندی شرکت ها را مبتنی بر تغییرات حساس ترین شاخص ها می سنجیم. نتیجه نشان می دهد، پنج شاخص سود ناویژه به فروش، درآمد هر سهم(EPS)، نسبت توزیع سود(DPR)، افزایش تعداد تولید و در آخر پوشش هزینه های مالی، شاخص های حساس بوده اند. از بین این شاخص ها EPS به دلیل ایجاد کمترین تغییرات، حساس ترین شاخص شناخته شده است.
بررسی اثر شاخص های اصلی مالی و اقتصادی بر سودآوری (شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سود خالص در بنگاه های اقتصادی نتیجه فعالیت های سرمایه گذاری، مالی و اقتصادی آن شرکت ها است. این فعالیت ها ممکن است تحت تأثیر تصمیمات مدیران و عوامل داخلی و خارجی محیطی قرار گیرند. در این مقاله اثر شاخص های اصلی مالی و اقتصادی بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (صنایع خودرو و ساخت قطعات، شیمیایی و دارویی) بر اساس صورت های مالی سالانه 62 شرکت برای دوره زمانی 1384 تا 1388 بررسی شده است. به طور کلی شواهد حاصل از پژوهش بدین صورت بوده که بین اهرم مالی، رشد فروش، متوسط قیمت سهام و تولید ناخالص داخلی با سودآوری رابطه معناداری وجود داشته است. اما بین نقدینگی و سودآوری رابطه معناداری وجود ندارد.
ارائه مدل چابکی زنجیره تأمین مورد مطالعه: شرکت سهامی ذوب آهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زنجیره تأمین برای بقا در بازارهای پویا و متغیر نیازمند ابزاری است که بتواند با کمک آن بر چالش های محیطی فائق آید. چنین ابزاری چابکی است. از این رو با هدف تدوین مدل چابکی زنجیره تأمین، 11 فاکتور شناسایی و در قالب پرسشنامه ای در اختیار خبرگان زنجیره تأمین ذوب آهن قرار گرفت. با تحلیل عاملی داده های به دست آمده از 180 پرسشنامه جمع آوری شده، فاکتورهای شناسایی شده، تأیید شدند و بر مبنای فرضیه های پژوهش و با استفاده از تحلیل مسیر، مدل چابکی زنجیره تأمین تهیه شد. بینشی که این مدل به مدیران ارائه می کند می تواند به آنها در برنامه ریزی استراتژیک برای بهبود چابکی زنجیره تأمین کمک کند.
زنجیره تأمین، چابکی، فاکتورهای اصلی موفقیت
بررسی تأثیر شاخص های سلامت بر رشد اقتصادی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۴ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴۶
۷۰-۵۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرمایه گذاری در نیروی انسانی و ارتقاء کیفیت آن بیشترین نقش را در افزایش رشد اقتصادی دارد. همچنین سلامت و بهداشت مناسب موجب بهبود و افزایش توان نیروی کار می شود؛ که متعاقباً منجر به افزایش تولید و رشد اقتصادی می گردد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر شاخص های سلامت بر رشد اقتصادی ایران است. روش کار: این مقاله با استفاده از مدل گسترش یافته سولو و سیستم معادلات همزمان و روش حداقل مربعات سه مرحله ای (TSLS) با استفاده از نرم افزار Eviews7.0، به بررسی تأثیر سلامت سرمایه انسانی بر نرخ رشد درآمد سرانه در ایران در فاصله زمانی 1361 تا 1386پرداخته است. یافته ها: نتایج نشان داد موجودی سلامت سرمایه انسانی (امید به زندگی) و سرمایه گذاری در سلامت سرمایه انسانی (مخارج بهداشتی) به ترتیب در سطوح معنی داری 99 و 90 درصد به طور مثبت بر نرخ رشد درآمد سرانه تأثیر گذار می-باشند. هر یک درصد افزایش در موجودی و سرمایه گذاری در سلامت سرمایه انسانی به ترتیب منجر به افزایش 0.16 و 0.22 درصد نرخ رشد درآمد سرانه می شود بحث: موجودی سلامت سرمایه انسانی بر نرخ رشد درآمد سرانه در شکل درجه دوم آن تأثیر می گذارد بدین معنی که آثار نهایی موجودی سلامت سرمایه انسانی در سطوح بالای آن نزولی است و افزایش در موجودی سلامت سرمایه انسانی نرخ رشد درآمد سرانه را با نرخ کاهشی افزایش می دهد.
بررسی رابطه کیفیت محیط زیست و هزینه های بخش سلامت در کشورهای در حال توسعه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۴ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴۶
۸۸-۷۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افزایش چشمگیر هزینه های سلامت در بیشتر کشورهای جهان، چالشی بزرگ پیش روی دولت ها و خانوارها برای تأمین منابع مالی این هزینه ها بوده است. به همین دلیل، بسیاری از پژوهش ها در دهه گذشته به بررسی عوامل تعیین کننده هزینه ها در بخش سلامت پرداخته اند. در این میان نقش محیط زیست که در نتیجه فرآیندهای تولیدی ناپاک آسیب می بیند، کمتر مورد توجه بوده است. در این مطالعه قصد داریم با رویکردی کلان، رابطه میان هزینه های بخش سلامت و کیفیت محیط زیست را در نمونه ای متشکل از حدود 114 کشور در حال توسعه جهان در فاصله سال های 1995 تا 2007 بررسی کنیم. روش کار: با استفاده از تحلیل های هم انباشتگی در داده های پانل رابطه بلندمدت و کوتاه مدت میان سرانه هزینه های سلامت، سرانه تولید ناخالص داخلی، میزان مصرف انرژی به ازای هر واحد تولید ناخالص داخلی، سرانه انتشار دی اکسید کربن، دسترسی به آب سالم و دسترسی به سیستم های فاضلاب بهداشتی به عنوان شاخص های سنجش کیفیت محیط زیست مورد آزمون و برآورد قرار گرفتند. نتایج این آزمون ها وجود رابطه تعادلی بلندمدت میان هزینه های سلامت، درآمد و محیط زیست را تأیید می کند. افزون بر این، کشش های بلندمدت به کمک روش حداقل مربعات معمولی پویا (DOLS) و کشش های کوتاه مدت در قالب الگوی تصحیح خطا برآورد شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهند که اولاً کشش درآمدی هزینه های بهداشتی بزرگتر از یک (1.41) است که این موضوع بر لوکس بودن خدمات بهداشتی در نمونه مورد مطالعه دلالت دارد. ثانیاً هرچه کیفیت محیط زیست کاهش یابد، هزینه های بهداشتی افزایش خواهند یافت (اندازه ضریب شاخص های زیست محیطی در بلندمدت 0.1 با احتمال 0.001 و در کوتاه مدت، 0.02 ، 0.002 و 0.0001 با احتمال های 0.16، 0.003 و 0.0002 هستند). این یافته به منزله وجود رابطه معکوس میان کیفیت محیط زیست و هزینه های بهداشتی است و حفظ محیط زیست، از این طریق نیز می تواند در رشد اقتصادی مؤثر باشد. بحث: با توجه به نتایج به دست آمده، می توان گفت نابودی محیط زیست که عمدتاً نتیجه سیاست های توسعه ای ناپایدار و لجام گسیخته است، به افزایش هزینه های سلامت در جامعه منجر می شود. به عبارت بهتر، علاوه بر آنکه تخریب اکوسیستم ها و افزایش انتشار آلاینده های مختلف، رشد اقتصادی پایدار و بلندمدت را تهدید می کند، هزینه های بخش سلامت را نیز افزایش می دهد. به علاوه، با توجه به آنکه کاهش کیفیت سلامت در جامعه به طور مستقیم بهره وری نیروی کار را تحت تأثیر قرار می دهد، شایسته است پایداری کیفیت محیط زیست در سیاست های توسعه ای بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
نقش مدیریت دانش در عملکرد فرآیند توسعه محصول جدید پژوهشی پیرامون شرکت های SME صنعت نرم افزار استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فناوری اطلاعات دوره ۳ پاییز ۱۳۹۰ شماره ۳ (پیاپی ۸)
133 - 150
حوزههای تخصصی:
منشأ اصلی موفقیت در کسب مزیت رقابتی برای شرکت ها در آینده، توسعه ی موفق و مداوم محصولات جدید و بهبود یافته است. در سی سال اخیر پژوهش های زیادی بر روی اثربخشی فرآیندهای توسعه ی محصول جدید انجام شده و مدل های گوناگونی جهت سیستماتیک کردن این فرآیندها ارایه شده است. در فرآیند توسعه ی محصول مقدار زیادی از دانش سازمانی ایجاد، ذخیره، بازیابی و مورد استفاده قرار می گیرد. از این رو بسیاری از پژوهشگران، این فرآیند را به شدت دانشی می دانند و داشتن سیستم مدیریت دانش را عامل مهمی در کاهش عدم اطمینان این فرآیند و موفقیت عملکرد محصولات جدید محسوب می کنند. در این مقاله نقش مدیریت دانش و عوامل کلیدی موفقیت در عملکرد فرآیند توسعه ی محصولات جدید نرم افزاری، بر اساس مطالعه شرکت های نرم افزاری استان یزد مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش نوع پیمایشی همبستگی است که بر این اساس اطلاعات جمع آوری شده ی 43 شرکت از طریق پرسشنامه، مورد تحلیل قرار گرفته است و نتایج دلیلی را مبنی بر رد فرضیه-های سه گانه ی این پژوهش نشان نداد. در پایان پیشنهادهایی بر اساس نتایج حاصل ارایه شده است.
ارایه مدلی برای تبیین عوامل مؤثر بر عملکرد برند در صنعت مواد غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۳ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۰)
115 - 126
حوزههای تخصصی:
در محیط به شدت رقابتی صنعت موادغذایی حفظ و توسعه سهم بازار نتیجه عملکرد برند است. بنابراین شناسایی عوامل اثرگذار بر عملکرد برند موضوع مهمی در تصمیمات راهبردی بازاریابی تلقی می شود. این مطالعه با استفاده طرح پژوهش از نوع توصیفی و تحلیلی و از شاخه همبستگی انجام شد. داده ها از طریق پرسشنامه 36 سؤالی از 131 مدیر و کارشناس شاغل در 62 شرکت فعال در صنعت مواد غذایی در شهر تهران جمع آوری شد. پایایی متغیرهای مکنون همگی در دامنه قابل قبول قرار دارند. مدل مفهومی شامل پنج متغیر و پنج فرضیه طراحی شده است. برای آزمون مدل از روش کمترین مربعات جزیی و نرم افزار PLS-Graph استفاده شد. نتایج نشان داد، نوآوری سازمانی (?=0. 47, t =2. 62) و بازارگرایی (?=0. 44, t =2. 12) بر عملکرد برند اثر مثبت دارند. نتایج بیانگر آن است، قابلیت های بازاریابی (?=0. 51, t =6. 58)، یادگیری مبتنی بر بازار (?=0. 2, t =2. 47) و نوآوری سازمانی (21/3 = t , 27/0= ?) بر بازارگرایی اثر مثبت دارند. تفکیک اثرات نشان داد، مهم ترین عامل تعیین کننده عملکرد برند، نوآوری سازمانی و سپس بازارگرایی است.
تأثیر مدیریت دانش بر میزان خلاقیت کارکنان سازمان صدا وسیمای استان تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۵ بهار ۱۳۹۰ شماره ۱۱
66 - 74
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف پژوهش: مدیریت دانش در یک سازمان برای انباشت اطلاعات سازمانی و توسعه و تعالی سازمان لازم و ضروری است و این موضوع بر میزان توسعه و پیشرفت بخشهای مختلف و نیز مولفه های مختلف سازمانی تاثیر دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت دانش بر میزان خلاقیت کارکنان سازمان صدا و سیمای استان تهران می باشد. روش پژوهش: این پژوهش، یک پژوهش از نوع زمینه یابی است. اطلاعات مورد نیاز به روش میدانی و بوسیله پرسش نامه ازبین نمونه آماری 313 نفری از جامعه آماری 2212 نفری کارکنان زن و مرد سازمان صدا و سیما جمعآوری گردیده است. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد که و در صورتی که مشارکت در دانش در یک واحد افزایش یابد میزان خلاقیت نیز به میزان 399 % افزایش خواهد یافت؛ در صورتی که سازماندهی دانش یک واحد افزایش یابد میزان خلاقیت به میزان 393 % افزایش خواهد یافت؛ در صورتی که کاربرد دانش یک واحد افزایش یابد میزان خلاقیت به میزان 312 % افزایش خواهد یافت؛ در صورتی که ارزیابی عملکرد دانش یک واحد افزایش یابد میزان خلاقیت به میزان 311 % افزای خواهد یافت؛ و در صورتی که کشف و خلق دانش آموزان یک واحد افزایش یابد میزان خلاقیت به میزان 323 % افزایش خواهد یافت. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که مشارکت در دانش، سازماندهی دانش، کاربرد دانش، ارزیابی عملکرد دانش و کشف و خلق دانش بر خلاقیت کارکنان تأثیرگذار است.
توسعهی نگرش کارآفرینانه در کتاب های درسی (مطالعهی موردی:کتاب های فارسی دوره دبستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوا، میزان توجه به نگرش کارآفرینانه در ابعاد شناختی، نگرشی و عاطفی در کتاب های فارسی دبستان، بررسی میشود. بدین منظور کل کتابهای فارسی (کتاب های بخوانیم و بنویسیم) پنج پایه دبستان در سال تحصیلی 1388-1389 به کمک جدول تحلیل محتوا بررسی شد. برای تهیهی جدول تحلیل محتوا، نگرش کارآفرینانه با کمک الگوهای موجود و به ویژه با تاکید بر الگوی رابینسون، به شاخص های: تشخیص و بهره برداری از فرصت، کنترل ادراک شخصی، عزت نفس، میل به موفقیت، خلاقیت و نوآوری تجزیه شد. نتایج نهایی بیان گر آن است که 8/24% از کل کتاب های بخوانیم و نیز 9/54 % از کل کتاب های بنویسیم (شامل کل متون، پرسش و تصویرهای موجود در کتاب) به شاخص های نگرش کارآفرینانه توجه کرده اند. از سوی دیگر نتایج تحقیق نمایان گر آن بود که از مجموعهی ابعاد بررسی شدهی نگرش کارآفرینانه در کلیهی کتابها، خلاقیت و نوآوری از بیش ترین و تشخیص فرصت از کم ترین فراوانی برخوردار بود.