بررسی و تحلیل پیوند نفت و ساخت قدرت در ایران، از موضوعات مطرح در حوزه اقتصاد سایسی است. نگاه ما در این بررسی به پارامتر نفت بعنوان متغیر مستقلی بوده است که نقشی بسیار چشمگیر در تاریخ یکصد ساله اخیر ایران داشته است..
دهه 1970، سالهای محوری جنگ سرد و نیز تکامل اقتصاد نفتی جهان بود. با کمال شگفتی، در بیشتر بررسیهای مربوط به افزایش و کاهش تنش زدایی، قضیه نفت را نادیده گرفته اند و در بسیاری از پژوهشها در زمینه بحرانهای نفتی دهه 1970 به بسترهای بزرگتر استراتژیک بی توجه کرده اند..
جذب سرمایه برای افزایش ظرفیت تولید نفت برای پاسخگویی به افزایش بلند مدت تقاضا، ضرورت دارد. روشن است که کاهش بهای نفت، نه تنها به زیان اقتصاد کشورهای تولید کننده نفت است، بلکه سرمایه گذاری در این صنعت را نیز تهدید می کند...
بحران به معنی عدم تعادل در عرضه و تقاضای کل اقتصاد است. اگر عرضه تقاضا بیشتر باشد بحران رکودی و اگر تقاضا بیشتر از عرضه باشد بحران توری خواهد بود بعد از بحران رکودی سال 1929 تا 1932 و انجام پیشنهادات کینز و بهبود اوضاع اقتصادی کشورهای سرمایه داری، اغلب کشورها در دهه 1970 پدیده جدیدی به نام تورم رکودی را تجربه کردند
هدف این مقاله بررسی رابطه جنگ و آنارشی است. بدین منظور، ابتدا مناظره بین متفکران روابط بین الملل در این رابطه نشان داده می شود. دوم، نگاه «هابزی» حاکم بر اندیشه روابط بین الملل، تصنع قرارداد، دووجهی سلسله مراتب ـ آنارشی و وضعیت ـ ساختار آنارشیک بر مبنای اندیشه فردوسی به چالش کشیده می شود. سوم، با بررسی مفهوم جنگ در شاهنامه و نمونه های آن نشان داده می شود که پیش از هر چیز نیت کارگزاران جنگ در آغاز آن اثرگذار است. چهارم، با تمرکز بر رویکرد کارگزارمحور فردوسی و تاکید وی بر مفهوم «خرد» تلاش می شود راهکاری برای تحدید جنگ ارایه شود. در پایان، با جمع بندی مطالب به احتمال و قابلیت کاربرد دیدگاه فردوسی در روابط بین الملل معاصر اشاره می شود.
مفهوم شورا، و نسبت شورا و دموکراسی، بیش از یک قرن است که در کانون مباحث نوگرایی دینی در جهان اسلام قرار دارد و،البته، تفسیر ها و نظریه های متفاوتی نیز تولید شده است. «نظریه عمومی شورا» از مهم ترین تئوری های شوراگرایی و مردم سالاری دینی است که توسط توفیق محمد الشاوی (1918م/1339ق)، اندیشمند معاصر مصری، طرح و بسط یافته است. به نظر شاوی، نظریه عمومی شورا سه ویژگی اساسی دارد؛1)تدارک بنیاد شرعی برای نوگرایی دینی، 2) تلقی شورا به مثابه قاعده عمومی عمل اجتماعی که فراتر از حوزه صرف سیاسی است، و 3) تفکیک بین شورا و استشاره.