توجه به ماهیّت و تبار تاریخى انقلاب اسلامى ، نشان مى دهد که آرمان و رسالت اصلى آن ، همان آرمان و رسالت نهضت انبیاء ـعلیهم السلام و دین مبین اسلام است . براساس منطق آیـنـده شـنـاسـى و آینده پردازى و برنامه ریزى راهبردى ملى ، همانا طراحى ، تصویب و ابـلاغ ((سـنـد چـشم انداز بیست ساله نظام ))، گامى اساسى در توسعه درونزاد دینى و متناسب با آرمانها و اهداف انقلاب اسلامى براى زاد بوم و خاستگاه آن یعنى ایران محسوب مى شود. تـحـقـق کـامل اهداف تعیین شده در این سند، مى تواند جامعه را به آرمانهاى انقلاب اسلامى بـسـیار نزدیک کند. همچنین تحقق سند چشم انداز بیست ساله ، براساس منطق راهبردى حاکم بر این سند و ابعاد راهبردى تحقق کامل و بهینه آن ، موقعیت ایران را از یک قدرت منطقه اى نسبى به قدرت بزرگ منطقه اى محور ارتقاء مى دهد و در نتیجه کسب امنیت و ثبات پایدار از طـریق تعامل دو وجهى راهبرد توسعه و راهبرد امنیت ملى ، زمینه پرداختن جدى و مطمئن به آرمـانـهـاى اسـلامـى و انـقـلابـى در وراى مرزهاى جغرافیایى انقلاب را به خوبى فراهم خواهد کرد.
با تغییر عرصه سیاست بینالملل در نتیجه توسعه فراتکنولوژیها و شکلگیری عرصه سیاست هنجاری، زمینه ساخت مجدد هویت ها، منافع، مفاهیم و قلمرو سیاسی فراهم شده و به تشدید تعاملات بینالمللی، شتاب تغییرات نهادی، توسعه فرایند به هم پیوستگی جهانی، اهمیتیافتن هنجارها و افزایش نقش بازیگران غیردولتی انجامیده است. در نتیجه، نحوه برداشت از قدرت و سازوکارهای اعمال آن نیز متحول و پیچیدهتر شده است. هدف این نوشتار، بررسی مفهوم قدرت با توجه به دگرگونیهای ایجادشده در عرصه سیاست بینالملل و توسعه چارچوبی مفهومی است که تمام ابعاد آن را پوشش دهد. بدین منظور، ابتدا مفهوم سنتی قدرت و رابطه آن با تکنولوژی بررسی میشود و سپس، نقش فراتکنولوژیها در تغییر عرصه سیاست بینالملل و تاثیر آن بر مفهوم قدرت بیان خواهد شد.