نقش عادت واره های قوم پشتون در بازتولید قدرت طالبان
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره پنجم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۱
75 - 103
حوزههای تخصصی:
طالبان، عنوان جریانی است که در واپسین دهه قرن بیستم در جغرافیای سیاسی - اجتماعی افغانستان رخ نمایاند و رفتار و رویکرد پرخشونت، متعصبانه و جزم گرایانه شان جهانیان را مبهوت ساخت. طالبان پس از به قدرت رسیدن در افغانستان، بر حسب ظاهر، توسط دخالت نظامی امریکا نابود شد اما اخیراً این جریان به عرصه سیاسی افغانستان بازگشته و در حال حاضر، مجددا،ً بخشی از خاک افغانستان را به سیطره خود درآورده است. پرسش پژوهش حاضر پیرامون چرایی و چگونگی بازتولید قدرت طالبان است. بدون شک این بازگشت با پیامدهای منفی منطقه ای و بین المللی گسترده ای همراه خواهد بود و این مسأله، ضرورت این پژوهش را دوچندان می سازد. طبق فرضیه، بازتولید قدرت طالبان تحت تأثیر توأمان عوامل درونی و بیرونی است. عواملی که ارتباط میان آن ها، شکل گیری عادت واره را در پی داشته است. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و کتابخانه ای است و نظریه ساخت یابی تکوینیِ بوردیو به عنوان چارچوب نظری به کار گرفته شده است. یافته های پژوهش نیز نشان از آن دارد که عادت واره های متعدد قوم پشتون، به عنوان آبشخور فکری و عملی طالبان، در حال بازتولید خود هستند و از آنجایی که مسأله ای نظیر انحصار حاکمیت سیاسی نزد قوم پشتون بنا بر مناسباتی، به عادت واره این قوم تبدیل شده، لذا بازتولید ساختار سیاسی و قدرت، صورت واقع پذیرفته است.